دانلود فیلم صوتی زیبای مژدگانی برای ایلیا

سلام به همه ی شما کشور عشقیهای عزیزم و تبریک عرض میکنم آغاز ایام شادی اهل بیت علیهم السلام (ماه ربیع الاول) رو و امیدوارم همونجور که توفیق داشتیم، همه ی محرم و صفر رو عزادار باشیم و عزاداری کنیم برای خاندان عزیز و بزرگوار محمد صلوات الله علیه، تو این ایام هم حساااابی شادی کنیم و بترکونیم دیگه!/خخخ.
اما تو این مطلبم، یه فیلم صوتی خیلی خوشکل آوردم واسه تون که در مورد یه رسم مرسوم اما واقعاً اشتباه در این ایامه:
میدونین، واقعیت اینه که کم نیستن عزیزایی که فکر میکنن اگه نیمه شب اول ماه ربیع بیان جلوی درهای مساجد و به حضرت زهرا سلام الله علیها مژده بدن که ایام عزای محرم و صفر تموم شده، حاجت‌روا میشن و جالب اینجاست که شرط حاجت‌روا شدن اونها هم اینه که اولین نفر باید بیان و الا یا باید برن در یه مسجد دیگه و اونجا اول بشن و یا هم اینکه یک سال دیگه صبر کنن تا شب اول ماه ربیع سال بعد به چنین توفیقاتی دست پیدا کنند!.
از آسیب‌شناسی این رسم اشتباه میگذریم و به همین اندازه بسنده میکنیم که این سنت جنبه ی روایی نداره و درست نیست.
البته ایرادی هم به دین وارد نیست و خب هر چیزی که به دست عوام بیفته همین میشه.
مثلاً خیلی از ما مردم به اشتباه فکر میکنیم، وقتی سرما میخوریم، باید قرص استفاده کنیم.
سینه درد رو با شربت مخصوص درمان کنیم و غیره و دیگه احتیاجی به رفتن پیش پزشک نیست و از اون بدتر، استفاده ی خودسر از آمپول پنیسیلین هستش که کار خییییلی خطرناکیه و اگه با تست همراه نباشه و توسط پزشک مورد نظارت قرار نگیره، حتی ممکنه ما رو به کشتن بده ولی خب دیگه چه کارش میشه کرد؟.
گاهی ما آدمها نمیخوایم قبول کنیم که حتی اگه پزشکی که ما رو معاینه میکنه، نسخه ای میده که خودمون هم میتونستیم اون رو حدس بزنیم، باز دلیل نمیشه که تخصص او رو نادیده بگیریم و خود درمانی کنیم.
سؤال اینجاست که آیا علم پزشکی این وسط مقصر هست یا جهل و باورهای اشتباه ما آدمهای بی اطلاع؟.
بگذریم.
ان شا الله خدا به فیلمسازهایی مثل این بنده ی خدا، علی عطشانی خیر بده که مفاهیم مذهبی رو در قالب فیلمهای کودکانه و غیره به مردم آموزش میده و الا ما که هرچی فیلم تو این مملکت دیدیم، یا یه دختری رو ده هزار نفر میخوان و تا آخر فیلم این دختره داره مثل یه سیب سرخ بین این ده هزار کاندیدا دست به دست میشه تا بالاخره با کدوم یک از اینها ازدواج کنه و بقیه بمونن تو خماری!، یا بالعکس!.
البته بعضیهاشون هم که کلاً از خجالت بچه های بسیجی و قشر روحانی و متدین خوب در میان و روی داعش رو هم سفید میکنن ولی فیلمسازهای ارزشی ای مثل این بنده ی خدا، واقعاً مثل مایی رو به آینده ی کاری خودشون و سینمای غرب‌زده و فاسد و فاسق که هر روز چند تاشون یا کشف حجاب میکنن و یا سر از شبکه های مستهجن و غیر اخلاقی در میارن امیدوار میکنن و خدا حفظ‌شون کنه ان شا الله.
ماجرای این فیلم، که توسط حقیر به صورت صوتی در اومده، اینجوریه که پسر بچه ای دبستانی به نام ایلیا که تک فرزند زن و شوهری جوون به نام ناهید و وحیده، در هنگام برگزاری نماز جماعت ظهر و عصر، به اتفاق دوستش از مدرسه فرار میکنه و به خونه میاد تا در نبود پدر و مادر، از فرصت به دست اومده و تنهاییش در خونه استفاده کنه و حسابی لذت ببره.
او متوجه شده بوده که یه بسته ی سی هزار تومنی اسکناس نو، توسط پدرش در کشوی یکی از کمدها گذاشته شده و از فرصت به دست اومده برای خوش گذروندن استفاده میکنه و به بدترین شکل ممکن همه ی اونها رو با دوستش خرج میکنن اما بعد متوجه میشه که پدر و مادر او این پول رو به شدت نیاز دارن.
خلاصه اینکه او از دوستش میشنوه که چون ماه صفر تموم شده، رسمی هست که هر کس به عنوان اولین نفر نیمه ی شب اول ماه ربیع به جلوی مسجد بره و به حضرت زهرا (س) مژده ی اومدن ماه ربیع رو بده، حاجتش بر آورده میشه و او هم تصمیم میگیره که همین عمل رو انجام بده تا حضرت زهرا (س) این مبلغ رو برای او در اون کشو بذاره تا پدر و مادرش او رو تنبیه نکنن و خود اونها هم به خاطر نداشتن این پول دچار درد سر نشن.
هنر کارگردان این اثر، اونجایی مشخص میشه که همون آقا ایلیا که در اولین سکانسهای فیلم، بعد از سهل انگاری در گرفتن وضو با دوستش از نماز جماعت فرار میکنن و از مدرسه خارج میشن، در آخر فیلم به نشانه ی تشکر از حضرت زهرا (س)، با عشق و علاقه در این مراسم عبادی شرکت میکنه و نماز رو تا آخر با اونها به جماعت به جا میاره.
داستان فوق العاده زیباست و حقیر، دنبال کردن اون و دانلود این فیلم صوتی رو حتماً توصیه میکنم اما اجازه میخوام، قبل از تقدیم لینک دانلود، با حجم ۳۴٫۸ مگا بایت، عوامل اصلی فیلم رو به صورت مختصر معرفی کنم:

کارگردان: علی عطشانی

تهیه کننده: محمدعلی زم

فیلمنامه‌نویس: علی عطشانی

بازیگران: علی خلج- بهناز جعفری- امیرحسین صدیق- رضا بنفشه خواه- کیانوش گرامی- یوسف خداپرست- روح الله مفیدی

مدت: ۶۹دقیقه

صدابردار: هادی ساعد

و اما دوستان عزیز میتونن این فیلم صوتی رو از لینک زیر دانلود بفرمایند.

یا علی مدد

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در اقتصادي, حرف دل, دانلود, راديوفيلم, روانشناسي اسلامي, سرگرمي, شادي آور, صوتي, فرهنگي, كودك و نوجوان, متفرقه, مذهبي, نقد ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
32 بازدید

4 پاسخ به دانلود فیلم صوتی زیبای مژدگانی برای ایلیا

  1. بیقرار عشق می‌گوید:

    سلام.
    بابت فیلم ممنون.
    من این فیلم رو به صورت تصویری خیلی وقت پیش دیدم.
    اما یه سوال الان برام پیش اومد.
    اونم اینکه شما میگید کارگردان این فیلم با ساخت این فیلم کار قشنگی انجام داده با اینکه من بعد از دیدن این فیلم واقعا تصور کردم که چنین چیزی حقیقت داره و خرافات نیست.
    چون قبل از این در جای دیگه ای نشنیده بودم و بازیگران این فیلم هم آخر کار به خرافات بودن این قضیه هیچ اشاره ای نکردن.
    و یا شاید هم اشاره شده و من متوجه نشدم.
    میشه یه لطف کنید و بگید که کجای فیلم مژدگانی به خرافی بودن این مسیله اشاره شده؟
    ممنون.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام عشقی بیقرار.
      تشکر به خاطر چالش و نقدی که واسم ایجاد کردی و مجبور شدم یه بار دیگه مطلبی رو که چند روز قبل با دست با کفایت!/خخخ خودم نوشته بودم رو باز یه نگاهی بندازم.
      اما در پاسخ به سؤال شما عزیز دل برادر، باید بنویسم که اولاً تشکر فراوان به خاطر سؤال اما اگه شما با دقت به گفته های مامان ایلیا (ناهید خانم) دقت کنین، متوجه میشین که ایشون آخر فیلم به آقا ایلیای شیطون و بازیگوش توضیح میدن که رفتن ایشون به اون مراسم، تو اون ساعت از شب و بدون اجازه ی پدر و مادر، اون هم با پای برهنه اصلاً کار درستی نیست.
      البته قبول دارم که مامان ایلیا اونجا حدیث نمیخونه و سند ارائه نمیده اما حرفهای مادرانه ی او، به خوبی اشتباه بودن رفتار ایلیا و ایلیاها رو متذکر میشه.
      از اون گذشته، منظور من از گذاشتن این مطلب، اصلاً این نبود که بگم دست کارگردان درد نکنه که اثبات کرد این مطلب درست نیست.
      من نوشتم دستش درد نکنه که در مورد این باور یه فیلم آموزنده درست کرد.
      (عشقی، دقت کن…)

  2. بیقرار عشق می‌گوید:

    ببخشید داداش من فقط از این گفته ی شما
    ان شا الله خدا به فیلمسازهایی مثل این بنده ی خدا، علی عطشانی خیر بده که مفاهیم مذهبی رو در قالب فیلمهای کودکانه و غیره به مردم آموزش میده و الا ما که هرچی فیلم تو این مملکت دیدیم، یا یه دختری رو ده هزار نفر میخوان و تا آخر فیلم این دختره داره مثل یه سیب سرخ بین این ده هزار کاندیدا دست به دست میشه تا بالاخره با کدوم یک از اینها ازدواج کنه و بقیه بمونن تو خماری!، یا بالعکس!.
    برداشتم این بود که ایشون با ساخت این فیلم یک مفهوم مذهبی رو آموزش دادن و احساس کردم که این فیلم نه تنها آموزنده نبود بلکه انحرافی هم بود. چون فقط اون پسربچه نبود که برای این کار نصف شب از خونه بیرون زد بلکه نمونه اش اون پیر مرده که آدرس مسجد رو میپرسید و خیلی های دیگه که وقتی اون بچه رسید دم در مسجد دید که جلوی اونجا خیلی شلوغ هست.
    این برای من عامی که اصلا این قصه به گوشم نرسیده بود چنین تدایی میکرد که حتما چنین چیزی وجود داشته و من تا حالا بی خبر موندم.
    به نظر من کار کارگردان این فیلم وقتی قشنگ و آموزنده میشد که آخر فیلم حالا یا با زبان کودکانه و یا غیره میفهموند که اصل این اعتقاد اشتباهه.
    مثل فیلمهای تخیلی مثل خورشید پنجم که همه حرفهاش رو زد و آخر فیلم نشون داد که این ها زاییده ذهن یک نویسنده قصه نویس بوده.
    در هر حال متشکرم.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      بیقرار عشقی عزیزم؛ طبق همون سندی که در دیدگاه قبلی دادم، (گفت و گوی مامان ایلیا با او) حرفهایی که باید زده میشدند زده شدند.
      در فیلم گاهی نمیشه همه ی حرفها رو زد و خود مخاطب باید تیز و دقیق باشه.
      مثل فیلمهای پایان باز که شما اصلاً سر انجام واضحی در آخر فیلم نمیبینین و این به خاطر ناتوانی کارگردان و فیلمنامه نویس نیست؛ بلکه میخواد مخاطب خودش بره فکر کنه.
      من اعتقادم اینه که حتی اگه نویسنده ندونسته باشه که این سنت مژدگانی اصلاً جنبه ی روایی هم نداره و واسش فیلم ساخته باشه، بازم فیلم مذهبی و قابل تقدیر ساخته؛ چرا که او همه ی این وقایع رو کنار هم گذاشت تا ایلیای از نماز جماعت فراری و در خیلی امور پنهان کننده ی واقعیات رو به این نتیجه برسونه که باید انسان صافی باشه.
      من فکر میکنم این فیلم اصلاً برای این ساخته نشد که بگه سنت مژده به حضرت زهرا (س) درست هست یا نه، هرچند که حرفهای مامان ایلیا خودش شناسنامه ی داستان فیلم بود ولی میخوام بنویسم، همینقدر که یه فیلمساز رفته سراغ یه اتفاقی که حتی همه جا هم رسم نیست و بسیار عامی و سطح پایینه و ازش نتایج ارزشی و مذهبی گرفته و چیزی که خودش میخواسته رو از دل داستان فیلم در آورده، یعنی ژانر مذهبی و قابل تقدیر بودن.
      به زبون ساده تر، این مهم نیست که آیا این سنت واقعاً درست هست یا نه؟؛ مهم اینه که اگه مثل ایلیایی اونقدر اعتماد داشته باشه به حضرت زهرا (س) و از راهش هم نره، (مثل پنچر کردن ماشین اون بنده ی خدا و بقیه ی شیطنتها) چون اصل توسل با خلوص نیت انجام شده، اگرچه حضرت زهرا (س) اونجوری که ایلیا میخواست قصه رو تموم نکرد اما نتیجه ای به توسلات او داد که خود ایلیا هم میخواست/تشکر به خاطر حوصله ی زیادت عشقی جان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

Sorry. No data so far.

مطالب پربازدید