حمایت جانانه ی مقام معظم رهبری از شعری که حاج میثم مطیعی خطاب به مسؤولین نظام در روز عید فطر خواند

میزان/ حجت الاسلام سید کمیل باقرزاده درباره نکات مهم رهبر انقلاب خطاب به حاج میثم مطیعی در خصوص مداحی انقلابی و شعر عید فطر در رشته توئیت ‌هایی نوشت: «بعد از مراسم شام غریبان بیت رهبرى، آقا خطاب به میثم مطیعى نکات مهمى فرمودند که بیش از آنکه شخصی باشد بیانگر شاخص‌های مداحی انقلابی است. آقا فرمودند: می‌دانم بعد از عید فطر خیلی شما را اذیت کردند و فشار آوردند، هم به شما و هم به شعرا؛ اما مطلقا اعتنا نکنید. شما یک حرف کاملا درست و محکمی زدید. تردید نکنید. من نظرم را همان موقع به اطرافیان هم گفتم. کار شما کاملا درست بود. اصلا محل نگذارید به این حمله‌ها و بدانید کار شما موثر است. شما روی این جوان‌ها تاثیر دارید. این جمعیتی که امشب آمده بود تاثیر می‌پذیرد از شما. در آن شعر هم هیچ اهانت نبود. مسؤولان رده بالای دولتی آمدند پیش من و گفتند توهین شده؛ من گفتم خیر، هیچ اهانتی نبوده. خود بنده هم صف اولی هستم. صف اول یک نفر نیست که؛ ما هم مدعى بودیم و هم صف اولى. در آن شعر هم هست: «ما مدعیان صف اول بودیم» ولی معلوم شد خبرها جای دیگری است؛ دیگرانی را بردند و ماها جا ماندیم. هیچ خسته نشوید. اگر بنای بر خسته‌شدن بود آن هایی ککه قبل از انقلاب زندان رفتند و کتک خوردند و تبعید شدند باید خسته می‌شدند. سفت بایستید و خسته نشوید. اگر خسته نشوید خداوند به کارتان برکت می‌دهد، و برکت داده است. راه درست همین است که شما دارید می‌روید. من همیشه شما را دعا می‌کنم اما سر قضیه عید فطر فقط دعا نبود؛ هم دعا می‌کردم، هم حمایت کردم و نکاتی را به آن هایی که باید می‌گفتم گفتم. حمایت قاطع رهبر انقلاب از شعر عید فطر میثم مطیعی نشان داد خیلی از مدعیان ولایت‌مداری، از فهم ولی زمان خویش فرسنگ‌ها فاصله دارند. از دیوار سفارت بالا رفتن را انقلابی‌گری دانستند، آقا آن را محکوم کردند. شعر عید فطر را افراطی‌گری خواندند، آقا از آن حمایت کردند».

akharinkhabar.ir/politics/3779902

اما مگر حاج میثم مطیعی، ذاکر اهل بیت نبوت علیهم السلام، در روز عید فطر امسال و قبل از آغاز نماز عید، به امامت رهبر معظم انقلاب و در حضور ایشان خطاب به مسؤولین رده بالای نظام (آنان که در صف اول نشسته بودند) چه اشعاری را خواند که به قول معروف به تهیج قبای مبارک آقایان دولتی و جماعت میرزا بنویسشان به شدت بر خورد؟!:

«ای هلالی که تماشای رخت دلخواه است 

هله ای ماه! خدای من و تو الله است 

روز عید است و قنوت است و دعای من و تو 

اهل جود و جبروت است خدای من و تو 

کبریا و عظمت چیست؟ ردایش آری 

عفو و رحمت نمی از بحر عطایش آری

و له الشکر که یک ماه مرا مهمان کرد 

و له الحمد گناهان مرا پنهان کرد

بسته شد پنجره عرشی راز رمضان

الوداع ای سحر راز و نیاز رمضان 

الوداع ای شب الغوث شب خَلِّصنا 

شب قدری که نشد قدر بدانیم تو را 

بزم قرآن به سر و بندگی درگاهش 

لیله القدر و نوای «بک یا اللهش»

دم گرفتیم شب گریه به آواز جلی 

«بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی»

دم گرفتیم به ذکری ابدی و ازلی 

«بحسین بن علیٍ بحسین بن علی»

سخت دلتنگ توایم ای مه کامل! رمضان!

ای که از همدمی ات نرم شد این دل، رمضان

الوداع ای که لبم را به عطش خوش کردی

در دلم شوق گنه بود تو خامُش کردی

تشنگی را تو چشاندی به من از روی کرم

تا ز یادم نرود تشنگی اهل حرم

یا رب ار هست مرا جرم نبخشیده هنوز

عیدی ام را بده و در گذر از آن امروز

کاش فیض سحر و روزه بماند با ما

نور این طاعت سی روزه بماند با ما

دل ببندیم به شیرینی امساک ای کاش

روزی ما نشود لقمه ناپاک ای کاش

ای خوشا روزه هر روزه چشم و دل و کام 

ای خوشا شیوه پرهیز ز شبهه، ز حرام

نگذاریم که آید به سر سفره ما

لقمه دوزخی «رشوه»  و زقوم «ربا»

پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییم

ما که پرورده نان و نمک مولاییم

کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است 

عرق کارگران آبروی این خاک است

به عمل کار برآید به سخندانی نیست 

پینه دست کم از پینه پیشانی نیست

کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد

عرق شرم مبادا که به رویش باشد

آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد

پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم

پی اقدام تو هستند هنوز این مردم

چند روزی تو مقامی به امانت داری

منصبت را نکند طعمه خود پنداری

راه می جویی اگر، شیوه مولاست دلیل

قصه آهن تفتیده و دستان عقیل

حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست

آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست

پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته ست

پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته ست

ما نه آنیم که آموخته غرب شویم

پی هر وسوسه ای سوخته غرب شویم

سیلی از کوخ نشین، کاخ نشین خواهد خورد

و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد

«بیست سی»  چیست که تعلیم جهان، از دل ماست

هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست

اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری ست

قرص خواب است ولی چاره ما بیداری ست

تا ابد تربیت از مهر ولی می‌گیریم 

مشق از غیرت ابروی علی می‌گیریم 

ما بر آنیم که در مکتب او دیده شویم 

با علی اصغر و قاسم همه فهمیده شویم

تا ابد سستی تسلیم مبادا با ما 

وحشت از حربه تحریم مبادا با ما

باز تحریم جدیدی به سِنا رفت که رفت

جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت

ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا

تکیه بر عهد عمو سام خطا بود خطا

عهد با دزد سر گردنه بستیم ای دوست

بارها عهد شکست و نشکستیم ای دوست

هر چه می‌شد بَرَد از کیسه ما بُرد که بُرد

«بُرد بُرد» این بُوَد آری همه را بُرد که بُرد

گفته بودند که دشمن به تجارت آمد 

پیر ما گفت که البتّه به غارت آمد

خواب دیدند صَلاح از طرف بیگانه است

به خود آییم نجات همه در این خانه است 

کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار

سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!

راه ما راه حسین است و به خون روشن شد

تکیه بر تیغ زد آن دم که جهان دشمن شد

نه به دل راه بده واهمه از اخم عدو

نه دلت غنج رود باز به لبخندی از او

دل به لبخندش اگر باخته ای، باخته ای!

گر ز اخمش سپر انداخته ای باخته ای!

غم مخور، سست مشو، با صف اعدا بستیز

مژده «لا تهنوا»  میرسد از جا برخیز

تا بدانند که هان لشکر احمد ماییم 

رزمجویان و دلیران محمد ماییم 

ذوالفقار علوی بود برون شد ز نیام

مرحبا، دست مریزاد، سپاه اسلام

ناز شست تو دلاور حسن تهرانی

زنده ای تا به ابد، فاتح این میدانی

هست مدیون تو امنیتمان تا به ابد

هست ممنون تو ایران و جهان تا به ابد

اینکه چون صاعقه آمد به سرت تکفیری

ذوالفقار است که از غرش آن می‌میری

وقت آن است سر جای خودت بنشینی

با دُم شیر مکن بازی، بد میبینی!

نوش جان همه‌تان سیلی شش موشک ما 

که صدایش برسد تا به ریاض و حیفا

(شترقش برسد تا به ریاض و حیفا!)

این قدَر بمب نچسبان به کمر ای نامرد!

صبر کن موشک ما منفجرت خواهد کرد

ای ابوجهل که در کشتن خود استادی

خر دجالی و افسار به صهیون دادی

ای سیه روی که از نفت سعود آمده ای

بچه ابلیس که از ناف یهود آمده ای

دشمن از ابلهی‌اش در طمع خام افتاد

تشت رسوایی‌اش اما ز سر بام افتاد

جاهلیت چه سعودی و چه غربی یکجا

گرم رقصند، عجب منظره ای باب هَجا

رقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاست

سپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاست

آری آرامش ما مرد خطر می‌طلبد

صبح پیروزی ما خون جگر می‌طلبد

«می وزد از همه جا بوی گل یاس شهید

از کجا آمده اند این همه عباس شهید

ذوالجناح از نفس اینبار نخواهد افتاد

علم از دست علمدار نخواهد افتاد»

در دفاع از حرم، آیینه آن سقاییم 

همچو عباس، علمدار ولایت ماییم

این زره پشت ندارد منگر برگردیم 

تیغ در دست، به ره، منتظر ناوردیم

قدس ای قبله آغاز که پایان با توست 

مُهر باطل شدن فتنه شیطان با توست 

تو کلید همه گمشدگی‌ها هستی 

قدس ای قدس! تو آزادی دنیا هستی

منشینید به غم شام بلا می‌گذرد

راه ما از سفر کرببلا می‌گذرد.»

حسام رضایی

http://www.mehrnews.com/news/4015034/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%B7%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B7%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%A8%DA%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%AD%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در ادبيات, اقتصادي, انقلاب اسلامي, پيام ولايت, حرف دل, سياسي, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, نقد ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
37 بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید