همین یک جمله، کاش لا اقل به همین یک جمله ی مقام معظم رهبری عمل میکردیم/کاش…

یادش به خیر، چند سال قبل یه فایل صوتی از حاج آقا پناهیان گوش میدادم که در اون صحبت از درست شدن یه کیلیپ تمسخر آمیز برای مقام معظم رهبری میکرد.
کیلیپ یا نماهنگی که اومده بودن، قسمتهای مختلف صحبتهای ایشون رو به طرز جالب توجهی دستکاری کرده بودند؛ طوری که اینجوری میشنیدیم:
امروز دشمن ما کیه؟؛ همین بسیج!.
دشمن کیه؟؛ همین سپاه!.
دشمن کیه؟؛ دشمن کیه؛ دشمن، دشمن، دشمن!…
خلاصه اونقدر روی همین «دشمن»! مانور داده بودند که قشنگ معلوم بود طراح یا طراحان این فایل، روی این عبارت امام خامنه ای عصبی و کلافه شده بودند!.

حتی شنیدم یه جوون علاقه مند به آقا هم وقتی تحقیق کرده بود که بیشترین تکیه ی حضرت آقا در سخنرانیهاشون رو چه موضوعیه؟؛ به یه نتیجه ی جالب رسیده بود/دشمنی با آمریکا!.

یکی از بچه ها که البته اصلاً خودش رو مقید نمیدونه به اینکه وانمود کنه به قول معروف، ولایتی و اهل علاقه به حضرت آقاست شوخی جالبی میکرد که البته همیشه تو دل هر حرف شوخی ای، یه جدیت خاصی به صورت پنهانی خودنمایی میکنه:
میگفت؛ من موندم این آقای خامنه ای چطور با خیال راحت همیشه هرچی راجع به آمریکا دوست داره سخنرانی میکنه و بر علیه اون موضع میگیره و نمیترسه که تو یکی از این سخنرانیها او رو بکشن و از بین ببرن!.
راستش اول که این حرف رو شنیدم تعجب کردم و خواستم بگم؛ خب جدای بحث شجاعت ایشون، به هر حال محیطی که ایشون درش هست، به لحاظ امنیتی مورد شدیدترین و دقیقترین مسائل لازم به حفظ ایشون هست و جای برای نگرانی نیست ولی از اونجایی که من بحث کردن سیاسی رو خیلی دوست دارم و واسم بسیار اهمیت داره و اینکه اجازه نمیدم تو بحثهام حرفهای سطح پایین و مبتدی زده بشن، به فکر فرو رفتم و یاد زمان ناصر الدینشاه افتادم.
شنیدم، سید جمال الدین اسد آبادی عالم روشنفکر و فرهیخته ی جهان تشیع و اسلام به اون پادشاه پیشنهاد جالب توجهی داده بود که با پاسخ جالبتر اون شاه قجری رو به رو شده بود:
سید خطاب به شاه گفته بود، تو که میخوای تحت هر صورتی شاه باشی؛ بیا به جای اروپاییها از ما علما حرف شنوی داشته باش، ما هم حمایتت میکنیم.
ناگفته نمونه که در همون حین هم یکی از خدمتکاران مسن شاه برای او چای آورده بود.
در همون حال، شاه قجری به سید جمال پاسخ داده بود؛ من دلم میخواد گوش به حرف شما باشم و شیعه و ایرانی روی پای خودش ب ایسته ولی میدونی چیه؟؛ به محض اینکه من چنین کاری انجام بدم، این اینگیلیسیها اونقدر تو این مملکت نفوذ دارن که توسط همین پیره مردی که واسم چای آورد با سم میکشنم و از پا درم میارن!.
البته شنیدم که بزرگ علمای شیعه، که فکر کنم میرزا رضای کرمانی بودن، به خاطر این پیشنهاد آقا سید جمال اسد آبادی از ایشون ناراحت شدن؛ تا جایی که گفته بودن؛ اگه شاه این پیشنهاد رو میپذیرفت، من دیگه اجازه نمیدادم سید جمال باهام ملاقات کنه.
اینکه چرا میرزا این حرف رو زده بودن، احتمالاً به خاطر میل ایشون به در صحنه نبودن علما و مخفی باقی موندن قدرت علمای شیعه برای دشمن انگلیسی یا به خاطر میزان بالای فسق و فجور دربار فاسد قاجار بوده ولی نکته ای که واسم خیلی مهمه اینه که بنویسم، واقعاً اینطور نیست که حکام قبل از انقلاب، لزوماً آدمهای سرسپرده و غرب باوری بودن/خیر.
مثلاً بیچاره مصدق کی اینجور آدمی بوده ولی متأسفانه اونچه باعث میشده جلوی غربیها سرشون پایین باشه، نداشتن شجاعت لازم در برابر قدرتهای پیدا و پنهان غرب بوده.
با این همه، ای کاش ما مردم ایران که هستند بین‌مون کسانی هرچند کم که معتقدند مقام معظم رهبری زیاد صحبت میکنند!؛ و البته اشکالی هم نداره؛ چراکه در زمان حضرت علی علیه السلام هم مردم کوفه همین ایراد رو از امیر المؤمنین سلام الله علیه میگرفتند و خب درست هم میگفتند؛ به این خاطر که شاید خود اون مردم و این عده تصور نمیکردند و نمیکنند که شخصیت اول جهان اسلام اینقدر نگران آینده ی جامعه باشند که مدام در مورد فرصتها و تحدیدات جامعه ی مورد رهبریشون به مردم تذکر بدند ولی ای کاش ما مردم به همین یه نکته از فرمایشات آقا توجه داشته باشیم و اون هم حفظ دشمنی با سلطه گران جهانی و در رأس همه ی اونها آمریکاست.
باور کنین تو این مملکت، هرچی مشکله زیر سر همین آمریکاست.
اگر دزدی ای توسط مسؤولین صورت میگیره، زیر سر آمریکاست؛ چراکه این آمریکاست که با تحریمهاش باعث تراکم قدرت در نقطه ای خاص و به وجود اومدن زمینه ی سوء استفاده رو فراهم میکنه.
تقصیر آمریکاست که با ایجاد درد سر و مشغولیت ذهنی برای افراد انقلابیتر، زمینه ی سوء استفاده ی افراد فرصت طلب و دنیادوست رو به وجود میاره.
تقصیر آمریکاست که باعث وحشت عده ای از مسؤولین میشه و وادارشون میکنه، تا با میدون دادن به عده ای زیر دست ترسو و پول‌پرست به نوعی دست همه رو در پوست گردو بذاره.
اگه اقتصاد این مردم روی زمین مونده، تقصیر همین آمریکاست که تحریمهای ظالمانه وضع کرده و جهان رو از ارتباط با ایران ترسونده.
کافیه همین اپلیکیشنهای دم دستی رو در نظر بگیریم:
خب سؤالی که وجود داره اینه که چرا بعضیهاشون به ایرانیها خدمت رسانی نمیکنند؟.
مگه ایرانیها خدایی ناکرده بو میدند؛ یا غیر ایرانیها خیلی کلاس‌شون بالاتره؟!.
چرا باید بعضی داروهای این ملت تحریم باشن؟.
مگه نه اینکه اصول جنگی هم به رعایت حال افراد بیمار و غیر نظامی تأکید دارن؟.
چرا ایرانی باید با وجود این همه ثروت ملی نتونه صاحب اشتغالی آبرومند بشه و برای خودش آقایی کنه؟.
آیا علتش به صورت مستقیم و غیر مستقیم به تحریمها و تلاشهای نامشروع غربیها و یا آثار اون برنمیگرده؟.
اصلاً فرض کنیم، دشمنی آمریکا و غرب علت هیچکدوم از مشکلات ما مردم، چه به صورت مستقیم و غیر مستقیم نیست:
سؤالی که اینجا وجود داره اینه که آیا غربیها دوست دارند ما آقای خودمون باشیم یا نباشیم؟.
آیا اونها پیشرفت و عزت ما رو میخوان یا زبونی و ذلت ما رو؟.
پس به نظرم حتی به خاطر ذهنیت منفی اونها نسبت به ما هم که شده، باید دشمنی اونها رو جدی گرفت و آویزه ی گوش داشت.
البته تجربه نشون داده، چه در زمان اشغال ایران در جنگهای جهانی اول و دوم توسط اونها که در یک قلمش، نه ملیون ایرانی، بله!، نه ملیون ایرانی ۹۰۰۰۰۰۰ نفر از هموطنان من و شما به خاطر قحطی ناشی از تجاوزات اونها به خاک مقدس‌مون تلف شدند و مردند، چه در تجربه ی جنگ هشت ساله و تحریمها و کلاً هر زمانی که ما ملت در سختی بودیم، نه تنها اروپاییها و امریکاییها غمخوار ما مردم نبودند؛ بلکه خود اونها علت این بدبختیها و فشارها به حساب میومدند و بالعکس، هرجا ایرانی افتخاری داشته و تونسته سرش رو بالا بگیره، (مثل پیشرفتهای هسته ای و نانوتکنولوژی و غیره) به این دلیل بوده که تونسته با درخشش خودش، از سد سنگ اندازیهای همین دشمنان نشانه دار عبور کنه.
با همه ی اینها، حقیر درک میکنم که بعضی از دوستان به این نوشته از سر تمسخر و استهزاء نگاه کنند و در خیال خودشون به من بخندند و بگن، خب بیچاره، بعضی از مسؤولینی هم که حرفهای تو رو میزنند، خودشون به این چیزا اعتقاد ندارند و میشه این واقعیات رو از رفتارشون دریافت.
در پاسخ به این نوع نگاه باید بنویسم که من هم با همه ی کم‌سوادیم این واقعیت رو درک میکنم و حتی گاهی اونقدر برای این حضرات مسؤول که به خاطر سنگ روی یخ شدن ناشی از اعتماد به دشمنان جلوی ملت ژست پوشالی میگیرند دلم به درد میاد که حتی از سر ترحم نسبت به اونها، اشک در چشمم جمع و آه حسرت و افسوس از نهادم بلند میشه ولی نباید از نظر دور داشت که اولاً مرجع و قطب‌نمای ما در مسائل مختلف داخلی و خارجی مقام معظم رهبری هستند که خدا رو شکر پرونده شون کاملاً سفید و مشخصه و ثانیاً اینکه حرف حق رو باید شنید و دریافت کرد، حتی اگر از کسی باشه که خودش به اون حرف عمل نکنه.
مثل پزشکی که به حق برای بیمارانش دوری از دخانیات رو تجویز میکنه اما در عمل، خودش به اون اعتیاد داره!.
حرف آخرم اینکه اگه بازم عزیزی هست که تصور میکنه حرف من تندروانهست، باشه فدای سرش ولی یادمون نره، سال ۱۳۳۲ یعنی بیست و پنج سال قبل از انقلاب، مصدق بیچاره با این تصور که آمریکاییها آدمهای نجیبی هستند به اونا اعتماد کرد تا جلوی انگلستان یا به قول یکی از بچه ها، اَنگَلستان (محل تجمع انگل) ب ایسته اما این آمریکا بود که از این اعتماد سوء استفاده کرد و کودتای ضد او رو ترتیب داد، نه انگلیس!.
در همین انقلابات چند سال قبل کشورهای اسلامی هم اگه نگاه کنیم، مثلاً محمد مرسی مصر، دقیقاً از اونجایی ضربه خورد که دست اجانب رو در کشورش کوتاه نکرد و فکر کرد میشه با آمریکا و اسرائیل مذاکره برقرار داشت و همینا هم توطئه کردند و به وسیله ی ارتش وابسته به بیگانگان کودتا انجام دادند!.
در تونس، راشد القنوشی عقده ی سفر به آمریکا، رهبر انقلاب تونسیها در سخنرانیش گفت که ما مثل ایران نخواهیم شد؛ چراکه اونوقت من نمیتونم به آمریکا سفر کنم!؛ آیا شما حالا اثری از انقلاب ملی اونها میبینید؟!.
«انقلاب، به این معنی نیست که مثلاً فقط شاه بره و خمینی بیاد و باید در عمل تغییر به نفع مردم حس بشه.»
در لیبی هم همینجور.
دیکتاتوری به نام قذافی با اون همه آب و تاب سقوط کرد ولی در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد؛ چراکه اولین نخست‌وزیر انقلابی لیبی، در اقدامی تأمل بر انگیز اولین نطق خودش رو به زبون فرانسوی یا یکی از زبونهای غربی ایراد کرد و خب معلومه که اینقدر وابسته بودن و خود رو قبل از اینکه در مقابل مردم پاسخگو بدونید، در مقابل غربیها احساس پاسخگو بودن کردن، نتیجه ای جز هیچ نخواهد داشت.
خدا میدونه که همون روز اول هم مقام معظم رهبری به همه ی این انقلابیهای عربی این نکته رو بارها و بارها تذکر دادند ولی هیچکدوم نشنیدند و عاقبتشون همین شد که میبینیم.
البته در همین ایران خودمون و همین عصر و زمان هم همین قانون پا بر جاست:
دیدید، اونهایی که دم از مؤدب بودن رئیس جمهور جنایتکار آمریکا میزدند و باهوش میخوندنش چه کلاه گشادی سرشون رفت و حالا چطور انقلابیتر از همه ی انقلابیها و در چرخشی صد و هشتاد درجه ای، دم از تولید و آزمایش موشکها میزنند؟!.
البته که آمریکا اینه و این دولت و اون دولت هم نداره!.
عاقبت اعتماد به آمریکا همینه و حکایت همچنان باقیست….

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در اقتصادي, انقلاب اسلامي, پيام ولايت, حرف دل, سياسي, فرهنگي, متفرقه, مصيبت, نقد ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
51 بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید