آیا وقوع زلزله نشانه ی عذاب خداوند است؟

یکی از حرفهای اشتباهی که بعد از وقوع حوادث طبیعی ای چون، زمین‌لرزه، سیل، آتشفشان، طوفان و غیره دهان به دهان نقل میشود، عذاب بودن آنهاست!؛ چنانکه بعضی از ما انسانهای کم اطلاع و بیخبر از حکمتهای الهی، طوری در مورد پشت پرده ی خواست و مشیت خدای مهربان و حکیم اظهار نظر میکنیم، گویی حضرت حق، العیاذ بالله با کسب نظر ما، یا دست کم اطلاعمان دست به چنین خواست و اراده ای زده!.
البته این دسته از ما آدمهای بی بصیرت، برای توجیه کردار اشتباهمان، گاه به آیات شریفه ی قرآن و احادیث اهل بیت علیهم السلام هم تمسک میجوییم و از عذاب اقوامی چون عاد و ثمود در قرآن سخن پیش میکشیم!؛ غافل از آنکه اگر حضرت الله جل جلاله از عذاب قومی در قرآن عزیز سخن میفرماید، منظورش لزوماً این نیست که هرجا زلزله ای آمد، این همان عذاب است! و در واقع دارد میفرماید که ما آنها را با این وسیله عذاب کردیم!.
یعنی در واقع زلزله و سیل و طوفان و غیره، وسایل و اسباب عذابند، نه خود عذاب!.
ضمن آنکه اگر این عده انسان کژ‌فهم سواد نداشته ی قرآنیشان را علت چنین برداشت ناقصی از آیات پروردگار عنوان میکنند، باید پاسخ دهند، آیا اگر خداوند بخواهد قومی را عذاب کند، محتاج اسباب و وسایلی خاص است یا قدرت و حکمت او نامحدود است؟!.
به عنوان مثال، اگر مقصود خداوند از فرستادن بلایی طبیعی، عذاب قوم یا گروهی خاص باشد، نمیتواند آن را با مثلاً جنگ یا تسلط حاکمین ظالم محقق کند و لزوماً باید حتماً سیل و صاعقه بفرستد؟!.
برای نمونه، در دو جنگ جهانی اول و دوم، نزدیک به هشتاد ملیون نفر انسان کشته و معلول شدند!.
آیا چنین فاجعه ی انسانی ای با وقوع زمین‌لرزه و سیل ممکن است؟!.
البته در اینجا منظور این نیست که هیچ زمین‌لرزه، سیل، آتشفشان و … ممکن نیست نشانه ی عذاب خداوند باشد، بلکه سخن این است که ما انسانهای عامی و بیسواد در جایگاهی نیستیم که برای خداوند تکلیف تعیین کنیم و یا دست کم منظور او که حکیم و آگاه از پیدا و پنهان است را بدانیم!.
شاید این سؤال به وجود بیاید که برخورد ما مخلوقات بی اطلاع از حکمتهای الهی در قبال پدیده هایی اینچنین چیست؟ و اینکه آیا حق داریم در این مورد بدانیم و یا تفکر کنیم؟.
پاسخ مثبت است!.
وقتی خداوند در قرآن کریم به تکرار در مورد اینگونه حوادث سخن به میان می آورد، یعنی اینکه ما بایست حواسمان را جمع نموده و در آنها بیندیشیم.
بیایید هم برای تبرک و هم خلاصه برداری از آنچه تا کنون گذشته، قدری قرآن بخوانیم.
خداوند در آیات اول الی شانزدهم سوره ی مبارکه ی فجر میفرماید:

«به نام خدای بخشاینده مهربان

۱
سوگند به سپیده صبح،

۲
و سوگند به، شبهای دهگانه،

۳
و سوگند به جفت و طاق،

۴
و سوگند به شب چون روی به رفتن نهد

۵
آیا خردمند را این سوگندها کافی است؟

۶
آیا ندیده ای که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد؟

۷
با ارم که ستونها داشت؟

۸
و همانند آن در هیچ شهری آفریده نشده بود

۹
و قوم ثمود که در آن وادی سنگ را می بریدند،

۱۰
و قوم فرعون آن دارنده، میخها،

۱۱
آنها در بلاد طغیان کردند،

۱۲
و در آنها به فساد در افزودند

۱۳
و پروردگار تو تازیانه عذاب را بر سرشان فرود آورد

۱۴
زیرا پروردگارت به کمینگاه است

۱۵
اما آدمی، چون پروردگارش بیازماید و گرامی اش دارد و نعمتش دهد، می گوید: پروردگار من مرا گرامی داشت

۱۶
و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد، می گوید: پروردگار من مرا خوار ساخت…»

چنانکه تا کنون گذشت، اولاً اصل عذاب الهی وجود دارد.
ثانیاً خداوند با وسایلی که قوم عاد و ثمود را عذاب کرد هم عذاب میکند.
ثالثاً وقتی عذاب الهی فرو فرستاده شود، با هیچ امکانات و تدبیری نمیتوان جلوی آن را گرفت؛ همانطور که دیدیم فرعون و اقوام ثمود و عاد هم با وجود مجهز بودن به امکانات دنیوی نتوانستند.
رابعاً ما آدمها وقتی مورد امتحان الهی قرار میگیریم و نعمتهای الهی به سمتمان سرازیر میشوند، میگوییم که خدا ما را بزرگ داشته ولی زمانی که همو از روی حکمت ما را به فقر یا کمی نعمت آزمایش میکند میگوییم خداوند ما را خوار کرده است!.
(مهمترین نکته.)
خوب است بدانیم، نه تنها خداوند در هیچ کجای قرآن عزیز و معصومین سلام الله علیهم اجمعین، در هیچ حدیثی نفرموده اند که آنچه از آن به عنوان بلایای طبیعی نام برده میشوند، لزوماً نشانه ی عذاب الهیند، که حتی طبق عقاید ما شیعه، کشتگان حوادثی چون زلزله که در زیر آوار به سختی جان میدهند هم اجر شهید دارند!.
البته شهید نیستند اما اجر شهید دارند!.

تعریف شهید در ویکی فقه

در جمع بندی همه ی این نکات با هم باید گفت: این درست است که خداوند اقوام طغیان کننده را عذاب میکند و با وسایلی چون زلزله و سیل و سنگ باریدن از آسمان و غیره هم این کار را انجام میدهد ولی اینکه آیا هر حادثه ی طبیعی را بشود نشانه ی عذاب یا رحمت الهی نام نهاد، امریست که در حدود فهم ناقص ما بنی آدم بی اطلاع از حکمتهای خداوندی نیست.

سؤال: اگر تشخیص حکمتهای الهی در حدود فهم ما انسانها نیست، پس چه ضرورتی دارد که خداوند در قرآن به این ماجراها اشاره کند؟.
پاسخ این است که ما آدمها وظیفه داریم تا از وقوع حوادث طبیعی عبرت بگیریم.
بیاموزیم که از عذاب خداوند بترسیم و او را اطاعت کنیم.
به غیر از او پناه نبریم.
بدانیم که اگر او عذابش را فرو فرستد، همانطور که امثال فرعونها با آن همه جاه و قدرت نتوانستند در برابرش قد علم کنند، ما نیز نخواهیم توانست.
بدانیم که سعادت دنیا و آخرت ما در گرو اطاعت از خداوند و فرامین اوست و ….

با این همه، چون ما قادر به فهم حکمتهای الهی نیستیم، وظیفه نداریم تا در مورد حوادث طبیعی ای که حتماً خارج از اراده ی خداوند اتفاق نمی افتند داوری و قضاوت کنیم.

سؤال: اگر وقوع بلایای طبیعی لزوماً نشانه ی عذاب الهی نیستند، پس چرا اصلاً اتفاق می افتند؟.
در پاسخ بدین سؤال باید گفت: این وقایع شاید نشانه ی عذاب الهی نباشند اما حتماً دلیل بر رحمت خداوندیست!.
بله!، خداوند از روی لطف و رحمتش این بلیه ها را فرو میفرستد.
برای مثال، شما همین زلزله ی اخیر در کرمانشاه را ببینید:
شدت زلزله، هفت و سه دهم در مقیاس ریشتر اما عده ی کشتگان، کمتر از پانصد نفر!.
راستی اگر زمان به عقب برگردد و برویم به قبل از اوایل دهه ی هشتاد و زلزله ی شش و سه دهم ریشتری در بم، که نزدیک به سی هزار نفر جان خود را از دست دادند و کسی به ما بگوید، با مستحکم ساختن زیرساختها و منازل مسکونی مردم میشود این آمار را به مثلاً پانصد نفر رساند، آیا با جان و دل چنین کاری نمیکردیم؟.
باور کنید در چنین شرایطی، نه تنها از اینکه پانصد نفر از عزیزانمان را از دست داده ایم ناراحت نمیشدیم، بلکه حتی برای زنده ماندن آن بیست و نه هزار نفر دیگر، حتی جشن هم برپا میداشتیم!.
حقیقت حکمت زلزله ای چون بم هم همین نکته میتوانست باشد.
البته چنانکه پیشتر گفتیم، ما قادر به داوری در مورد حکمت کار خداوند نیستیم اما وقتی میبینیم اولاً در قرآن عزیز آمده هیچ چیز نمیتواند جلوی خواست خداوند در مورد عذاب قومی را بگیرد و ثانیاً مشاهده میکنیم که زیرساختهای مستحکمتر در کرمانشاه، به علاوه ی رعایت نکات ایمنی در هنگام وقوع زلزله توسط مردم نسبت به شهرستان بم باعث شد تا زلزله ای با ده برابر قدرت هم نتواند بیش از پانصد نفر از مردم را به عنوان قربانی بگیرد، به وضوح درمییابیم که آن زلزله ی فاجعه بار، هشداری بود برای جلوگیری از فاجعه ای دیگر در زلزله ی اخیر.
برای درک بهتر نکته ی فوق، تصور کنید بعد از زلزله ی شهرستان بم در استان کرمان، مردم و مسؤولین کرمانشاه خود را برای احتمال وقوع زمین‌لرزه ای مشابه در شهر و دیارشان آماده نمینمودند.
به راستی، در چنین شرایطی و با وجود ده برابر قویتر بودن زلزله ی اخیر نسبت به زلزله ی بم، شاهد چه فجایع دهشتناکتریی میشدیم؟!.

تذکر: چنانکه در بالا هم مشاهده فرمودید، وقتی میبینیم خداوند در آیات هفتم تا یازدهم سوره ی مبارکه ی فجر از تجهیزات اقوام عاد و ثمود و فرعون سخن به میان می آورد، منظورش این نیست که نباید در برابر بلایای طبیعی چون زمین‌لرزه استقامت کرد!؛ بلکه میفرماید وقتی بنا باشد برای قومی به خاطر فساد و طغیانش عذابی فرو فرستاده شود، هیچ چیز نمیتواند جلوی آن را بگیرد و در واقع منظور این است که نباید در زمین فساد کرد؛ نه اینکه نباید برای رویارویی با بلایای طبیعی آماده بود!.

توبه و استغفار از گناهان و تسلیم بودن در برابر خواست خداوند
یکی دیگر از الطاف خداوند نسبت به بندگانش با فرستادن بلیه های طبیعی، زنده نگاه داشتن یاد خودش در دلهای آنان است.
متأسفانه بعضی از ما آدمها تا زمانی که به این نتیجه نرسیم که زمین زیر پا و سقف بالای سرمان آنقدرها هم که فکر میکنیم مستحکم نیستند، بندگان شایسته ای برای خداوند و همنوعان خوبی برای دیگر انسانها نیستیم!.
به عنوان مثال، کی انسانی که میفهمد هر لحظه ممکن است سقف خانه اش بر سرش فرو بریزد معصیت خدا را مرتکب میشود و حق همنوعانش را پایمال مینماید؟!.
البته نه اینکه همه از این وقایع عبرت میگیرند ولی یقیناً زمانی که آدمی احساس خطر میکند انسانتر میشود!.
مثلاً میبینیم که در زمان جنگ، افراد جنگزده در پناه همنوعان دور از مناطق جنگی روزگار نسبتاً مناسبتری میگذرانند؛ حال آنکه در زمان صلح اینگونه نیست!.
ای بسا شهرها و کشورهایی که در مورد یکدیگر ذهنیتهای مثبتی ندارند ولی در زمان وقوع اتفاقی تلخ مثل همین حوادث طبیعی قلبها به هم نزدیکتر میشوند!.
چه بسا افراد فقیر که در شهرهای مصیبت‌زده به برکت مصیبت فرود آمده غنی میگردند!.
ای بسا به همین خاطر صاحب سرپناهی امن شوند!.
از آن گذشته، دیگر حکمت وقوع زمین‌لرزه ها، آزاد شدن انرژی درون زمین است!.
برای مثال، همین سه سال قبل، در شهرستان محل سکونت ما قیر و کارزین استان فارس، بیش از صد زلزله با قدرتی در حدود یکی دو ریشتر اتفاق افتادند.
با توجه به اینکه شدیدترین زلزله در این منطقه، با قدرتی کمتر از پنج ریشتر اتفاق افتاد که باعث ایجاد ترکهایی محسوس در بین دیوارهای منازل شد، آیا مثلاً اگر قدرت سه چهار زلزله ی دو ریشتری که به طور جداگانه از یکدیگر آزاد شدند؛ با هم و به صورت یکجا عمل میکردند چه بر سر ما مردم می آمد؟!.
پس میبینیم که وقوع زلزله به معنی آزاد شدن انرژی لرزاننده ی زمین هم هست و باعث میشود تا زمین‌لرزه های بعدی با قدرت کمتری نسبت به آنچه که ممکن بود روی دهد اتفاق افتند.
پس آیا این نشانه ی لطف خداوند نسبت به مردم ساکن در مناطق زلزله زده نیست؟!.
به همه ی اینها ثواب شهادت قربانیان زلزله را هم اضافه کنید.
اینکه مرگ و کشته شدن اتفاق خوبی نیست و بسیار هم حزن آور است جای خود ولی وقتی مرگ مقدر همه ی ماست و زندگی اصلی در جایی دیگر است، چه ایرادی دارد که رنج قربانی شدن در وقایعی چون زلزله بر ما بگذرد ولی در سرای دیگر با حسابی پاک محشور شویم؟!.
لازم است تذکر داده شود که حتی در خود جهاد علیه کفار متجاوز هم حفظ جان واجب است و هرگز منظور این نیست که چه خوب است در زمان وقوع زمین‌لرزه کاری کنیم که بمیریم تا اجر شهید را داشته باشیم!.
خیر!، نام چنین کاری در اسلام خودکشیست!.
خودکشی نه در جنگ و نه در بلایای طبیعی کاری شایسته نیست و باعث تباهی ایمان و خواری در آخرت نیز میگردد اما حرف این است که بالاخره کشته شدن در زلزله هم با بقیه ی روشهای عادی و متداول مردن یکی نیست و اجر و ثواب خودش را دارد؛ پس میتوان اینطور برداشت کرد که یکی از حکمتهای بلای طبیعی چون زلزله هم میتواند همین شکل مردن و عاقبت به خیر شدن باشد!.
حکمت بعدی، امتحان الهیست.
حقیقت تلخ است اما بالاخره حقیقت است!؛ این خداست که به ما آدمیان پدر، مادر، خواهر، برادر، فرزند، اجداد، اقوام، آشنایان و دوستان و هر چیز که آدمی میپندارد از آن اوست را عطا نموده و خود هم گفته که روزی همه ی اینها را از ما باز میستاند و در واقع همه ی اینها امانات اوست!.
البته مسلماً جز انبیاء و اولیای الهی که همان هم به مدد خود خداست، هیچکس نمیتواند با شجاعت و جرأت بگوید که خدایا!، هرچه دارم و ندارم از آن توست؛ تو داده ای و گرفتن هم شایسته ی توست؛ با این وجود، همه میدانیم که حق همین است و جز این نیست اما در میدان عمل و ابتلای الهی که به منظور آزمونی برای ما طراحی شده تا درجات دنیوی و اخروی ما مشخص گردند وضع بسیار متفاوت است!.
هر کسی نمیتواند پای حقیقت بالا ب ایستد و خیلیها جا میزنند و خدایی ناکرده جز این میگویند!.
نام این آزمون که بندگان صالح خداوند حتماً با آن آزموده خواهند شد و ممکن است زلزله هم یکی از راههای آن باشد، قطعاً عذاب نیست!؛ چراکه عذاب نتیجه ی طغیان بنده نسبت به پروردگارش و خشم خداوند نسبت به اوست!.
آیا بنده ی مؤمن و متقی از خدایش برمیگردد و خدایی که ارحم الراحمین و مهربانترین نسبت به همه است، چنین بنده ای را عذاب میکند؟!.

همه ی اینها به کنار، حتی عذاب الهی بودن بلایای طبیعی هم نشانه ی رحمت و مهربانی مثال زدنی و بینظیر حضرت حق است:
تصور کنید بنده ای را که با معصیت خداوند، غیر از اینکه به خود و دیگران صدمه وارد میکند، پرونده ی عمل خویش را نیز سیاه و پر از گناه مینماید.
این بنده ی از خدا بیخبر نمیداند که بر اساس قانون الهی، پرونده ی عمل او، در واقع همان گزارشیست که جایگاهش را در دنیای همیشگی مشخص میکند!.
اما او دارد به خاطر لذتهای بی ارزش و گذرای دنیای نابود شدنی و موقت، خودش را در هر دو جهان بدبخت میکند!.
چنین کسی حتی سیگنالهای ارسالی خداوند را هم دریافت نمیکند و هرچه خداوند به او کد میدهد و اشاره میکند، نه اینکه نمیبیند؛ بلکه خود را به ندیدن میزند!.
میبیند همسن و سالهایش بر سینه های سرد گورستان آرمیده اند اما عبرت نمیگیرد!.
میبیند عزیزانش یکی یکی رهسپار جهان باقی میشوند ولی به خودش نمیگیرد!.
میبیند بارها خداوند بر او رحم آورده و برایش فرصت توبه و بازگشت قرار داده اما تکبر میورزد!.
انگار نه انگار که او در برابر قدرت نابود ناشدنی خداوند بزرگ و قدرتمند حتی به اندازه ی ذره ای بی مقدار هم نیست!.
گویا فراموش کرده که از دو قطره ی نجس به وجود آمده و این خدای قادر و حکیم بوده که به او همه چیز داده است!.
آیا چنین انسان گستاخی که هم روز به روز وضع خودش در دو جهان را اسف انگیزتر میکند و هم شرش دامن بقیه را گرفته، وجودش در دنیا ضرورتی دارد؟!.
چنین مخلوقی اگر صد سال هم از خداوند عمر بگیرد به چه کارش می آید؟!.
شاید برخی از ما بگوییم، به هر حال او با عذاب الهی مجازات میشود!.
آری همینگونه است اما انصافاً مجازات دنیا کجا و مجازات آخرت کجا؟!.
حتماً خداوند بر چنین بنده ای منت میگذارد که در دنیا بارش را سبکتر میکند و الا که پناه بر خداوند از عذاب در آخرت!.
آری خداوند در آخرت بندگان عصیانگرش را عذاب میکند و دیگر برایش هم هیچ اهمیتی ندارد که این عذاب مطابق با پروتکلهای به اصطلاح حقوق بشر و سازمان به اصطلاح ملل متحد باشد یا نه؟!.
حقیقت این است که ما آدمیان تا کنون عذاب ندیده ایم!.
عذابهایی در آخرت وجود دارند که شدیدترین جنایتهای داعش در برابرش، حتی شبیه جملات عاشقانه ی شب زفاف حجله نشینان هم نیست!.
در چنین شرایطی، معلوم است که عذابی به نام زلزله، سیل، طوفان و غیره نشانه ی اوج مهربانی خداوند است!.
حتی به نظرم اگر خدایی ناکرده اعتراضی به این شکل از عدالت خداوند وارد باشد، حق مؤمنین است نه عذاب شدگان!؛ چراکه آنها میتوانند بگویند خدایا!، تو ما را با عذاب در آخرت از گناه و نافرمانی ترساندی ولی بندگان فاسد و سرکشت را با عذاب اندک در دنیا پاک نمودی و یا از عذاب آخرتشان کاستی؟!.
اینجاست که انسان میفهمد، آنچه که از آن به عنوان عذاب الهی یاد میشود، زمین‌لرزه و سیل و قحطی و جنگ و طوفان و صاعقه و غیره نیست!؛ همه ی اینها اگر نتیجه ی عمل آدمی باشند؛ تخفیف دهنده ی عقوبتش در آخرتند و اگر امتحان الهی هم باشند که دیگر نامشان عذاب نیست!.
بزرگترین عذاب الهی این است که بنده ای خدایش را نافرمانی کند و شایسته ی عذاب باشد ولی خدا او را عذاب نکند!.
چنین بنده ی بدبخت و بیچاره ای فکر میکند خدا با او کاری ندارد و گویی او را نمیبیند! اما نمیداند که خداوند بسیار صبور است! و وای بر صبر خداوند بر چنین بنده ای که حقیقتاً بدبخت تر از این بنده هرگز نبوده، نیست و نخواهد بود!؛ چراکه همین فرصت دادن خداوند به او به خودی خود یعنی مهلت دادن برای گناه و در نتیجه عذاب بیشتر!.
این قصه زمانی وحشتناکتر میشود که آدمی وقتی گناهی را چند بار مرتکب شد برایش بیمزه میشود و گناهان بدتر را هوس و تجربه میکند!.
برای مثال، بعضی در ایران میگویند چرا حکومت اجازه ی ارتباط آزادانه ی دختر و پسر با هم را نمیدهد؟.
آنها نمیدانند که زمانی در امریکا همین خواسته آرزوی جوانان آنجا بود اما این حد از گناه، رفته رفته به گفتن جملات عاشقانه و لمس کردن جنس مخالف تغییر کرد.
این سقوط انسانی زمانی به داشتن رابطه ی نامشروع تبدیل گشت اما بعد از مدتی آن هم از مد افتاد و جای خود را به تجاوز (رابطه ی خشونت آمیز جنسی) داد!.
بعد از مدتی آن هم قدیمی شد و نوبت به تجاوز دسته جمعی رسید و سر انجام تجاوز همراه با قتل طعمه، نهایت پستی و گناه طلبی آنان را به خود اختصاص داد!.
به راستی آیا این همان بنده ای بود که از مادر پاک متولد شده و قرار بود جانشین خداوند بر روی زمین باشد؟!.
یقیناً او آرزو میکرد ای کاش همان لحظه ای که نسبت به جنس مخالفش دلباختگی داشت، یا از راه حلال نیازهایش را ارضا میکرد؛ یا اینکه لا اقل شده با مردن و مرگش جلوی سقوط خود را میگرفت ولی نمیگذاشت به چنین سرنوشتی دچار گردد!.
به چنین شرایطی در اصطلاح «استدراج» میگویند.
کسانی که دچار استدراج میشوند، بعید نیست که حتی با دست زدن به خاک هم بتوانند آن را طلا کنند! ولی خداوند به آنان مهلت میدهد و حتی فرصت و فضا را برایشان هم محیا میسازد تا هرچه میخواهند گناه کنند اما وای بر آن زمان که فرصتشان به پایان برسد!.
بعضی از آنها آنقدر به حماقت میگرایند که خودشان خودشان را میکشند و به جایگاهی که به خاطر گناهان فراوانشان با دستان خودشان برای خود آماده ساخته اند رهسپار میسازند!.
آنها فکر میکنند که با کشتن خود از شر دنیای نکبت باری که برای خود ساخته اند خلاصی مییابند اما نمیدانند که دنیای باقیشان برای آنها چه بد دنیاییست و چه سرنوشت هولناکتری انتظارشان را میکشد!.
با وجود چنین انسانهایی با این چنین سرنوشتهای سراسر وحشت، آیا باز هم میشود تصور کرد که زلزله و امثال آن حتی اگر هم برای عذاب در دنیا فرستاده شده باشند، نشانه ی قهر و عذاب واقعی خداوندند؟!.

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در پيام ولايت, حرف دل, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, مصيبت, نقد ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
61 بازدید

4 پاسخ به آیا وقوع زلزله نشانه ی عذاب خداوند است؟

  1. Amin می‌گوید:

    سلام.
    خدارو شکر یکی پیدا شد حرف مارو زد!‏.
    خخخ!‏

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام امین آقای گل.
      واللاه من منظور شما رو از «حرف ما» و «خخخ» رو دقیقاً و اونجوری که شأن فرموده ی شماست درک نمیکنم/خخخ ولی مطمئنم که خیره ان شا الله.
      ممنونم به خاطر دیدگاه خوب و مثبت تون/علی علی…

  2. Amin می‌گوید:

    دمت گرررم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید