به بهانه ی حکم تأسف‌بار دادگاه برای چهار دانشجوی عدالت‌خواه/از امام شنبه ی تبریز تا امام جمعه ی شیراز

۱٫ حضور چند ماهه یک سید روحانی در تبریز و در جایگاه امامت جمعه این شهر و
نمایندگی ولی فقیه، خیلی از مناسبات جاری و روال های جا افتاده در طول این
سالها را به هم زده و سر و صدای زیادی به پا کرده است. پیش از این نام آقای آل
هاشم را در عقیدتی سیاسی ارتش شنیده بودیم و حتی روز و نحوه ورودش به شهر
تبریز و حضور همین ارتشی ها دور و برش هم حسابی خبرساز شد، اما رفتار او در
ماه های بعد آنقدر متفاوت و بر هم زننده مناسبات قدیم بود که نَقل رفتارش،
نُقل محافل تبریز بشود.

از تماس با فعالان فضای مجازی که احتمالا نقدش کرده یا از او تمجید کرده
اند، و تشکر بابت وقت گذاشتن و دغدغه مندیشان، تا تماس با جوان تبریزی که در
فلان جشنواره هنری و تبریک و تشکر بابت افتخارآفرینیش برای شهر و استان و بعد
هم نقل با ذوق و شوق این اتفاق ناگهانی از سوی آن جوان در شبکه های اجتماعی.

یا سرکشی به بازار و دانشگاه و روستای محروم و این آخری، حضور در ورزشگاه
هنگام بازی حساس تراکتور سازی و استقلال در اوج شلوغی ها و آشوب های اخیر که
همزمان بود با فراخوان ضد انقلاب برای آشوبگری که با وجود این مخاطره وسط مردم
تبریز و طرفداران تراکتورسازی رفت، همراهشان شد، با آنها سخن گفت و دعوتشان
کرد به آرامش و وحدت در مقابل “فتنه.”

دورادور اخبارش را که میخوانم یک حس شوق و خوشحالی در دلم می جوشد، یاد خاطرات
خوشی می افتم که از زمامداران نیک سرشت در داستانهای تاریخی خوانده ایم، یا
یاد سریال یوزارسیف که این روزها از تلویزیون پخش می شود.

آل هاشم نه پولی خرج کرده و نه تشکیلات خاصی به راه انداخته، فقط رفته است قاطی
مردم، کنار آنها و نه در مقابلشان! به قول آن روزنامه نگار تبریزی، او بیشتر
از آنکه امامِ جمعه مردم تبریز باشد، امامِ شنبه و روزهای زندگی و کار مردم
است و حالا بقول گزارشگر محلی بازی تراکتورسازی و استقلال؛ امام جمعه «محبوب»
شهر تبریز شده است.

۲٫ حالا برویم چند شهر آنطرف تر، یعنی شیراز! امروز خبری منتشر شد مبنی بر
محکومیت ۴ جوان عدالتخواه و انقلابی در دادگاه به بهانه و جرم سخنرانی و
انتشار مطالب در نقد امام جمعه شیراز آنهم با احکامی سنگین و غیر قابل توجیه،
یعنی ۹۱ روز حبس تعزیری که می شود سابقه کیفری برای آنها (تا زمان پایان تعلیق
حکم) و ۵ سال محرومیت از عضویت در هر تشکل اعم از سیاسی و دانشجویی و محرومیت
از ۵ ساله از هر گونه کار رسانه ای و مطبوعاتی و به زبانی ساده قفل کردن دهان
این ۴ جوان به مدت ۵ سال!
صورت مساله روشن است؛ ۴ جوان از کنش و عملکرد امام جمعه شیراز در انتخابات
خبرگان ناراضی بوده و به آن انتقاد داشته اند، بابت این انتقادات از آنها در
محکمه شیراز شکایتی صورت گرفته و حالا حکم آن محکمه، این رای سنگین و ناامید
کننده است.

ممکن است امام جمعه و یا آنها که به نیابت از او طرح دعوی کرده اند بگویند که
حرف آبروی او در میان بوده و این اقدام تدبیری بوده است برای «اعاده حیثیت» از
امام جمعه شیراز «حق» او!

من هم میپذیرم این «حق» را اما سخنم این است که حتی با وجود محکومیت چند جوان
از امام جمعه محترم شیراز «اعاده حیثیت» می شود یا انتشار متن این حکم ضربه ای
است به حیثیت جایگاه امامت جمعه ؟!

والی در جامعه اسلامی باید بداند که با ضرب و زور دادگاه و حکم نمی شود ونمی
توان «حیثیت» کسب کرد و اتفاقا آن حیثیتی که من اسمش را میگذارم «سرمایه
اجتماعی» با این ضرب و زور می سوزد، تباه می شود و از بین می رود!

سرمایه اجتماعی را باید در کوچه ها و بازارها و روستاها و دانشگاه و ورزشگاه
ها، روز به روز و ذره به ذره از شنبه تا جمعه کسب کرد تا در روز جمعه و هنگام
قرائت آن دو خطبه، به کار بیاید و عمل کند.

۳٫ اگر تدبیر دیگر پشت پرده این حکم و برخود هم این بوده که «ماست ها کیسه
شود» که به نظرم یک شوخی بیشتر نیست. چه این ۴ دانشجو و چه عدالتخواهان دیگر
با علم به اینکه «عدالتخواهی هزینه دارد» پای در وادی امر به معروف و نهی از
منکر گذاشته اند و اگر تصور شود انتشار این حکم و امثال آن رویه عدالتخواهان
را تغییر می دهد باید بگویم که تجربه سال های فعالیت دانشجویی، رسانه ای و
سیاسیم میگوید این حکم و امثال آن نه تنها آنها را که خیلی های دیگر از جمله
امثال من را نیز مصمم تر می کند که به مقابله با رویه های غلط بپردازند، رویه
های غلطی که بیش از همه تیشه به ریشه اعتبار و سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی
می زند، چه رویه های غلط پیش گرفته شده در انتخابات و چه رویه غلط در برخورد
با منتقدان بجای گفتگو با آنها، همدل شدن و اصلاح نواقص.

۴٫ کاش در کشور به اندازه هر استان یک امامِ شنبه داشتیم. شاید اگر بود هفته
گذشته شاهد آن آشوب ها نبودیم.

https://t.me/RajanewsMedia/122
@naderi_note

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در حرف دل, سياسي, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, نقد, ورزشي ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
67 بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید