چند خطی برای حضرت آیت الله آملی لاریجانی و دستگاه محترم قضا/از جان احمدی نژاد چه میخواهید؟!

حضرت آیت الله آملی لاریجانی، رئیس محترم دستگاه قضا، سلام بر شما.
شب گذشته، در حالی که پای رایانه نشسته بودم و مشغول کاری بودم، اهم سخنرانی شما را در اخبار بیست و سی شنیدم که میفرمودید: چرا ما روی هر متهمی که دست میگذاریم، میگویند قوه ی قضا ایه دارد سیاسی برخورد میکند؟!.
چرا اینقدر مردم در فضای مجازی علیه دستگاه قضا حرف میزنند؟!.
خب شاید کسی که ما داریم محاکمه اش میکنیم، اصلاً تبرئه شد؟! و …!.

ثواب را در این دیدم تا چند خطی برایتان بنویسم؛ هرچند میدانم هرگز به دست شما نخواهد رسید اما لا اقل وجدانهای بیدار میتوانند قضاوت درستی در مورد صحیح یا نا ثواب بودن برداشت حقیر از آنچه رخ داده و باید اتفاق بیفتد و کلاً زوایای پیدا و پنهان این بحث داشته باشند.
جناب آملی لاریجانی، برادر بزرگوار و انقلابیم، اجازه میخواهم برای شروع، به سیزده سال قبل بازگردم:
نقل قول زیبایی از مقام معظم رهبری، امام خامنه ای در تابستان ۱۳۸۳ را به یاد دارم که قریب به این مضمون میفرمودند: قوه ی قضا ایه باید طوری باشد که اگر کسی در جامعه حقش ضایع شد بگوید میروم و حقم را از طریق قوه ی قضا ایه میگیرم.
جناب لاریجانی؛ آیا به نظر شما، بعد از سیزده سال از این فرموده که نه، پس از گذشت هشت سال از صدارت شخص شما، دستگاه قضا حتی شبیه به آنچه که ایشان فرمودند هست؟.
اجازه بدهید قدری به عقبتر بازگردیم:
یازده سالم بود و داشتم به رادیوی فارسی رژیم صهیونیستی گوش میدادم.
مجری اخبار آنها با بغض و ناراحتی میگفت که سیزده نفر از هم‌وطنانمان به جرم جاسوسی برای آن رژیم محاکمه و احکام زندان، از سه تا سیزده سال گرفته اند.
خدا شاهد است که جگرم خنک شد وقتی دیدم هم او بغض دارد و هم صدای همه ی مسؤولین غربی در آمده است؛ چراکه میشد به طور قطع دریافت که دستگاه قضا دقیقاً به هدف زده است!.
چند وقت بعد، شنیدم که در برنامه ی ولایت و جوانان شبکه ی سوم تلوزیون، سخن آقا را پخش میکند که میفرماید: قوه ی قضا ایه نباید تحت تأثیر دشمنان قرار بگیرد و بایست بی توجه به فشارهای آنها کار خود را انجام دهد.
خدا شاهد است، عشق کردم از این پاسخ محکم و شجاعانه اما دو ماه بعد از اخبار سیمای جمهوری اسلامی شنیدم که همه ی احکام در تجدید نظر، دقیقاً نصف شدند!.
کاش این قصه ی پر غصه فقط برای گذشته بود که میگفتیم، گذشته ها گذشته و باید پیشرفتهای امروز را دید ولی با تأسف، هنوز درب بر همین پاشنه ی نا ثواب میگردد!.
برای مثال، فقط کافیست به این اسامی اشاره کرد و از آن رد شد:
«هاله ی اسفندیاری»، «سارا شور»، «شین باور» «کلوتی دریس» و …
بدبختانه آقای رئیس، من حتی یک جاسوس غربی را به خاطر نمی آورم که در ایران دستگیر و محاکمه و محکوم شده باشد و بعد مثل بقیه ی متهمان، تا آخرین روز مجازاتش را تحمل کرده باشد!.
معمولاً همه ی آنها بعد از چند روز حبس، وثیقه ای سنگین گذاشته و مثل یک قهرمان ملی به امریکا و غرب باز گشته و مورد استقبال رسانه هایشان قرار گرفته اند!.
راستی! دستگاه قضا برای ایجاد امنیت درست شده یا کسب درامد؟!.
من به اینجا که میرسد، دلم میخواهد رحمت بفرستم به روان امثال شهید بهشتیها که تهمت جلاد بودن را از سوی دشمنان نظام و مردم ایران به جان خریدند اما هرگز عمل به آیه ی شریفه ی اشداء علی الکفار و رحماء بینهمشان ترک نشد و طوری رفتار کردند که مجرمین و جاسوسان کفر همواره از نام دستگاه قضا به وحشت می افتادند!.

از اینها که بگذریم، به ماجرای فتنه ی هشتاد و هشت میرسیم.
راستی!، بالاخره بعد از هشت سال نمیخواهید این دوستان را محاکمه کنید؟!.
خب شاید بنده های خدا به قول شما اصلاً بیگناه باشند و تبرئه شوند!/نیست؟!.
اینکه این حضرات حتی یک مورد خوش گذرانیهای شمال و جنوبشان هم قضا نمیشود و در حالت حبس خانگی هم در ناز و نعمت روزگار میگذرانند درست ولی آیا شما میدانید که اگر واقعاً بیگناه بوده باشند، همینکه از فعالیتهای سیاسیشان منع گردیده اند، حق الناس است و باید در نزد خدای بزرگ پاسخگو باشید؟!.
جناب آقای آملی لاریجانی، آیا اگر مردم عادی هم مثل این فتنه گران مرتکب جرم میشدند، اوضاع برایشان همینقدر هلو بود؟!.
کار به جایی رسیده که سخنگوی دولت میگوید که باید کدورتها رفع شود!.
راستی این همه بریز و بپاش و خرابکاری و تحدید شدن امنیت مردم، این همه جوان شهید و غیره و ذالک تنها در حد کدورتی بین شما مسؤولین رده بالای مملکتی بود و بس؟!.
من مانده ام اگر این فتنه ی هشتاد و هشت، صرفاً برنامه ای بود ناشی از کدورت! بین شما مسؤولین، خون جوانان وطن و بی حرمتی به پرچم حسین شهید را چه کسی باید پاسخگو باشد؟!/شما، یا آنها که ظاهراً و به مضمون سخنگوی دولت هر دو از یک قماش و طایفه هستید و فقط بینتان قدری کدورت و دلچرکینی به وجود آمده بوده! که آن هم باید برطرف گردد؟!.
اگر هم قصه این نبوده و واقعاً فتنه گران هدفشان اصل اسلام عزیز و ولایت فقیه بوده، چرا همان روزهای بهمن و اسفند هشتاد و نه که تنور برخورد با اینها داغ بود، نان را نچسبانیدید و قانون را اجرا نکردید که امروز نه راه پیش داشته باشید و نه راه پس؟!.
با این همه، شما عوامل خرده پای فتنه را محاکمه کردید و حکمهای سنگینی هم دادید.
آنطور که در رسانه های بیگانه مطرح شد، احکامی مثل یازده یا پانزده سال حبس برای دانشجوی بدبخت بی نام و نشانی که البته مرتکب جرم شده و در دام همین حضرات مسؤول قرار گرفته بودند.
من اصلاً نمیخواهم بنویسم چرا این همه حبس؛ اتفاقاً دستتان هم درد نکند و خدا قوت ولی سؤال اینجاست که اگر آنها جرمی مرتکب شده بودند، چرا با محرکان و متهمان ردیفهای بالاتر برخوردی نشد و اگر هم کلاً ماجرا در حد یک کدورت! بود و بس، خب چرا آن بیچاره ها را در بند کردید؟!.

اما برسیم به موضوع جنجالی این روزها و ماهها:
آقای رئیس دستگاه قضا!، شما را به خدا قسم از جان احمدی نژاد چه میخواهید؟!.
شما از جان ما مردم طبقه ی پایین که دلخوشیمان ایشان است چه میخواهید؟!.
یادتان هست روز اولی که صدارت قوه ی قضا ایه به دستتان رسید، فرمودید باید آبروی افراد حفظ شود؟!.
میرحسین موسوی را دستور دادید، در رسانه ها بنویسند و بگویند «میم میم!».
مهدی کروبی را کردید «میم ک»!.
و خاتمی را «میم خ»!.
خلاصه آنقدر این بازیهای مضحک ادامه دار شد که سخنگوی خودتان گفت که مردم دارند این شیوه را به تمسخر میکشند و حتی خوب یادم هست که دستمایه ی برنامه های طنز صدا و سیمای کشورمان هم واقع شد!.
همه ی اینها البته برای فتنه گران و به اصطلاح غیر احمدی نژادیها بود اما این طرف گویی خبرهای دیگری بوده و هست!:
یادتان هست قضایای مجلس را؟.
احمدی نژاد در مجلس حرفهایی زد که البته نگفتنش صحیحتر و به نفع خود او بود و برادر شما و شرکایش هم در مجلس حسابی از خجالتش در آمدند.
در واقع آنها خودشان آن قائله را بی دلیل به راه انداخته و بلوا آفریدند و آقای وزیر تعاون را به قول مقام معظم رهبری، به خاطر موضوعی که اصلاً به او مربوط نمیشد به مجلس کشاندند و استیضاح نمودند.
دکتر احمدی نژاد هم در عوض و در حرکتی نادرست پای برادر رئیس مجلس و البته شما را وسط کشید و شد آنچه که نباید میشد.
شما یا زیردستانتان هم برای اینکه خودی نشان بدهید، قاضی سعید مرتضوی را شبانه و در اقدامی غیر قانونی، به بهانه ی اتهامی که دو سال قبل برایش ترتیب داده بودید و بعدها هم از آن تبرئه شد را بازداشت کردید تا خودتان با دست خودتان نشان بدهید که این دستگاه قضا، آنقدرها هم که میگویند غیر سیاسی نیست!.
آن قصه ها البته با دخالت مقام معظم رهبری به سامانی نسبی رسید اما از همان بعد از انتخابات دوره ی یازدهم، باز همین دستگاه قضایی که شما امروز رئیس آن هستید و از او دفاع میکنید شروع کرد به شیطنت.

همان فردای انتخابات برای رئیس جمهور احمدی نژاد احضاریه فرستاد؛ آن هم برای کی؟، هشت ماه آینده!.
راستی!، کجای دنیا برای هشت ماه آینده احضاریه میفرستند که شما از روی دستشان تقلب نوشتید؟!.
آیا نام این رفتار، سیاسی کاری نیست و میتوان از متولیان چنین رفتارهایی انتظار عدالت داشت؟! و اینکه آیا عقلاً از دل چنین دادگاههایی تبرئه ی متهم ممکن است؟!.
از این ماجرا هم که بگذریم، متأسفانه جریان دیگری کلید خورد به نام محاکمه ی اطرافیان احمدی نژاد!.
معاون اول دولت او را محاکمه کردید، نه به خاطر خیانتهایش در دولت؛ که به خاطر مسائلی که قبل از آمدنش به دولت در دیوان محاسبات کل کشور، وابسته به خودتان و مجلس شورای اسلامی رخ داده بود اما همه جا جار زدید که ما معاون احمدی نژاد را محاکمه کردیم!.
ببینید، این خیلی سادهست:
تصور بفرمایید، من محمد حسنی قبل از اینکه به دانشگاه پیام نور وارد شوم، در دبیرستان درس میخواندم.
خب، حالا فرض کنید، من در دبیرستان محل تحصیلم، مرتکب خبط و خطایی شدم.
آیا این درست است که همه جا جار زده شود که دانشجوی دانشگاه پیام نور مرتکب خطا شده است؟!.
بله!، این درست است که من خطا کار حالا دانشجو هستم ولی وقتی خطای من به دوران دبیرستانم مربوط است، چرا باید با حیثیت و آبروی دانشگاه که هیچ ربطی به خطای رخ داده شده ندارد بازی کرد؟!.
آیا نام این رفتار سیاسی کاری نیست؟! و اینکه آیا عقلاً از چنین سیستمی میتوان انتظار عدالت داشت؟!.

موضوع بعدی به پرونده ی قاضی سعید مرتضوی مربوط میشود:
قبل از او، هرکس و لو فتنه گری که هم شهرتش بر همگان معلوم است و هم نوع جرمش، از نظر شما و دستگاهتان درست یا غلط حرمتش محفوظ بود.
مثلاً همین آقازاده ی جناب هاشمی رفسنجانی که حتی وقتی محکوم هم شد، هنوز «میم ه» بود؛ نه مهدی هاشمی رفسنجانی!.
سخنگویتان هم اذعان کرد که امتیازات ویژه ای به او داده اید!.
یا خواهرانش که معلوم نیست بر چه اساسی انگار به تعطیلات فرستاده شده اند تا زندان!.
احکام خنده داری همچون سه ماه حبس و غیره که من تصور نمیکنم افراد عادی و غیر آقازاده حتی در خواب هم بتوانند تصورش را بکنند!.
اما در مورد قاضی سعید مرتضوی، هنوز پایش به دادگاه نرسیده اسم و آبرویش را در رسانه ی ملی بردند و به لجنش کشیدند!.
موضوع کهریزک را عرض میکنم.
آخرش هم سخنگویتان آمد و گفت که او از آن جرم تبرئه شده اما به دلیلی دیگر محکوم گردیده است!.
راستی!، وقتی سخنگوی دستگاه قضا میگوید فلانی که اسمش را در بوق و کرنا کردیم، از اتهامی که مدام تکرار میکردیم تبرئه شده ولی به دلیلی دیگر محکوم شده؛ شما چه برداشتی از آن به ذهنتان خطور میکند؟!.
آیا نمیپندارید که برای دستگاه قضا محکوم شدن فرد در اولویت بوده تا برخورد با جرم و مجرم؟!.
آیا از چنین سیستمی میتوان انتظار عدالت داشت و این همان عدالت‌خانه ی آرمانی مشروطه و جایگاه حضرت علی علیه السلام است؟!.

اما در مورد پرونده ی جناب حمید بقایی!:
بقایی و ما ادراک ما بقایی!.
آقای حمید بقایی، معاون اجرایی دولت دهم، طبق قانون و به درستی در مورد موضوعی که شما بهتر از من آگاهی دارید مورد تعقیب دستگاه قضا واقع گردید.
بسیار خوب، دست شما هم درد نکند اما آیا واقعاً هفت ماه حبس در به قول سخنگویتان سوییتی که از خیلی از خانه ها بهتر است! و با بهترین امکانات! مر قانون بود که در مورد او اجرا کردید؟!.
راستی!، میدانید اگر قرار باشد شما هر متهمی را به این مدت و در حالی که حتی هنوز تفهیم اتهام نشده است و جرمش هم اثبات نگردیده در چنین هتلهایی سکنا دهید، نیازمند چند دست آپارتمان شیک و مدرن هستید؟!.
آیا میدانید این نوع محبت کردن شما به متهمین و ایضاً مجرمین، چندین ده هزار نفر را برای دستیابی به چنین امکانی غلغلک میدهد؟!.

من مانده ام، شما که اینقدر خوب هستید و قانون را هم در مورد مثل بقایی ای اجرا میکنید، چرا رهبری معظم انقلاب شخصاً به این پرونده ورود و دستور آزادی ایشان را صادر فرمودند؟!.
آیا حضرت آقا با جناب بقایی نسبت پسر خالگی دارند و سفارش میپذیرند؛ یا قصه چیزی دیگر است و سیاسیکاریهای دستگاهتان از حد ترخص فزونتر گشته؟!.
البته خدا کند که ادعاهای بقایی و احمدی نژاد در مورد آن هفت ماه حبسی که سخنگویتان گفت در بهترین امکانات بوده، مبنی بر بازجویی و شکنجه ی ایشان واقعیت نداشته باشد!/خدا کند…

حضرت آیت الله آملی لاریجانی، ریاست محترم دستگاه قضا، شوربختانه هر هفته که سخنگوی شما که گویا وزیر اخراجی دولت نهم هم بوده و میتواند از حس انتقام‌جویانه نسبت به رئیس سابق خود هم برخوردار باشد به میان خبرنگاران تشریف می آورند، صحبت از محاکمه ی احمدی نژاد و اطرافیان، پای ثابت کلامشان است و بی تعارف، عادت نموده ایم نام رئیس و مسؤولان دولتهای نهم و دهم را همپای نام قاچاقچیان و دزدان و جاسوسان و زنا کاران و افراد از دین برگشته بشنویم؛ با این تفاوت که اسامی آنان در جلسات متوالی تغییر میکنند ولی ما شا الله احمدی نژاد و رفقا همیشه و در هر جلسه تیتر اصلی اصحاب رسانه اند!.
خدا وکیلی، من نمیدانم اگر واقعاً این دوستان حقیقتاً تا این حد مجرمند، چرا رهبری معظم انقلاب، در زمان تصدیگری آنان (بخوانید دوران مجرمیت!) آن همه از ایشان تعریف و تمجید مینمودند و مورد تفقد و لطف قرارشان میدادند؟!.
وللاه، به خدا، اینها که دیگر به زمانهای قدیم، همچون بیهقی و استخری و غیره بازنمیگردند که جز افرادی خاص بقیه ی مردم از آن بی اطلاع باشند و حتی من بچه سال هم یادم هست که امام سید علی خامنه ای، حتی روز آخر آن دولتها هم چقدر بدیشان لطف داشتند و اینکه یادمان هم هست که چقدر شما دوستان بدیشان کم‌لطف و بی‌مهر بودید و البته که هستید و این را میتوان به وضوح از سوابقتان متوجه شد!.
آیا با این همه انتظار داشتید و دارید که حتی در فضای مجازی ای که تنها محل گفتگوها و اظهار نظرهای صریح و آزادانه مان هست هم صدایمان در نیاید و چیزی نگوییم و نشنویم؟!؛ یا نخوانیم و ننویسیم؟!.

آقای رئیس!، اصلاً ما چرا انقلاب کردیم؟!.
آیا قرار بود، انقلاب کنیم تا فقط فلانی برود و بهمانی بیاید؟!.
جای شاه و روحانی عوض شود؟!.
خدایی ناکرده گرده همان گرده باشد و ظلم همان ظلم؟!؛ یا اینکه همه از عدالت یکسانی سهم ببریم؟!.
شما را به خدا کاش روزی پاسخ بدهید، این بیچاره احمدی نژادی که میبیند نامش به نیت تخریب و هتک نه تنها نقل جلسات دولتیها و رسانه ها میشود و به حد فضاحت و نفرین میرسد، که در رسانه ای برای کاریکاتورش سم الاغ میکشند و از شاهان پهلوی و قجر بدترش میخوانند، جز شکایت بردن به شما راهی داشت که از آن هم بی نصیب و نا امیدش کردید و در حالی که حتی همان سخنگوی مغرض و کینه جویتان هم اذعان کرد که دولت روحانی همه اش میگوید دولت قبل! و جز این چیزی نمیگوید، باز هم شکایتش به خودتان را مردود و غیر قابل رسیدگی اعلام کردید؟!.
من به اینجا که میرسد، به یاد حدیث امام زین العابدین علیه السلام می افتم که میفرمود، بنی امیه طوری ما را اذیت و آزار کردند که اگر پیامبر اکرم (ص) هم دستور به اذیت ما میدادند، اینقدر کسی ما را اذیت نمیکرد!.
خب مذهبتان را شکر!، این مادر مرده یکی از خودتان نبود و نیست که هر روز به بهانه ای مایه ی عبرت خاص و عامش میکنید و بر او سیل اتهامات میبارید؟!.
آیا با این وضع، انتظار دارید افراد بیطرف و بی ربط به این قضایا نسبت به انقلابی که قرار بود زمینه ساز انقلاب جهانی امام زمان ارواحنا فداه باشد، دل خوش کنند؟!.
شما را به خدا، تا به حال با کدام دشمن انقلاب و اسلام چنین رفتاری در طول تاریخ چهار دهه ی این نظام اسلامی اعم از سلطنت طلب و توده ای و منافق و بعثی و تجزیه طلب و کمونیست و ملی‌گرا و الحادی و غیره شده بود که با این بدبخت بیچاره مرتکب شده و همچنان میشوید؟!.
حقش را ضایع میکنید و آبرویش را میریزید؛ سپس مدعی میشوید که چرا صدایش در می آید؟!.
آیا اگر خدایی ناکرده خود شما جای او بودید، حق خود نمیدانستید که از خود دفاع نمایید و نمیگفتید، علی علیه السلام میفرماید، مؤمن نه باید ظالم باشد و نه مظلوم؟!.
راستی!، طبق حدیث شریف فوق، شما الآن در کدام مرتبه اید؛ ظالم یا مظلوم، یا هیچ کدام؟!.
آیا نام این رفتارها ظلم بزرگ نیست؟!.
میگویید احمدی نژاد را میزنیم تا نشان بدهیم با دانه درشتها تعارف نداریم!؛ آیا در این مملکت فقط احمدی نژاد دانه درشت است و بس؟!.
پیشنهاد میکنم، برای اثبات حسن نیت خودتان هم که شده، از خودتان شروع کنید.
مگر نه اینکه گفته اند، اصلیترین مرحله ی اصلاح جامعه و دنیا، اصلاح خود است و اگر خود انسان اصلاح شود، به تدریج کل جامعه ی بشری هم اصلاح خواهد شد؟!/خب بسم الله؛ از خودتان شروع بفرمایید و ابتدا پرونده ی آن بنده ی خدایی که از بستگانتان بود و چند سال قبل به زمین‌خواری و … متهم شد شروع کنید و بعد ببینید آیا رفتارتان با جواسیس اتباع بیگانه محکم و انقلابی بوده است یا نه؟!.
آنگاه به مشکلات قضایی مردم بنگرید و بررسی بفرمایید که آیا از اطاله ی دادرسی موجود در حل و فصل شکایاتشان و نتیجه ی آن رضایت دارند یا خیر؟!.
دست آخر هم لطفاً بررسی بفرمایید، آیا رفتار دستگاه قضا با طایفه ی احمدی نژادیها چقدر منطبق بر قانون بوده و در کجاها دچار انحراف شده است.
هرچه که نباشد، به قول پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، به حساب خودتان برسید، قبل از اینکه به حسابتان رسیدگی شود!.

آقای آملی لاریجانی، رئیس محترم دستگاه قضا، به خدا قسم، همین سال گذشته و در همین فضای مجازی، زشت ترین اهانتها توسط یکی از همشهریهای شما به ناموس این حقیر صورت گرفت.
هم اسنادش هست و هم خود فرد مجرم، یا شاید از نظر دستگاه متبوع شما، متهم پرونده خودش بارها و بارها اقرار به جرم کرد و عذر تقصیر خواست اما بعد از گذشت یک سال از درخواست دادرسی به شما، هنوز حتی یک احضاریه هم به دست او نرسیده که ما دلمان را بدان خوش کنیم و بگوییم، ان شا الله حقمان را با قانون از فرد فحاش خواهیم ستاند و مزه ی شیرین عدالت دستگاه قضای جمهوری اسلامی را خواهیم چشید!.
نه تنها این اتفاق نیفتاده که حتی کم و بیش در این فضا، به خاطر قانونگراییمان مضحکه هم شده ایم و میخوانیم دیدگاههایی را که در آن ناباورانه نسبت به رجوعمان به قانون برایمان مینویسند که شما دروغ میگویید که شکایت کرده اید و الا کجا دستگاه قضا یک سال برای ارسال یک احضاریه ی خشک و خالی زمان صرف میکند؟!.
البته راست هم میگویند بندگان خدا!؛ اگر در این یک سالی که بر ما گذشت، شکایتمان را به دست باد هم سپرده بودیم، امید آن میرفت که به گوش مسؤولین ذی ربط تان برساند اما گویی این دستگاه قضا را برای ستاندن حق مظلوم از ظالم نساخته اند!.
با این همه، آقایانتان در ساعات تعطیل برای افراد خدمتگزار در این کشور، بلافاصله احضاریه نویسی مینمایند، مبادا کسی جرأت کند و نقدی بر این قوه ی صاحب قدرت و زندان وارد نماید!؛ آیا با این عملکرد از ما مردم انتظار انتقاد نکردن از خودتان در فضای مجازی را دارید؟!.
آری حضرت آیت الله!، امروز وضع خیلی خراب است.
وقتی مردم طبقه ی متوسط از سراسر کشور جمع میشوند و اسناد خانه هایشان را جمع میکنند تا به عدد صد برسند و بتوانند وثیقه ی بیست ملیاردی مورد مطالبه ی شما را فراهم آورند و کسی که شما او را مجرم پنداشته اید را از چنگال عدالت تان و لو موقت برهانند، یعنی اینکه وضع خیلی خیلی خرابتر از خراب است!.
شما تلوزیون دارید؛ رادیو دارید؛ روزنامه دارید؛ سایت و خلاصه انواع رسانه ها را در دست دارید اما مردم باورهایی غیر از تبلیغات شما را دارند و این چیز خوبی نیست!.
یعنی قرار نبود اینچنین شود و نباید هم اینچنین باشد اما متأسفانه شده است و هم اکنون هم هست!.
کاش شما خود برای بهبود وضع اسف انگیز کنونی مردانه آستینها را بالا بزنید و کمر همت ببندید؛ ان شا الله که همه با هم و در کنار هم باشیم؛ نه علیه هم و جدای از هم.
در پایان، عاجزانه استدعا دارم، لا اقل اگر به این نوشته به چشم انجام رسالت انقلابی یک علاقه مند به انقلاب نمینگرید، بدان اتهام تشویش اذهان عمومی نیز نبندید؛ چراکه اولاً این خود شما بودید که از حرفهای مردم در فضای مجازی رو نمایی کردید و در ثانی، در هیچ کجای این متن، حقیر از کسی نخواستم و نمیخواهم، له یا علیه کسی کاری انجام دهد؛ جز از شما، شخص رئیس محترم قوه ی قضا، که گویا سؤالی طرح کرده بودید و درست آن دیدم پاسخی برایتان بنویسم؛ شاید که راه‌گشا باشد/یا علی مدد…

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در انقلاب اسلامي, پيام ولايت, حرف دل, سياسي, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, مصيبت, نقد ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
82 بازدید

2 پاسخ به چند خطی برای حضرت آیت الله آملی لاریجانی و دستگاه محترم قضا/از جان احمدی نژاد چه میخواهید؟!

  1. نِمیگَم. می‌گوید:

    خوبی پسرِ شجاع؟

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام عمو مسعود!.
      تو خوبی دادا؟!.
      میگم یه وقت اشتباه تحلیل نشه ها!/من تو تیم شما نیستم و شما هم تو تیم ما نیستی!.
      فرق من و شما به اینه که ما برای حفظ جمهوری اسلامی به اون انتقاد میکنیم و شما برای زدن اون!/میفهمی که؟!.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید