روایتی از سردار اسماعیل کوثری در مورد حضور فرزندان مقام معظم رهبری در جبهه های دفاع مقدس

🔹 سردار کوثری در حین بیان خاطرات حضور روحانیون و علما در جبهه های نبرد حق علیه باطل در دوران دفاع مقدس با اشاره به حضور فرزندان رهبر انقلاب در جبهه های نبرد این چنین روایت نمود: آقا مجتبی در عملیات کربلای ۱ در مهران در تیر ماه ۶۵ حضور داشت. ما نمی‌دانستیم که ایشان به لشکر آمده است؛ چون با فامیلی دیگری آمده بود تا شناسایی نشود. موقعی که ایشان در گردان حبیب بود ما برای نظارت بر خط و برای اینکه ببینیم در خط چه وضعی است به آن‌جا رفتیم.

🔹 موقعی که من آن‌جا حضور پیدا کردم دیدم فرمانده گردانش می‌گوید که این بسیجی را می‌شناسی؟ گفتم: نه. دیدم همه سر و صورت او خاکی است. داشت جعبه مهمات را جابه‌جا می‌کرد، یک جوان بسیار لاغری بود که لباس به تن او گریه می‌کرد؛ یعنی این‌قدر لاغر بود. در نهایت، من چون ۲۰ یا ۳۰ متر با ایشان فاصله داشتم نشناختم و فرمانده گردانش، او را معرفی کرد. آقا مجتبی در گردان بود، در عملیات کربلای ۱ هم بود و در نهایت ما هم متوجه نشدیم که چه موقع تسویه کرد و رفت.

🔹 اخوی بزرگ‌تر ایشان، آقا مصطفی هم همین‌طور آمدند؛ ولی خوب چون دیگر حضور متوجه شده بودیم در همه شناسایی‌هایی که می‌رفتیم آقا مصطفی را می‌بردیم و منطقه را کاملاً توجیه شده بودند. این کار برای انتقال اخبار اطلاعاتی جبهه‌ها بسیار مؤثر بود. مخصوصاً در عملیات نصر ۷ در سال ۶۶ که آن عملیات هم به لطف خدا با موفقیت صددرصد به اتمام رسید. آن موقع یک پیامی به ما رسیده بود که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) فرموده بود اگر بچه‌ها شهید یا مجروح شدند هیچ اشکالی ندارد؛ امّا اسیر نشوند.

🔹 ما سعی کردیم این مسئله عملی شود؛ بعد از جنگ از مقام معظم رهبری (مدظله العالی) پرسیدم منظور شما از آن پیام چه بود؟ فرمود: چون سؤال کردید می‌گویم. منظورم این بود که نباید این بچه‌ها اسیر می‌شدند چون اگر اسیر می‌شدند؛ و دشمن متوجه می‌شد که بچه‌های رئیس جمهور هستند، می‌خواستند از من امتیاز بگیرند. البته امتیاز نمی‌دادم؛ ولی تأکید کردم که اسیر نشوند؛ امّا شهید و مجروح شدن هیچ اشکالی نداشت.

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در انقلاب اسلامي, حرف دل, دفاع مقدس, سياسي, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, نقد ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
70 بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید