یک خبر و یک دنیا معنا/باز هم اربعین و باز هم گران شدن اتوبوس!…

خبر یک جمله است: «افزایش قیمت بلیت اتوبوس در ایام اربعین» این خبر ابداً ساده نیست؛ و برخلاف تصور، فقط یک خبر اقتصادی هم نیست. این یک خط خبر، خبری بسیار
عمیق از حیث فرهنگی است.

به گزارش خبرگزاری فارس از اراک، این یک خط خبر، خبری از عمق انحطاط فرهنگی جامعه و دولت است، وقتی این انحطاط خطرناک را بهتر می‌فهمیم که این خبر هرساله را
با فرهنگ اربعین در همان عراق قیاس کنیم.

فرهنگ و عقیده‌ای بس مکرم که هر شیعه عراقی، هر آنچه دارد پیشکش زائر می‌کند. پیرزنی که هیچ در خانه ندارد، جز فرشی کهنه و یک طشت که لباس‌های شما را بشوید،
مردی که التماس می‌کند، یک ناهار مهمان او باشی و خستگی از پاهای تاول زده‌ات بستاند.

اما در این طرف مرز، در ایران، قیمت کرایه و غذا و هر آنچه به زائر ایرانی و غیرایرانی مربوط است، چند برابر می‌شود و با عشق مردم، کاسبی.

این است تفاوت فرهنگ ـ اسلامی و فرهنگ ظاهراً اسلامی که همچون ویروسی کشنده، بخشی از حکومت و جامعه ایران را مبتلا کرده است. چگونه اینگونه شدیم؟! درست پس از
جنگ. از سال‌های عصر سازندگی! بخوانید عصر سرمایه ـ زدگی.

همان ایرانی‌هایی که یک قوم و فامیل در یک خانه خوش و خرم زندگی می‌کردند و دار و ندارشان باهم بود. همان ایرانی‌هایی که زمان شاه! لباس کهنه‌شده بچه اول،
لباس نو بچه پنجم بود و با یک پلوی شب عید، سراسر شادی و شکر می‌شدند.

همان ایرانی‌هایی که دهه اول انقلاب، عارشان می‌آمد ماشین‌های گرانقیمت خارجی در خیابان‌ها ببینند! همان ایرانی‌هایی که ساعت‌ها در صف کوپن نفت می‌ایستادند
و وقتی وسط صف تمام می‌شد، با همسایه‌ها شریک می‌شدند. همان ایرانی‌هایی که ۸ سال تمام، با دست خالی جنگیدند و تو گویی هسته اصلی این فرهنگ انسانی، همان مردان
جبهه بودند. جنگ تمام شد و رئیس‌جمهور وقت بر منبر نماز جمعه رفت و رسماً اعلام کرد، تجمل خوب است! مردان جنگ از این پس بیایید به میدان اقتصاد! به میدان بانک
و سرمایه… بیایید بنشینید سر سفره…

گاهی دل انسان عجیب برای شهدا می‌گیرد. دوست داری هی آه بکشی و بگویی حیف… حیف … متوسلیان رفت… نفر اصلی آزادسازی خرمشهر؛ و فلانی آمد تا با استراتژی
«جنگ جنگ تا یک عدد پیروزی» یک‌عمر به نوشاندن جام زهر بنازد و از آن نان بخورد! حیف… حیف… همدانی آن اسطوره مقاومت و بصیرت رفت تا صفدرها از در و دیوار
چرب بیت‌المال بالا روند… و آن ژن برتر سلفی بگیر، بر گُرده رأی این ملت سوار شود… چقدر حیف… این ملت شهید آسنجرانی را نمی‌شناسد که یک عمر با سختی و
مشقت در مکتب قرآن پرورش یافت تا در این روزهای پایانی مبارزه با داعش پر بکشد… ولی فلان جاسوس بهایی یا پژاک را که هر شب بی‌بی‌سی برایش روضه می‌خواند، می‌شناسد
و طوطی‌وار برای ‌حقوق بشر از دست رفته چند خائن هشتگ می‌زند!

حیف حیف که این گنج‌های نهفته در زمین دانه‌دانه پرپر می‌شوند… و شهر در خور و خواب…

منبع/ http://markazi.farsnews.com/news/13960712001374

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در اقتصادي, حرف دل, دفاع مقدس, سياسي, شهدا, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, مصيبت, نقد ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
147 بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید