آقای سیروس شکاری!/این خط، این هم نشون!، اگر امام حسین تا اربعین از تو و خانوادت انتقام منو نگرفت، خودم از فضای مجازی میرم!

مقدمه

نوشته ی حاضر، شرحی مبسوطه از اونچه که در طی این دو هفته، بر من، سید جواد منصوریان و همسرشون گذشت و قصد واقعی من، آگاه کردن شما دوستان در فضای مجازیه تا از پشت پرده های مخوف سایت با تو و شخصیت به شدت مرموز سیروس شکاری، صاحب امتیاز این سایت و چهره ی واقعی اون آدم و آدمهای دور و برش که با مطالعه ی این مطلب، چهره ی واقعی و بدون نقاب اونها رو به دست بدم، تا با اطلاع کافی در جریان واقعیات قرار بگیرید و مخصوصاً بانوان محترم در فضای مجازی، در مورد نزدیک شدن به او و سایتش تجدید نظر کنند؛ هرچند همین حالا هم …
اما از اونجایی که سیروس شکاری تحدید کرده که سایت رو هک میکنه و از طرق غیر قانونی تلفن و آدرس منزل پدری ما رو به دست آورده تا قدرت مخرب و سوء استفاده ی خودش رو از فضای مجازی به رخ بکشه، خواهشمندیم، دوستان از این مطلب افشاگرانه رونوشت (کپی) بگیرند و در فضای مجازی منتشر نمایند.
به نظر شما، سیروس شکاری، شماره و آدرس منزل ما رو از کجا به دست آورده و برای چه قصدی میخواد و منظورش از ایمیل تحدید آمیزی که به من زد، دقیقاً چی بود؟!.
با من همراه باشید، هرچند برای شما دوستان، خاصه بانوان محترم آرزو میکنم، هرگز این انسان خطرناک، به شماره ی تلفن و آدرس منزل شما دسترسی پیدا نکنه و اصولاً نیازی به این کار برای او احساس نشه و الا…
«شاید بهترین شیوه برای مواجه نشدن با او، دور و دورتر شدن از او باشه/هرچند، چنانکه خواهید خوند، حتی اگر به اندازه ی من هم از او دور باشید، باز او به سراغ شما و نوامیس و خانواده ی شما خواهد اومد و بعد، با خیال راحت به کربلای امام حسین مشرف خواهد شد!.
راستی!، اگر شما به جای امام حسین علیه السلام بودید، چنین انسانی رو به خونه تون راه میدادید؟!.
پیشاپیش از شما به خاطر همراهی حقیر و انتشار مطلب سپاسگزارم.

واقعیتهایی در مورد فعالیتها و حواشی به وقوع پیوسته در سایت با تو، در زمان مدیریت کمتر از دو هفته ای سید جواد منصوریان

سلام به همه ی شما بازدید کننده های عزیز و تسلیت ایام شهادت امام حسین علیه السلام.
شاید شماها هم در جریان باشین، یکی دو هفته ی قبل، مدیران سایت با تو،
http://baatoe.ir/
یه اعلامیه منتشر کردن که آقا ما دیگه نمیخوایم سایت داشته باشیم و میخوایم سایت رو واگذار کنیم؛ هر کی مایله بیاد تا سایت رو بهش بدیم، منتها باید ما او رو گزینش و انتخاب کنیم.
پیرو همین اطلاعیه، دوماد ما، سید جواد منصوریان، به یکی از مدیران اون سایت مراجعه کرد و یوزر و پسوردهای سایت رو بعد از تعیین صلاحیتهای لازم از اونها دریافت کرد.
(ایمیلش هم موجوده.)
خوبه در جریان باشین، سیروس شکاری به عنوان صاحب امتیاز سایت، ضمن تشکر از سید جواد، فقط از او خواست تا «محمد حسنی» یعنی من در سایت مدیر سایت نشم و کاری در اداره ی اون سایت نداشته باشم، که او هم به جناب شکاری گفته بود که ایشون ربطی به سایت نخواهد داشت ولی من اگه از شما سایت رو تحویل گرفتم، شما دیگه هیچ حقی در اداره ی سایت نخواهید داشت و میخوام با یه تیم مدیریتی جدید کار کنم و او هم پذیرفته بود و حتی قرار شد که ظرف یکی دو روز آینده، سایت رسماً به نام سید جواد سند زده بشه.
البته لازم به تذکره که در طول مدت زمان تحویل سایت به سید جواد، از طرف او به مدیران سایت، حتی پیشنهاد پول هم شد که خود اونها نخواستند و نپذیرفتند.
قسمت مضحک رفتارهای سیروس شکاری اونجا بود که به خاطر انتقادات زیادی که در مورد اداره ی سایت، توسط مدیران قبلی و کاربران سایت خودش ازش شده بود، از سید جواد منصوریان خواهش کرد تا او مطلبی برای تشکر از سیروس در سایت منتشر کنه!.
کاری که احتمالاً از این به بعد، از امثال علی اصغر حسنپورها زیاد خواهد خواست و عده ای رو هم از نقاط مختلف فضای مجازی گرد خواهد آورد تا در حمایت از او کامنت بنویسند!.
به هر حال، بعد از اون پیشنهاد، سید جواد شروع کرد به فعالیت در اون سایت.
اما چه سایتی؟.
سایتی که بیش از پونزده گیگابایت فایل تو آپلود سنترش بود اما معلوم نبود، چه فایلی مال کدوم مطلبه.
هزار و ششصد مطلب در این سایت بود ولی حتی مشخص نبود، خیلی از مطالبش رو کی نوشته و لینکهای دانلودیش کجاست.
گویا مدیرای قبلی این سایت، چون از سایت داری پشیمون شده بودن، زده بودن با دست خودشون سایت رو ناقص کرده بودن.
خیلی از شما هم میدونین، گروه مدیریتی اونها، متشکل از سیروس شکاری، محسن نادر لو، غفور نادری و بقیه، حتی با هم دچار اختلافات شدید شده بودند و معلوم نبود کی و چرا این سایت رو اینطوری ناقص کرده بود.
من در همون براوردهای اولیه هم به آقا سید متذکر شدم که این سایت یا باید شاهد حذف چندین یا شاید چند ده و چند صد مطالب خودش باشه، یا هم اینکه میبایست فراخوانی منتشر کنی و از نویسندگان هزار و ششصد مطلب قبلی بخوای که بیان دونه دونه مطالب خودشون رو درست کنن؛ یعنی وضع در این سایت تا این حد وخیم و خراب بود.
جالبه، اون وقت، انتظار تشکر هم داشتند!.
به هر حال، همون ساعتهای اولی که سایت تحویل سید جواد شد، در مطلب تودیع و معارفه ی مدیران قبلی و جدید، آقای غفور نادری، (از مدیران سابق سایت) کامنتی سراسر انتقاد از سیروس شکاری برای سایت فرستاد که تلاش کرده بود، علت نارضایتی خودش رو از او برای بقیه آشکار کنه اما از اونجایی که گروه مدیریتی سید جواد به سایت وارد شده بود و هر اتفاق تازه ای در سایت، به درستی به پای او نوشته میشد، ضمن همه ی احترامی که برای آقای نادری به عنوان جانباز شریف دفاع مقدس قائل بود، دیدگاه او رو حذف کرد و به ایشون تذکر داد که دوست عزیز، ما کاری به اختلافات ما بین شما نداریم و نیت ما هم قضاوت کردن در مورد اونچه به ما مربوط نمیشه نیست؛ خواهش میکنم اختلافات سلایق خودتون رو در جای دیگه حل و فصل بفرمایید.
سید میتونست با سیاست سوار شدن به موج مخالفان مدیر قبلی سایت، (سیروس شکاری) چنانکه در خیلی از جاها مرسومه اونها رو به سمت خودشون بکشونه و بهانه ی این رو هم داشت؛ چرا که به هر حال، درسته به رایگان اما یه سایت درب و داغون و با مشکلات فنی لا ینحل فراوون رو تحویل گرفته بود اما نجابت به خرج داد و سعی کرد تا به معنی واقعی به مخاطبین و کاربران اون سایت احترام گذاشته باشه و نفر سوم دعواهای اونها نباشه.
جالبه بدونین، همون روزهای اول، بعضی از دوستان آقای غفور نادری، (امثال جناب نادر لو) با سید جواد تماس گرفتند و از این کار او انتقاد کردند ولی سید به اونها توضیح داد که ببینین دوستان، من بین شما نبودم و نمیدونم میون شما دقیقاً چه اتفاقی رخ داده.
قصدم هم توهین به کسی نیست اما شما میدونین اگه بخوام اجازه بدم، کسی، دوستی، عزیزی، برادری در مورد گذشته ی سایت چیزی بنویسه، مطمئناً مخالف او هم این حق رو از من میخواد که از خودش دفاع کنه؛ در نتیجه سایت به هرج و مرج کشیده خواهد شد.
پس چه بهتر که این مسائل رو در جای دیگه ای حل کنید.
ضمن اینکه دیگه این بحثها مشکلی رو از مشکلات فعلی سایت حل نخواهد کرد و همه باید دستهامونو به هم بدیم و سایت رو از نو بسازیم و البته که این استدلال هم از طرف اون دوستانی که معترض شده بودند پذیرفته شد؛ چون خداییش حرف حساب بود و طرف کسی رو نگرفته بود.
دو روز بعد، دوستی که یادم نیست اسمش چی بود، کامنتی برای علی اصغر حسنپور نوشته و با او شوخی کرده بود.
سید جواد، با توجه به جدیتی که در کار سایت داشت و شوخیهای خارج از عرف و بی محتوا رو برنمیتافت، از تعیید اون دیدگاه خود داری کرد و بدون توهین یا جوابی به کسی، فقط اون کامنت در حال انتظار رو به زباله دان سایت منتقل کرد اما همین سلیقه ی مدیریتی که درش نه توهینی به کسی بود و نه جای هیچ بحثی، چرا که او از اختیارات مدیریتی و آزادی سلیقه ی خودش استفاده کرده بود و قطعاً هیچکس هم به جز نویسنده ی اون کامنت متوجه موضوع نمیشد تا خدایی ناکرده جلوی دیگران شرمنده بشه اما همین ماجرای بی اهمیت، باعث دشمنی این بچه ی پونزده شونزده ساله با سید جواد شد.
استدلال او این بود که تو چرا کامنتی رو که برای من فرستاده شده رو حذف کردی؟.
آیا واقعاً علی اصغر حسنپور نمیدونست که مدیریت در این سایت تغییر کرده و او هر طور که قانون سایت بهش اجازه بده و محدودش نکنه میتونه سایت رو مدیریت کنه؟!.
در این حین، «مهدی عزیز زاده» که به خاطر مسائل سال قبل با من مشکلاتی رو داشت و یه کاربر جزء سایت با تو به حساب میومد، با انتشار نوشته ای در اسکایپ، با این محتوا که کاربری که با نام «آرام» در حال انتشار مطالبی برای شماست، همون خواهر محمد حسنی و همسر سید جواد منصوریانه؛ در نتیجه محمد حسنی پشت صحنه ی این سایته!.
خدا میدونه، من همون موقع میخواستم بیانیه ای در اون سایت یا سایت کشور عشق منتشر کنم و توضیح بدم، آخه منی که سایت خودم (کشور عشق) هنوز ده ها لینک خراب داره، از اون گذشته، دم محرمه و من باید به فکر مطالب ویژه ی محرمم باشم، به علاوه ی اینکه اون روزها، ایام دفاع مقدس هم بود و برای من مدیر سایت مذهبی انقلابی، اینطور روزها، به عنوان ایام پر کار محسوب میشه که دیدین، مطلب هفتاد و شیش آهنگ دفاع مقدسی رو نوشتم و نزدیک به پنجاه تا لینک رو درست کردم.
باید برای سه تا مداح شعر محرمی آماده میکردم و کلی کار دیگه.
حالا خودتون قضاوت کنین، چنین آدمی چه طوری وقت میکنه پشت صحنه ی یه سایت درب و داغون و بی در و پیکری که نه معلوم بود لینکهاش کجاست، نه معلوم بود چه فایلی مال چه مطلبیه و نه اصلاً معلوم بود خیلی از مطالب رو کی نوشته رو اداره کنه؟!.
به هر جهت، هر چی که بود، انتشار پیام به اصطلاح انتقامجویانه ی مهدی عزیز زاده در اسکایپ، این بچه ی بسیار بی تجربه رو واداشت تا در سایت، بی ادبیهایی رو مرتکب بشه و حرفهای مهدی عزیز زاده رو که نه به او و نه به علی اصغر حسنپور هیچ ربطی نداشت رو تکرار کنه که با تماس تلفنی سید جواد به او، مسأله تا حدی ختم شد.

علت موش دووندن مهدی عزیز زاده در دعوایی که هیچ ربطی به او نداشت

اینکه اختلاف من با مهدی عزیز زاده در چه موردی بود رو همه در جریانید.
سال قبل، من تصمیم گرفتم تا سایت رو خودم به تنهایی مدیریت کنم و بنا به اختیاری که داشتم و مالکیت سایت کشور عشق، (همین سایت) به من اجازه میداد، ایشون و بیست و چند کاربر دیگه رو از نوشتن مطلب در این سایت منع کردم و این اختیار رو ضمن انتشار مطلبی و تشکر از اونها به خاطر زحماتی که برای سایت کشیدند، از اونها گرفتم.
اتفاقاً خدا رو شکر، غیر از این آقا، هیچ کاربر دیگه ای هم به این وضع معترض نشد و حق هم همین بود؛ چرا که سایت خودم بود و اختیارش رو هم داشتم.
کما اینکه مثلاً در همین سایت با تو هم زیاد پیش اومده بود که کسی توسط سیروس شکاری مدیر یا عزل بشه؛ مثلاً همین غفور نادری و بقیه.
این اتفاق، در سایت شب روشن هم مسبوق به سابقه بود و مثلاً سعید پناهی، مهدی سعادت رو که حتی بیست قسمت سریال تی تی اسها هم دل دارند رو ساخته بود، به هر دلیلی که به خودش مربوط میشه از مدیریت سایت خلع کرد.
یا همین بحثهای اخیر مجتبی خادمی و شهروز حسینی که همه در جریانید و البته مسأله ی درون سایتی خودشونه و به خودشون هم مربوطه که چی بود و چی شد و قصد من، فقط این بود که با آوردن مثال، نشون بدم که این یه اتفاق طبیعیه که در هر سایتی ممکنه بیفته و قانون هم از مدیر و صاحب امتیاز سایت حمایت میکنه؛ چرا که صراحتاً نوشته که هر چیزی که در سایت اعم از مطالب، کامنتها و غیره نوشته بشه، مسؤولیتش به عهده ی صاحب امتیاز سایته اما متأسفانه آقای عزیز زاده، ضمن انتشار فایلی دروغین در سایت شب روشن، که بعدها هم همین فایل باعث مسدود شدن اکانتشون در رپید پارس شد و اون اتفاقات و ضرر سیصد هزار تومنی برای اون سایت رو درست کرد، و انتشار مطلبی، سراسر کذب و دروغ و تهمت و افترا، که بله، من با سایت شب روشن هیچ مشکلی نداشتم و این محمد حسنی بوده که با دروغهاش من رو فریب داده و غیره، از اونها عذر خواهی کرد و فعالیتش رو مجدداً در اون سایت، با دزدیدن مطالب سایت ما از سر گرفت و متأسفانه قسمت کامنتهای اون سایت، به محلی برای فحاشی و توهین به خانواده ی من تبدیل شد که اسنادش هم موجوده.
او این دروغها رو در حالی میگفت، که در زمان مدیریتش در سایت کشور عشق، آزادانه در سایت شب روشن مطلب مینوشت و ما هم هیچ محدودیتی برای فعالیت او در هیچ سایتی قائل نشدیم.
از این گذشته، اتفاقاً این خود او بود که فقط یک هفته مونده به اخراجش از سایت، در ایمیلی به من پیشنهاد داد تا با راه انداختن دعوایی سوری بین من و ایشون، زمینه رو برای تحرکات و دخالتهای شب روشنیها در دعوای ما فراهم کنه و بعد از اینکه اونها مداخله کردند، مهدی عزیز زاده در جواب اونها بنویسه که موضوع ما کشور عشقیها امری خانوادگیه و به خودمون مربوطه اما من این پیشنهاد او رو رد کردم.
(اسناد این ادعا موجودند و مدیران سایت شب روشنی در صورت تمایل میتوانند درخواست کنند تا ایمیل مهدی عزیز زاده براشون ارسال بشه.)
من البته بعد از سه ماه تحمل کردن این توهینات، طی دو نامه، به سعید پناهی، مدیر اون سایت، ضمن خطا بودن راهی که در پیش گرفتند، با نهایت احترام نوشتم که شما هم در کار اشتباه او شریک هستید؛ چرا که سایت شما به جولانگاهی برای سرقت مطالب سایت ما و همچنین توهین به خانواده ی من تبدیل شده اما متأسفانه ایشون نه تنها هیچ پاسخی به بنده ندادند، بلکه هیچ تغییری هم در رویه ی اونها ایجاد نشد؛ تا اینکه من طی مطلبی در سایت کشور عشق، به مدیران سایت شب روشن هشدار دادم که سه ماهه دارم تو سایت شما در مورد خودم هم سرقت مطالب سایتم رو میبینم و هم توهینهاتون رو تحمل میکنم و من فکر نمیکنم که ملزم به تحمل این وضع باشم.
چنانچه تا دو هفته ی دیگه این رویه تغییر نکنه، من هم واکنش نشون خواهم داد و اتفاقاً اگه شما هم اون مطلب رو ببینید، تصدیق خواهید کرد که هیچ توهینی به اونها نشده بود و نوشته ی من، با نهایت احترام نسبت به اونها تنظیم شده بود ولی گویا سعید پناهی، به مهدی عزیز زاده مأموریت داده بود تا به من ایمیل بزنه و هرچه از دهانش در میاد، از جمله «بی غیرت» خطاب کردن من و توهینات دیگه و حتی تحدید به هک شدن سایت توسط امیر رضا رمضانی مدیر اون سایت از خجالتم در بیاد و بارها از من بخواد که اگه عرضه و لیاقت دارم جوابشون رو بدم تا معلوم بشه کی حاضره از من پشتیبانی کنه.
این رو که سعید پناهی به او مأموریت داده بود رو از این جهت مینویسم، چرا که ایمیلهای مهدی عزیز زاده، با عنوان «مأموریتهای ابلاغی آقای پناهی» به من ارسال میشدند.
به هر ترتیب، بعد از یک هفته از مهلت دو هفته ای و سیل ایمیلهای توهین آمیز مهدی عزیز زاده و ادامه ی سریال توهینات او در سایت شب روشن و سرقت مطالب سایت، طی مشورتهایی که با بعضیها، از جمله احمد فتحی که بعدها در حمایت از سایت شب روشن نه تنها علیه من کامنت نوشت، بلکه به اونها کمک مالی هم کرد؛ من هم جوابیه ای برای مهدی عزیز زاده و تحریکاتی که او بر علیه سایت شب روشن توسط ایمیل به من و غیره انجام میداد رو در فایلی صوتی برشمردم و حتی به شب روشنیها هم متذکر شدم که چنانچه بخوان، ایمیلهای او رو میتونم به عنوان سند ادعاهام در اختیارشون بذارم.

ماجرایی که بعدها به انتشار اسرار خصوصی مهدی عزیز زاده در سایت کشور عشق معروف شد چه بود؟

البته ظاهراً نکته ای که خیلی در فضای مجازی سر و صدا کرد و مثل بمب در این فضا منفجر شد، مسأله ی ادعای مهدی عزیز زاده در مورد بدکاره خوندن همسر سابقش توسط خود او و سلب مشروعیت تلویحی از دختر به جا مونده از اون ازدواج ناکام بود.
من لازمه در این خصوص توضیحی رو بنویسم که خواهش میکنم، همه توجه داشته باشند:
ببینید دوستان، آقای مهدی عزیز زاده، در یکی از مطالب مربوط به ایام نوروز سال ۱۳۹۴ و زمانی که هم در سایت ما «کشور عشق» و هم در سایت شب روشن فعالیت میکرد، در قسمت کامنتها از این نوشت که دلش از مجردیش گرفته و خیلی احساس تنهایی میکنه.
بعد شروع کرد به به قول خودش، درد دل کردن در مورد شکست در تجربه ی ازدواج قبلیش که بله، حوالی سال ۱۳۸۴ یا ۱۳۸۵ با خانمی به خاطر هوا و هوس و نه از روی عقلانیت ازدواج کرده و بعد از مدتی که خداوند به اونها دختری به نام مریم خانم داده، فهمیده که همسرش او رو دوست نداره و حتی مادر او (مهدی عزیز زاده) که به تعبیر خود مهدی زنی بیسواده هم متوجه روابط پنهان همسرش با مردان اجنبی شده و اینکه خیلی در خانواده تنهاست و غیره.
پس، تا اینجای ماجرا، من رازی رو از کسی فاش نکردم و دقیقاً در فایلی که بعدها در پاسخ به اتهامات مهدی عزیز زاده از خودم در فضای مجازی منتشر کردم، در واقع به چیزی استناد کردم که خود مهدی عزیز زاده با دست خودش در کمال صحت و سلامت عقل در سایت شب روشن منتشر کرده بوده و رازی از او توسط من افشا نشده که بعدها و از جمله حالا توسط سیروس شکاری و دیگران به پیراهن عثمان تبدیل بشه.
یکی دو روز بعد از این افشای اسرار خانوادگی مهدی عزیز زاده و یا شاید هم افترا بستن او به همسر سابقش، من که این کامنت رو در اون سایت از او دیدم، به او ایمیل زدم و نوشتم که به هر حال، آقا مهدی، اینها اسرار خانوادگی شما هستند و جایی در فضای مجازی ندارند.
هیچکس همسر سابق شما رو نمیشناسه ولی این افشاگری نهایتاً شما رو در بین دیگران خراب خواهد کرد که مسائل خصوصی خانوادگیتون رو در فضای مجازی منتشر میکنین.
و در واقع استناد من در اون فایل هم به همین نکته بود که دیگرانی که دروغهای مهدی عزیز زاده در مورد من و سایت شب روشن رو در اون سایت میبینند یادشون باشه که این مهدی عزیز زاده، همون مهدی عزیز زاده ایه که در مورد خانواده ی خودش اینطور بیپروا اظهار نظر میکنه و با اینکه درست یا غلط، خوب یا بد، از اون خانم یه دختر داره ولی حتی حرمت دختر خودش رو هم نگه نمیداره که بعدها ممکنه دیگران چطوری به او نگاه کنند.
توضیح اینکه اولاً نکته ای که من روی اون دست گذاشتم، شرعاً و عرفاً مصداق افشاگری نیست، چون افشاگری یعنی اینکه شما مطلبی رو فاش کنید که دیگران از او خبر ندارند یا در دید عوام نباشه اما وقتی موضوعی همه فهم شد، یا در دسترس عموم قرار گرفت، حتی اگر یاد آوری اون هم باعث اطلاع عده ی جدیدی بشه، باز مصداق افشاگری نیست.
لازم به تذکره که سایت شب روشن، اون روزها حدود دویست نفر بازدید کننده ی روزانه داشت که هر کدوم از اونها این امکان رو داشتند تا افشاگری مهدی عزیز زاده علیه خانواده ی خودش رو در اون سایت بخونند و به دیگران هم اطلاع بدند؛ هرچند که اون کامنتها، نهایتاً یکی دو روز بعد و با پیگیریها و ایمیلهای خود من به مهدی عزیز زاده که هنوز هم موجودند و درخواستهای مکرر او از سعید پناهی از سایت شب روشن حذف شدند.
ثانیاً علم حقوق به درستی فرض رو بر پاکی همه میگذاره، مگه اینکه خلاف این ادعا ثابت بشه.
سؤال اینجاست، وقتی مهدی عزیز زاده به خودش اجازه میده تا در مورد اونچه بین من و او اتفاق افتاده (که نیفتاده) و اونچه که تحریکات من نسبت به ایشون و جدا کردن او از سایت شب روشن میخونه بدون ارائه ی هیچ سندی دروغ بگه، آیا من حق ندارم روی نکته ای که همه میتونستن و عده ی زیادی هم قطعاً از اون اطلاع دارند، یعنی بدگویی مهدی عزیز زاده از خانواده ی خودش در فضای مجازی دست بذارم تا ثابت کنم، شهادت او در مورد دروغهای نسبت داده شده به من مورد قبول و مسموع نیست؟.

در مورد دشمنی علی سعد الله خوانی با من

واللاه راستش من نمیدونم این آقا که ادعا میکنه از بچه های جبهه و جنگه و خواهرش هم همسر شهیده با من چرا و از چه جهت مشکل داره و به خدا رابطه ی خصوصی من با او تا قبل از ماجرای مهدی عزیز زاده، همیشه همراه با احترام پدر و پسری بوده و اتفاقاً خود او هم تصمیم به کمک مالی به سایت ما داشت، که من به خاطر اینکه واقعاً در اون مقطع هیچگونه مسأله ی مالی ای نداشتیم و الآن هم ب حمد الله نداریم از او نپذیرفتم ولی به ناگاه دیدم که او ابتدا تلویحاً در کامنتی در سایت شب روشن به من حمله کرد و بعد از ایمیل همراه با احترام من به او، که هنوز هم موجوده و من به خاطر رعایت حفظ حرمتها اون رو منتشر نمیکنم، طی جوابیه ای من رو با ابن ملجم مرادی و خوارج قیاس کرد و گناه پارازیت انداختن روی شبکه های مستهجن ماهواره ای رو هم به گردن من انداخت!.
دقت داشته باشید، گناه پارازیت انداختن روی شبکه های مستهجن ماهواره ای!.
یعنی اینکه اولاً این کار گناهه! و ثانیاً اینکه من این گناه رو دارم مرتکب میشم!.
جالب هم اینه که حتی قتل حضرت علی علیه السلام رو هم به گردن من انداخت و نوشت که تو (یعنی من محمد حسنی) علی علیه السلام رو شهید کردی!!!.
اما نکته ی جالبتر اینکه برای من نوشت که اگر وجدان داشتم، با شنیدن اسم خانم پریسا جهانشاهی رنگم میپرید یا چیزی شبیه به این!!!.
میبینید دوستان، گناهان من عبارتند از:

  1. پارازیت انداختن روی شبکه های ماهواره ای،
  2. قتل حضرت علی علیه السلام،
  3. و در نهایت،

  4. نپریدن رنگم با شنیدن نام خانم پریسا جهانشاهی!!!.

الآن شما خودتون قضاوت کنین، دقیقاً من قبلاً با کیا میرفتم پیکنیک!.
من به اینجا که میرسه، ب لا درنگ، به یاد این ضرب المثل میفتم که میگه: از پریدنهای رنگ و از تپیدنهای دل، عاشق بیچاره هرجا هست رسوا میشود!!!.
شما رو به خدا توجه کنین!، یک ساله که ایشون هر جا اسم من رو تو فضای مجازی میبینه یا مثل سایت شب روشن واسم فحش ناموسی مینویسه، طوری که بهنام نصیری، از دشمن ترین دشمنان من هم برای حفظ ظاهر و حفظ وجهه ی سایت شب روشن میاد و به او انتقاد میکنه، یا هم اینکه مثل مسأله ی اخیر در سایت با تو، زیر پای سیروس شکاری مینشینه که چون سید جواد منصوریان داماد محمد حسنیه، شده سایت با تو رو هک کنی و به همسر سید جواد منصوریان که عضوی از اعضای خانواده ی محمد حسنیه رکیکترین الفاظ رو بنویسی بنویس اما فقط جلوی محمد حسنی رو و لو اگه مطمئن هم نیستی که او پشت صحنه ی سایت با تو هست رو بگیر!.
ببینید دشمنی کسی که ادعا میکنه بچه ی جبههست و پنجاه شصت سال هم از عمرش رفته و بچه هاش هم حتی از من بزرگترن و خودش رو داماد شهید میخونه و اسم خودش رو هم گذاشته کربلایی با من سر چه چیزهای پوچ و عبثیه؟.
ببینین من برای حفظ سایت خودم و اینکه سرم فقط به کار خودمه و به کسی هم کار ندارم، باید چه چیزهایی رو تحمل کنم؟!.
خب آقای سعد الله خوانی عزیز!، کربلایی!، بچه ی جبهه و جنگ!، خانواده ی شهید!، مایه دار!، پولدار!، اولاً «گناه!» پارازیت انداختن روی شبکه های ماهواره ای چه ربطی به من داره؟!.
ثانیاً قتل امیر المؤمنین علی علیه السلام چه دخلی به من داره؟!.
ثالثاً، مگه شنیدن اسم خانم پریسا جهانشاهی و نپریدن رنگ من به تو مربوطه هان؟!.
اصلاً شما کی و چه کاره ی خانم جهانشاهی هستی که در مورد ایشون به من ایمیل میزنی و حق خودت میدونی که به بهانه ی حمایت از او به نوامیس من فحاشی کنی؟!.
رابعاً آیا خانم جهانشاهی امام زمان شما و نوامیس من در حکم شمر و یزید و غیره هستند که شما به خودتون اجازه ی دهن درندگی میدید؟!.
اجازه بدید، حالا که به کار به اینجا رسید، من به شما یه سند نشون بدم:
شما همیشه به من میگفتید که اعتراض ما به مجتبی خادمی و سایت گوش کن در مورد توهین به حضرت علی علیه السلام کار درستی بوده و اگه شما هم در اون زمان در فضای مجازی حاضر بودید همین کار رو میکردید، درسته؟!.
امیدوارم مرد همیشه سر حرف خودش بمونه.
پس لطفاً این کامنت خانم پریسا جهانشاهی رو هم ببینید که در حمایت از توهین به حضرت علی علیه السلام در سایت گوش کن نوشته رو تا در مورد کسی که به حضرت زینبتون تبدیل شده و به خاطر حمایت از او، آنچنان احساس تکلیف میکنید که از هر توهینی و لو توهین ناموسی به من در سایت شب روشن هم دریغ نمیورزید.

«۵۵
پریسا
میگه:
دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۰:۵۴
سلام.
رفتم مزخرفاتشون رو دیدم.
در مورد این ها مثالی هست.
خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی!
حرف در وصفشون زیاده ولی من نمیگم. ارزش اینجا بالاتره از توصیف این…
بگذریم. من زیاد بلد نیستم ئعنی خیلی دلم می خواد بدونم حالا چیکار میشه کنیم که اینجا همینطور که پیش رفت پیش بره و درضمن دردسر های این مدلی متوجه آقای خادمی
نباشه؟ من باورم نمیشه راهی نباشه. حتما۱راهی هست. حتما هست. باید باشه. اگر راهی باشه من هستم. معذرت می خوام الان تمرکزم کمی…
من خیلی خودخواهم. اینقدر که حالا بیشتر از۲روز پیش توی دلم اصرار دارم اینجا چند مدیریتی نشه. نباید این کامنت رو می ذاشتم ولی…»

«۵۵٫۱٫۱
پریسا
میگه:
دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۵:۲۶
سلام دوست عزیز.
داستانش درازه. چجوری بگم که فردا دهن کثیفشون باز نشه نگن که اسم سایت ما رو بردید؟ می ترسم حرفی بزنم واسه آقای خادمی دردسر درست کنم. راستش اینه که۱سری زبون
نفهم که به هیچ صراطی مستقیم نیستن خیال فرمودن تمام دنیا ارث باباشونه و می خوان تمامش رو هر طور سلیقه آشغالشون می کشه بسازن و هر کسی برخلاف میلشون باشه
میگن یا عوض شو یا برو دیده نشو. این وسط۱عده روانپریش تیمارستانی هم از این فرصت واسه روانیبازی و ارضای عقده های نکبتشون استفاده می کنن و نتیجهش میشه اینکه
به جای اینکه اون جماعت رو ببرن تیمارستان، آقای خادمی رو می خوان دادستانی و الان اینجا شلوغ بازی راه میندازن. من تا الان اینجا اینطور بد حرف نزده بودم اگر
این کامنتم حذف بشه هیچ تعجب نمی کنم. معذرت می خوام بچه ها خیلی معذرت می خوام.»

http://gooshkon.ir/1393/06/%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%87-%db%8c-%d9%85%d9%87%d9%85-%da%af%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%86%d8%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad/#comments

خب، جناب سعد الله خانی!، حالا بازم از خانم پریسا جهانشاهی جوری دفاع میکنین که چرا رنگ مثل منی با شنیدن اسم مثل ایشونی نمیپره؟!.
ولی نه، حتی خانم جهانشاهی هم بهانهست؛ چون دوستی من با شما به بعد از این ماجراها برمیگرده یاد آوری این کامنتها رو برای تنبیه خانم جهانشاهی لازم میدونم، چرا که او حالا متوجه میشه که به هر حال، اینکه ایشون برن با آقای سعد الله خانی جلسه بذارن و ایشون رو تحریک کنند تا بیاد برای من ایمیل توهین آمیز بنویسه و در سایت شب روشن فحاشی کنه، به هر حال عواقب اینطوری هم داره!.
خانم جهانشاهی!، حالا بازم بردار واسه ی ما کامنت بنویس که واگذارتون میکنم به حضرت زهرا (س) ولی یادت باشه که حضرت زهرا همسر همون حضرت علی علیه السلامیه که مثل تویی به مدافعین ایشون که با آبروشون علیه توهین به او جهاد کرده بودند فحاشی کردی و این هم کامنتهاته.
همچنین فراموش نکن که اگه مثل منی جواب توهینات مثل تویی رو نمیدم که این بالا برای من، غفور نادری و بقیه نوشتی و البته این توهینها شامل خود آقای سعد الله خانی هم میشه، چرا که ظاهراً اگه او هم بود، از ما حمایت میکرد، به خاطر علی علیه السلام و زهرا سلام الله علیهاییه که تو ما رو به اونها واگذار کردی و الا جواب موشک موشکه.
وقتی میری با علی سعد الله خانی جلسه میذاری که بیاد به ما فحش بده، وقتی میری امثال مهدی سعادت رو تحریک میکنی که تو سایت ما فعالیت نکنه، وقتی ایجاد فتنه و بدگویی میکنی، انتظار نداشته باش، لا اقل تو سایت ننویسم که کی هستی و چه کاره ای!.
حالا بگذر از جواب توهینها و فحاشیهات که خود خدا باهات به جای من حساب میکنه!.
من نه جواب فحشهای تویی رو که یه زنی رو میدم، که شأن من بالاتر از دهن به دهن شدن با مثل توه، نه به اون مرید سینه چاکت علی سعد الله خانی پاسخ فحاشیهاشو میدم.
امیدوارم که تا دنیا دنیاست، شما با شنیدن اسم آقای سعد الله خانی و ایشون هم با شنیدن اسم شما رنگتون بپره و رنگارنگ بشین ولی من هیچ حس عذاب وجدانی در مورد شما ندارم و هیچ حس دیگه ای هم نخواهم داشت.
اگر انتظاری هست، لطفاً از آقای سعد الله خانی داشته باشید، نه من!.

آقای سعد الله خانی!، اینجا فضای مجازیه و هر کسی ممکنه هر ادعایی بکنه و من نمیدونم تو واقعاً دوماد شهید هستی یا نه اما جواب همه ی اهانتهایی که به خانوادم کردی و همه ی تحریکات به نا حقی که پشت سر خودم و خانوادم روا داشتی رو به حرمت شهیدتون نمیدم ولی مطمئن باش، روز قیامت یخه ی خودت رو نه، یخه ی شهیدتون رو میگیرم و ازش به حضرت زهرا سلام الله علیها شکایت میکنم که اولاً مگه خانواده ی من با تو چه کار کرده بودن که بهشون توهین کردی و این رفتارها رو در پیش گرفتی و ثانیاً اینکه در جواب واگذار کردن مثل تویی به اون شهید چه برخوردی از طرف شهیدتون با تو صورت گرفته.
بالاخره من هم میتونم به خواهر تو که زن شهیده فحش بدم و هم آدرس ایمیلت رو دارم و هم شماره ی تلفن همراهی رو که خودت یا مهدی عزیز زاده قبلاً بهم دادین رو اما من به حرمت شهید این کار رو که حق مسلمم هم هست رو نمیکنم، چرا که خواهر تو یا مادر تو، همسر و مادر همسر شهیدن اما اگه شهیدتون که من معتقدم زندهست و قدرت داره حقم رو ازت نگیره، ازش به حضرت زهرا شکایت میکنم/دیگه او میدونه و شهیدتون؛ چون برای مثل منی که ادعای بچه مذهبی بودنم میشه زشت و قبیحه که به زن شهید فحش بدم.
برو ان شا الله حضرت زهرا جوابت رو بده و لعنت به من اگه نده/لعنت…

اما آخر قصه ی سایت با تو و موضوع فحاشی در سایت با تو به خانواده ی ما و نحوه ی پس گرفتن سایت از داماد ما، سید جواد منصوریان

به خدا قسم، تا همین چهار پنج روز قبل هم قرار بود سایت با تو توسط صاحب اون سایت، (سیروس شکاری) به نام داماد ما سید جواد منصوریان طبق قرار قبلی سند بخوره و حتی هم سید جواد مبلغ هشت هزار تومن پول انتقال رو به اگر اشتباه نکنم، سایت آی آر نیک که مسؤولیت ثبت دامنه های اینترنتی رو به عهده داره رو پرداخت کرده بود و هم واقعاً مقدمات این کار فراهم شده بود و خود سیروس هم به اونها در مورد این انتقال مالکیت تماس گرفته و هماهنگ کرده بود و هیچ مشکلی هم وجود نداشت اما ظاهراً بدگوییهای امثال مهدی عزیز زاده ها، علی اصغر حسنپورها و همچنین جناب کربلایی دوماد شهید و بچه ی جبهه و جنگ، علی سعد الله خانیها بالاخره کار خودش رو کرد و نهایتاً سیروس شکاری برای ارسال مدارکش و نهایی کردن انتقال دامنه به نام سید جواد امروز و فردا کرد و بعد از مدتها پاسخ ندادنش به تماسهای سید جواد، با حالتی سؤال بر انگیز گفت: «خب تو اصلاً چرا میخوای سایت رو به نام خودت کنی؟!.»
به قول اون بنده ی خدا، صبح به خیر ایران!/گویا واقعاً آقای شکاری بعد از این همه کش و قوس در مورد سایت با تو، هنوز متوجه نشده بود که سایت رو با دست خودش و لو بدون دریافت مبلغی پول اما به هر حال، به سید جواد منصوریان واگذار کرده بود!.
خدا میدونه ما نه به خاطر به قول خودش هک کردن سایت با تو توسط سیروس (که البته دروغ میگه) چون خودمون ایمیلهای درخواست پسوردهای جدید برای اف تی پیهای سایتش رو در ایمیل سایت با تو دیدیم و همچنین پاسخی که مرکز پارس آنلاین یا اسمی شبیه به این، که هاست سایت با تو مال اونجاست رو، هرچند که سر همین قضیه ی به قول خودش هک کردن سایت با تو هم با او حرف داریم اما اون چیزی که ما رو ناراحت کرده و باعث شده او رو هرگز نبخشیم و به خدا و امام حسین علیه السلام واگذاریم اینه که آقای شکاری!، تو که میخواستی سایتت رو پس بگیری، فحاشیهای ناموسی خودت و آدمهات مال چی بود؟!.
واقعیت اینه که یک روز قبل از از دسترس خارج کردن سایت توسط سیروس شکاری و عوض کردن یوزرها و پسوردهای سایت، کاربری با نام مستعار امیر، طی کامنتی به شدت توهین آمیز، هر آنچه که از دهانش در اومده بود و حتی من نمیتونم به طور سربسته و تلویحی هم به محتوای اون اشاره کنم، به خانواده ی ما زشت ترین الفاظ رو نسبت داده بود!.
چرا؟!، به خدا نمیدونم.
کاش لا اقل انگیزش از این حرکت زشت و غیر اخلاقیش رو نوشته بود تا میدونستیم چی از ما میخواد و پای چی داره اینقدر میسوزه.

حرفهای من با کسی که بی هیچ دلیلی اومده بود این فحاشیها رو در سایت با تو انجام داده بود

من واقعاً دلم میخواد به اون دوستی که این کار رو انجام داده، از ته دل آفرین بگم!.
تعجب نکنین!، نوشتن چنین کامنت به شدت توهین آمیز و بسیار زشت، واقعاً شجاعت میخواد که مثل منی اذعان میکنم اون رو ندارم.
اما دوست عزیز، من از شما یه درخواست هم دارم که میدونم از انسان شجاعی مثل تو حتماً برمیاد:
ببین داداش، (البته اگه انسان بزدل و از خدا ترسی رو لایق داداش کوچیکه ی خودت بودن میدونی) تو فقط یه کاری کن.
اگه بعد از این فحاشیهای به شدت زشتی که حتی شرم میکنم بنویسم به صورت سربسته که چی نوشته بودی، رنگ خوشی رو دیدی و خدا هیچ کاری باهات نداشت، نه نماز بخون و نه روزه بگیر.
البته من میدونم انسان دریده ای مثل تو که شرم رو خورده و حیا رو هم قورت داده، مطمئناً نمیدونه نماز و روزه رو با چه ز ای مینویسند ولی باز هم اشکالی نداره.
اینبار با مسؤولیت من نه نماز بخون و نه روزه بگیر.
البته مشروط به اینکه خدا تقاسش رو ازت نگیره؛ چرا که من تو رو به خدا و امام حسین واگذار کردم.
من حیا میکنم واست جواب بنویسم و از خدا هم حیا میکنم اما از تو چه پنهان، خدایی که اینقدر بی عرضهست که نمیتونه حتی تقاس منو از تو که مثل خودم یه نابینایی رو بگیره، نماز و روزه میخواد چه کار؟!.
به خود خدا قسم تو فکر میکنی که با فیلتر شکن میای و فحش میدی و میری.
مطمئن باش، هم دستی که باهاش فحش مینویسی، هم زمینی که روش میشینی و فحش میدی، هم فرشته های خدا، هم امام زمان، هم پیغمبر و هم خود خدا در روز جزا گواهی و شهادت میدند که تو در فلان ساعت و فلان تاریخ فلان فحاشی رو به من و خانوادم کردی.
من خیلی از خدا عمر نگرفتم و فکر میکنم بیست و هفت سال عمر زیادی نسبت به سن یه انسان نیست اما تو این بیست و هفت سال عمری که از خدا گرفتم، با وجود اینکه اعتراف میکنم هیچوقت نسبت به او مؤمن و بنده ی واقعی نبودم اما این رو فهمیدم که او هم میبینه، هم میزنه.
اگه تا حالا ازش نخوردی بدون بزرگواریش بوده که نزدتت و الا همونجوری که مثل من نابینات کرده، میتونه طوری تو سرت بزنه که صدات تو همه ی دنیا پخش بشه.
باشه قبول، تو راست میگی، تو با فیلتر شکن یا بدون فیلتر شکن اومدی و نوشتی و رفتی و من هم نفهمیدم و ما هم نفهمیدیم که تو کی بودی.
سیروس شکاری هم فقط بیست و چهار ساعت بعد از فحاشی تو زد زیر همه ی قرارهاش با سید جواد و بر خلاف همه ی قول و قرارها اول گفت سایت رو میخواد، بعد هم چون سید جواد داشت با پلیس فتا صحبت میکرد تا یه رونوشت از کامنتت بگیره و به پلیس فتا بده تا پیگیری کنن و سیروس هم اینو فهمید یا حدس زد، سایت رو از دسترس خارج کرد و حالایی هم که آورده بالا، اونطوری که خودش میگه، کامنت پاک شده و ظاهراً سایت با تو جن داره و این جن هم چند ماه قبل فایلهای دانلودی سایت رو پاک کرده و حالا هم کامنت توهین آمیز تو رو نسبت به نوامیس و خانواده ی ما و ما، عملاً نمیتونیم از سایت با تو و سیروس شکاری ای که مالک این سایته و تو این سایت به ما توهین ناموسی شده شکایت کنیم ولی به پلیس فتا نمیتونیم شکایت کنیم، نه به خدا.
یقین بدون که هرجای این دنیا هم که بری، زمین خداست و تو هم مخلوق خدا هستی.
پس خدا هم میتونه جوابت رو بده و هم خواهد داد؛ که اگه این کار رو نکنه باید به عدالتش شک کرد و استغفر الله از شک به عدالت خدا.
خدا خودش تو قرآن و سوره ی فجر فرموده که بیتردید خداوند در کمینگاهه؛ پس بشین و ببین کجا خدا یخه تو میگیره و از جایی که حتی فکرش رو نمیکنی میزندت زمین.

سؤالات من از سیروس شکاری

اما آقای شکاری، حالا چند تا سؤال دارم که لابد تو واسه شون جواب هم داری.
من بر خلاف تو، که کامنتهای دیشب منو از سایتت حذف کردی، هر چیزی که تو بنویسی رو تو قسمت کامنتهای این سایت بدون سانسور منتشر میکنم؛ حتی اگه به من فحش بدی.
پس جواب بده:

  1. آیا تو میدونستی سید جواد منصوریان داماد ما هست یا نمیدونستی که سایت با تو رو با همه ی امکاناتش به او سپردی و قرار هم بر این شد که حتی به اسمش سند بزنی و از فضای مجازی بری؟.
  2. اگه نمیدونستی، پس چرا از خط و ربطش به من و اینکه من نباید در اداره ی سایت با تو نقش داشته باشم پرسیدی؟.
  3. اگه میدونستی، پس چرا سایت رو دادی دستش و برنامه ی سند زدن و این مسائل رو ریختی؟.
  4. اصلاً یه فرضی رو در نظر بگیریم:
    فک کن من یه خونه ی ویلایی دارم و بدون هیچ مبلغی ولی با امکانات کامل، اون رو به حسن ذوالفقاری میبخشم.

  5. آیا چون من این خونه رو به حسن ذوالفقاری بخشیدم و اینجا قبلاً مال من بوده و بدون دریافت مبلغی اون رو به حسن ذوالفقاری بخشیدم، حق دارم که برم شبانه کلیدساز بیارم یا از دیوارش برم بالا و واردش بشم؟!.
  6. اصلاً فرض رو بذار به اینکه تو این ساعتی که من کلیدساز میارم و درش رو باز میکنم، نه حسن ذوالفقاری خونه بوده، نه خانوادش و نه حتی اسباب و اساسیش، آیا باز هم من مجاز به بالا رفتن از دیوار خونه هستم یا نه؟!.
  7. اصلاً فرض کنیم با همه ی این حرفها، تو مجاز بودی سایت رو از دسترس خارج کنی، چرا دقیقاً بیست و چهار ساعت بعد از فحاشی اون فرد فحاش به خانواده ی ما این کار رو کردی؟!.
  8. چرا کامنت توهین آمیز برای خانواده و ناموس ما رو حذف کردی؟!.
  9. مگه تو همون آدمی نبودی که تو اسکایپ به همه پی ام دادی که علیرضا مرزبان و یکی دیگه اون اکانتها رو تو پلیروم درست کردن؟!/مرد باش و راست بگو.
  10. مگه همین تو نبودی که تو اسکایپ میگفتی به من و امیر رضا رمضانی که بله، من آیپی هارد کامپیوترش رو برداشتم و از طرق غیر قانونی باگ وارد کردم و رفتم تو یوزرش تو رایانه ی شخصیش و وارد اسکایپش شدم و فهمیدم علیرضا مرزبانه ولی چون کارم غیر قانونی بوده، نمیتونم تو سایت بنویسم تا یه وقت پلیس فتا یخه مو نگیره؟!.
  11. مگه همین تو نبودی که سال قبل، به خاطر اونچه که توهین در کامنتهای سایت با تو به یه خانم میدونستی، مطلبی نوشتی و نوشتی که بله، من از راه آیپی نویسنده ی کامنت توهین آمیز به اون خانم رفتم و فهمیدم که خونه شون تو اصفهانه و بهش تذکر دادم که دیگه تکرار نشه؟!/خب اگه راست میگی، که حتماً هم میگی، حالا هم اگه خودت اون فحشها رو برای خانواده ی ما ننوشتی، چرا معلوم نمیکنی کی تو سایتت به ناموس ما توهین کرده؟!.
  12. اگه خودت یا همین بادنجون دور قاب چینهات این کار رو نکردین، چرا یه پست تو سایت با تو نمیزنی و اسم اون کسی که فحش داده رو نمینویسی؟!.
  13. اصلاً چرا کامنت رو پاک کردی؟!.
  14. اگه پاک نکردی، چرا مرد نیستی و لا اقل آیپیش رو نمینویسی؟!.
  15. اصلاً میگی آیپیش پاک شده؟!، جن هم پاکش کرده؟!، چرا برای نشون دادن صداقتت هم که شده، یه ایمیل یا تیکت نمیزنی به پارس آنلاین یا هر جایی که ازش سرویس میگیری تا یه بکاپ از اطلاعات سایت بهت بدن و مشخصات فرد فحاش رو در بیاری؟!؛ یا لا اقل به ما بدی که این کار رو بکنیم؟!.
  16. سیروس!، فرض کن ما جای تو و تو جای ما، بینی و بین الله، تو باور میکنی که همه ی این ابهاماتی که من به صورت سؤال مطرح کردم، فقط یه سوء تفاهم بوده و بس؟!.
  17. راستی!، اگه تو جای سید جواد بودی چه کار میکردی وقتی میدیدی یه نفر تو سایتش به خاطر اینکه تو دوماد یکی مثل منی، هم واست فحش ناموسی بنویسه و هم یوزر و پسوردهای سایتش رو به صورت کودتایی ازت پس بگیره؟!
  18. .

  19. یه سؤال دیگه: تو تو ایمیل تحدید آمیز دیشبت نوشتی که شماره ی تلفن و آدرس منزل ما رو داری! و از حق هم نگذریم، همه چیز رو درست داده بودی.
    خب، منظورت از اینکه شماره ی خونه ی ما رو واسم نوشتی و نوشتی که شماره ی خونه مو داری دقیقاً چیه؟!.
  20. میدونستی من شماره ی خونه ی مهدی عزیز زاده ای که تو سنگشو به سینه میزنی رو از خودش قبلاً گرفتم و دارم اما حتی به سرم هم نزد که با این تحدیدش کنم؟!.
  21. میدونستی، آدرس منزلش رو هم خودش پایین ایمیلهاش واسم درج کرده اما حتی فکر تحدید او به این وسیله هم به سرم نزده و هرگز هم نخواهد زد؟!.
  22. اصلاً بیا تو خودت رو بذار جای امام حسین:

  23. تو تو سایت گوش کن نوشتی که زائر امام حسینی، درسته؟!.
  24. خدا وکیلی، اگه تو امام حسین بودی و یه زائر داشتی که اولاً زیر قولش با مثل سید جوادی میزنه، ثانیاً یوزر و پسوردهاشو که بهش بخشیده رو ازش میدزده، ثالثاً تو کامنتهای سایتش، به خاطر جرم ناکرده بهش فحاشی ناموسی میکنه، یا دست کم به فرد فحاش پناه میده و ازش حمایت میکنه تا شناخته نشه، و در آخر هم شماره و آدرس منزل مثل من محمد حسنی ای رو از طرق غیر قانونی به دست میاره و تحدیدش میکنه که اگه بخوای حقت رو بگیری، ازش استفاده میکنم و سایتت رو هم هک میکنم، حضرت عباسی چنین زائری باعث زشتی تو بود یا زیبایی؟.
  25. اگه افراد صاحب حق، از توی امام حسین فرضی میخواستند که تو حقشونو از چنین انسانی بگیری، میگرفتی یا نه؟!.
  26. صحبت مهدی عزیز زاده اومد وسط:
    تو تو آذربایجانی و مهدی عزیز زاده تو مازندران!.

  27. تو چه نسبتی با او داری که به خاطر حمایت از او در مقابل به اصطلاح ظلمی که فکر میکنی من در مورد او مرتکب شدم، به ناموس من تو سایتت فحش میدی و با سید جواد اون رفتارهای زشت و غیر اخلاقی رو میکنی و با آدرس منزل و شماره ی تلفن مون، تحدیدمون هم میکنی؟!.
  28. چطور میشه که اختلاف من استان فارسی، با مهدی عزیز زاده ی استان مازندرانی، تو سایت شب روشن و کشور عشق، به تویی که تو آذربایجان نشستی و مدیر سایت با تویی هم هستی که هیچ ربطی به دعوای من و مهدی عزیز زاده نداره مربوط میشه ولی فحاشی ناموسی به من و سید جوادی که تو سایت تو بهمون توهین شده و تو هم بلافاصله بعد از اون کامنت توهین آمیز، سایت رو به صورت غیر قانونی از دسترس خارج میکنی و بعد، با به قول خودت هک کردن یوزر و پسوردها، اون کامنت رو پاک میکنی، به تو مربوط نیست؟!.
  29. اصلاً بذار راحت ترین سؤال عمرت رو ازت بپرسم که با کوتاهترین شکل ممکن هم بهمون جواب بدی:

  30. روی پیشونی ما چیزی نوشته که خودمون ازش خبر نداریم؟!.

حرف آخرم با سیروس شکاری، مدیر سایت با تو و بانی همه ی این مصیبتها

آقای سیروس شکاری، من نه پیغمبرم نه پیغمبرزاده.
نه امامم، نه عالم.
نه شیخم و نه حتی مؤمن اما صاحب حقم.
حقی که تو اون رو ضایع کردی و به خاطر کدورت از من، که البته به خدا قسم نمیدونم ریشه ی اون دقیقاً در کجاست، با علم به اینکه ناموس من کامنت توهین آمیز تو رو میبینه، برای او زشت ترین و زننده ترین الفاظ رو نوشتی و اگه این کار تو نبود، سایت رو از دسترس خارج و با تغییر یوزرها و پسوردها کامنت رو پاک نمیکردی.
من به تو مظنونم و خدا هم میدونه که ظن و گمان من بسیار قوی و با دلایل محکمه پسند و به جاست.
در واقع من میخوام از تو بپرسم، اگه تو به ما فحاشی نکرده بودی، چرا این اتفاقات بلافاصله بعد از انتشار اون کامنت توسط تو رخ دادند؟!.
واقعاً تو چه کار دیگه ای نکردی که اون فرد فحاش باید میکرد؟!.
پس بدون و آگاه باش، من در تاریخ خوندم که حضرت زهرا (س) به ابوبکر میگفت، در هر نمازی که میخونم نفرینت خواهم کرد.
پس معلوم میشه نفرین کردن پیره زن بازی نیست و واقعاً نفرین حق میگیره.
همچنین امام حسین علیه السلام، در لحظات آخری که به میدون میرفت تا شهید بشه، به امام سجاد فرمود: بپرهیز از ظلم به کسی که به جز خدا یاوری نداره.
نفرمود بپرهیز از ظلم به امامی که به جز خدا یاوری نداره، فرمود بپرهیز از ظلم به کسی که جز خدا یاوری نداره.
امروز و اینجا، من، خواهرم و شوهرش سید جواد، همون کسانی هستیم که به جز خدا هیچ یاوری نداره.
مطمئن باش، هیچ کدوم از بچه های نابینا به یاری و کمک ما نمیان و تو رو محکوم نخواهند کرد؛ چرا که هر کدوم از بچه ها، به نوعی به سایتی وابستهست و مدیران اون سایتها هم اینقدر آزاده نیستند که این اجازه رو به اونها بدند که وظیفه ی انسانیشون رو در قبال مثل مایی و مثل تویی انجام بدن.
البته تک و توکی هم آدم مستقل تو فضای مجازی ما نابیناها هست، که این مطلب رو تا آخر میخونن و ته دلشون هم به ما میخندند و بعد برای توجیه رفتار زشت خودشون میگن اصلاً به ما چه مربوطه که دخالت کنیم؟! و راهشون رو میگیرن و میرن ولی بدون، به همون امام حسینی که تو کربلا هیچ یاوری به جز خدا نداشت، اگر تا اربعین امسال، خدا داغ مادرت رو به دلت نذاشت، یا یه بلایی سر زن و بچت نیاورد، من هیچی از امام حسین و خدا و پیغمبر نمیدونم و کسی هم که هیچی از خدا و پیغمبر نمیدونه، خیلی غلط میکنه که تو فضای مجازی خدا و پیغمبر رو تبلیغ کنه.
در واقع من این مهلتی رو که تعیین کردم، مهلت به تو نیست، مهلت به امام حسینه، مهلت به حضرت عباس علیهما السلامه.
من از اونجایی که به اونها ظن و گمان بسیار روشن و مثبت دارم و مثل روز واسم روشنه که حقم رو از مثل تویی پس میگیرن، اگه تا اربعین سایت رو نیاوردی پایین و هک نکردی، با قدرت کارم رو انجام میدم ولی اگه اربعین اومد و من حق خودم و خانوادم رو نه از تو، که از امام حسین و حضرت عباس سلام الله علیهما نگرفتم، به جان امام زمان (عج) خودم از فضای مجازی میرم؛ چون دیگه تحملش رو ندارم که یه عده انسان مثل تو بیان و به ناموس من، که یقین دارم از گل پاکترند فحاشی کنند.
من خانوادم رو از سر راه نیاوردم که هرکی هر چی از دهنش میاد بارش کنه.
مگه من به ناموس شماها فحاشی کردم که شماها اینجوری میکنین؟.
مگه من نمیتونم جواب شماها رو بدم که اینقدر بیپروایی میکنین؟.
نه، به خدا من میتونم بنویسم حرفهایی که شما نوشتین برای من رو ولی از امام حسین حیا میکنم و خودش هم میدونه که راست میگم ولی میرم و حقمو از خودش میگیرم و بدون، با زبون روزه دارم مینویسم، به خدا قسم در هر افطار، هر نماز و هر هیأت و هر روضه و هر شعری که برای ائمه میگم خانوادت رو نفرین میکنم.
فکر نکن چون خانوادت به من فحش ندادن آه من نمیگیردشون.
نه، اتفاقاً خوب هم میگیره.
مگه فراموش کردی وقتی عاس بن وائل به پیغمبر گفت تو بی دنباله و ابتری، خدا سوره ی کوثر رو نازل کرد و فرمود دشمن خشمگین تو خودش ابتره و یازده تا پسرش رو مرگ داد؟.
مگه همیشه تو نمیگفتی دخترت رو از حضرت زهرا گرفتی؟.
برو ان شا الله خود حضرت زهرا هم دخترت رو ازت بگیره.
اگه نگرفت، به همین روز مقدس من از اربعین به بعد دیگه نمیام تو سایت و معلوم میشه که یقینم به اون چیزی که باور داشتم دروغ بوده و اهل بیت اونقدرا هم که میگن حق بده نیستند.
اینم بنویسم که وللاهه، باللهه، تللاهه، به زبون روزه هم مینویسم، اگه خود امام حسین هم بیاد و بگه به خاطر من سیروس رو ببخش، بازم نمیبخشمت.
این حق منه و به هیچکسی حتی امام حسین هم حقم رو نمیبخشم.
هر وقت خودش شمر، خولی، عمر سعد و همه ی قاتلان کربلا لعنت الله علیهم اجمعین، من الان الی یوم الدین رو بخشید، اون وقت بیاد و شفاعت تو رو از من بکنه/تمام.

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در پيام ولايت, حرف دل, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, مصيبت, نقد ارسال و , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
137 بازدید

66 پاسخ به آقای سیروس شکاری!/این خط، این هم نشون!، اگر امام حسین تا اربعین از تو و خانوادت انتقام منو نگرفت، خودم از فضای مجازی میرم!

  1. مریم حسنی می‌گوید:

    سلام
    داداش من هم به خود خداوندی خدا و به خون امام حسین نه حلال میکنم و نه از حقم میگذرم.
    یکی از همین خاننده های این مطلب به من بگه که جرم احتمالی من چی بود؟
    من طی این چند سال که شما مدیر این سایت هستی و فعالیت میکنی چند بار پستی منتشر کردم؟ و یا کامنتی گذاشتم که حمل بر مخالف و یا موافقت با شما و دشمنان شما توی فضای مجازی بوده باشه؟
    هنوز هم نگذشتم از هتک حرمتی که آقای رحیمی یکی دو سال قبل به من کردند و فقط منتظر روزی هستم که شخصا در پیش روی خدا از خود این جناب توضیح بخوام.
    و آقای عزیز زاده اگر یک ذره وجدان داشته باشند خودشون هم خیلی خوب میدونن که این کارهایی رو که در حق من روا داشتند هیچ کدوم حقم نبود و انشاالله ایشون هم باید جوابگو باشند.
    زمانی که خود ایشون یکی از اعضای همین سایت بودند من هم به نام کدبانو پست مستقل باشیم رو مینوشتم و خود خدا هم شاهد بود که فقط هدفم از انتشار این پستها کمک به افرادی بود که هم نوع خودم بودند و از نزدیک میدیدم که با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند و چقدر برای ندونستن مسایل ساده ای که به لطف خدا بلد بودم و امکان این رو نداشتم که برای این عزیزان حضوری کلاسی دایر کنم و این مهارت ها رو بهشون آموزش بدم اذیت میشدند.
    پیش خودم گفتم میام اینجا و با اسم مستعار پست میگذارم تا به این عزیزان و کسانی که به این مهارت ها نیاز دارند بدون هیچ منتی و چشم داشتی کمکی کرده باشم.
    حالا جرم من چی بود؟
    من اگر خودم رو معرفی نکردم فقط نخواستم در این فضای مجازی نا امن مطرح باشم و حال اینکه به برکت وجود آقای رحمی و عزیز زاده و دیگر فحاشان به جرم نداشته معروف شدم.
    خب آقای عزیز زاده ی محترم یک سوال، الآن چه احساسی دارید؟ کاملا دلتان خنک شد؟
    به هدفتان رسیدید؟
    شما با تحریک یک بچه ی۱۵ساله و دیگران چه قصدی داشتید؟
    برادر من راز شما را فاش کرده بود؟
    میخواستید به او ضربه بزنید؟
    به چه قیمتی؟
    شمابه جرم اینکه برادرم مثلا راز شما را فاش کرده بود تلافیش رو بر سر ناموسش خالی کردید اما با همسرم که راز شما رو حفظ کرده بود و حتی اجازه نداد برادرم که دوست صمیمی شما بود مطلع بشه چطور رفتار کردید؟
    من نمیخوام این قضیه رو باز کنم که چی بود و چی شد اما هم خدا و هم خود شما میدونید که چی میگم.
    نه آقای عزیز زاده این حق همسر من نبود و اون حق من نبود.
    من از شما انتظار ندارم که جواب کامنت من رو بدید اما فقط بنشینید پیش خودتون و خداتون به این قضایا فکر کنید.
    و اما آقای شکاری محترم من دیروز مفصل با شما صحبت کردم و خود شما هم در آخر گفتید: من از شما و سید جواد معذرت میخوام اما چه کردید؟
    شد آنچه نباید میشد.
    من و همسرم هیچ چشم داشتی به سایت شما نداشتیم و فقط مثل یک متقاضی عادی از شما سایت رو با رضایت خودتون تحویل گرفتیم اما شما چه کردید؟
    من همه ی این قضایا رو به خود خدا میسپارم که او هم عادل و دانا و تواناست.
    از هیچ کس هم انتظار حمایت ندارم که برادرم حجت را بر شما تمام و انشاالله خود صاحب این ماه حقم رو از کسانی که به ناحق حرمتم را زیر پا گذاشتند بگیرد.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام خواهر جان.
      دیدگاه شما، رساتر از صد مطلب من بود.
      خدا شاهده وقتی خوندم، به یاد لحظه ی روز قیامت افتادم و به خودم لرزیدم.
      آقای شکاری، جواب بده، جرم ایشون چی بود؟.
      من از اون دو نفر دیگه ای که خواهرم اسم آورد، هیچ انتظاری ندارم.
      یکیشون اون کسی بود که بر علیه خانواده ی خودش افشاگری کرد و اسمش رو گذاشت درد دل، حال اونکه انسان مؤمن و غیور مسائل خانوادگی خودش رو به صرف اینکه دلتنگ شده، در فضای مجازی فریاد نمیزنه.
      اون یکی دیگه هم که اصلاً بنده ی خدا تو این فضاها نیست و جایی دیگه سیر میکنه.
      به هر حال، ممنونم از شما و آقا سید که اجازه دادند همسر بزرگ‌وار‌شون به طور مستقیم و بی واسطه با بقیه صحبت کنه.
      چقدر تو این روزهای محرمی داریم شبیه امام حسین علیه السلام و زینب سلام الله علیها میشیم، هر دو غریب، هر دو مظلوم.
      من فکر میکنم برای امام حسین بودن، همیشه نباید مظلوم بود؛ چرا که خدا از امام حسین هم همیشه مظلومیت نخواسته.
      ملاک برای بندگی خدا ظلم نکردنه نه مظلوم واقع شدن.
      همینجور هم، برای مظلوم بودن، همیشه نباید امام حسین باشی.
      گاهی پست ترین مخلوق خدا هم مظلوم واقع میشه.
      مثلاً یه گربه.
      یه گربه، برای مظلوم بودن نیاز نداره به اینکه حقش رو بخورن؛ همین سنگش هم بزنن، نشونه ی مظلومیت او هست.
      ما مظلومیم، مظلوم.
      خیلی هم مظلوم اما برای مظلومیت‌مون، هیچ چیزی جز یک تکیه گاه بیشتر نداریم، خدایی که خودش یاور مظلومینه.
      آقا اصلاً من میگم سیروس این برنامه رو عمداً ترتیب داد تا از ما، من، تو و سید جواد انتقام بگیره و الا چه دلیلی برای این رفتارش وجود داره.
      من باور نمیکنم آخرش هم امام حسین اینو بطلبه و کربلاییش کنه، باور کن.
      نه، امام حسین این کار رو نمیکنه/خواهیم دید.

  2. بیقرار عشق می‌گوید:

    سلام محمد جان.
    متشکرم که در حمایت از حق ما نوشتی هرچند میدونستی که عده ی معدودی از دوستان نابینا در فضای مجازی جرأت اظهار نظر راجع به عقاید واقعیشون دارند
    در جواب به تشکرت هم باید بنویسم عزیزم این حق همسرم بود که خودش در حضور دیگران از حقش دفاع کنه و خود خدا هم راضی نیست که فرصت دفاع رو از شخص مظلومی گرفته بشه.
    همینطور که شما قطعا فرصت دفاع به کسایی که حتی با اینکه مظلوم نبودند و به ناحق ظلم کردند رو نمیگیرید و قطعا اجازه میدید که توی کامنت های همین پست اگر حرفی دارند بزنند واز خودشون و کارشون دفاع کنند گرچه که این کار از اینها بعیده چون چه دفاعی وجود داره برای کسایی که تحریک کردند و هتک حرمت، ناحقی کردند و حق کشی؟
    .من هم دلگیرم از کسای که واقعا ازشون انتظار بیش از این رو داشتم و متاسفانه….
    نمیدونم چی باید بگم که هم شما و هم خواهرتون همسر بنده حجت رو تمام کردید اما هنوز هم نا گفته ها بسیارن و فقط به حال بعضی ها باید افسوس خورد و بس.
    من نمیدونم کسایی که در این مدت پشت سرم حرف زدند و به طور قطع بیشتر صحبتهاشون از روی حدس و گمان بود چی گفتند و چه کردند اما بدونند و گواه باشند که بخششی در کار نیست و اگر آقای شکاری فقط چند روز به من فرصت داده بود چه بسا خودشون و کسایی که باعث تحریکشون شده بودند رو یک بار برای همیشه سرجاشون می نشوندم.
    بازهم عیبی نداره این فرد و اون پیروانی که کور کورانه و بدون هیچ دلیل قانع کننده پشت سر من و همسرم حرفهایی زدند، فحاشی کردند و کسایی که باعث و بانی این امر شدند بدونند که همیشه یک قاضی به حق هست که هیچ نیازی به سند مکتوب، شواهد، و مدارکی برای قصاص نداره چون خودش هم شاهده و هم ناظر.
    قطعا چنین قاضی به عدل و به حق تر از هر دادگاه و قاضی دیگری حکم میکنه.
    و سلام.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سید! نفرین شون کن!.
      آه بکش!، به خدا آه تو میگیره.
      آقا اگه من به کسی ظلم کردم، بسیار خوب.
      من میدونی چی میگم؟.
      من میگم پارسال تو سایت شب روشن، بهنام نصیری نوشت خودم میرم التماس محمد رحیمی رو میکنم و میارمش.
      من یادمه همین بهنام نصیری اون زمانهایی که با هم خوب بودیم، تو سایت شب روشن نوشته بود که یه خواهر همسال داره که گویا با حساب الآن، دو ساله که به خونه ی بخت رفته و تهران هم زندگی میکنه.
      سؤال: چرا تا الآن کسی اسم از ایشون نیاورده؟، آیا غیر از اینه که یکی مثل من دهانم بسته بوده؟.
      آقای بهنام نصیری، من همه ی اینها رو از چشم یکی مثل تو میبینم.
      خخ خیلی دلم میخواد مداحی کردناتو برای حضرت زینب سلام الله علیها ببینم.
      من که باورم نمیشه تو مداح اهل بیت باشی و فحاشی و هتاکی رو تو فضای مجازی به اوج برسونی و از فحاش و هتاک حمایت علنی کنی.
      وقتی قاری قرآن ما اینه، کی از علی اصغر حسنپور انتظار داره و چرا باید انتظار داشته باشه؟.
      خب مگه فحاشی و حمایت از فحاش کار بدیه؟.
      اگه بد بود که جانماز آبکشها حمایت نمیکردند.
      من فکر میکنم این خانه از پای‌بست ویران است.
      اگه دغدغه ی فضای مجازی اخلاق بود نه آموزش جدید، اگه انسانیت بود نه نرم افزار تازه و اگه هزاران هزار اگه ی دیگه، امروز فضای مجازی ما بهشت بود.
      من یادمه یه شب تلوزیون نشون میداد، این بنده های خدایی رو که تلگرام گوشیشون هک شده بود و عکسهای خصوصی شون لو رفته بود، بابام وقتی دید، گفت خدا رو شکر که ما همین یه گوشی ساده ی ۱۱ ۰۰ داریم، نه آبرومونو میبره و نه درگیر این درد سرهاییم و الا گوشی اومده برای تلفن کردن و بقیه ی کارهاش استفاده ی جنبیه.
      تا صحبت بهنام نصیریه بنویسم که من به شخصه برای خوشبختی خواهر ایشون دعا میکنم و امیدوارم هر جا که هستند، امام زمان مراقب شون باشه، ایشون هم مثل خواهر من ولی تصور من اینه که وقتی کسی گندم میکاره، انتظار نداشته باشه جو درو کنه/خدا جای حق نشسته.

  3. سینه چاک سیروس می‌گوید:

    آآآآآآآآآآه!
    آآآآآآآآآآه!
    آآآآآآآآآآه!
    دارم آه میکشم تا دل امام حسین بسوزه و حقتونو بگیره!
    آآآآآآآآآآه!
    اگه تا اربعین هیچ اتفاقی نیفتاد واقعا از فضای مجازی میری؟
    یعنی سر حرفت هستی یا باز ماسمالیش میکنی و از زیر رفتن از فضای فاسد مجازی در میری؟
    من به نوبه خودم رفتن تو و از فضای مجازی رو چهل و چند روز زودتر جشن گرفته پایکوبی میکنیم.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام دوست عزیز.
      قبل از هر چیز، بنویسم که شما نه سینه چاک سیروس هستید و نه غیر سیروس.
      متأسفانه شما بیش از هر چیزی و هر کسی، سینه چاک شیطانیات و نفسانیات درون خودتون هستید.
      آخه پسر خوب، چرا وقتی نمیتونی یا نمیخوای دست مظلومی رو بگیری، سنگش میزنی؟.
      آیا واقعاً نمیترسی از عقوبت خدا؟.
      باور کن ب لا تشبیه شما، عمر سعد هم خوب تیکه مینداخت اطراف روز عاشورا و امام حسین رو مسخره میکرد.
      امام میفرمود: عمر، تو گندم ری رو نمیخوری، دست از من بردار.
      او میگفت، من به جو ری هم قانعم.
      من واقعاً نمیفهمم این چه حس ناسالمیه که شما رو وسوسه میکنه برای تیکه پرونی؟.
      آخه بنده ی خدا، حتی یک در صد فکر کن حرف من درست در بیاد، میدونم بعدش اسم این موضوع رو میذاری تصادف حوادث و اینکه از کجا معلوم به نفرین این بوده و هزار و یک توجیه دیگه ولی میخوام بدونی، من به اندازه ی سر سوزنی هم به اربابم سید الشهدا علیه السلام ظن بد ندارم و واسم مثل روز روشنه که حقم رو میگیره.
      برای همین هم دارم با آرامش جوابت رو مینویسم ولی اینو هم اضافه کنم که حوصله ی چت کردن با تو رو ندارم، پس لطفاً چت کردن ممنوع.
      میخوام بدونی که خدا وکیلی دروغ نمیگم، همین امروز رفتم برای اولین بار، بیست و چهار گیگ اینترنت به مدت یک سال گرفتم.
      این یعنی اینکه من یقین دارم آقا جوابم رو میده و من هم به فعالیتهام اینجا ادامه میدم.
      همچنین تو رو سفارش میکنم که از مسخره کنندگان نباش، که ولی خدا، امام صادق فرمودند مسخره کنندگان به رحمت خدا امیدوار نباشند.
      (نقل به مضمون)
      مطمئن باش اگه تا اربعین هیچ اتفاقی نیفتاد از فضای مجازی میرم و اصلاً حتی ذره ای در این حرف من تردید به خودت راه نده.
      هم میرم، هم کامنتهای سایت رو میبندم که نخوام بیام کامنت تعیید کنم و جواب بنویسم ولی میام، لینکهای خراب سایت رو تا دونه ی آخرش درست میکنم و میرم.
      میام، وضعیت سایت رو برای سر پا موندن و هاست دانلودیش درست میکنم و میرم.
      میخوام بعد از این ازم یه ذکر خیری چیزی بمونه و مردم بیان، مسائل مذهبیشون رو اینجا حل کنن و برن.
      من نوکر امام حسینم و نوشته های این سایت، با همه ی خوب و بدش طوق نوکری من برای ایشون علیه السلامه.
      مطمئن باش، من شاید خودم آدم گناهکاری باشم ولی از اونهایی نیستم که محیط فساد رو دوست داشته باشم و یقین بدون اونقدر هم میفهمم که متلک شما رو در مورد در رفتن از زیر ترک محیط فاسد مجازی رو بفهمم.
      من ادعا نمیکنم هیچ لغزشی من رو در فضای مجازی نلغزوند ولی خدا رو شاکرم، سه چهار سال تو این محیط فاسد بودم ولی حتی یک بار هم سایتهای غیر اخلاقی رو باز نکردم و این چیزها اصلاً برای من ارزشی نداره.
      من خدا رو شکر، تو این فضا هم تفریحم دین و مذهب بود و هم کلاس درسم.
      من از خوشحالی شما جداً خوشحالم ولی توصیه میکنم مثل بنی امیه نباش، که روزهای عزای امام رو جشن میگیرند و همچنین برای جشن گرفتن دست نگهدار.
      به خدا، من با امام حسین تو هیأتها بزرگ شدم و اونقدر از ایشون فهمیدم که خودشون رو مدیون کسی نمیکنند.
      تو فکر نکن که عشق و علاقه ی من به امام حسین، فقط به خاطر مسائل مذهبیه و لا غیر.
      نه به خدا، من اون روزهایی هم که با دین و مذهب کاملاً بیگانه بودم، به امام حسین علاقه داشتم چون او رو پیش از اینکه یه امام مذهبی بدونم، او رو به عنوان یه انسان آزاده میشناسم.
      شما فقط کافیه چند مطلب بری پایینتر، یا تو اینترنت و صفحه ی جست و جوی این سایت عبارت امام حسین از دیدگاه اندیشمندان غیر مسلمان رو جست و جو کنی تا بفهمی من چی میگم.
      این مطلبو میگم:
      http://keshvareeashghgh.ir/?p=3806
      در آخر هم یه خواهش دارم از همه:
      ببینین دوستان، این مطلب، تا حالا که فقط پنج شیش ساعت از انتشارش میگذره، نزدیک به پنجاه بازدید خورده.
      من از شما خواهش میکنم، دوستانی که یه بار این مطلب رو دیدند، دیگه اینجا نیان ببینن آخرش چی میشه.
      آخرش هیچی نمیشه، یا امام حسین حاجتمو میده و آه خودم و خانواده مو میگیره، یا هم ما میریم.
      بذارین اونایی که میان تو این سایت، فقط برای خوندن مطالب در مورد امام حسین بیان اینجا.
      من همون آمار دویست سیصد نفر هر روز محرم رو به پونصد شیشصد روزهای دعوا و حاشیه سازی ترجیح میدم.
      من فقط خواستم سیروس شکاری دستش بیاد که داشتن قدرت هک کردن و این چیزها مسأله ای نیست که نوکر امام حسین رو بترسونه.
      جالبه بدونین، من دیشب با ایشون پشت تلفن بحث میکردم، یهویی ایشون صداش رفت بالا و من گوشی رو قطع کردم.
      ایشون فکر کرد که من ترسیدم، در صورتی که اصلاً اینطور نیست.
      من چون به شدت عصبانی بودم و الآن هم هستم، گوشی رو قطع کردم که یه وقت تو حالت عصبانیت از کوره در نرم و لفظ بدی چیزی به این آدم نگم که اجر خودم رو ضایع کرده باشم.
      من قسمتون میدم به امام حسین، کسی برای خوندن این مطلب، به قصد مطالعه ی یه بحث حاشیه ای، بیش از یک مرتبه اینجا نیاد و تلاش کنه برای رضای خدا هم که شده، هم یه کپی از مطلب بگیره و در فضای مجازی منتشر کنه تا اگه بنا به تحدید سیروس سایت هک شد یا اتفاق بدی افتاد، نوشته ی من منتشر شده باشه و اینکه یه لطفی کنین و فقط برای خوندن مطالب محرمی اینجا بیاین و این حاشیه بازیها و لذت بردنهای کور رو دور بریزید.
      و در آخر هم اینکه مطمئن باشید اگه فضای مجازی عاری از فحاشی ای داشته باشیم، اولین کسی که سود خواهد برد، خود ما هستیم؛ چون هر کدوم از ما، بالاخره خواهری مادری همسری دختری چیزی داره دیگه.
      خدا وکیلی، شما حاضر نیستید به کسی فحش ندید ولی در عوضش کسی هم به شما فحش نده؟.

  4. آرتیمان و آرتین می‌گوید:

    درود بر شما نمی تونم بگم که چه قدر احساس شرم می کنم از رفتار بعضی از آدم نماها امروز بعد از مدتی به سایت اومدم و این مطلب را دیدم یکی نیست به این آقای نامحترم بگه مرد ناحسابی تو اگر به هر دلیل معقول یا نا معقول با محمد حسنی مشکل داری چرا به خواهر بی گناهش توهین میکنی؟ خیلی زشت هست که یه خانم بی گناه که هیچ نقشی توی هیچ ماجرایی نداره بیاد و از خودش این جا دفاع کنه آخه به چه جرمی؟ ایشون که حتی توی هیچ سایتی هیچ فعالیتی نداره و تا حالا با هیچ کس و ناکسی دهن به دهن نشده آقای بی آبرو تو اگر با محمد حسنی مشکل داری بزن فک خودش را پیاده کن چرا به یه خانم شوهردار که سرش توی زندگی خودش هست دشنام میدی؟ نمی تونم بگم اگر کسی به خواهر شما فحش بده ناراحت نمیشید؟ چون احساس می کنم کسی که به راحتی مرتکب چنین فضاحتی میشه فحش دادن به ناموسش اصلا مهم نیست من به جای تو در برابر این خانم عرق شرم روی تنم نشست امیدوارم که دیگه شاهد چنین مواردی نباشیم

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقای میرزایی عزیز و تشکر به خاطر دیدگاه شما برادر بزرگوار.
      اولاً بنویسم که حقیر همیشه شرمنده ی الطاف شما به خودم، خانوادم و این پایگاه هستم و دست شما رو هم میبوسم.
      اما در مورد احساس عذاب وجدان که فرمودید و اینکه آیا اینها ناراحت میشن یا نه که کسی به خانواده ی خودشون توهین کنه، باید عرض کنم، من به طور اتفاقی با علی اصغر حسنپور صحبت میکردم، و همین سؤال رو هم ازش پرسیدم، او گفت که خواهر نداره و سیروس هم یکی دو روز قبل همین رو به سید جواد گفته بود.
      آقای میرزایی عزیز، کسی رو که خوابه میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش رو به خواب زده رو هرگز.
      من یقین دارم، الآن هستند کسانی که دارند بی تفاوت به اینکه اصلاً بحث در چه موردیه، فقط با خودشون میشمارند که تا حالا سه نفر از محمد حسنی حمایت کرده و یه نفر از اونها و دیگه کاری به این ندارند که کی چی میگه و چه حقی داره.
      به هر جهت، من از شما خیلی ممنون و سپاسگزارم اما واقعاً و از ته دل، دوست داشتم که به خاطر یه موضوعی، دعوایی چیزی به ما فحاشی میشد، نه اینطوری بی بهانه.
      متأسفانه و به برکت کسانی که اسم خودشون رو گذاشتند مؤمن و هر سال ماه رمضون تو فضای مجازی ختم قرآن میکنند، توهین به نوامیس ما به یه زنگ تفریح مبدل شده.
      من به اینجا که میرسه، یاد حدیث امام سجاد علیه السلام میفتم که در مورد جنایات شام فرمود، اینها طوری ما رو اذیت کردند که حتی اگه پیغمبر خدا (ص) هم به اذیت کردن ما دستور داده بودند، اینقدر کسی نمیتونست ما رو اذیت کنه، حال اونکه پیغمبر (ص) به نیکی کردن به ما دستور داده بود.
      (نقل به مضمون)
      ما تا حالا فکر میکردیم، ملت میرفتند جبهه تا از ناموس ما دفاع کنند اما حالا از آقای سعد الله خانی جبهه رفته یاد گرفتیم که اینطورها هم که میگن نیست و انگیزه ها همیشه هم یکی نبوده و الا ظلم ظلمه و ناموس هم ناموس.
      خدا شاهده شرمم شد وقتی کامنت این آدم رو تو سایت با تو دیدم که از اتفاقات رخ داده اظهار خوشحالی میکرد.
      کاش لا اقل امام حسین علیه السلام نفرموده بودند، اگر دین ندارید، لا اقل آزاده مرد باشید.
      به ناموس ما فحاشی میکنند، بعدش هم با خیال راحت میرن پیاده روی کربلا!.
      آقای شکاری!، نرو کربلا!، از تو زرنگترهاش هزار و چهارصد سال پیش از پاهای دختران جوون امام حسین خلخالها رو باز کردند و دیگه هیچی واسه ی مثل تویی نمونده!.
      تو اگه امامت که هیچ، اگه الگوی شخصیت هم امام حسین بود اینطوری نمیکردی!.

  5. کتیبه زیبا هیوا می‌گوید:

    باسلام.
    مطالب زیادی نوشته بودید اما به رسم احترام همه شو خوندم هرچند خوب موضوع دستگیرم نشد اما به اندازه چند جمله ای که متوجه شدم(در واقع اصل مطلب رو فهمیدم)باید بگم که : امام صادق (ع) میفرمایند:آبروی مومن احترامش از خانه خدا هم بیشتر است…حفظ آبروی مؤمن آنقدر ارزش دارد که خداوند آن را خود بر عهده گرفته است. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی می فرمایند: از خداوند درخواست کردم که در روز حساب، حساب رسی امت را به خودم واگذار کند که بندگان اگر لغزشی داشتند آبروی من پیش پیامبران پیشین نرود. خداوند پاسخ داد حساب آنها را خودم به عهده می گیرم که اگر لغزشی داشتند آبرویشان پیش تو نرود …اباعبدالله الحسین(ع) همو که جان و آبرو و خانواده خویش را برای حفظ اسلام و جامعه اسلامی فدا کرد در حدیثی، آبروی مؤمن را یکی از حریمهای پنجگانه الهی توصیف کرده و می فرماید:” لِلهِ عَزَّ و جَلَّ فی بِلَادِهِ خَمسٌ حُرَم ؛ حُرمَهٌ رَسولِ اللهِ و حُرمَهُ آلِ الرَّسولِ و حُرمَهُ کِتابِ اللهِ عَزَّ و جَلَّ و حُرمَهُ کَعبَهِ اللهِ و حُرمَهُ المُؤمِنِ ” مملکت خداوند بزرگ را پنج حریم است : حریم پیامبر (ص) و حریم آل پیامبر و حریم کتاب خدای بزرگ و حریم کعبه الهی و حریم مؤمن “………کسانی که بی مهابا چه در نقش انسان های رذل واز خدا بی خبر وچه در نقش انسانهای خوب و چه در نقاب یک مسلمان وبسیجی و جبهه وجنگ وهر چیز پاکی ک وجود دارد هتک حرمتی را سبب میشوند بی برو برگرد خدا خودش پاسخ خواهد داد همانطور که خودش وعده داده است ووعده ی خدا یقینا حق است…هیچ کلمه و جمله ای نمیتواند عمل قبیح حرمت شکنی را توجیه کند حتی اگر شما اقای حسنی مرتکب اشتباه یا دشمنی ناخواسته ای شده باشید بازهم توجیهی بر عمل زشت این ادمها نیست…
    یک موضوع دیگری هم که فکر میکنم لازم هست بدونید اینه که درسته که این حق رو شما دارید که اینها رو نبخشید اما حداقل گرفتن حق خودتون رو باید برای قیامت میگذاشتید نه در دنیا : نظرم هم به این خاطر بود که ما دراخرت بیشتر به این حق ها نیاز داریم تا در دنیا(چون ان طور که باید دست پر وارد اخرت نمیشویم)…و نکته دوم هم این هست شاید همه ی این تهمت ها و حرمت شکنی ها در پی همین بوده که شما از روی خشم وناراحتی وبرای تکرار نشدن این موضوعات صحنه (سایتتون)رو رها کنید…
    نکته کلیدی اینه که دیگه مردم ب جایی رسیدند که خوب وبد جنگ رفته ونرفته رو نمیشه تشخیص داد(با تمام احترام به جانبازین وشهدا وخانواده هاشان که نماد انسانهای پاک سرشت وخدا ترس هستند)بعضی ها هم پیدا میشوند که از این اسامی سواستفاده میکنند وهست انسانهایی که فکر میکنند بهشت خداوند در گرو نماز وروزه وخمس وزکات هست وبویی نبرده اند از انسانیتی که خداوند هدفش کمال ان بوده است…چرا که اگر واقعا مسلمان بودند به همنوع خود هتک حرمت نمیکردند چطور به هتک حرمت اهل بیت حسین ع اشک میریزند اما راه حسین را در پیش نمیگیرند که حسین فرمود اگر دین ندارید حداقل ازاده باشید…عمر سعد وشمر وبقیه هم نماز میخواندند اما فقط دین را همین خلاصه کرده بودند قطعا اینها هم مسلمان هستند اما چه فایده که تمام شان مسلمانی را رعایت نکنند…بدانیم که حسین بیشتر از آب؛ تشنه ی لبیک بود…
    همه ی اینهایی که گفتم یک طرف این یک جمله ام هم یک طرف : چطور میتونند درمورد سید واولاد پیغمبر همچین عمل قبیحی رو مرتکب بشوند؟!!!
    بعضیها با این رفتارهای زشتشون چهره بچه های حزب الهی وبسیجی وجانباز وغیره رو فقط خراب میکنند…
    فَسَتَذْکُرُونَ ما أَقُولُ لَکُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام خانم هیوا.
      به خدا شرمنده ی شما افراد بینا میشم وقتی دیدگاه هاتون رو اینجا میبینم.
      واقعیت اینه که من به عنوان یه نابینا و نماینده ی قشری که در اقلیته، باید تمام تلاشم رو بکنم تا زیباییهای این اقلیت رو نشون بدم و مثل یه خانواده، مسائل این شکلی رو تو خودمون حل کنم اما به خدا قسم گاهی نمیشه.
      کاش این اولین یا دهمین باری بود که این اتفاق داره تو این فضا برای من میفته.
      منتها قبلاً به خودم فحاشی میکردند اما الآن دیگه کار به جایی رسیده که دارند به خانوادم به خاطر اینکه با من نسبت فامیلی دارند هتاکی میکنند!.
      خانم هیوا، جالبه برای من، کسانی دارند این کارها رو میکنند که من رو شاید حتی بیرون از فضای مجازی هم میشناسند!.
      همین آقایی که فامیل شهیده، من واسه ی کربلا رفتنش تو این سایت مطلب نوشتم و بهش التماس دعا گفتم!.
      شما اگه در قسمت جست و جوی سایت، بنویسید دانلود آهنگ زینت آسمون حامد زمانی هم میتونین اون مطلب رو ببینین اما من نمیدونم چرا این آدم جواب محبتهای من رو اینجوری داد!.
      در مورد اینکه ای کاش برای قیامت میذاشتم هم واللاه باید بنویسم که به خدا دیگه نمیتونم.
      من شنیده بودم از دین دفاع کنی فحش میدن ولی نه دیگه اینطوریشو!.
      آقای سیروس شکاری رفته نمیدونم کجا رو هک کرده و شماره ی خونه ی ما رو پیدا کرده و بهم ایمیل زده که اگه صدات در بیاد، از شماره ی تلفن خونه تون استفاده میکنم!.
      حالا دیگه من باید منتظر باشم تا ساعت دو و سه نصف شب، یکی زنگ بزنه به بابام یا مادرم فحاشی کنه!.
      به خدا قبلاً سابقه داشت، نصفه شبها زنگ میزدن به موبایلم فحش میدادند ولی دیگه تو اون حالت، خوبش این بود که خودم گوشی رو جواب میدادم اما الآن باید منتظر باشم تا خانوادم فحش بشنون!.
      چطوری صبور باشم؟!.
      از این حرفها که بگذریم، من وظیفه میدونم از شما تشکر کنم.
      شما هیچ دینی نسبت به من و خانوادم، غیر از اینکه حمایت از مظلوم، وظیفه ای بود که اون هم ببین شما و خدای شما حل و فصل میشد.
      حقیقت اینه که من فقط میتونم از شما سپاسگزار باشم و براتون دعای خیر کنم که نمیدونم این برای لطفی که مثل شمایی در حق من کردید کافیه یا نه اما شرمنده ام، از من فقط همین مقدار برمیاد و بس.
      ان شا الله ماجور باشید/یا علی.

    • مریم حسنی می‌گوید:

      سلام خانم
      من از شما بخاطر حضورتون متشکرم.
      بله تا حدودی حق با شماست اما یک سوال،
      یعنی از نظر شما هرکس که بیگناه مورد ظلم قرار گرفت باید دست روی دست بگذاره و سکوت کنه تا روز قیامت شکایت پیش خدا ببره و حقش رو بگیره؟
      آیا حضرت زهرا که الگوی ما زنهای مسلمان هستند چنین کردند؟
      آیا ایشان که فقط از نظر عده ای ظاهربین حقی مادی ازشون سلب شده بود ساکت نشستند و همه چیز را به قیامت و خدا سپردند؟
      نه خانم نمیشود.
      یعنی دیگر نمیشود.
      ما در فضای مجازی زنان و دخترانی داریم که خواهان پیشرفت و فعالیت در این مکان هستند که حق طبیعی ایشان است.
      حال آنکه عده ای انسان نما مدتیست به خود اجازه میدهند سر هیچ و پوچ نوامیس این خانم های محترم را نشانه گرفته و آنها را به نا حق اذیت کنند.
      خب چرا؟
      به کدام جرم؟
      اگر خود ما در برابر این عمل زشت سکوت کنیم دیگر از دیگران چه انتظاری داریم؟
      اگر آقایی در این مورد سکوت نمیکند و عکس العمل نشان میدهد برای این است که ما تا کنون ساکت ننشسته ایم
      نه خانم شما هم هرگز سکوت نکن در مقابل حقی که از تو و هم جنسان تو ضایع شده تا دیگران جرأت جسارت بیشتری نداشته باشند

  6. حسن ذوالفقاری می‌گوید:

    سلام. ایام سوگواری آقا و اربابمون حسین (ع) تسلیت باد!
    شما با محمد حسنی یا مدیر این سایت مشکل دارید! نه با اهل بیتش! نه با خواهر و ناموسش!
    شما با عقاید یا صلایغ این آقا مشکل دارید! نه با خودش یا وابسته هاش!
    خب حالا وجدان و عقلتون رو یا قاضی کنید، یا بازسازی کنید! به خصوص کسی که بچه هستش و تجربه نداره و حرمت سرش نمیشه! چه برسه که حرمت ناموس مردم زیر ذره بین همچین بچه ای بیفته!
    من اگه قرار باشه بیطرف حرف بزنم، میگم که: اینجوری اصلا عادلانه نبود و منم بیکار نیستم که هی بفهمم فلانی همچین کرده! آخه چقدر بشنویم که این به جون اون افتاده؟ هی خبر میارند که نابینا به جون نابینا افتاده! خب یه دفعه هم بیایید خبر بدید که نابیناکشی هم داره باب میشه! همین باعث تضعیف روحیه ی ما میشه و اتحاد و حرمت ماها کم میشه! خب این اتفاق هم روش!
    ولمون کن بابا!

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام حسن جان.
      شرمنده عزیز که باعث ناراحتیت شدم و به نوبه ی خودم هم ازت به خاطر حس انسان‌دوستانه و اسلامیت که در مورد توهین به خواهر دینی خودت احساس تکلیف کردی، متشکرم.
      خدا شاهده حسن جان، من یادم نمیاد تو این یک سالی که گذشته، از آبان سال قبل تا حالا، بحثی با اینها داشته باشم و اصلاً موضوع با تو به من ربطی نداره که اینا با من این رفتارها رو کردن.
      اینا میگن چون سید جواد و خواهر من، با من نسبت فامیلی دارند، پس باید بهشون فحاشی بشه!.
      آخه کجای دنیا گناه نکرده ی پسری رو به پای پدر یا بالعکس مینویسند؟!.
      اصلاً من به کی اینا فحش دادم که اینا به خانواده ی من بی حرمتی کردن؟!.
      خب چه کاریه خب؟!.
      آقا، اگه فلان آقا از من بدش میاد، خب ممکنه من هم از او بدم بیاد ولی به خانوادش چه کار دارم؟!.
      اصلاً من با سیروس شکاری بحثی نداشتم که این کارا رو در حق من کرده!.
      به هر حال، ممنونم عزیز.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      خطاب به خواهر بزرگوارم، خانم مریم حسنی:
      سلام خواهر جان.
      خانم هیوا منظور بدی نداشتند و نیتشون این بود که ما آرامش خودمون رو حفظ کنیم و الا اگه آخر کامنت ایشون رو باز بخونین، میبینین که نوشتن که تعجب میکنن از اینکه اونها با سید اولاد پیغمبر این کارا رو کردن و این یعنی اینکه این کارا تو همین دنیا هم عواقب خودش رو داره.
      اتفاقاً ایشون در فضای مجازی از بانوان فعال هم هستند و در وبلاگشون هم مثل شما بسیار برای حجاب و ارزشهایی که میتونن کرامت یه خانم رو حفظ کنند تذکر میدند.
      من توصیه میکنم هر دوی شما بزرگوارها به وبلاگهای همدیگه سر بزنین و با هم تبادل افکار داشته باشید؛ اینجوری شما خانمهای عفیفه و محجبه دستاتون در هم خواهد رفت و با اتحادی که درست میکنید، یک قدم به سمت یکی شدن و ایجاد رعب در دل بدخواهان بانوان محجبه و متدین در فضای مجازی برداشتید و این چیز خیلی خوبیه.

  7. عرفان می‌گوید:

    سلام
    آرزوی قبولی عزاداری ها .
    از نظرات دوستان استفاده کردم .
    موفق باشید .

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام عرفان عزیز.
      شرمنده داداش که با چنین مطلبی، شاید خاطر شما هم مکدر شد ولی خواهشی که ازت دارم، اینه که این ذهنیت رو در مورد ما نابیناها هم داشته باش و بدون که اینطور نیست که هر نابینایی صرفاً به خاطر نابیناییش روشندله.
      نه، تو جامعه ی ما نابیناها اینطور افرادی هم پیدا میشه که فحاشی میکنند، هک میکنند، تحدید میکنند، توهین میکنند، خلاصه، بعضی از ما نابیناها خودمون نشون میدیم که اگه چشم داشتیم چه کارهایی که نمیکردیم/بازم تشکر.

  8. هادی ضیایی فر می‌گوید:

    سلام من خیلی از اتفاقاتی که بین آقای حسنی و دیگران به وجود اومده با خبر نیستم. فقط یک مطلبی به ذهنم اومد که باید اینجا بگم. من آقای منصوریان و خانم محترمشون رو در کتابخانه حضرت آیت الله خامنه ای استان قم دیدم. با خود آقای منصوریان حدود ۱۰ سالی هست که آشنا هستم. هر دو بزرگوار انسانهای شریف هستند. آقای منصوریان که بچه حضرت زهرا (س) هستند و همسر محترمشون بسیار با وقار و متین هستند. ما که ادعای مسلمونی میکنیم باید حق رو در باره دیگران بگیم. من نمیدونم چرا دوستان به خودشون اجازه دادند که به همسر آقای منصوریان توهین کنند. به فرض اگر حق با اونها بوده این راه گرفتن حق نیست که کسی بخواد به خودش اجازه بده به ناموس شخص دیگری توهین کنه. من در پایان مطلبم میگم که: همانطور که امام حسین (ع) باقی موندند دشمنان امام حسین (ع) نابود شدند. ما افتخار میکنیم که زیر پرچم امام حسین هستیم. انشا الله که به نصایح امام حسین به طور کامل عمل کنیم. دوستانی که این اتفاقات رو به وجود اوردید، آگاه باشید که خداوند مکر خودتون رو به خودتون برمیگرداند. از عذاب این دنیا بترسید.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقای ضیاءیفر عزیز.
      ایام شهادت سالار شهیدان، حسین ابن علی علیه السلام رو تسلیت میگم داداشم و تشکر میکنم از شما.
      بله، امام شهیدمون فرمودند: اگر دین ندارید، آزاده مرد باشید.
      متأسفانه این دوستان از دل جلسات ختم قرآنهای کنفرانس سایت شب روشن در میان و میبینین که عملکرد اینها چه طوریه.
      اینها مثل من نابینا هستند و منطقیتر اینه که از خدا بترسند و نسبت به افراد بینا به خدا نزدیکتر باشند؛ چرا که دیگران روی حساب نابیناییشون خیلی وقتها و خیلی جاها بهشون احترام گذاشتن.
      اینو لا اقل من به عنوان یه نابینا ده ها و صدها بار دیدم و نمیتونم کتمان کنم که اگه خدا من رو نابینا کرده، عوضش صدها بار هم به دل دیگران انداخته که حرمتم رو نگهدارند اما همین دوستان مثل خودم نابینا، بارها برام کامنت مینوشتند که ما بچه های نابینا، اینقدر تو گروه های واتساپی به نوامیس تو فحش میدیم که باید تا حالا سوراخ سوراخ شده باشند.
      ببینید وقاهت تا کجاست؟!.
      وقتی ما چهار تا بچه ی نابینا به هم احترام نمیذاریم، چه توقعی از دیگران میره؟.
      به هر جهت، از شما برادر عزیز هم سپاسگزارم.
      ما با هم، موضع گیری علیه فحاشی در فضای مجازی رو تمرین کردیم و انصافاً شما دوستان هم نشون دادید که هنوز هم هستند افراد متدین و آزاده ای که نه از زید و امر، که از انسانیت و آزادگی در فضای گناه آلود مجازی دفاع کنند.
      خدا شاهده، برای من چندان فرقی نمیکرد که این کسی که بهش توهین شده، خواهر منه یا حتی خواهر دشمن من و حس همون حسه ولی چیزی که دردناکه اینه که بعضی از آدمها یه جوری قساوت قلب نشون میدن، انگار از اینکه تو کربلا در سپاه یزید نجنگیدند خیلی ناراحتند.
      بله، من تا حالا به اندازه ی موهای سر شماها تو فضای مجازی با دوست و دشمن بحث دینی کردم و تا دلتون هم بخواد فحش و توهین شنیدم ولی اینکه بیان به یه خانم مظلوم و بیپناه به خود او فحاشی کنند، اون هم به خاطر اینکه تو خواهر یا ناموس کسی هستی که با ما مسأله داره، یا اینکه ما از او خوشمون نمیاد، اونم تو جامعه ی ما نابیناهایی که برای صد متر اینور اونورتر رفتن از خونه ی خودمون هم مشکل داریم و همینجوریشم کلی از آدمهای سالم عقبتریم دیگه زوره به خدا.
      من موندم با این هم شقاوت درون و قساوت قلب، اگه چشم داشتیم چه کار میکردیم؟!.

  9. سیروس شکاری می‌گوید:

    به نام خدا
    سلام خدمت تک تک کاربران سایت کشور عشق
    و سلام به آقای حسنی و خانواده محترمشون
    مخصوصا آقا سید و خانم محترمشون
    اصلا قصد نداشتن به سایت کشور عشق سر هم بزنم
    نمی دونم چرا شد که آمدم خاست خدا بوده حتما
    اولش که می خوندم قصد دادن کامنت نداشتم
    ولی چون تکلیف بر گردنم ایجاد شد برای همین مختصری می نویسم
    آقای سینه چاک سیروس
    بنده به تو و امسال تو نیاز ندارم
    اگه سینه چاکی برو سینه چاک حسین ع باش
    من برات فایده ندارم یه بنده گنهکار خدا هستم
    و اما آقای حسنی فرض بر این که همه حرف های شما درست بود و من آقای دیو یا خود خود شیطان هستم
    این جمله شما رو گلچین کردم
    اگه نگرفت، به همین روز مقدس من از اربعین به بعد دیگه نمیام تو سایت و معلوم میشه که یقینم به اون چیزی که باور داشتم دروغ بوده
    آقای محترم باور و ایمان خودتون رو قوی کنید
    شما کاملا خودتون رو حق می دونید و باور دارید تا اربعین انتقامتون از دختر کوچیک من و مادر و همسرم گرفته میشه
    اگه گرفته نشه یعنی امام حسین رو دیگه باور نداری مگه نه
    و دیگه از دنیای مجازی هم میری
    من ابدا شما رو تحدید نکردم هک می کنم
    هک هم کار آسونی نیست
    اگه قرار بود کسی هک بشه تا حالا هزاران بار سایت های دیگه ای نابینایی هک شده بودند
    ببین عزیزم
    من از خودم دفاع نمی کنم
    ابدا تو و کسی دیگه رو هم نفرین نمی کنم
    در ادبیات شخصیت من نه فوش دادن هست نه نفرین
    من از اونهایی هستم که
    حضرت علی بعد از شنیدن تجاوز کشور همسایه به مرز های حکومت حضرتش و باز کردن یک پا بند از پایی یک زن مسیحی فرمود اگه مردی این قضیه رو بشنوه و از غم دغ کنه و بمیره رواست
    عزیزم من از این ها هستم
    من وقتی بشنوم بچه ای یتیم شده از غصه یه چند روزی نمی تونم حالت درستی داشته باشم و غمگینم
    چطور ناموس تو که ناموس یک شیعه هست رو فوش بدم
    اصلا مگه می تونم هان
    ناموس شیعه فرقی نداره ناموس همه هست ناموس همه شیعیان
    این رو یادت داشته باش حق و نا حق در این زمان که آخر الزمان هست جا به جا شده
    و قرآن و روایت ها در موردش زیاد هست
    سایر دوستان که بدونه دانستن هیچ جز حرف های آقای حسنی عزیز
    به بنده تهمت می زنید یادتون باشه همیشه حرف دو طرف رو بشنوید نه این که تنها تها به قاضی برید
    امام صادق ع می فرما ید اگر شما کار کسی را تعیید کنید انگار در صواب و گناه او شریک هستید
    نتیجه
    لطفا بدونه اطلاعات خودتون رو درگیر هیچ چیزی نکنید
    چه بسا شاید حق آقای حسنی نیست و من رو سیاه گناهی هم ندارم
    در ضمن نمی خام هیچ کسی از من دفاع کنه هر حمایتی از من در این پست از طرف هر کسی باشه که توهین کرده باشه محکوم هست
    و توسیه من به کسانی که به ناموس آقای حسنی توهین کرده
    ناموس ایشون با ناموس خودت و یا ناموس شیعه فرقی نداره
    آدم بدبخت به ناموس دیگران فوش میده
    هر چه کنی به خود کنی
    گر چه همه نیک یا بد کنی
    امیدوارم این کامنت بنده که هیچ توهینی به هیچ کسی نکردم انتشار پیدا کنه
    و امیدوارم مورد ویرایش قرار نگیرد
    با تشکر
    سیروس شکاری

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      بسیار خوب جناب سیروس شکاری، با عرض سلام و خسته نباشید، حالا اجازه بده من از شما چند تا سؤال بپرسم تا معلوم بشه آیا شما دنبال مظلوم نمایی هستید یا نه؟.
      ۱٫ شما میگید هیچ نقشی در اون فحاشیها ندارید درسته؟.
      بسیار خوب، اون کامنت رو چرا از سایتت حذف کردی هان؟.
      مگه تو همون کسی نیستی که که اگه یکی میومد تو سایتت به ناموس کسی از کاربرهات فحش میداد رد آیپیش رو میگرفتی و زنگ میزدی به خونه شون و باهاش اتمام حجت میکردی که اگه یه بار دیگه این کار رو بکنی ازت شکایت میکنم؟.
      حالا سؤال من از تو اینه: آیا طبق قانونی که موقع تحویل دامین سایت با تو امضا کردی، هر چیزی که در اون سایت، اعم از مطلب، کامنت و غیره منتشر بشه توی صاحب سایت مسؤولش هستی یا نه؟.
      من نمیخوام بگم چرا دیگران تو سایت تو به من و خانوادم فحش دادند چرا که این حرف خداییش حرف زوره و تو که تقصیری نداری که چرا دیگران تو سایت تو به من فحش میدن ولی میخوام بپرسم چرا تو برای پاک کردن اون سایت یوزرها و پسوردهای سایت رو عوض کردی و به قول خودت سایت رو هک کردی؟.
      خب تو اگه نقشی نداشتی در این فحاشیها منطقی این بود که نه سایت رو به قول خودت که به سید جواد گفته بودی هک کنی و نه کامنت فحاشی رو پاک کنی.
      آقا اصلاً من میگم تو نمیخواد از تخصصت استفاده کنی و آیپی اون فرد فحاش رو در بیاری و ردش رو بگیری و بفهمی کی بوده و به ما بگی.
      تو یه لطفی کن، یه رونوشت از همون کامنت به ما بده، اون وقت ببین ما چطوری با قانون میریم بالای سرش.
      سیروس!، فقط من خدا خدا میکنم اون کسی که فحش داده، تو یا آدمهای سایتت نباشین.
      من هنوز برام لا ینحل مونده این سؤال که چرا تو سایتی رو که به داماد ما بخشیدی، یهویی بیست و چهار ساعت بعد از اون کامنت به شدت غیر اخلاقی به قول خودت هک کردی و بعد، یه مطلبی دادی علی اصغر حسنپور نوشت و فرستاد بالا که بله، ما سایت رو پس گرفتیم و یهویی همه ی دشمنای من مثل عزیز زاده و سعد الله خانی و غیره پیداشون شد و نوشتند الحمد ل الله و اتفاقاً مهدی عزیز زاده هم نوشت: بله من رفتم تو جلد سیروس و تشویقش کردم که سایت رو پس بگیره.
      میبینی آقای به ظاهر موجه، همه چیز علیه توه.
      اینکه من نمیبخشمت و تا آخرین ذره ی حقم رو ازت میگیرم به خاطر این نیست که به قول تو ایمانم ضعیفه یا فلان و بهمان، نه.
      من یه بار هم به شب روشنیها و بهنام نصیری که حتی خودش هم تو سایت شب روشن نوشت که به خاطر اینکه من ازشون به خاطر فحاشی به خانوادم شکایت نکنه، جلوی محمد حسنی زار زدم و گریه کردم، به حرمت حضرت معصومه (س) و ایام شهادتشون رحم کردم و اون نوشته هایی رو که تو سایت واسه شون نوشته بودم رو پاک کردم و الا هرکی تو فضای مجازی اسامی اونها رو جست و جو میکرد تا بهشون شغل بده، اون مطلب رو میخوند و میفهمید اینا چه جور آدمهایی هستند ولی میدونی بهنام نصیری و بقیه چه کار کردند؟.
      فقط تو اسکایپ واسم ننوشتند تو خیلی … خوردی که این محبت رو در حق ما کردی!.
      همین حالاشم برو تو سایتشون نگاه کن، ببین نوشتن به کوری چشم دشمنا (که منظورشون با منه) ما سایتمون رو ال کردیم و بل کردیم.
      همین مهدی عزیز زاده ای که به قول خودش رفته تو جلد تو رو ببین چطور واسه ی ما شاخ شده؟.
      میدونی اینا مال چین؟؛ اینا مال احترام زیادین.
      اونقدر ما در جواب فحاشیها و توهینات اینا ساکت نشستیم، گویا واقعاً باورشون شده کسی نمیتونه جلوشون در بیاد و حق خودش رو ازشون بگیره.
      اما گفتی من هیچوقت نگفتم سایت کشور عشق رو هک میکنم!:
      میخوای متن ایمیلی که توش شماره ی تلفن خونه مون رو نوشتی رو منتشر کنم تا همه ببینند و قضاوت کنند؟.
      تو یعنی واقعاً به من ایمیل نزدی و آدرس خونه و شماره ی تلفن منزل ما رو ننوشتی و تحدید نکردی که سایت کشور عشق رو دان میکنی؟!.
      من فکر میکنم به جای اینکه این دوستان آزاده و غیرتمند رو به خاطر دیدگاه های خیر خواهانه شون سرزنش کنی، برو خودت و آدمهای دور و برت رو سرزنش کن که به قول خودشون میان تو جلدت و تحریکت میکنن و حالا هم مدیر و نویسنده ی سایتت شدن!.
      البته باید هم بشن، به هر حال، بعد از هر فتح الفتوحی باید اجر عوامل پیروزی رو داد دیگه.
      اینا هم که واست به ما تو سایتت فحش دادند و هم باندیهاتن و خودشون هم نوشتن که باهات یکی هستن مگه نه؟!.
      به هر حال، سیروس، من فکر میکنم قایم شدن پشت لفظ بازی و سوء استفاده از احادیث و مظلومنمایی شاید یه جاهایی جواب بده ولی نه اینجا که همه چیز علیه توه.
      من میگم امام حسین ان شا الله بذاره تو کاسه ی یکی مثل تو تا عبرت بقیه بشی و بفهمی که فحاشی به دیگران و تشکیل باند و مظلوم گیر آوردن زن مردم عواقب داره.
      البته من منظورم این نبوده که اگه امام حسین حاجتمو نداد، من از امام حسین جدا میشم/هرگز!.
      منظور من این بود که اعتقادم رو به گرفتن آه مظلوم از دست میدم چون شکایت آوردم پیشش و حقمو نداده!.
      این حق من و خانوادم هست و باید داده بشه!.
      من با تو و همباندیهات چه مشکلی داشتم که با من اینطوری کردین؟!.
      مگه تو با دست خودت سایت رو نداده بودی به سید جواد؟!؛ کجای دنیا مال بخشیده شده رو به زور پس میگیرن که تو دومیش بودی؟!.
      در مورد نفرین کردن تو و مثل تویی، ما اصلاً ترسی از این موضوع نداریم!/خب نفرین کن!.
      نفرین کن ببینیم آه کی میگیره؟!/من یا تو؟!.
      روی چه حسابی میخوای نفرین کنی؟!.
      تو اصلاً چه حقی داری که نفرین کنی؟!.
      تازه تو که نیازی به نفرین نداری!، همین چهار تا آدم بفرستی مثل قبل به ما فحش بدن و خودت هم سایت رو هک کنی تا دست ما به جایی نرسه و شماره ی خونه مون هم از طریق دزدی مجازی به دست بیاری و چهار تا تحدید هم بذاری روش و بفرستی به ایمیل مون خودش کفایت میکنه!.
      نه سیروس!، ما خدا داریم و خدای ما هم خیلی بزرگه و تا حق ما رو تا آخرین ذرش از تو نگیره راضی نمیشیم!/تمام.

  10. سیروس شکاری می‌گوید:

    خب مطالب زیر رو مطالعه کنید و توضیحات من رو در پایان بخونید
    اولین ایمیل بنده به آقای سید جواد منصوریان بعد از بیست چهار ساعت که رمز و پسورد سایت خودم رو به خودم نداد
    به نام خدا
    با عرض سلام خدمت جناب
    سید جواد منصوری
    با تشکر از شما و معذرت خواهی بابت دلخوری که در شما ایجاد شده
    عرض به حضور که بنا به دلایلی که شخصی هستند نتونستم سایت رو واگذار کنم
    و یکی از مهمترین دلایل اصرار بیش اندازه و صبور نبودن شما بود
    بنده به خاطر جناب حسنی مدیر سایت کشور عشق
    نمی تونستم به سادگی به شما اعتماد کنم
    برای همین خواستم شما رو امتحان کنم و اگه نتیجه درست می بود سایت به نام
    شما زده می شد
    ولی شما با اصرار بی جا باعث شدید نظر بنده عوض بشود
    و با توجه به این که کلیه یوزر و پسورد ها رو تعویض کرده بودید بند هیچ
    دسترسی به محتوای سایت نداشتم
    و از آنجایی که شما در دادن یوز و پسوردد هایی که به سادگی به دست شما داده بودیم
    به خود ما تعلل کردید
    ما رومجبور کردید که چنین نتیجه گیری کنیم که همان بهتر که سایت رو به شما ندادیم
    این یک امتحان بود
    که شما موفق نشدید
    به بنده حق بدهید که حاصل زحمتم رو بدونه امتحان به دست کسی ندهم
    شما با ندادن یوزر و پسورد حتی یک لحظه هم به توانمندی های بنده فکر نکردید
    مجبور شدم که سایت رو و نام کاربری شما رو هک کنم
    البته سایت چون مال خود بنده هست بنا بر این هیچ تجاوز و تعدی انجام نشده است
    این شما بودید که سایت رو به بنده مدیر واقعی سایت تحویل نمی دادید
    در ضمن پسورد جیمیل سایت با تو به نشانی
    baatoe.ir@gmail.com
    رو لطفا هر چه زودتر برایم ایمیل کنید
    امیدوارم که به توانمندی های بنده باز شک نکنید و دوستانه این قضیه رو تمام کنید
    البته بنده کاملا دوستانه بودم و هیچ قصد ناراحت کردن و تحدید رو نداشته و ندارم
    با تشکر سیروس شکاری

    ایمیل محمد حسنی به بنده

    سیروس! من کاری به این ندارم که تو واقعاً به امام حسین اعتقاد داری یا نه.
    من کاری به اینم ندارم که تو چرا از من بدت میاد اما فقط همینو واست
    مینویسم، الهی خدا یه دردی به مادرت بده که فقط داد بزنه و تو به جز نگاه
    کردن و آه کشیدن هیچی ازت بر نیاد.
    آخه بی انصاف، نامرد، تو اگه میخواستی سایت آشغال و بی مصرفت رو از دست
    داماد ما بگیری، فحش ناموسی نوشتنت چی بود؟.
    نگو خبر نداری که میدونم مثل سگ داری دروغ میگی بی وجدان.
    ببین سیروس، منم میتونم همه ی خانوادت رو، زنت رو، دخترت رو، مادرت رو،
    خواهرت رو بذارم زیر فحش ولی چون وجهه ی امام حسینی دارم و بچه مذهبیم و
    اینکه شاید ناموس تو پیش امام حسین قرب و منزلتی داشته باشه این کار رو
    نمیکنم و حیا میکنم ولی از همون امام حسین تو همه ی روضه هایی که میرم
    میخوام، به تلافی فحاشیهایی که تو یا آدمهات تو سایت واسه ی خواهرم نوشتن
    به مادرت به ناموست سرطان بده، درد بده، زجر بده، بلایی به سرتون بیاره
    که سر شمر نیاورده نا مسلمون.
    تو حالا فکر میکنی نوشتن چهار تا فحش چی رو از کی کم میکنه؟.
    من فکر نمیکنم ناموس من عضو یا جوارحی بیشتر یا کمتر از ناموس تو داشته
    باشه و من هم از این حرفها بلدم بزنم اما به حرمت اهل بیت نمیزنم ولی
    نمیگذرم.
    اگه واقعاً مردی، شرف داری، ناموس داری، انسانی و حیوون نیستی، سایت رو
    برگردون و اسم اون کسی که تو سایت تو به ناموس من توهین کرده رو بگو و
    اگه کار خودت هم هست، پس بشین و ببین که همون ابلفضلی که شما ترکها اسمشو
    میاری با زندگیت و خونوادت چه کار میکنه.
    ببین، تو به دوماد ما گفتی محمد حسنی نباید تو سایتت باشه، با اینکه
    بزرگتری کوچکتری حکم میکرد که من به رسم ادب بیام و به او تبریک بگم ولی
    این کار رو نکردم تا مشکلی بین شما دو نفر پیش نیاد، حالا تو رفتی سایتت
    رو دان کردی و پسوردها رو هم عوض کردی به جهنم میخوام نه خودت باشی و نه
    سایتت که از هزار و پونصد تا مطلب ده هزار تا لینک درب و داغون داره و
    هیچ کدوم از کاربرهات هم حاضر نیستن سر به تنت باشه ولی نامرد فحش دادنت
    مال چی بود.
    الهی امام حسین به کمر مادرت بزنه، به سینش بزنه، به همون سینه ای بزنه
    که به توی نامرد شیر داد تا بزرگ بشی و اینطور دهن درندگی کنی.
    برو ولی یادت باشه من دو ماه قبل که تو حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
    بودم، دو رکعت نماز حاجت خوندم و همه ی اونایی رو که میان تو سایت و به
    ناموس من فحش میدن رو به خود حضرت که یه زن هستند واگذار کردم و بهشون هم
    گفتم که من جواب فحش کسی رو نمیدم ولی به حرمت شما که یه زن هستین و
    محترمین این کار رو میکنم.
    سیروس!، من از مثل محمد رحیمی توقع نمیکنم، اون خودش هم تو شب روشن نوشته
    که خونوادش این تیپی بوده که اینم بد دهن شده!.
    از مهدی عزیز زاده هم تعجب نمیکنم، این آدم هم کسی بوده که علیه زن خودش
    تو فضای مجازی افشاگری کرده و به بدکارگی متهمش کرده.
    از بهنام نصیری هم تعجب نمیکنم چون این آدم یه آدم جانماز آبکش بچه صفته
    ولی از تو نمیگذرم.
    مطمئن باش، به خدا قسم میخورم که تا جبران ما فات نکنی تا انتقامم رو ازت
    نکشم نمیشینم/حالا نگاه کن.
    حرف آخرم هم این باشه به تو که از این به بعد شبا هیأت نرو چون تو مایه ی
    ننگ هیأت امام حسین هستی بی وجدان نامرد.
    ان شا الله ابلفضل طوری به زندگیت بزنه که همه با انگشت نشونت بدن و ضرب
    المثل همه بشی بد دهن بد کردار.

    جواب من به ایمیل آقای محمد حسنی

    خخخخی
    خیلی بدبختی
    دلم به حالت می سوزه
    ایشالا خدا و امام حسین و ابولفضل بزنه به کمر کسی که به ناموس تو توهین کرده
    اگه در مورد من راست گفتی هر چی که تو گفتی و نفرین کردی بشه ولی اگه که
    نه حتما دروغ گفتی همش به خودت برگرده
    من مثل خودت اهل نفرین نیستم اهل بخشش هستم البته به اندازش
    ولی با ادبیات خودت حرف زدم
    هر کاری هم بکنی باور کن نمی تونی من رو تحریک کنی سایتت رو دان کنم
    از بس بدبختی تلفن رو از ترست قط کردی
    این هم اطلاعات تو هستش
    person: mmohamad hassani
    e-mail: paria.barayeto@gmail.com
    address: kargar, koocheh
    phone: «این قسمت (شماره ی منزل ما) توسط بنده، (خادم پایگاه) قبل از تعیید کامنت سیروس شکاری حذف شده است.»
    شماره خونت رو هم گیر آوردم
    بدبخت با زبون خوش گفتم به من ربطی نداره بهتره مواضب خودت باشی

    جواب آقای حسنی به بنده

    هر غلطی دلت میخواد بکن، ولی اگه تا اربعین خدا داغ مادرت رو به دلت
    نذاشت، یا تو چشم دخترت نزد و کورش نکرد، من خودم فضای مجازی رو ول میکنم
    و میرم.

    و اما توضیحات بنده
    خب ایمیل هایی که بین آقای حسنی و من و بین آقای منصوریان رد بدل شده بود رو کامل براتون نوشتم البته شماره تلفن و آدرس رو کمیش رو حذف کردم کهبعد متهم نشم که آدرس و شمارش رو به اینترنت گذاشتم که همه ببینند
    دوستان اگه دقت کرده باشید ابدا من نگفتم سایتت رو هک می کنم
    دوستان بنده گفتم ابدا نمی تونی من رو تحریک کنی سایتت رو دان کنم
    در مورد آدرس و تلفن که میگند بنده هک کردم
    سایت … «این قسمت توسط خادم پایگاه قبل از تعیید کامنت حذف شده است.» به آدرس زیر
    … «این قسمت توسط خادم پایگاه قبل از تعیید دیدگاه حذف شده است.»
    مرکز رسمی ثبت دامنه های ایرانی یا به عبارتی ir هستش
    هر کاربر معمولی می تونه به این آدرس بره و در قسمت
    … «این قسمت قبل از تعیید کامنت توسط خادم پایگاه حذف شده است.»
    دامنه هر سایتی که رو می خاد را وارد کنه و به اطلاعات آن شخص پی ببره
    این امکان مال سایت رسمی خود دولت که همون نیک هندل هستش مربوط هستش
    و اما آقای حسنی شما گفتید که به هیچ وجه دخالتی در کارهای آقای منصوریان در واگذاری سایت به ایشون نداشتید
    خب ببینید عزیزم شما ایمیل سایت رو که تحویل داده بودیم به ایشون در دو مهر با آیپی که به شما مربوط هست رمز و پسوردش رو عوض کرده بودید و برای ریکاوری ایمیل شماره تلفن موبایل خودتان رو داده بودید
    که کاملا آیپی و شماره شما مدرکی بر این ادعا هستش
    دوم شما با یوزر نیم و پسورد آقای منصوریان تنظیمات مربوط به سایت رو انجام داده بودید که این هم بر اساس مدارکی از جمله آیپی برای بنده مشخص هست
    سوم تنظیماتی که شما به سایت داده بودید دقیقا همان تنظیماتی بود که برای سایت کشور عشق داده بودید از جمله غالب و تنظیمات مربوط به غالب سایت
    چهارم شما کاملا در جریان مکالمات بنده و آقای منصوریان بودید
    راستی گفتید که من ادعا کردم سایت شما رو هک می کنم
    و گفتید که ایمیل تحدید موجود هست
    خب من همون ایمیل که بهش اشاره کردید رو گذاشتم بالا
    ولی چیزی که شما می گید درش نیست بلکه
    من گفتم نمی تونی من رو تحریک کنی سایتت رو دان کنم
    خب این اولین دروغ شما همه خوانندگان هم می تونند یه بار دیگه بخونند
    در ضمن من نمی خواستم این ایمیل رو بزارم اینجا ولی مجبورم کردید
    می دونید چرا چون من هر چه برای خودم بپسندم برای دیگران هم می پسندم
    و اگه نپسندم برای دیگران هم نمی پسندم
    خودم رو جای شما گذاشتم و به خودم اجازه ندادم که انتشارش بدم
    ولی خودتون شروع کردید
    ولی یه چیز رو هم بگم کسی که خودش نخواد از جهل نجاد پیدا کنه رو خدا هم کمکش نمی کنه پس چرا من زور بزنم
    دیگه حرفی ندارم آخرین کامنت بنده بود
    بدرود

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      جواب کامنت طولانی و مثلاً مستندت:
      قبل از هر چیز بنویسم که کامنتت رو نه از ترس هک شدن سایتم و نه از ترس اینکه تو سایتت واسم اراجیف بنویسی و تند و تند دروغ بگی، بلکه به خاطر در آوردن حقایقی جالب از بین حرفهای خودت منتشر کردم و واسش جواب نوشتم.
      اتفاقاً همین کامنتت، چنانکه خواهم آورد، خودش خیلی واقعیات رو اثبات میکنه!.
      خب و اما نقد من به کامنت بالا بلندی که در دفاع از خودت نوشتی:
      اولاً تشکر میکنم که از مظلوم بازی و مظلوم نمایی دست برداشتی و به جای قایم شدن پشت الفاظی مثل حضرت علی و من مرد خوبی هستم و دلم برای یتیمها میسوزه و فلان و بهمان، صحبت آیپی و مسائل فنی رو آوردی وسط!.
      آفرین، همیشه همینطور رو بازی کن تا الکی جو نداده باشی و احساس کسی رو تحریک نکنی که دلش واست بسوزه.
      ثانیاً من هرچی تو کامنت تو دقت کردم، ننوشتی که اون کامنت فحاشی رو آیا پاک کردی یا نه و چرا این کار رو کردی؟!.
      تو نوشتی که من با یوزر و پسورد سید جواد اومدم و تنظیمات سایت رو مثل سایت کشور عشق درست کردم؟!/خب دستم درد نکنه که همچین کاری کردم!؛ الآن عیب این کار چیه مثلاً؟!.
      میخوای بگی یعنی سید جواد زده زیر قرارش با تو و من رو تو سایت دخالت داده؟!.
      خب آقای زرنگ!، اینی که من تو کارای فنی سایت دخالت داشتم و از صحبتهای شماها هم مطلع بودم که نیازی به چک کردن آیپیها و کارای تخصصی نداره که!/هر مجسمه ای هم بیاد این مطلب رو بخونه متوجه میشه وقتی من رفتم فحشهای تو و رفیقهات رو خوندم، و گزارشی کامل از اونچه در سایت با تو اتفاق افتاده رو اینجا نوشتم، یعنی اینکه از ریز به ریز مسائل آگاهم!.
      من فکر میکنم اتفاقاً تو با این توضیحات فنی بسیار قویت، حتی به اونهایی که مردد بودند هم ثابت کردی که خودت پشت این فحاشیهایی چون اولاً تسلط بالای تو به اینکه محمد حسنی فلان وقت با یوزر و پسورد سید جواد اومده داخل سایت، یعنی اینکه تویی که اون کامنت فحاشی رو میگی پاک کردی، قطعاً اگه هم اون فحشها کار خودت نبوده، میدونی کار کی بوده ولی منافعی که از تو به خطر میفته باعث میشه در این مورد پنهانکاری کنی!.
      خیلی سادهست، ببین، تو فهمیدی که من نه روز قبل، شب جمعه دهم مهر، ساعت دو و نیم سه نصف شب، به درخواست سید جواد، چون دیدم هر کاری میکنه تنظیمات دلخواهش روی افزونه ها و ابزارکهای سایت با تو میزون نمیشه، خودم رفتم تا درستشون کنم، که بعضی رو تونستم و بعضی رو هم به خاطر تنظیماتی که تو قبلاً اعمال کرده بودی، موفق نشدم.
      با این همه، من از تو یه سؤال ساده دارم:
      تو کی فهمیدی که من وارد یوزر سید جواد شدم؟.
      قبل از به قول خودت هک کردن سایت، یا بعد از اون؟!.
      اگه قبل از هک کردن سایت فهمیدی، سؤال اینجاست، چطور وقتی یوزرها و پسوردها رو نداشتی تونستی بفهمی کی الآن تو بخش مدیریت سایته؟/آیا بو کشیدی که فهمیدی؟!.
      اگه هم بعد از اینکه سایت رو هک کردی و آیپیها رو چک کردی به این نتیجه رسیدی، پس معلومه تو سایت رو به خاطر اینکه من در تنظیمات سایت به سید جواد کمک کردم، سایت رو هک نکردی و علت هک کردن سایت، فقط و فقط این بود که به قول خودت، سید جواد یوزرها و پسوردها رو بهت نداده.
      اما من به تو ثابت میکنم، حتی علت هک شدن سایت، این هم نبوده/میدونی چرا؟!.
      سادهست، چون تو ایمیلی که درش درخواست کردی یوزرها و پسوردها رو از سید جواد پس بگیری رو زمانی برای او نوشتی که اون فحاشی اتفاق افتاده بوده و تو که فهمیده بودی فحاشی صورت گرفته، (حالا یا خودت فحش دادی، یا کسی رو اجیر کردی و یا هم اون کسی که فحش داده، اومده بهت گفته که یه غلطی کرده و حالا هم توش مونده) تو تصمیم گرفتی تا سایت رو هک کنی و با خودت گفتی، آقا نهایتاً میگم سایت خودمه و دلم هم خواسته که هکش کردم دیگه/به کسی چه؟!.
      ادعای من به این خاطره که فحاشیها روز یازدهم صورت میگیرن، بعد روز دوازدهم مهر، (یک روز بعد) تو سایت رو از دسترس خارج کردی و چنانکه در ایمیلی که با دست خودت هم اینجا نوشتی، به سید جواد مینویسی که «به نام خدا
      با عرض سلام خدمت جناب
      سید جواد منصوری
      با تشکر از شما و معذرت خواهی بابت دلخوری که در شما ایجاد شده
      عرض به حضور که بنا به دلایلی که شخصی هستند نتونستم سایت رو واگذار کنم
      و یکی از مهمترین دلایل اصرار بیش اندازه و صبور نبودن شما بود
      بنده به خاطر جناب حسنی مدیر سایت کشور عشق
      نمی تونستم به سادگی به شما اعتماد کنم
      برای همین خواستم شما رو امتحان کنم و اگه نتیجه درست می بود سایت به نام
      شما زده می شد
      ولی شما با اصرار بی جا باعث شدید نظر بنده عوض بشود
      و با توجه به این که کلیه یوزر و پسورد ها رو تعویض کرده بودید بند هیچ
      دسترسی به محتوای سایت نداشتم
      و از آنجایی که شما در دادن یوز و پسوردد هایی که به سادگی به دست شما داده بودیم
      به خود ما تعلل کردید
      ما رومجبور کردید که چنین نتیجه گیری کنیم که همان بهتر که سایت رو به شما ندادیم
      این یک امتحان بود
      که شما موفق نشدید
      به بنده حق بدهید که حاصل زحمتم رو بدونه امتحان به دست کسی ندهم
      شما با ندادن یوزر و پسورد حتی یک لحظه هم به توانمندی های بنده فکر نکردید
      مجبور شدم که سایت رو و نام کاربری شما رو هک کنم
      البته سایت چون مال خود بنده هست بنا بر این هیچ تجاوز و تعدی انجام نشده است»
      خب، حالا از ایمیل ارسالی خودت معلوم میشه که تو سایت رو به خاطر اینکه من رفتم تو قسمت مدیریت و تنظیمات رو درست کردم هک نکردی، بلکه علتش رو این دونستی که چرا سید جواد هی بهت اصرار میکنه که چرا نمیای دامین سایت رو به نامش بزنی؟!.
      بنابر این، لطفاً پشت این حرف که چرا محمد حسنی وارد پیشخوان سایت شده قایم نشو!.
      من تازه از این بیشتر هم بنویسم، اتفاقاً تو خودت خوب میدونی که تجاوز و تعدی اتفاق افتاده و داری ماستمالی میکنی.
      ببین، تو میای با دست خودت، یوزر مدیریتی سایت رو میدی به سید جواد و او هم به تو میگه که من اگه اومدم، خودم تیم مدیریتی میارم و مدیرای شما رو نمیخوام و تو یا وکیلت جناب نادرلو هم قبول میکنین.
      حتی قرار میشه تو بری دامین رو به نام او بزنی و سید جواد هم هشت هزار تومن پول پرداخت میکنه و خود تو هم به آی آر نیک یا هر جای دیگه که دامین زیر نظر اونا بوده اطلاع میدی که میخوام سایت رو واگذار کنم و فقط مونده بوده که مدارکت رو ارسال کنی.
      همه ی اینا یعنی اینکه سایت به نام تو بوده ولی مال تو نبوده، چون واگذار کردی اما به نام نزدی.
      شما اگه بری سند خودروی پدرت یا دیگر کسانت رو ببینی، متوجه میشی که بعضی سندها قولنامه ای هستند و بعضی محضری.
      سند قولنامه ای، شاید اعتبار محضری رو نداشته باشن ولی به هر حال، عرفاً در حکم سند مالکیت محسوب میشن اما اگه هم نشن، نه کار سید جواد غلط بوده که یوزرها رو عوض کرده و نه کار تو درست بوده که فحاشی کردی!.
      راستی تو چرا در مورد فحاشیها پنهانکاری میکنی؟!/اینو جواب بده!.
      تو یه جوری نوشتی که اصلاً انگار فحش و فحش کشی ای در کار نبوده!.
      من تو این موندم که چی میشه، تو، اینقدر واست مهم بوده که بفهمی من وارد یوزر سید جواد شدم یا نه، که رفتی لاگ سایتت یا هر جای دیگه رو دقیقاً بررسی کردی!.
      کاری که البته هیچ نیاز نبود انجام بدی، چرا که مطلب و گزارش من، به خوبی نشون میده که هرجا سید جواد بوده، من هم پشت سرش بودم ولی انگار اصلاً برای تو مهم نیست که کی تو سایتت به ما فحش داده که نرفتی حتی به قسمت زباله دان سایتت و آیپی اون نامرد رو که قبل از متن دیدگاهش نوشته و یه بچه ی پنج ساله هم میتونسته اون رو ببینه سر بزنی و اون آیپی رو در بیاری، بلکه خیلی راحت از کنار این موضوع رد شدی و به قول خودت کامنت توهین آمیز رو حذف هم کردی!.
      آیا عقل چنین چیزی رو میپذیره که تو از بازدید من از یوزر مدیریتی سایتت که در آوردنش کار ساده ای نیست نگذری ولی از کامنتی که خودت و سایتت رو وارد چالش جدی کرده به راحتی بگذری؟!.
      اگه تو فکر میکنی مسأله ی ما سایته، بابا خودت دیدی که تو اسکایپ به خواهرم گفتی بیا اینم یوزر و پسورد خودت برو داخل مطالبتون رو حذف کن، ایشون گفتند من اصلاً احتیاجی به این ندارم!.
      خودت گفتی من فکرهامو میکنم و دو روز دیگه نظرم رو در مورد اینکه سایت رو دوباره به شما بدم میگم، ایشون گفتند ما اصلاً سایتت رو نمیخوایم!.
      حتی خواهرم به تو گفتند، تو پسورد ایمیلت رو میخوای، بیا پسوردت اینه و داد سید نوشت و تو اسکایپ هم پرت کرد جلوت که خیلی سایتم سایتم نکنی!.
      مسأله ی من فقط فحشهاست که نمیدونم چرا داری از زیر توضیح دادن شونه خالی میکنی؟!.
      نکنه واقعیتهایی هست که تو میترسی برملا بشن؟!/هان؟!.
      اما در مورد الفاظی که من در ایمیلها واست نوشتم:
      تندترین لفظی که نوشتم، اینهان:
      «سایت آشغالت»، «سایت درب و داغونت«.
      خب، به نظر تو، سایتی که مدیرانش به زن مردم فحش ناموسی میدن، اگه آشغال نیست پس چیه؟!.
      سیروس!، من معذرت میخوام، سایت تو آشغال نیست، نجسه!، محل جمع آوری کثافاته!، لجنزاره!.
      سایتی که توش به زن شوهردار، زن مردم بیشرمانه ترین حرفها رو که حتی یه مرد و زن محرم هم تو خصوصیترین محیطهاشون به هم نمیزنند رو به زن مردم میزنن، از کثیفترین و نجسترین مکانها هم نجستره!.
      تو سیروس اینه شخصیتت که یا خودت این حرفا رو زدی، یا آدمهات این کار رو کردن و تو هم خبر داری و داری میپوشونیشون!/حالا چرا؟!؛ خدا میدونه!.
      من نوشتم که تو «نامردی!».
      خودت فکر میکنی با وضع موجود مردونگی ای هم واست مونده؟!.
      آیا یه مرد به زن مردم این حرفهای رکیک و زشت رو میزنه و بعد به شوهرش وقیهانه ایمیل میزنه که حالا که یوزر پسوردها رو ندادی، هکتون کردم و به برادر اون خانم هم میگه اگه صدات در بیاد، سایتت رو هک میکنم و شماره ی خونه تون رو هم دارم؟!.
      بیشرمانه تر از همه، اینه که تو حتی طبق همین ایمیلی که اینجا نوشتی، سید جواد رو هم تحدید کردی که اگه پسورد ایمیل سایت با تو رو نده، اون رو هم هک میکنی! و اسم این رو هم گذاشتی «توانمندی!»
      بله!، تو خیلی انسان توانمندی هستی که به زن مردم رکیکترین حرفها رو میزنی و خجالت هم نمیکشی!.
      یعنی واقعاً اگه کسی با زن خودت همین کار رو بکنه، باز هم هیچیت نمیشه؟!/واقعاً واست متأسفم سیروس!؛ واسه ی همتیمیهات و آدمهات هم عمیقاً متأسفم!.
      ببین لیسانس علوم حدیث و فقه و بچه ی جبهه و داماد شهید سر از چه نا کجا آبادهایی در آوردن!.
      سیروس! واقعاً تعریف شما از مرد چیه؟!.
      نوشتم تو مثل سگ دروغ میگی!.
      خب دروغ نمیگی؟!.
      تو مثل سگ دروغ میگی، یعنی اینکه تو داری عریان و برهنه دروغ میگی!؛ چون سگ که دروغ نمیگه!.
      دقت کن، ننوشتم تو خدایی ناکرده مثل سگ هستی، نوشتم تو مثل سگ دروغ میگی، یعنی دروغ گفتن تو مثل سگه، نه خودت!.
      البته سگ هم که دروغ نمیگه، چون عریان و برهنهست، سگ رو نماد برهنگی میدونن.
      همچنین نوشتم، خدا به سینه ی مادرت بزنه.
      این هم نفرینه، نه فحش و هر فارسی زبونی اینو میفهمه!.
      تو که توقع نداری وقتی میای به ناموسم فحاشی میکنی، واست بنویسم دورت بگردم!، جیگرم!.
      البته که باید خیلی بی غیرت باشم که چنین چیزی رو بنویسم، یا اینکه بی نهایت انسان بزرگواری باشم که با کرامت باهات برخورد کنم، که آقا بی تعارف من از اوناش نیستم!.
      من همون یه دفعه ای که بهنام نصیری رو به ظاهر بخشیدم و مطالب فحاشیها و توهینات شب روشنیها رو پاک کردم، واسه ی هفت پشتم بس بود!.
      اونکه جلوم مثل زنهای شوهر مرده گریه و التماس میکرد، تهش شد این، تو که هنوز هیچی نشده زبون هم در آوردی میخوای فردا چی بشی، خدا عالمه!.
      اما اینکه نوشتی، برای به دست آوردن شماره ی من، جایی رو هک نکردی و در فلان جا میشه اینها رو به دست آورد!، گیرم که همینجور باشه!.
      آقا اصلاً یه سایت دارای مجوزی هست که قانوناً داره شماره ی همه ی کس و کار منو مفتی میده دست ملت!/درست؟!.
      خب!، منظور تو چی بود غیر از تحدید که نوشتی تو ایمیلت، «شماره ی خونت رو هم گیر آوردم» «به زبون خوش دارم بهت میگم به من ربطی نداره»؟!.
      مطمئناً این ایمیلو اگه جلوی بزک زنگوله پای مامان شنگول و منگول و حبه ی انگور هم بذاری، میگه کسی که اول تو ایمیلش مینویسه «شماره ی خونت رو هم گیر آوردم» و بعد از نوشتن شماره ی خونت، ادامه میده «با زبون خوش دارم میگم به من ربطی نداره» نیتش به جز تحدید و نشون دادن اینکه از شماره ی تلفنت سوء استفاده میکنم نداره! و الا چرا باید شماره ی تلفن و آدرس منزل ما رو بین این دو عبارت بنویسی؟!.
      خوبه خودت هم نوشتی که تو ایمیل تحدید آمیزت آوردی، «هر کاری هم بکنی باور کن نمی تونی من رو تحریک کنی سایتت رو دان کنم»
      من یقین دارم، اگه بازم به سراغ بزک زنگوله پا بری و بهش بگی، منظور سیروس از این عبارت چی بوده؟، جواب خواهد داد، منظورش اینه که اگه تحریک بشم، سایتت رو هک میکنم و الا چرا کدوم آدم عاقلی میاد دشمنش رو که به قول خودش یه بار هم سایت با تو رو هک کرده، تحریک کنه تا سایتی رو که دسترنج سه سال زحمتش در فضای مجازیه رو هک کنه؟!/اصلاً مگه من نوعی مرض دارم که یه نفر رو تحریک کنم تا سایتم رو هک کنه؟!.
      من همینجا صریحاً مینویسم، چه تو، چه علی اصغر حسنپور و چه امیر رضا رمضانی ای که مهدی عزیز زاده تو ایمیلهاش نوشته بود که مگه میخوای بفرستم بیاد سایتت رو هک کنه، هر سه تا تون روی هم خیلی غلط میکنین که چنین غلطی رو بکنین؟!.
      اگر چنین غلطی از شما سر بزنه، یا حتی به هر دلیلی چنین اتفاقی برای سایت بیفته، میدم طوری قانون ادبتون کنه که خانواده تون هم تا حالا به فکر این طوری ادب کردنتون نیفتاده باشن!.
      شما فکر میکنین شهر هرته که هر تحدیدی و هر غلطی دلتون خواست بکنین و هیشکی هم بهتون نگه بالای چشمتون ابرو؟!.
      آقای سیروس شکاری!، بدون و آگاه باش!، به خدا اگه بخوام آدمشو دارم که دادگاهیتون کنم و بکشونمتون به جاهایی که تا حالا احتمالاً پاتون به اونجاها کشونده نشده!.
      تو که به همه جا و همه چیز سرک میکشی تا خصوصیترین اطلاعت مردم رو در بیاری و به وقیهانه ترین شکل ممکن باهاشون برخورد کنی، برو بپرس تو شهر ما قیر، نفر دوم دادگستری کیه و چه روابطی با مسؤولین قوه ی قضا ایه داره و مجرمین و خلافکارهای شهر ما، چطوری ازش میترسن!.
      اگه بخوام سایت تون رو هک کنم، آدمی رو میشناسم که سایت دانشگاه پیام نور رو هک کرد، حالا سایت تو و مثل تو که چیزی نیست!.
      اگه بخوام جواب فحشهاتو بدم، یه کسانی رو آشنا دارم، که امثال محمد رحیمی رو میذاره تو لنگه ی چپ جوراب بچش و اصلاً جدیدترین ورژن فحاشی رو او وارد ادبیات فارسی میکنه ولی میدونی چیه؟!، من از هیچ کدوم از این گزینه ها تا حالا استفاده نکرده و نمیکنم!.
      فحش نمیدم، چون دامن یه زن اونقدر در دین ما محترم و حتی مقدس هست که اگه بخوان زن خوب رو از زن بد تمیز بدن، نمیگن زن خوب اونه که نماز میخونه و زن بد اونه که نماز نمیخونه!.
      نمیگن زن بد اونه که روزه نمیگیره اما زن خوب اونه که میگیره!.
      میگن زن خوب اونه که دامنش رو حفظ میکنه و در اختیار هر کسی قرار نمیده و زن بد اونه که خودش رو در اختیار هر کس و ناکسی قرار میده!.
      میبینی، ملاک تشخیص زن خوب از بد، در دین ما دامن زنهاست!، دقیقاً همون عضوی که ترجیع بند و شاه بیت همه ی فحشهای رکیک و غیر اخلاقیه!.
      من به این خاطر، به هیچکس حتی دشمن سرم هم فحش نمیدم، چون قبل از هر چیز، دین من جلوی این کار رو گرفته!.
      من از کسی هم نخواهم خواست تا کارای تخریبی در فضای مجازی رو انجام بده؛ چرا که به هر حال، این سایت، حاصل زحمت تو و دوستانته.
      برو بپرس از بهنام نصیری و آدمهاش، اون روزی که رپیدپارس اکانت ما و شب روشنیها رو مسدود کرد، بهش ایمیل زدم که آقا بیا تا با هم توافق کنیم که از هم گذشتیم و بریم اکانتمون رو پس بگیریم، چرا که الآن این رپید پارسه که داره از دعوای ما و شما استفاده میکنه و با اینکه پولش رو گرفته ولی داره به بهانه ی اینکه من و تو از هم شاکی هستیم اکانت هر دو مون رو میبنده اما خودش زیاده خواهی کرد و شد اونچه شد.
      با شکایت هم حال نمیکنم، چون تو بری زندان یا جریمه ی مالی بشی چیزی تو جیب من نمیره اما اگه خدا بزندت خیلی حال میکنم!.
      آخه اون وقت دیگه فحاشهای بعدی نمیرن تو فکر اینکه با چه فیلتر شکنی بیان که شناخته نشن!، میگن این آهش میگیره، بذار به خانوادش کاری نداشته باشیم! و من هم همین رو میخوام!.
      من میگم، آقا جون! نه من به تو فحش بدم و نه تو به من!/این چیز زیادیه؟!.

  11. کتیبه زیبا هیوا می‌گوید:

    باسلام.
    خداروشکر به این قسمت سر زدم چون میدونستم بازهم مثل همیشه منظورم رو خوب نرسوندم.
    خانم حسنی گرامی …من در نظری که گذاشتم هیچ کس رو محکوم ب کاری نکردم من حتی نگفتم اقای شکاری یا هر ادمی دیگه(چون ایشون در نظرشون گفتند که ما باید صحبت های دونفر رو بشنویم…)…چون قصد دخالت در موضوع شما رو که دقیق نمیدونم چی بود رو نداشتم فقط خواستم با شما درمورد حقی که ازتون ضایع شده صحبت کنم…
    من نگفتم اقای شکاری فلان کرده پس اینجور ادمیه…گفتم کسانی که این ابرو ریزیها رو انجام میدند انسان های قبیحی هستند پس اگر واقعا اقای شکاری چنین اشتباهی مرتکب نشدند پس جمله ی من به ایشون برنمیگرده…(ما به اندازه کافی گناه داریم که جرات شستن گناه بقیه رو نداشته باشیم اقای شکاری)
    خواهر بزرگوار من هرگز نگفتم که از حقتون بگذرید چرا که مولای ما علی ع فرموده اند که نه حق کسی را ضایع کنید ونه بگذارید کسی حقتان را ضایع کند اما من میگم بعضی چیزها را باید به قیامت سپرد…مثلا صدام هزاران نفر از جوانان ما را پرپر کرد اما فقط یکبار اعدام شد…پس خانواده شهدا باید می امدند اعتراض میکردند که چرا حق پسر مارو نگرفتی ؟قطعا خدا به اعدام صدام کفایت نمیکنه ودر قیامت باید تقاص تک تک خونهای ریخته شده را بدهد…حضرت زهرا لحظات اخری که ساکت ننشستند بازهم حق کامل خودشون رو نتونستند بگیرند واین حق در قیامت گرفته خواهد شد…
    در همه ی کارهای خدا حکمتی نهفته که ما از آن بی خبریم…من به شخصه این عمل زشت رو محکوم میکنم چون زن ارزش والایی داره و این رفتارها بسیار ناشایست هستند و …
    من میگم درست نیست اقای حسنی به خاطر نگرفتن حقشون از سایتشون برند قطعا خود امام حسین بهتر از ما میدونه ک چی خوبه وچی بد
    بهرحال فکر میکنم بهتره که من دیگه در این مورد نظری ندم چون اصلا دلم نمیخواد کسی رو ناراحت کنم یا کسی به واسطه فکر اشتباهش به من تهمت زده باشه(البته بخاطر خودش میگم چون تهمت گناه بزرگیه ودلم نمیخواد کسی به خاطر تهمت به من تو دردسر بیفته…
    ان شالله هر چی صلاح باشه براتون اتفاق بیفته موفق باشید یاعلی

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      خواهر بزرگوارم، سرکار خانم هیوا، سلام به شما.
      باور کنین خواهر بنده منظور بدی نداشتند و فقط میخواستند برای شما توضیح بدند که چرا نمیتونن از حق خودشون بگذرن و خدا وکیلی چیزی ته دلشون نبود.
      راستش خود من از ایشون خواستم که بیان زیر کامنت شما از شما تشکر کنند که به عنوان یه بانوی آزاده و ارزش مدار، از حریت و کرامت ایشون که یک زن هستند دفاع کردید ولی متأسفانه چون ما داریم از طریق نوشته با هم حرف میزنیم و اینکه ایشون به خاطر توهینی که بهشون به نا حق صورت گرفته عصبانی و ناراحتند، اینطور برداشت شده که نسبت به فرمایشات صحیح شما دارای موضع هستند ولی در واقع اینطور نیست.
      من لازمه که در تحسین حرکت آموزنده و بزرگوارانه ی شما همین قدر بنویسم که متأسفانه به خواهر من، در یک سایت که ادعای فعالیت برای نابینایان رو دارند زشت ترین الفاظ نسبت داده شد و دختران نابینا هم از همراهی با بانویی با شرایط جسمی خودشون کوتاهی کردند اما شما خانم هیوا به عنوان یه خانم بینا که هیچ تکلیف و دین خاصی هم نسبت به مسائل ما نابیناها در فضای مجازی به عهده ندارید، آزاد اندیشانه احساس تکلیف کردید و بزرگوارانه محکوم فرمودید.
      مگه میشه من و خانوادم قدردان این لطف شما نباشیم؟/باز هم تشکر و خدا قوت.
      اجر شما با بیبی حضرت زینب سلام الله علیها.

  12. مهرداد صفا می‌گوید:

    سلام و عرض تسلیت بابت فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان.
    من در واقع در جریان حوادثی که اتفاق افتاده نیستم و جز مطالبی که اینجا نقل شده هیچ اطلاعی از اختلافات بین سایتهای نابینایی ندارم. همونطور که هیچ وابستگی و هیچ خصومتی با هیچ کدومشون ندارم. ولی با سید عزیز و همسر محترمشون از نزدیک آشنایی دارم. ایشون (خانم حسنی همسر سید جواد) واقعا خانم نجیب و متین و موقری هستند و از شخصیت ایشون مشخصه که به هیچ وجه اهل حاشیه سازی برای کسی نیستند و مسلما خودشون هم دوست ندارند که در جریان این حواشی، به شخصیتشون آسیبی وارد بشه. من ایشون رو واقعا مثل خواهر خودم می دونم و به همین دلیل نتونستم از کنار این قضیه به راحتی بگذرم. و به نوبه خودم این اتفاق و هر توهین که هر شخص دیگه ای به خانواده دیگری کرده باشه رو محکوم می کنم.
    این طور که من از مطالب تا به اینجا دستگیرم شد، ظاهرا هنوز مشخص نیست که چه کسی فحاشی کرده و کسی مسئولیت این کار رو هم قبول نکرده و من خودم شخصا نمیتونم شخص خاصی رو مخاطب قرار بدم و یا کسی رو عامل اصلی بدونم ولی خب چیزی که مشخص و مسلم هست، بی شخصیتی و بی شعوری و نامردی کسی هست که به ناموس دیگران توهین می کنه. به نظر من این کار بعیده از اشخاص پخته و با خانواده بر بیاد و معمولا نوجوانان از روی نادونی به دلیل اینکه هنوز خودشون خانواده مستقل تشکیل ندادند و هنوز شخصیتشون کامل نشده راحت تر به خانواده دیگران توهین می کنند.
    در کل خیلی متاسفم از اینکه اختلاف و خصومت بین دوستان نابینا میبینم. واقعا در دنیای امروز با این همه مشکلاتی که در جامعه به ویژه جامعه نابینایان هست، دیدن اختلافات داخلی در بین نابینایان، دیدن توهین و دیدن اینکه چقدر راحت اشخاصی در مورد نوامیس دیگران صحبت می کنن و بهشون توهین می کنن ناراحتم می کنه. امیدوارم به زودی با بر طرف شدن این قبیل مشکلات، شاهد اتحاد و همدلی بین نابینایان باشیم و محبت و همدوستی رو در بینشون مشاهده کنیم.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقای صفا.
      این حقیر، ایام شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام رو به شما برادر بزرگوار و دینیم تسلیت عرض میکنم و از شما التماس دعای خیر دارم.
      همچنین، سپاسگزارم به خاطر حمایت شما از خواهر و خانواده ام که واقعاً تو این قضایا مظلوم واقع شدند.
      ان شا الله خدا به شما خیر بده و اجرتون محفوظ باشه.
      در مورد اینکه هیچکس مسؤولیت این کار رو به عهده نمیگیره، بله هیچکس نمیگیره چون نمیخواد بدنام بشه ولی مسلماً یکی این کار رو کرده و این رو سیروس هم پذیرفته که در سایت او چنین اتفاقی رخ داده.
      منتها من حرفم اینه که سیروسی که میتونه بفهمه من ده دوازده روز قبل با آیپی خودم رفتم تو یوزر کاربری سید جواد، چطور نمیتونه بفهمه چه آیپی ای این فحشها رو نوشته؟.
      چرا در کامنتهاش هیچ اشاره ای به این موضوع نمیکنه و اطلاعات اون شخص رو در اختیار نمیذاره؟.
      شما خودت یه انسان فنی قوی هستی و برنامه مینویسی، خدا وکیلی تشخیص اینکه من ده دوازده روز قبل رفتم تو یوزر سید جواد و تنظیماتش رو واسش درست کردم سخت تره یا تشخیص آیپی کسی که کامنتی نوشته و اون کامنت تو زباله دان دیدگاه هاست؟.
      اصلاً چرا سیروس داره پنهان کاری میکنه؟.
      چرا کامنت رو پاک کرده و چرا هیچ اطلاعاتی از اون کامنت نمیده؟.
      بازم ممنون و تشکر.

  13. خادم پايگاه می‌گوید:

    خب دوستان، سایت با تو هم در حمایت از رفتارهای زشت خودشون مطلبی به آدرس
    http://baatoe.ir/1395/07/18/%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%86/#comment-25559
    نوشته که من هم در جواب اونها کامنتی تنظیم کردم و واسه شون فرستادم که البته فعلاً در حال بررسیه و منتشر یا حذف نشده.
    اون کامنتم رو اینجا مینویسم تا اگه اونجا حذف شد، جواب شبهات اونها رو داده باشم.
    البته ما دیگه تا بعد از عاشورا به این موضوع نمیپردازیم ولی من این قول رو میدم که با خبرهای خوبی در آینده ی نزدیک در خدمت خواهیم بود.
    اخباری که گره از این معما باز میکنند.
    اما کامنت من برای سایت با توی سیروس شکاری:

    با سلام.
    من خیلی کوتاه و گذرا، چند دروغ و تهمت از جانب شما با توییها رو جواب میدم و ان شا الله ادامه ی ماجرای خودم و خانوادم با شما رو هم به امام حسین علیه السلام وامیگذارم و هم اینکه در جای خودش مطرح میکنم:
    ۱٫ سیروس شکاری در دیدگاهش گفت: سید جواد منصوریان با شماره ی همسرش (خواهر من) با او تماس گرفته!!!.
    اما پاسخ من:
    ۱٫ این حرف کذب و مصداق تهمته، او اینقدر غیور و مرد هست که بدونه با شماره ی موبایل خانمش به هر کس و ناکس زنگ نزنه و اون رو پیش نامحرم جماعت گرو نگذاره.
    ۲٫ سید جواد منصوریان (داماد ما) دو تا خط داره که یکیش همراه اوله و با ۰۹۱۲ شروع میشه و دیگری هم با ۰۹۳۳٫
    البته این دومی رو هم با اینکه ایرانسله، اما روی همراه اول تنظیم شده و در واقع یه خط همراه اولی محسوب میشه.
    حالا اگه سیروس شکاری سند داره که داماد ما با خط خواهرم با او تماس گرفته، یا علی مدد/ثابت کنه.
    ثانیاً سیروس شکاری ادعا کرد که کامنتهایی به مطلب بحث در سایت کشور عشق فرستاده شدند که توسط من حذف شدند!!!.
    بله، همینطوره، ما یکسری از کامنتهایی که فرستاده شدند رو به خاطر توهیناتی که به درشون توهین به خانواده مون و همچنین سایر بانوان نابینا شده رو حذف کردیم!.
    حالا اینکه سیروس شکاری چطور این رو فهمیده، از سه حالت خارج نیست:
    ۱٫ یا غیب میدونه،
    ۲٫ یا خودش اونها رو نوشته و یا دست کم کسانی که اونها رو نوشتند، با او هماهنگند،
    ۳٫ یا هم اینکه او سایت ما رو هک کرده و یا لا اقل به محتوای پنهانی اون دسترسی داره.
    البته حالت چهارمی هم هست که ایشون الکی یه چیزی گفتند که جو بدند ولی من فکر میکنم، ناخواسته خودشون رو در مظان اتهامی جدید قرار دادند!/آقای شکاری جواب این رو هم بده!.
    من فکر میکنم این گل به خودی سیروس، باشه برای مهدی عزیز زاده ای که در کامنتهای سایت با تو نوشته، «من تا حالا سوتی ای از سیروس ندیدم»/خب اینم سوتی.
    ضمن اینکه من برای ایشون سورپرایزهای ویژه ای دارم که توصیه میکنم منتظرش باشند تا ان شا الله بعد از عاشورا تقدیم کنم.
    ۴٫ سیروس میگه من چطور بفهمم که کی فحش داده؟ وقتی با فیلترشکن اومدن و رفتن؟!.
    خب آقای زرنگ!، تو که تو مطلبت نوشته بودی وقتی اومدی تو سایت، کامنت فحاشی پاک شده بود!.
    پس چطوری و از کجا فهمیدی که فلان آیپی ای که فحش داده بود، همون کامنتی بود که با فیلتر شکن اومده بود؟!.
    آقا جون، تو که نفهمیده بودی کی چه فحشی داده (البته الکی مثلاً) پس چطوری فهمیدی که اون فحاش با فیلتر شکن اومده بوده؟!.
    مگه میشه که مثلاً من نفهمم چه کامنتی تو سایتم منتشر شده ولی بفهمم که با نویسنده ی کامنت با فیلتر شکن اومده؟!.
    آقا سیروس، اینا یعنی تناقض.
    یعنی پنهان کردن یه سری واقعیت که میدونی و به هر دلیلی نمیخوای افشا کنی.
    یادت باشه که حتی مهدی عزیز زاده هم تو کامنتها نوشت که اگه حق واقعاً با من باشه، نفرینم میگیره.
    ببین:
    «مهدی عزیززاده خرمی
    می‌گوید:
    مهر ۱۸, ۱۳۹۵ در t ۲۱:۳۷
    سلام وحید جان. یاشاسین وحید! سَنَ گُربان. از ارسال دیدگاه پر‌مهرت ممنون. البته اگه این نفرینها به حق باشه جای هیچ بحثی نیست و حتی واجب هم هست! اما منی
    که حداقل این چند وقته اومدم و با سیروس مرتبطم میدونم سیروس چنین کاری نه خودش کرده و نه هم بهش مییاد به کسی دستور داده باشه چنین کاری بکنند. اتفاقاً همین
    چند ساعت پیش بود که بهم میگفت مهدی کامنتهای فحاشی رو تأیید نکن. اون وقت همچین آدمی مییاد به ناموس دیگری اهانت کنه؟ تازه! سیروس رو من از سال ۹۲تا الآن میشناسم.
    یعنی اون سالها که حتی اینترنت پر‌سرعت نداشتم و با اینترنت نفتی همراه اول میاومدم سایت با سیروس تماس داشتم. بهش نمییاد این کاره باشه! خخخخ شکلک باند مافیا
    با سرپرستی سیروس شکاری!
    دمتون گرم مخلص هرچی آذری‌زبان هم هستیم.»
    بنابر این، نگو من از خودم در میارم، واقعاً نفرین اگه به حق باشه میگیره؛ همونجور که با نفرین پیامبر که عاث ابن وائل او رو ابتر (بی دنباله) خونده بود، یازده پسر عاث که هیچ کدوم هم نقشی در نفرین به پیغمبر (ص) نداشتند و فقط پسر اون فرد هتاک بودند، کشته شدند.
    توضیح اینکه خدا این کار رو برای تنبیه فرد هتاک انجام داد نه برای عذاب اون یازده پسر و قطعاً اگه اونها بیگناه باشند، عوض این مرگ زودرس واسه شون تو اون دنیا جبران میشه.
    ۵٫ آقای مهدی عزیز زاده، فرض کن من بتونم ثابت کنم که سیروس شکاری پشت این فحاشیها بوده و همه ی ادعاهام رو اثبات کنم، حضرت عباسی میای بابت حمایت از او ازم معذرت بخوای یا نه؟/میخوام شفاف بنویسی تا همه بفهمند.
    راست و حسینی بنویسیها.
    ۶٫ گفتید چرا اگه شما به سیروس مظنون بودید، اجازه دادید او با خواهر من و همسر سید جواد صحبت کنه؟.
    اولاً اونها وقتی این کار رو کردند که من اطلاعی نداشتم.
    اونها چهارشنبه ی هفته ی قبل صحبت کردند ولی شبش به من گفتند؛ هرچند سید جواد کار درستی کرده که گذاشته اونها صحبت کنند.
    به این خاطر که اولاً خود او در اونجا حاضر بوده، ثانیاً خواهر ما یه خانم معتقد و متدین و کاملاً مورد اعتماد ما هستند و ما ذره ای به شایستگیهای اعتقادی و اخلاقی ایشون شک نداریم و اگر از نظر شما این عیب و ایراده که یه زن با مرد فاسد صحبت کنه، خب اولین متهمهای این نوع برخوردها، حضرت زهرا و حضرت زینب (س) هستند، چرا که در ماجرای فدک، خود حضرت زهرا برای گرفتن حق و حقوقش با عمر وارد بحث شد و کار درستی هم کرد و بعد از عاشورا هم حضرت زینب و اهل بیت امام حسین علیه السلام به اسارت دشمن کافر در اومدند.
    پس یعنی آیا از نظر شما حضرت علی علیه السلام و امام حسین علیه السلامی که میدونسته ناموسش اسیر میشه، کار غلطی انجام دادند و بی غیرتند؟!.
    ۷٫ سیروس ادعا کرده که من دیدگاهش رو با تأخیر چند ساعته منتشر کردم تا با تیمم بشینم جملات رو عوض و بدل کنم و یه چیزی از توش در بیارم!.
    خیر، اینطور نیست.
    کامنت شما جواب میخواست و اون ساعتی که شما اون رو نوشتی، من وقت تنظیم جواب برای اون نداشتم؛ چرا که هم مطالب سایت روی زمین بود و هم باید برای دوستان مداحم شعر مینوشتم و هم اینکه روزه بودم و باید افطار میکردم و حمام هم میرفتم و شب هم که هیأت بود.
    حالا به نظر شما، کامنتهای متناقض و متضاد شما ارزش این رو داشت که من زندگیمو بذارم زمین و به اونها جواب بدم؟.
    من که مجبور نیستم بیست و چهار ساعته برای جناب عالی آنلاین باشم که!.
    ۸٫ اینها میگن تو چرا فحاشی به ناموست رو علنی کردی؟!.
    مگه نمیدونی دادگاه های مسائل خانوادگی رو غیر علنی میگیرند تا آبروی کسی نره؟!.
    من نمیدونم چرا طراح این شبهات رو رئیس جمهور نمیکنند!.
    من نمیدونم مگه این فحاشیها چه آبرویی از ناموس من میبره؟!.
    من خواهرم از گل هم پاکیزه تره و هیچ خطایی به جز زن بودن مرتکب نشده!.
    من اتفاقاً دارم روی این فحاشیها دست میذارم تا به اونهایی که هنوز یه ذره وجدان واسه شون مونده هشدار بدم که فضای مجازی ما نابیناها به لجن و کثافت کشیده شده!/اینقدر فکر دروغی به نام «اتحاد نابینایان!!!» نباشید و برای این موضوع فکر کنید!.
    ضمن اینکه دیگران اگه قبلاً فحش میدادند، به من میدادند و خودم هم میدیدم و حذف میکردم ولی الآن شقاوت رو به جایی رسوندند که به خود خواهرم فحش میدند و با علم به اینکه او این فحاشیها رو میبینه هم این کار رو میکنند!/فقط به خاطر اینکه او خواهر منه!.
    من چرا باید ساکت بمونم؟!.
    آقای مهدی عزیز زاده! مگه همین تو نبودی که یک سال و نیم قبل به من ایمیل میزدی که تو چرا کامنتهای فحاشی «داوود چوبینی» رو تو سایت منتشر نمیکنی و جوابش رو نمیدی؟!/حالا برای من معلم اخلاق شدی؟!.
    اتفاقاً یادمه همین پارسال، تو به من ایمیل زدی که من بی غیرتم که جواب فحشهای اینها رو نمیدم! حالا میای مینویسی فحش چیز بدیه؟!.
    میخوای ایمیلهاتو منتشر کنم؟!.
    البته در مورد کامنت «داوود چوبینی» باید اینو بنویسم که اولاً طی ایمیلی که من به ایشون زدم، ایشون اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند کار من نیست، ضمن اینکه نویسنده ی اون دیدگاه، که با فیلتر شکن و آیپی کشور فرانسه هم اون فحاشیها رو هم به من و هم حتی به ساحت مقدس پیامبر (ص) کرده بود، فردای همون شبی که فحاشی کرده بود، یه کامنت دیگه نوشت و توضیح داد که دیشب حالت طبیعی نداشته و نمیدونه چی نوشته و مهدی عزیز زاده هم خودش این رو میدونه.
    ۹٫ در کامنتها گفته شده که چرا اسم علی سعد الله خانی و بقیه رو آوردم؟!.
    شما لطفاً به مطلب بعد از هک شدن یوزر سید جواد در سایت با تو نگاه کنین تا بفهمین چرا اسم از اونها آوردم.
    اونها با خوشحالی از اتفاقات افتاده، به صراحت نوشتند که ما با سیروس صحبت کردیم که سایت رو از سید جواد پس بگیره و در واقع خودشون اذعان کردند که اونها سیروس رو به هک کردن سایت ترغیب کردند و باید من جواب شون رو میدادم و از انگیزه ها و سابقه ی بد عملیهاشون مینوشتم و توضیح میدادم که چرا با من دشمنند.
    بالاخره برای بقیه ممکنه سؤال بشه دیگه/نمیشه؟!.
    ۱۰٫ در مورد شماره ی تلفن خونه مون:
    سیروس در سایت با تو و در کامنتی که برای ما در کشور عشق نوشته، میگه که شماره ی خونه ی ما و آدرس ما رو از سایت فلان گرفتم.
    بعد به جز سه رقم آخر، همه رو نوشته و تازه، برای اینکه دیگران هم متوجه اصل آدرس و شماره ی منزل ما بشن، آموزش هم داده که دیگران کجا برن و چطوری به اونها دسترسی پیدا کنند که این کار، غیر از اینکه عملی غیر اخلاقیه، میتونه پیگرد حقوقی و قانونی هم داشته باشه؛ چرا که داره آموزش میده دیگران چطوری به اطلاعات مهم خانوادگی ما دست پیدا کنند.
    همچنین، من هنوز نفهمیدم سیروس منظورش از نوشتن شماره ی تلفن و آدرس خونه ی ما تو ایمیل تحدید آمیزش چی بود؟!/حتماً انگیزه ای از این کار داشته دیگه!/نیست؟!.
    ۱۱٫ آقای عزیز زاده، شما که شدی معلم اخلاق و دم از فحاشی نکردن میزنی!، اولاً مطمئن باش، من اون کسی که فحاشی کرده رو پیداش میکنم و به همه هم معرفی میکنم هویتش رو، هرچند اگر مثل تویی وجدان داشت، رفتار محمد رحیمی (… آمریکایی) رو محکوم میکرد و اینقده باهاش داداش داداش راه نمینداخت!.
    ببین، تو ادعای مسلمون بودن و غیرت داشتنت میشه ولی تو چشم تو، منی که خودت هم میدونی تا حالا به کسی فحش ناموسی ندادم رو دشمن خودت میدونی و به خودت فرض و واجب میدونی که هر جا که من رفتم، تو علیه من مبارزه کنی و حتی تو اسکایپ پخش کنی که بله، آرام سایت با تو، همون کدبانوی سایت کشور عشق، یعنی خانم حسنیه.
    الآن من میخوام از تو سؤال کنم، بسیار خوب، اصلاً همینی که تو میگی درسته اما به تو چه مربوطه؟!.
    تو چرا خودت رو موظف میدونی که این رو جار بزنی؟!.
    مگه همه میدونن خانم رهگذر کیه؟!.
    مگه میدونن بیدل کیه؟!.
    مگه میدونن باران در سایت شب روشن و پستچی و یکی از شما در سایت گوش کن کیه؟!.
    اصلاً مگه ایرادی داره که همه خودشون رو با اسم و مشخصات واقعی معرفی نکنند؟!.
    تو میدونستی اون کسی که به خواهر ما فحاشی کرده، علت تلویحی این رفتار زشتش رو این دونسته که چرا ایشون تو این سایت با نام مستعار فعالیت میکنند؟!؛ (دقیقاً همون چیزی که تو تو پی امی که تو اسکایپ پخش کردی.)
    اتفاقاً معلوم شد که خواهرم خوب کاری کرده که با هویت خودش نیومده پست بذاره، چون گرگهای درنده ای مثل جناب عزیز زاده بودند که با ایشون دشمن باشند و دیگران رو برای فحاشی به او تهییج کنند.
    مهدی، میدونستی تو اون فحاش رو برای این کار زشت کوک و تشویق کردی؟!.
    حالا جالبه توی بچه مذهبی ای که لیسانس علوم حدیث و فقه داری، دوستات شدن محمد رحیمی که تو همه ی سایتها به دخترها فحش میده، ولی دشمنت شده منی که هرگز به هیشکی فحش نمیدم!.
    فکر نمیکنی همین ملاک خوبی برای به خطا رفتن تو و انتخاب مسیر غلطی که در پیش گرفتی باشه؟!.
    امام صادق هم میفرمایند که انسانها رو از طریق دوستانشون بشناس.
    (نقل به مضمون)
    آیا واقعاً تو با اینها سنخیتی داری که باهاشون میپری یا انتقام گرفتن از من، اونقدر تو رو جری کرده که به آغوش هر کسی که دشمن من میشه پناهنده میشی؟!.
    نوشتی چرا گناه محمد رحیمی رو به پای همه ی سایت شب روشن نوشتم؟!.
    چون اونها به او اجازه دادند در سایتشون از خودش دفاع کنه و در کامنتها هم مثل او به من توهین و فحاشی کردند!.
    فک کنم اونها خودشون هم در متنی از من عذر خواهی کردند/اینطور نیست؟!.
    کاری که بعداً باید شماها هم از من انجام بدین و الا شرعاً، عرفاً و قانوناً مدیون من و خانوادم هستین.
    ۱۲٫ در مورد مطالبی که از سایت کشور عشق دزدیدی، همینقدر بهت توضیح بدم که اتفاقاً تو تو سایت کشور عشق و در قسمت کامنتهای یکی از مطالب به من قول دادی که مطلبی که اونجا منتشر میکنی، فقط مال ماست.
    البته قانون هم میگه وقتی کسی اثری رو برای جایی منتشر میکنه، مثلاً آلبومی که هنرمندی برای فلان ارگان میخونه، مال اون ارگانه که اثر رو حمایت و منتشر کرده و همین هم هست که حامد زمانی بعضی از آهنگهاشو تو سایت شخصی خودش نمیذاره؛ چون میدونه که مشکل شرعی، عرفی و قانونی داره.
    ضمن اینکه من با یه وکیل بسیار مجرب صحبت کردم، او گفت که اگه تو حتی یه شاهد هم بیاری که بگه من شاهدم که مهدی عزیز زاده پذیرفته که مطلبی که برای تو منتشر میکنه رو جای دیگه نبره، همین برای قاضی کافیه.
    از اون گذشته، گیرم کپی کردن اون مطالب ایرادی نداشته باشه، توهینات و حتی بعضاً فحاشیهای کامنتهای اون مطالب رو چطور ماستمالی میکنی؟!.
    ۱۴٫ اما مهمترین بخش شبهات مطلب و کامنتهای سایت با تو:
    سیروس شکاری ادعا میکنه که من بین مسلمونها اختلاف میندازم و خلاف خواست رهبری رفتار میکنم!/ابلفضل به کمر مادر آدم دروغگو بزنه!.
    ببینید، اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند ابوبکر رو نفرین میکنند، واقعیتیه که هم در صحیح مسلم و هم در صحیح بخاری، (از بزرگان اهل سنت که کتب اونها جزء کتب شش گانه ایه که خود اونها میگن هر چی تو این شش تا کتب بود، بی برو و برگرد درسته) هم اومده و کسان دیگه هم از مورخین اهل سنت هم این ماجرا رو آوردند.
    برای کسب اطلاعات بیشتر، رجوع کنید به
    http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=7052
    حالا البته بعضیهاشون میگن، حضرت زهرا (س) این تحدید رو در ماجرای عیادت ابوبکر و عمر (که البته رفتاری سیاسی برای دلجویی از حضرت زهرا (س) بعد از شکستن بازو و پهلوی ایشون علیها سلام مرتکب شدند) فرمودند و بعضی هم گفتند که حضرت زهرا (س) در ماجرای پس گرفتن قباله ی فدک چنین فرمودند که در هر نمازی شما رو نفرین میکنم.
    خب، اولاً کتب معتبر اهل تسنن خودشون نوشتن و ثانیاً هم سایتهای معتبر شیعه هم این رو نقل کردند، حالا من شدم ضد رهبری و تفرقه افکن؟!.
    اگه شما راضی میشین جناب سیروس شکاری، از این به بعد زیارت عاشورا هم نخونیم، چون توش صد لعن به باعث و بانی این فجایع اومده! و کلاً روضه ی حضرت زهرا (س) رو هم تعطیل کنیم بره پی کارش!.

  14. شهروز حسینی می‌گوید:

    سلام.
    من قصد حمایت از هیچ کس یا هیچ گروهی رو ندارم.
    فقط دلم برای خانواده هامون میسوزه.
    خانواده های ما جماعت نابینا چه گناهی کردن که ما تا یه چیزی میشه میفتیم به جون هم و وقتی زورمون به هم نمیرسه میفتیم به جون خانواده های هم.
    اگر میتونیم بیاییم فعالیت کنیم و اگر ظرفیتشو نداریم این تقصیر خواهر و مادر دیگران نیست. از نظر من هر نوع بی احترامی به خانواده ی هر کسی، چه دوست و چه دشمن محکومه. ای کاش حد اقل انسانیت رو یاد بگیریم که خیلی هم سخت نیست.
    سختترین چالشها رو تو این چند سال با هر دو طرف داشتیم. ولی فکر نمیکنم تو ماجراهایی که با من یا سایت گوشکن بوده، کسی به خانواده ی کسی بی احترامی کرده باشه. تازه کلی هم برچسب بی اعتقادی بهمون زدن.
    به هر حال فرقی نمیکنه گوشکنی باشی یا شب روشنی یا هرجای دیگه. تو هر سایت و جماعتی توهین به نوامیس و خانواده های همدیگه زشت و ناپسنده.
    امیدوارم روزی برسه که حتی اگر دشمنی و درگیری هم با هم داریم، سر هم خالی کنیم و احترام خانواده های همدیگه رو داشته باشیم.
    موفق باشید.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقای شهروز حسینی.
      من به عنوان کسی که به خانوادم تو اون سایت مستقیماً و با زشت ترین الفاظ ممکن توهین شده و به بدترین شکل اونها رو از سایتی که خودشون با دست خودشون به خانوادم سپردند اخراج کردند، همین مقدار رو هم از شما میپذیرم و تشکر میکنم اما آقای حسینی، من نمیدونم چطور بنویسم که شما ناراحت نشین.
      اگه هدف شما از انتشار این کامنت، دفاع از سایت گوش کنه، باید بنویسم زمان خوبی رو برای این کار انتخاب نکردید.
      حتی اگه میخواین از سابقه ی خودتون هم در فضای مجازی دفاع کنین، باز هم اینجا جای مناسبی برای این کار نیست.
      من میتونم لا اقل به موضوع برچسبهایی که خوردین پاسخ بدم ولی میترسم ناراحت بشین.
      بنابر این، همینکه شما احتمالاً با نیت خیری اومدین و محکوم کردین اهانت به خانواده ها رو، من با نگرش مثبت از شما تشکر میکنم و امیدوارم خدا به شما خیر بده.
      ضمن اینکه برای هزارمین بار باید در فضای مجازی بگم و بنویسم که اگه من گفتم خدا انتقام منو از خودش یا خانوادش بگیره، برای این نفرینم دلیل دینی دارم.
      امام حسین علیه السلام، وقتی علی اکبر سلام الله علیه رو به میدون میفرستاد، به عمر سعد فرمود که خدا رحمت رو قطع کنه.
      من شبیهترین فرد در خانوادم از نظر اخلاق، شباهتهای جسمی و منطق به رسول خدا رو به میدون میفرستم، که هر وقت دل ما برای پیامبر (ص) تنگ میشد به او نگاه میکردیم.
      همچنین اگر اشتباه نکنم، حضرت قاسم علیه السلامند که در رجز قبل از جهاد با کفار اموی دعا میکنند که خدا باران رحمتش رو بر این قوم نازل نکنه.
      حال اونکه در ماجرای نفرین امام حسین (ع) ما میدونیم که عمر سعد لعنت الله علیه، بچه های کوچیکی داشت که اصلاً کاری به جنگ نداشتند و در نفرین حضرت قاسم علیه السلام هم ایشون میفرمایند، خدا باران رحمت رو به شما نازل نکنه که مطمئناً آسیب دعای ایشون خانواده های اونها رو هم شامل میشه.
      چرا که وقتی مثلاً اونها سالم نباشند، خانواده ها شون هم به زحمت میفتند و یا وقتی اونها بی بهره بشند، کسان اونها هم به طبع بی بهره خواهند شد؛ چون اینها نون آور اونها هستند.
      البته ماجرای نزول سوره ی کوثر رو هم باز یاد آور میشم که عاس ابن وائل به پیغمبر گفت: چون تو پسر نداری بی دنباله و ابتری و حضرت ناراحت شدند و گریستند.
      خدا هم این سوره ی مبارک رو نازل فرمود و فرمود: ما به تو خیر کثیر (حضرت زهرا سلام الله علیها) رو عطا کردیم؛ پس نماز بگزار برای پروردگارت و قربانی کن، بدون شک، دشمن خشمگین تو خودش ابتر و بی دنبالهست.
      تاریخ آورده که بعد از این ماجرا، عاس ابن وائل هر یازده پسرش رو از دست داد.
      پس میبینید که من حق دارم و ان شا الله خدا هم حق منو خواهد گرفت.
      ضمن اینکه اگه شما متن زیارت عاشورا رو ببینید، در لعنهای نوشته شده، هم خود اونها مورد لعنت واقع میشن و هم آل یعنی خاندان اونها.
      یعنی آل مروان، آل زیاد، آل ابوسفیان و غیره.

  15. شهروز حسینی می‌گوید:

    سلام.
    انقدر تو توهم نباش.
    من بیست روزه تو گوشکن یه کلمه هم ننوشتم.
    کامنت میذاریم اینطوری با بدبینی نگاه میکنی. کامنت نمیدیم میگی هیچ کس حمایت نمیکنه.
    یه کم درست شو محمد. من با تو حرف هم زدم. بارها بهت گفتم نگاهت رو درست کن ولی ظاهراً تو همچنان روند خودت رو دنبال میکنی. من از بی احترامیهایی که به خانوادت شده بود ناراحت شدم و خواستم ناراحتیمو نشون بدم. همین. نمیدونستم قراره این همه داستان دنبالش باشه. دیگه هم پشت دستمو داغ میکنم و تو چیزی که بهم مربوط نیست دخالت نمیکنم. به من چه اصلاً؟ تو حتی لایق همدردی هم نیستی.
    خداحافظ خودت و خانوادت باشه انشا الله.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام برادر عزیز.
      اتفاقاً من در واقعیت کامل سیر میکنم و توهمی هم در کار نیست برادر.
      دوست عزیز، شما مطمئنین نیت خیری داشتید از ارسال کامنت تون؟.
      بیایین یه بار دیگه نگاهی به دیدگاه شما بندازیم:

      «شهروز حسینی می‌گوید:
      ۲۰/۰۷/۱۳۹۵ در t ۱۲:۲۷
      (ویرایش)
      سلام.
      من قصد حمایت از هیچ کس یا هیچ گروهی رو ندارم.
      فقط دلم برای خانواده هامون میسوزه.
      خانواده های ما جماعت نابینا چه گناهی کردن که ما تا یه چیزی میشه میفتیم به جون هم و وقتی زورمون به هم نمیرسه میفتیم به جون خانواده های هم.
      اگر میتونیم بیاییم فعالیت کنیم و اگر ظرفیتشو نداریم این تقصیر خواهر و مادر دیگران نیست. از نظر من هر نوع بی احترامی به خانواده ی هر کسی، چه دوست و چه دشمن
      محکومه. ای کاش حد اقل انسانیت رو یاد بگیریم که خیلی هم سخت نیست.
      سختترین چالشها رو تو این چند سال با هر دو طرف داشتیم. ولی فکر نمیکنم تو ماجراهایی که با من یا سایت گوشکن بوده، کسی به خانواده ی کسی بی احترامی کرده باشه.
      تازه کلی هم برچسب بی اعتقادی بهمون زدن.
      به هر حال فرقی نمیکنه گوشکنی باشی یا شب روشنی یا هرجای دیگه. تو هر سایت و جماعتی توهین به نوامیس و خانواده های همدیگه زشت و ناپسنده.
      امیدوارم روزی برسه که حتی اگر دشمنی و درگیری هم با هم داریم، سر هم خالی کنیم و احترام خانواده های همدیگه رو داشته باشیم.
      موفق باشید.»

      اما تحلیل کامنت شما توسط حقیر:
      ۱٫ چنانکه دیدیم، شما در اولین سطر از کامنت تون نوشتید که قصد حمایت از هیچ کسی رو ندارید.
      خب، برادر وقتی شما با نوشتن سطر اول کامنت تون، به صراحت قید میفرمایید که از هیچکس حمایت نمیکنین، منت چی رو به سر ما میذارین؟.
      ۲٫ ادامه ی کامنت شما، جملاتی کاملاً دو پهلوست و در واقع در ادامه ی اعلان بی طرفی و عدم حمایت از هیچکسی نوشته شده و با طرح جمله ی کلی «فقط من دلم برای خانواده هامون میسوزه…» در واقع باز هم دارای شاخص و ملاکی بیطرفانهست که هر کسی میتونه از جمله ی شما، له و یا علیه خود و یا طرف مقابل از اون سود و زیان ببره.
      ۳٫ در قسمت بعدی کامنت شما، ما شاهد دفاع از خود و یا سایتی هستید که قبلاً در اون فعالیت میکردید.
      عنایت بفرمایید:
      «سختترین چالشها رو تو این چند سال با هر دو طرف داشتیم. ولی فکر نمیکنم تو ماجراهایی که با من یا سایت گوشکن بوده، کسی به خانواده ی کسی بی احترامی کرده باشه.
      تازه کلی هم برچسب بی اعتقادی بهمون زدن.»
      خب برادر من، شما در این قسمت از کامنت خودتون تلاش کردید که دو نکته رو یاد آور بشید:
      ۱٫ اینکه در این چند سال با هر دو طرف (هم ما در پایگاه کشور عشق و هم سایت با تو) چالشهایی هم داشتید و هر دوی ما هم به شما برچسبهایی زدیم.
      اگر اسم این دفاع از خودتون و ماهی گرفتن از آب گل آلود نیست، پس چیه؟.
      اما فرمودید، هیچ توهینی به کسی نکردید شما و بالعکس، برچسب هم خوردید.
      من نمیخوام لینک بیارم از سایت شما گوش کن و واو به واو توهیناتی که همین شما در سایت گوش کن به بهانه ی دفاع از توهین مدیر اون سایت به حضرت علی علیه السلام که محکوم هم شدید و سایت تون فیلتر هم شد و مدیرتون کارش به دادستانی تهران کشید رو اینجا بنویسم و تحلیل کنم اما برادر جان، وقتی مینویسم اینجا جای مناسبی برای نوشتن کامنت و دفاع از خودتون نیست، بهتون بر نخوره و ناراحت نشین لطفاً.
      شما وقتی دیدید من در سایت کشور عشق نوشتم که شماها به حضرت علی علیه السلام توهین کردین، همین خود شما نوشتین که محمد حسنی دین جدید آورده و بچه ها هم ازش اعلان برائت کردند.
      تو کامنتهای شما، هم به خانواده ی من توهین شد و هم من رو با حیواناتی مثل سگ مقایسه کردند و شما هم تعیید کردید.
      اما جالب اینجاست، بعد از محکومیت شما در کمیته ی محترم فیلترینگ و احضار مدیر سایت شما به دادستانی، باز هم دست از انتشار مطلب علیه ما و تکرار حرفهای قبل برنداشتید و حتی یکی از مدیران سایت گوش کن، جناب (مسعود) زشت ترین حرفها رو برای ما نوشتند.
      به راستی آیا این همون کامنت قبلی شما نبود که مورد نقد و تحلیل قرار گرفت و آیا حالا هم من دارم غیر منطقی به شما پاسخ میدم؟.
      دوست عزیز، کجای کامنت شما اظهار ناراحتی از توهین به خانواده ی من بود تا شخصاً پشت دست شما رو ببوسم و از شما تشکر کنم؟.
      شما فقط جملاتی کلی نوشتید که هر کسی میتونه ازش استفاده کنه.
      من میدونین چی میگم؟.
      من میگم اگه واقعاً قصد شما خیره بیاین جوری بنویسین که همه منظور شما رو بفهمند و الا نوشتن کامنتی کلی که هیچ بار محتوایی به جز قدری شعار کلی و البته دفاع تمام قد از گذشته ی خودتون که من نمیخوام خیلی واردش بشم و مظلوم دونستن خودتون که بله، هر دو طرف این دعوا به ما برچسب زدند و مظلوم انگاری خودتون چیزی نیست که بشه به خاطرش سر کسی منت گذاشت و اینطوری شماتتش کرد.
      آقا شهروز، من دو تا نکته رو خیلی دلم میخواد برای شما بنویسم.
      اولی نشون دادن دست خدا و دومی هم یه حرف خیلی جمع و جور با خودت.
      ۱٫ آقا شهروز، یادت میاد اون مطلبی که باعث شد تو پیش آقای خادمی محبوب بشی و نقشت رو از نویسندگی سایت بکنه مدیر؟.
      آیا اون مطلب، غیر از مطلب دفاع از توهین به حضرت علی علیه السلام بود و آیا مدیر شدن شما تو اون سایت، غیر از مزد نوشتن اون مطلب بود؟.
      خدا وکیلی من مگه چی نوشتم که شما علیهم اون پست رو تنظیم کردین؟.
      من گفتم چرا شما تو اون سایت به حضرت علی توهین کردید؟.
      خب آیا نکردید؟.
      آیا محکوم نشدید؟.
      آیا فیلتر نشدید؟.
      آیا کارتون به دادستانی نکشید؟.
      آیا بنا به گفته ی اطرافیان خودتون، دادستان تهران به آقای خادمی نگفته بود که اگه نابینا نبودند و اون سایت برای نابینایان مفید نبود، هم مدیرش رو به زندان مینداختند و هم سایت رو تعطیل میکردند؟.
      پس چرا شما تو اون سایت نوشتید که بله، محمد حسنی دین جدید آورد و همه باید ازش اعلان برائت کنند؟.
      چرا وقتی محکوم شدید هم تهمتهاتون رو اصلاح نکردید؟.
      آیا مگه خود شما در آخرین کامنتی که به قول خودتون بیست روز قبل نوشتید در اون سایت و مطلب مربوط به سوم مهر و اعلام جدایی شما از سایت گوش کن، ننوشتید که آقای مدیر اون سایت با مذهب زاویه دارند و بارها هم این نکته رو خصوصی به خودتون گفتند و همچنین ایشون مطالب مذهبی سایت شون رو به شدت ویرایش میکنند، طوری که اصلاً مطلبی که کاربران میفرستند با مطلبی که ویرایش و منتشر میشه، زمین تا آسمون فرق داره؟.
      من نمیخوام بنویسم حرفهای شما در مورد ایشون درستن و یا غلطندها، اون حرفها مسائل خانوادگی سایت شماست و به خودتون مربوطه ولی میخوام بنویسم، اتفاقاً خود شما با نوشتن تند ترین مطالب آغشته با تهمت انحراف از دین برای من در اون سایت مدیر شدید اما خواست خدا این بود که آخرین کامنت شما در اون سایت، در واقع اصلاحیه ی اون مطلبتون بر علیه من و شهادت به اون چیزی که من دو سال قبل در مورد سایت گوش کن نوشته بودن شد، البته بدون اینکه خودتون بخواید.
      پس لطفاً ننویسید ما با هر دوی اینها چالش داشتیم و برچسب هم خوردیم و بعد نیاید اینجا معترض بشید که من از شما حمایت کردم و شما منو کوبیدید و فلان و بهمان/اینقدر تناقض چیز خوبی نیست.
      البته من در کامنت قبلی هم نوشتم که همین مقدار رو هم از شما میپذیرم و متشکرم و باز هم تشکر میکنم که لا اقل نوشتید فحش به خونواده ها کار خوبی نیست البته ما انتظار داشتیم در زمان مدیریت شما بر به قول خودتون پر بازدید ترین سایت نابینایان پارسی زبون این اتخاذ موضع رو از شما ببینیم، نه حالایی که دست تون به هیچ کجا بند نیست و باز، نه اینقدر در قالب نوشتن شعاعری کلی گویانه و عملاً کم خاصیت.
      نه اینکه در زمان مدیریت شما در سایت گوش کن، بیاید بلافاصله بعد از فحاشی شب روشنیها به خانواده ی ما، با اونها طرح دوستی بریزید و در قسمت پیوندهای سایت تون اونها رو لینک کنین و مورد همه جور حمایتی قرارشون بدین.
      آقای حسینی، برادر بزرگوار من، متأسفانه شعار شما با عمل شما هماهنگ نیست.
      ۲٫ اما نکته ی آخری که میخواستم خیلی سر بسته به شما بگم، اینه که یه حسابهایی هم بین من و شما تصفیه ناشده باقی موند.
      یه حرفهایی که فقط شما ازشون خبر دارید و من و یکی دو نفری که من بهشون گفتم.
      منظورم رو شما خوب میفهمید ولی من بازش نمیکنم تا ان شا الله روز قیامت که همه همدیگه رو خواهیم دید.
      در پایان، ضمن تشکر چند باره از شما، به خاطر دعای خیری که برای خودم و خانوادم کردید هم ممنون و سپاسگزارم و بنده هم متقابلاً برای خانواده ی بزرگوار و محترم شما و همچنین برای شما برادر قابل احترام، آرزوی عزت و سلامتی میکنم/والسلام.

  16. آقا مسعود می‌گوید:

    انشا الله که امام حسین یکی از حاجتهای اکثرِ نابیناهای فضای مجازی که همانا رفتنِ توست را بدهد، آمین.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقا مسعود، یکی از مدیران سایت گوش کن که از همکاران سابق آقای شهروز خان حسینی هم بودید و آقا شهروز هم معتقد بودند که شما دوستان گوش کنی هیچ توهینی به ما نکردید و کلی هم برچسب خوردید.
      خب، مطمئناً شما نهایتاً اگر حاجتی که دارید حق باشه، مسلماً آقا حاجت شما رو خواهند داد؛ هرچند من یادم نمیاد از سال قبل تا حالا با شماها مشکلی داشته باشم.
      میگم آقا مسعود گل، مدیر سایت گوش کن، این کامنت مال شما نیست که در زمان توهین سایت تون به حضرت علی علیه السلام و فیلتر شدنش و اون قضایا برای ما ارسال فرمودید؟.
      (قبلاً به خاطر باز نشر این دیدگاه آقا مسعود، به لحاظ اخلاقی از همه عذر میخوام)

      «مسعود خان می‌گوید:
      ۱۴/۰۶/۱۳۹۳ در t ۰۴:۰۵
      (ویرایش)
      بخورید بخورید.
      خوب گوه میخورید.
      گوارای وجودتان باد.
      بیقرار جون بذار واست یه کم دیگه برینم.
      میدونم دوست داری.
      بخور حسنی.
      نگران نباش.
      زیاده.
      به همه ی رفقات میرسه.»

      http://keshvareeashghgh.ir/?p=3238

      من خداییش نمیخوام پای سایت شما رو وسط بیارما ولی خواستم هم در تکمیل ادعای آقای حسینی در زمان مدیریت شون در سایت تون این کامنت مربوط به دو سال قبل رو باز نشر کنم و هم نیتم این بود که یادتون بیارم چه کار کردید شخص شما و آرزو کنم، ای کاش همیشه ما آدمها خواسته هامون رو به خدا و اولیاءش بگیم، نه اینکه به هم توهین و فحاشی کنیم.
      حالا هم باز مینویسم، اگه من جای مثل شمایی رو در فضای مجازی تنگ کردم، معذرت میخوام و ان شا الله که امام حسین (ع) هم حقتون رو بده ولی من فکر میکنم اگه به تنگ کردن جا و توهین باشه، مثل شمایی برای رفتن از فضای مجازی لایقتر باشیدها، نیست؟.

  17. مجید می‌گوید:

    سلام
    من می خواستم چند تا سوال بپرسم؟
    ۱- این بی احترامی به خواهر ما چه زمانی افتاده؟
    ۲- آیا این وقایع در عرض ۲۴ ساعت افتاده؟
    ا- هک سایت.
    ب- بی اهترامی.
    ۳- کسی که استاد آیپی هست چرا منکر این قضیه است؟
    ۴- کسی که اغراق کرده. ورود اش با فیلتر شکن است.
    پس این کس مطلبی در سایت درج کرده.
    ۵- مالکیت سایت بر عهده هر کسی است باید جواب بده.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقا مجید عزیز.
      غروب عاشورای حسینی رو تسلیت عرض میکنم.
      ای کاش این بحثها هیچوقت مزاحم اوقات نورانی این روزهای ما نبودند اما متأسفانه این فقط یک آرزوی محاله و بس.
      بله، شما روی نکات جالبی دست گذاشتید و من هم از شما برادر عزیز متشکرم.
      البته فعلاً اون کسی که ادعای تواناییهای فنی بالای سایتش میشه و ظاهراً از همه بیشتر میدونه، در حال تناقض گوییهای مدامه و خودش که رفته به سمت حرم امام خمینی (رح) و کربلا و نیست که پاسخ بده و فعلاً مطلب سنجاق شده ی سایتش هم آماج تند ترین توهینات به من و همینطور هم اتهام روی اتهام داره به پرونده ی به قول خودشون گناهان من اضافه میکنن.
      جالبه حتی مثل محمد رحیمی ای هم که سابقه ی فحاشیش تو سایتهای مختلف مشخصه هم رفته اونجا کامنت گذاشته و به جای شرمندگیش از من و خانوادم به خاطر نوشتن رکیکترین الفاظ، که دو سال قبل نوشت، تحدید کرده که ما و و خانواده مون هم باید روز قیامت به او جواب بدیم!.
      ولی به هر ترتیب، شما یه محبتی کردید و بزرگواری به خرج دادید و محکوم کردید این فحاشیها رو و بنده هم موظفم از شما تشکر کنم و این کار رو میکنم و ضمن تشکر از شما، از خدا میخوام که بهترینها رو برای شما و خانواده های محترم تون بخواد/یا حسین.

  18. آقا مسعود می‌گوید:

    اولا، من هیچ وقت توی سایتِ محله ی نابینایان مدیر نبوده و نیستم. برو گوش منبع اطلعاتیتو بپیچون که زیادم بارش نیست.
    بعدشم تا میتونی یقه جر بده و خودتو خفه کن. بدبخت ده نفرم نیستن تو نابیناها که قبولت داشته باشن.
    اون دیدگاهم آره. خودم نوشتم. اشتباهم کردم که موقع عصبانیت دست به کیبورد بردم.
    اما هرگز، هرگز، هرگز، انگلی مثل تو رو لایق عذرخواهی نمیدونم.
    تو بی ارزش نیستی حسنی. تو انگلی.
    تو ارزشها رو هم پایین آوردی با این بیشعوریهایی که توی این چند سال مرتکب شدی.
    من هیچ ربطی دیگه به سایت محله ی نابینایان ندارم ولی اگه میخوای واسه خودت تو توهماتت سیر کنی هیچ کسی هیچ مسئله ای نداره. چون هیچکس اصلا تو رو قبول نداره!
    فقط بیصبرانه منتظر اربعینم تا از شر چون تویی هممون راحت بشیم.
    فقط همین.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      به قول خودت «آقا مسعود»!، من به عذر خواهی مثل شمایی نیاز ندارم.
      باز خدا پدرت رو بیامرزه که نوشتی اون دیدگاه توهینها و حرفهای بی ادبانه که نشون میداد معلم مهد کودکتون کار خودش رو به خوبی انجام نداده رو خودت نوشتی و کار من نبوده.
      منبع اطلاعاتی ای که میگفت شما اونجا مدیر بودین هم شخص آقای شهروز حسینین که در کامنتهای بالاتر ادعا کردند هیچ توهینی از طرف تیم مورد دفاعشون به ما نشده و خیلی بچه های خوبی بودین شما.
      شما از من نمیشنوین و الا بهتون میگفتم و نصیحت میکردم که از توهین و فحاشی دست بردارین.
      به خدا فحاشی کار خوبی نیست و نشونه ی عمق ضعف شخصیت آدمهاست.
      در ضمن من خیلی خدا رو شکر میکنم که انسانهایی با سطح تربیت و فرهنگ شما به من میگن انگل.
      آقا مگه اون چیزی که شماهایی که اهل فحاشی و بد دهنی بهش میگین انگل چیز بدیه؟.
      من یادمه زمانی که تو گوش کن بهم توهین میشد، آقای امیر سرمدی در کامنتهای یکی از مطالب سایت تون نوشتند که بوی تعفن امثال محمد حسنی در فضای مجازی پیچیده.
      من هم در جوابشون در این سایت نوشتم که افتخار میکنم در چشم شماها تعفن و نجاست باشم اما ننگ توهین و حمایت از توهین کننده به بزرگمردی چون علی علیه السلام کنار اسمم نباشه.
      بله، من انگلم، تعفنم نجاستم ولی دشمن علی و اولاد علی علیه السلام هم نیستم و اگر علی علیه السلام و اولاد بزرگوارشون در فضای مجازی ما نابیناها یک مرید، نوکر و سگ در خونه داشته باشه، اونم محمد حسنیه و تمام.
      حالا شما اگه اسم اینو میذاری انگل، خب برو بذار.

  19. مجید می‌گوید:

    سلام
    ما حرف شما برادر را قبول نی کنیم که ایشان انگل هستند.
    اما ببین شما که با خودتون مشکل دارید ما چه بگیم.
    ایشون دو و سه بار تذکر به سایت شما دادند. اگر بگیم سایت شما.
    شما تند رفتید. شما نابینا ها و بیناها را از خودتون رنجونید
    هر چند وقت یک سریال جدید در این چند سایت دارید.
    حیف که هیچ کس معترض نمیشه که نابیناها به این سایت ها ارزش دادند نه چند نفر خاص

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      بیخیالش برادر جان.
      شما دارین به زحمت میفتین تا از من ناچیز و حقیر دفاع کنین اما نیازی به زحمت شما برادر بزرگوارم نیست و تا همینجا هم ممنون و خدا قوت.
      ان شا الله خدا عوضش رو به شما بده/تشکر برادر.

  20. مجید می‌گوید:

    شما هم عرض ایشان رو به من هم انتقال بدید تا خدای نکرده. من هرفه اشتباهی برداشت نکنم.

    admin می‌گوید:

    مهر ۲۱, ۱۳۹۵ در t ۲۲:۴۲

    مجید چه اسم قشنگی هست
    منم می تونم مجید یا هر اسم دیگه ای داشته باشم و برم در هر سایتی که دوست دارم کامنت بدم

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      مجید جان، برادر عزیز، خواهش میکنم به اون سایت نرین و با اونها بحث نکنین.
      اونها هدایت نخواهند شد.
      منظور سیروس شکاری (ادمین) این بوده که شما دارید دروغ میگید و با هویت جعلی کامنت مینویسین.
      برادر عزیزم، همین حمایت شما در اینجا برای من یک دنیا ارزش داره.
      التماس میکنم به اونجا نرید و خودتون رو در معرض شنیدن رکیکترین الفاظ و قبیحترین تهمتها قرار ندین.
      متأسفانه اینها اینقدر بی حیا هستند که حتی در راه کربلا و روز عاشورا هم از رفتارهای زشت شون دست برنمیدارند.
      فحش میدند و از فحاش حمایت میکنند و خجالت هم نمیکشند.
      شماره ی خونه ی ما رو در سایت شون مینویسند و برای دریافت کامل اون آموزش و ترفند مینویسند تا مثلاً از خودشون رفع مسؤولیت کنند و از امام حسین و عاشورا شرم نمیکنند.
      تهمت میزنند و توهین میکنند و فحش میدند و ماشین تخریب اونها همواره در سرعته و حیا نمیکنند.
      بذارین کار شونو بکنند، هیچکس با این کارها نه عاقبت به خیر شد و نه به آرزوش رسید.
      اتفاقاً اونها با این کارهاشون ما رو زودتر به آرزوهامون در قبال خودشون میرسونند/خدا که میبینه.
      با تشکر از شما برادر عزیز و غیرتمند.

  21. امین می‌گوید:

    سلام.
    ببخشین ی سوال داشتم؟
    خدا شاهده منظور خاصی ندارم.
    و کاملا نمیدونم حق با کیه,‏ فقط ی سوال دارم که با این سوال میخوام دانسته های خودمو افزایش بدم,‏ ‏
    مگه توی اسلام نمیگن که آبرو نباید برده بشه؟
    مثال,‏ من خدا شاهده نمیدونستم که مهدی عزیز زاده توی اینترنت چیکار کرده یا چی گفته,
    چه در مورد شما و و در مورد خونوادش,
    ولی من از اون فایلی که توی سایتتون گذاشتین متوجه شدم,‏ خب این یعنی آبرو ریزی,
    و شما گفتید که وقتی کسی فحش داد باید بگیم و همچنین,
    پس چرا ردشو گرفتین؟
    مگه خدا وجود نداره؟ خب قطعا وجود داره و حق رو ادا میکنه,‏ چه الآن و چه در قیامت.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام دوست عزیز.
      متشکرم از سؤالی که مطرح کردید.
      بله، تو اسلام میگن آبروی مؤمن از کعبه هم حرمتش بالاتره و مثل مین میمونه.
      چطور هر کی روی مین پا بذاره خودش منفجر میشه، آبروی مؤمن هم همونجوره.
      این نظر اسلامه، منتها ما آدمها گاهی برای توجیه رفتارهای خودمون به یه سری مجوزها استناد میکنیم که گاهی جنبه ی توجیه شرعی و کلاه گذاشتن سر شرع پیدا میکنه و گاهی هم درسته.
      این نکته رو صادقانه واست نوشتم، چون احساس کردم صادقانه ازم سؤال کردی.
      من اجازه و حق دارم که از خودم دفاع کنم، دقیقاً مثل هر آدم دیگه ای اما اجازه ندارم برای دفاع از خودم، اسلام رو وسیله قرار بدم.
      بذارین خیال شما رو راحت کنم، خلاصه ی این بحث میشه اینکه حتی اگه من تو اون قضیه صد در صد هم مقصر باشم، این مجوز نمیشه که ایشون با اون متنی که در فضای مجازی منتشر کردند، باعث توهین به خانواده ی من بشن.
      خب من به ایشون توهین کردم، ایشون هم بیان جوابش رو به خودم بدن نه اینکه کسانی رو تهییج کنند که به خانواده ی من رکیکترین توهینات رو انجام بدند.
      من یه رونوشت از توهینهای اون فرد هتاک دارم و توی اون کامنت توهین آمیز، اون شخص به همون نوشته ی آقای عزیز زاده استناد میکنه و فحشهاشو بر اون اساس مینویسه.
      اما در ماجرای مسأله ی مهدی که توسط من افشا شد:
      ببینین، اولاً خود ایشون، اون مطلب رو در مورد خودشون در سایت شب روشن نوشتند و اون مطالب که در مورد زندگی خصوصی ایشون هم بود، تا یکی دو روز، قشنگ همونجا وجود داشت و بعد به خاطر تذکر ایمیلی من و پیگیریهای خود او از سایت حذف شد.
      چند ماه بعد، مهدی رفت در سایت شب روشن و نوشت که او هر دشمنی ای که با اونها داشته، فقط و فقط به خاطر القاءات دروغ من محمد حسنی بوده/شهادت دروغ.
      من برای ایشون ایمیلی تنظیم کردم و فرستادم که برادر عزیز، (خدا شاهده، همینجور محترمانه) نوشتم برادر عزیز، اینکه شما تصمیم گرفتین به کدوم سایت برین، به خودتون مربوطه و من هم به تصمیم شما احترام میذارم ولی خواهش میکنم دیگه به دروغ ننویس که تحت تأثیر حرفهای من اومدی اینجا و با اونها دشمن شدی.
      تو تو این سایت فعالیت میکردی و مدیر بودی اما با اونها هم رابطه ی خودت رو حفظ کرده بودی و واسه شون مطلب مینوشتی و در ضمن، هر حرفی اونا بهت میزدند، خودت واسه ی من ایمیل میکردی.
      حالا هم خودت با پای خودت رفتی اونجا.
      خب همینطور که امروز خودت رفتی اونجا، دیروز هم خودت اومدی و چیزی رو به گردن من ننویس.
      اما ایشون متأسفانه مطلب دیگه ای نوشت در شب روشن به نام اینکه چطوری افراد مزاحم مثل محمد حسنی رو بذاریم تو لیست سیاه ایمیل مون و سه ماه تمام، با وجود اینکه من فقط سکوت کرده بودم و حتی در جواب کسی که به اسلام توهین میکرد و واسه ی من نوشت که حتی مهدی عزیز زاده هم از تو جدا شد و شروع کرد به زخم زبون زدن، من به او نوشتم که بنده جوراب گندیده ی مهدی عزیز زاده رو هم با مثل تویی که به اسلام توهین میکنی عوض نمیکنم.
      میخوام بنویسم که من سه ماه فقط صبر کردم و او تا تونست در مطالبی که از سایت ما بدون منبع میدزدید به خود من و خانوادم توهین میکرد.
      بعد از دو سه ماه، من یه ایمیل زدم به سعید پناهی و محترمانه خواستم که نذاره این وضعیت تکرار بشه اما ترتیب اثر داده نشد.
      حتی تو سایت کشور عشق بیانیه دادم که برادران عزیز شب روشنی، اگه قرار به ادامه ی این وضع باشه، من هم حق دارم که از خودم دفاع کنم.
      توضیح اینکه من واقعاً دلیلی نمیدیدم و نمیبینم که دو ماه و خورده ای روز، تا حتی نزدیک به سه ماه تمام مطالب سایت ما یکی یکی دزدیده بشن و تند ترین کامنتها هم علیه من و خانوادم اونجا درج بشن.
      به هر حال، من هم به اون سایت هشدار داده بودم، هم اون رو علنی کرده بودم و دو هفته هم زمان دادم که اگه میخوان این رویه رو تموم کنند، اقدامی صورت بدند اما نه لحنها آرومتر شد و نه تخریبها کمتر.
      شرایط طوری شده بود که حتی مهدی عزیز زاده هر روز ایمیل میزد که اگه جرأت داری افشا کن و تو بی غیرتی و الا اون قبلاً ها که به خانوادت توهین میشد جواب فحشهاشون رو میدادی و من هم الکی تحدیدش میکردم که اگه توهیناتش رو ادامه بده و اصلاح نکنه، این مطلب رو افشا میکردم و او هم قاطعانه میگفت که این کار رو بکن تا چنان ما شب روشنیها علیهت موضع بگیریم که چنین و چنان بشه.
      واقعیت این بود که اون دو هفته هم گذشت و من باز دست نگه داشتم و خدا خودش میدونه که از امام حسین علیه السلام خیلی خواستم که یه جوری کنه که این دعواها پیش نیاد.
      العیاذ بالله نمیخوام حالا تو این هیری ویری بندازم گردن امام حسین ولی میخوام بگم که من خیلی تحمل کردم و هیچی نگفتم و دلیلی هم برای ادامه ی این وضع وجود نداشت.
      تا اینکه بالاخره بعد از تداوم این ماجرا، اون رو بازنشر دادم.
      این گزارشی بود از اونچه بین ما گذشت اما حالا پاسخ سؤال شما:
      در اسلام حرمت مؤمن محترمه اما طبق شرایطی شما میتونین از دیگران بدگویی کنین.
      مثلاً اگه یه موضوعی رو هم من میدونم و هم شما، و افشای اسرار دیگران نیست، گفتنش ایرادی نداره.
      یا مثلاً اگه کسی مشهور به فساد باشه، مثلاً اگه دختر مش ماشاللاه دختر بد حجابی باشه و تو کوچه و خیابون با سر و خدایی نکرده سینه ی باز تردد کنه و اشاعه ی فساد بده، غیبتش به عنوان کسی که رسماً تبلیغ بی حجابی و بی حیایی میکنه به قصد برائت از او و نهی از این کار جایزه تا عبرت بقیه بشه.
      گاهی هم هست که آدمی برای دفاع از خودش در مورد اتهامات دیگران بالاخره باید مطلبی رو بگه.
      من هم منظورم این بود که مهدی عزیز زاده صلاحیت نقل کردن از من رو نداره و او کسیه که رفتارهاش عقلانی و مقید به خرد نیست و بعد از سه ماه سکوت، مذاکره و نصیحت، سر انجام موضوعی رو که خود مهدی عزیز زاده هم نه به عنوان راز، که به عنوان مطلبی عمومی در فضای مجازی منتشر کرده بود رو در رد خودش به کار بردم.
      البته اینکه آیا در اسلام چنین اتفاقی افتاده یا نه، پاسخ مثبته.
      خطبه های آتشین علی علیه السلام در رد خلفای سه گانه و توصیفات بسیار جالب این بزرگوار از غصب خلافت و دزدیهای اونها که در نهج البلاغه به صراحت ذکر شده و حتی مسائلی نزدیک به لعن اونها با وجود اینکه به هر حال، اونها خلفای اسلامی بودند و از دنیا هم رحلت کرده بودند، به صراحت در خطبه های علی علیه السلام موجودند.
      حضرت در توصیف عثمان میفرمایند، او طوری از بیت المال خورد و برد که گویی انسانی شکم باره که در آشپزخانه و دستشویی سرگردان بود.
      یعنی پیوسته میخورد و دفع میکرد.
      البته حق با علی علیه السلام بود و متأسفانه خلفای اسلامی، (البته خلفای خود خوانده و کودتایی که خلافت رو غصب کرده بودند) اینها خیانت کردند و باید خیانت اونها بر ملا میشد و یا افشاگریهای امام حسین در مورد یزید فاسد و فاسق و غیره و فرمایشات امام زمان در مورد جعفر کذاب که عموی حضرت بود و ادعای امامت میکرد و امام در افشاگریهاشون به شراب خواره بودن اون آدم و قضا کردن نمازهاش اشاره کردند و غیره.
      منظور اینه که اصل این افشاگریها در اسلام بودند اما اینکه آیا من مجوز این کار رو داشتم و کارم درست بوده یا نه؟، راستش من از کسی سؤال نکردم و هیچ عالم دینی ای رو به مشورت نگرفتم اما برداشت خودم که یه انسان بی سواد و بی اطلاع هستم، این بود که به هر حال، اولاً من سه ماه تحمل کردم.
      ثانیاً واقعاً در مظان اتهام قرار گرفتم و سکوتم داره به جری کردن اینها کمک میکنه.
      ثالثاً صبر من هم حدی داشت و من هم یه انسان بوده و هستم.
      رابعاً واقعاً کسانی بودند که باور کرده بودند این تهمتها و دروغها رو و باید من پاسخ میدادم و در آخر هم اینکه من روی موضوعی دست گذاشتم که مطمئناً عده ای از اون اطلاع داشتند و عده ای دیگه هم اگر مطلع میشدند، ایرادی نداشت، چرا که این حرف، به معنی این نبود که همسر ایشون مشکل دارند، بلکه معنای اون از دیدگاه من این بود که گوینده ی این حرف چقدر انسان کم خرد و نا شایسته ایه که حرفی رو که ما نمیدونیم و به ما مربوط نمیشه رو در فضای مجازی پخش میکنه و حتی خودش هم نمیدونه داره چه چیزی رو در این فضا پخش میکنه و این حرف، چه ضربه ای به موقعیت خودش میزنه، اون وقت این آدم شده بلندگوی تهمت علیه من و توهین به خانوادم.
      دوست عزیز، اگه شما یک جای فایل هشتاد و دو دقیقه ای افشاگرانه ی من رو دارید که من به صراحت گفتم خانم ایشون بد کارهست، العیاذ بالله، و استغفر الله ربی و اتوب ألیه، هرچی دوستان بگن درسته و الا اگه من گفتم، این آدم کسیه که حتی به همسر سابق خودش هم که سالهاست از او طلاق گرفته، بدون دلیل و صرفاً به خاطر اینکه دلش گرفته بوده تهمت زده، خب اینکه توهین به این خانم نیست، اتفاقاً حمایت از اون خانم و در حکم سرزنش مهدی عزیز زادهست.
      اما در مورد و همچنین گفتن در مورد فحشی که داده میشه:
      فرمایش پیامبر بزرگ ما و اسلام اینه که در برابر فحش سکوت و صبر پیشه کنیم تا اجرش رو ببریم اما حدیثی هم از این بزرگوار (ص) دیدم که فرمودند: اگر کسی به شما فحشی داد و نتونستید صبر کنین، معادلش رو به او برگردونید و یه جوری جواب بدید که از حد او فراتر نره.
      اما اگه جواب فحش رو با فحش بدتر دادید، بدونید که شما به اندازه ی فحش خودتون گناه کردید و او هم به اندازه ی فحش خودش.
      دوست عزیز، متأسفانه فحاشی برای بعضی افراد مثل محمد رحیمی (… امریکایی) به یه امتیاز تبدیل شده و اگه قرار بشه در برابر او و بد دهنهایی که او رو تشویق، تشجیع و حمایت میکنند، (مثل بهنام نصیری و سایت شب روشن) پس یا باید اجازه بدیم او هر وقت خواست به هر کسی فحاشی کنه، یا باید به او باج بدیم تا یه وقت شرایط طوری نشه که او خدایی نخواسته به خشم بیاد و فحش بده.
      یا طوری نشه که امثال بهنام نصیریها که او رو در کنترل دارند و از او حمایت میکنند، او و مثل او رو برای فحاشی به این سایت و اون سایت بفرستند.
      خب، این سیاست نتیجش میشه اونی که مثل این آدمها بی حیا و بی ملاحظه هستند، فضای مجازی رو با نفسهای آلوده و کثیف و جهنمی خودشون به لجنزار تبدیل میکنند.
      در اون شرایط، شما هر لحظه باید منتظر باشی و ببینی آیا ناموست هدف این فحشها قرار میگیره یا نه اما اگه بخواید مثل خودشون به فحشها جواب بدید، فقط خدا میدونه که آخر قصه ی فحش و فحش کشیها به کجا ختم میشه.
      پس این هم کار درستی نیست؛ چرا که در اون صورت، بین من نوعی که دارم کار فرهنگی میکنم و امثال محمد رحیمیها که دارند فحاشی میکنند فرقی نیست؛ به علاوه قبح این حرکت زشت برای منی که ادعای بچه مذهبی بودن دارم، خیلی زشت تره تا مثل محمد رحیمی ای.
      بنابر این، سؤال اینجاست که چه باید کرد؟.
      من طبق فرمایش پیامبر (ص) که منطقی هم هست، پاسخ معادل رو انتخاب میکنم.
      در مدل پاسخ معادل، (عبارت و همچنین) دیگه شما به دیگران فحاشی نمیکنین و اون الفاظ رکیک رو به زبون نمیارین، البته شاید اجر خودتون رو هم ضایع کنین ولی خوبش اینه که نه زبون به فحاشی چرخوندین و نه در مقابل فرد فحاش و هتاک منفعل و به اصطلاح فحش خور بودید.
      بله، یه وقت هست که شما از مسیری رد میشید، کسی مطابق با فرهنگ خانوادش یا تربیت غلطی که به خاطر دوستان نابابش بهش دچار شده، غلطی میکنه و میره گم میشه.
      یا نهایتاً شما سرتون رو میندازین پایین و رد میشین و میرین اما وقتی هم هست، مثل اینجا در فضای مجازی.
      متأسفانه اینجا بیست و چهار ساعته در اختیار این هیولاهای بی اخلاق هست و همیشه هم اینها برای فحاشی کردن انگیزه های لازم رو دارند.
      خب وقتی من یه انسان معمولی و با اندازه ی معین و مشخصی از صبر و حوصله هستم، تکلیف چیه، که هم فحش ندم و هم مسیر رو باز نذارم؟.
      من در فایل سال قبلم، «عبارت معادل (همچنین)» رو پیشنهاد کردم و خطاب به این افراد گفتم، قبل از فحاشی به من، لطفاً از طرف حقیر، یک عبارت و همچنین رو برای خودت کنار بذار، اون وقت هرچی دلت خواست فحش بده.
      البته مسلماً اگه کسی بتونه در مقابل فحاشیها صبور باشه، هم خیلی اجر داره و هم کلی مقامش رو پیش خدا بالا میبره و اون آدم، خودش زشت میشه ولی به هر حال، من هم آدمم و جرمی ندارم که دیگران زشت ترین فحشها رو برای من مینویسند.
      با این همه، من همه رو به فحاشی نکردن دعوت میکنم و ذکر این نکته که تندترین فحش من در فضای مجازی، عبارت و همچنینی بوده که برای فحشهای نشنیده کنار گذاشتم و الا خدا رو شکر، تا حالا به هیچ فحاش بد دهنی در ازای فحشی که داده، ننوشته یا نگفتم «و همچنین» بلکه این عبارت رو صرفاً به عنوان سپری در جلوی خودم گرفتم و حتی خطاب به شب روشنیها در اون فایل گفتم که من فحشهای قبلی شما رو جواب نمیدم اما از این به بعد، هرکی میخواد فحش بده، قبلش یه و همچنین از طرف من برای خودش کنار بذاره.
      ببخشید که خیلی طولانی شد، احساس کردم لازمه.

  22. امین می‌گوید:

    جا نشد بنویسم ببخشید.
    من میگم وقتی خدا هست نفرین و فحش چرا؟
    چرا میایم با زدن این مطالب اسم و شخصیت خودمونو پیش بقیه خراب میکنیم؟
    در آخر هم ببخشید اگه غلط یا غلوطی بود,‏ و ببخشید سوالهام از یکی بیشتر شد,
    اول قصدم همون سوال اول بود,‏ بعد نظرم عوض شد,
    بازم مرسی,‏ آنشاالله که مشکلاتمون برطرف بشه.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام جناب امین عزیز.
      اولاً مقوله ی فحش با نفرین دو مقوله ی کاملاً جدا از هم هستند.
      فحش، یعنی عبارت زشت و ناروایی که به کسی نسبت داده بشه و بسیار زشت و ناپسند هم هست.
      یعنی هم به زبون آوردن اون زشت و ناپسنده و هم نسبت دادنش به شخصی دیگه.
      من به کی فحش دادم مگه که شما تلویحاً این رو برای من نوشتین؟.
      اما نفرین، یعنی درخواست بد برای کسی از خداوند به خاطر ظلمی که از طرف او به شما شده باشه.
      بله، اگه کسی حق خودش رو ببخشه، خیلی بزرگواری کرده و اگه هم کسی این حق رو به قیامت بسپره، اون شخص هم بزرگواری کرده ولی اگه کسی نفرین کنه، فقط حق خودش رو گرفته و ظلمی به کسی نکرده و الا نفرینش به خودش برمیگرده.
      در مورد من، موضوع خیلی سادهست:
      اینها با این رفتارشون خانواده ی منو تحقیر کردند.
      اولاً من با اینها هیچ مشکلی نداشتم.
      ثانیاً اگه هم داشتم، با خودشون داشتم نه با خانواده هاشون ولی اینها به خاطر حقی که به گردن من نداشتند خانواده ی من رو مظلوم گیر آوردند.
      بله، حالا اگه من بگذرم بزرگواری کردم ولی اگه هم نگذرم، حقم رو از خدا مطالبه کردم و هیچ حرج و سرزنشی به من نیست.
      مگه حضرت زینب (س) مردم کوفه رو نفرین نکردند؟.
      مگه حضرت علی علیه السلام خطاب به مردم کوفه نفرمودند خدا من رو ازتون بگیره و یه از من بدتر بهتون بده و اونها و نفرین نکردند؟.
      خب وقتی اولیای خدا گاهی خسته میشن و نفرین میکنند تا حق خودشون رو از خدا مطالبه کنند، آیا من نوعی حق ندارم این کار رو بکنم؟.
      در مورد زشت شدن، من با شما موافق نیستم.
      واللاه من نمیدونم شما چطور آدمی هستید ولی اگه من بشنوم که به یه خانم فحاشی شده، به خدا قسم هیچوقت نسبت به او ظنین و بد گمان نمیشم؛ بلکه بالعکس فکر میکنم، این منطق و نورانیت اون خانم بوده که فرد فحاش رو به فحاشی واداشته.
      البته گاهی هم هست که متأسفانه خود شخصی که فحش میخوره باعث فحاشی به خودش میشه.
      مثلاً خانم فرشته ی کریمی، ستاره ی فوتبال بانوان در تیم ملی، در آستانه ی دربی اخیر استقلال و پرسپولیس طی مصاحبه ای گفته بود، این تیم استقلال رو حتی ما بانوان پرسپولیسی هم میتونیم شکست بدیم.
      خب، البته حتی در این مورد هم دیگران حق نداشتند به او فحاشی کنند ولی عقل حکم میکنه که وقتی شما یه خانم هستید و شبکه ی اجتماعی هم دارید و میدونید که فضای مجازی امروز، حتی از شبکه ی فازلاب هم نجستره، تحریک کردن دیگران عقلانی نیست.
      البته باز هم فحاشی به او محکومه اما من معتقدم که خود او هم واقعاً بی احتیاطی کرده و باعث تحریک دیگران شده و مقصره ولی این حرف، حتی به اندازه ی سر سوزنی هم از زشتی کار اون افراد فحاش کم نمیکنه.
      البته به خدا قسم من نه دوست دارم اینطور مطالبی در سایت منتشر کنم و نه اینکه فحاشی به من در فضای مجازی فقط محدود به این مورد اخیره/هرگز.
      همین روز هشتم محرم، دو سه روز قبل، من رکیکترین الفاظ رو شاید حتی بدتر از فحاشیهای مطرح شده رو در سایت کشور عشق دریافت کردم.
      شدت فحشها به حدی هستند که مهدی عزیز زاده، مدیر ویرایشگر سایت با تو، به التماس افتاده که دیگران در اون سایت فحاشی نکنند و الا منتشر نخواهد کرد اما عبارتی مثل «هِرّی» که به الاغ گفته میشه و کلی اتهام دیگه، ظاهراً احوال پرسیهایی بوده که دوستان در اون سایت برای من نوشتن و منتشر کردند.
      در پایان، تشکر به خاطر دعای خیر شمااما دوست عزیز، مشکلات با دعای صرف حل نمیشن و باید برای حل اونها تلاش هم کرد.
      وقتی مثل شمایی حتی محکوم هم نمیکنید این فحاشیهای اونها رو، یقیناً اونها هم دریده تر از قبل به آلوده تر کردن فضای مجازی اقدام میکنند و به قول شعر معروف، من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی، چه کسی برخیزد؟؛ تو اگر برخیزی، من اگر برخیزم، همه بر میخیزیم/یا علی مدد.

  23. امین می‌گوید:

    سلام.
    دمتون گرم به خاطر جواب ها,‏ به نکات دقیق و ریزی اشاره کردین,به خدا من کلا تو این قضیه گیج شدم.
    فقط به خاطر سوالهای خودم اومدم و پرسیدم و جواب گرفتم و واقعا ازتون تشکر میکنم.
    نمیدونم,‏ شاید حق با شما باشه.
    ولی هرچی هست آنشاالله به خیر و خوشی تموم بشه.
    جالبه,‏ وقتایی که این مشکلات پیش میاد آدم نمیدونه حرف کی رو باور کنه,
    شایدم من به اون حد نرسیدم که این چیزارو درک کنم یا کلا تشخیص بدم.
    من نگفتم که شما خدایی نکرده فحش دادین,‏ چون چیزی در این مورد نمیدونم,
    من کلا با هیچ نابینایی ارتباط ندارم,‏ چه تو واتسپو چه تو سایر مسنجرها,‏ خخخخخ,‏ اسکایپ نصب کردم که سیمبین همون موقع از اسکایپ پشتیبانی نکرد.‏ جیمیل هم از کار افتاد.‏ واتسپ هم تا یکی دو ماه دیگه توی سیمبین از کار میفته.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام مجدد دوست عزیز.
      خوشحالم که تونستم در مورد سؤالات شما پاسخی هرچند نه کامل اما حدوداً قانع کننده رو تقدیم کنم.
      تشکر از ارسال دیدگاهتون.
      بله، ظاهراً شما به این نتیجه نرسیدید که حق با کیه و مسلماً در این صورت تکلیفی هم ندارید.
      هرچند از نظر مثل منی، حق و باطل کاملاً مشخصه.
      من میگم اگه اونها با من مشکل دارند، چرا به خانوادم توهین میکنند ولی شما میفرمایید از کجا بفهمید که واقعاً اونها این کار رو کردند؟.
      من میگم چرا شماره ی خونه مون رو گذاشتند تو سایت و چرا آموزش دادند تا دیگران هم برن شماره ی خونه مون رو در بیارند؟.
      چرا شماره ی خونه ی ما رو به ایمیلم فرستادند؟/آیا نیتی غیر از تحدید داشتند؟.
      به هر جهت، من نگاهم به شما مثبته و جز تشکر از شما چیزی به ذهنم نمیرسه/یا علی مدد.

  24. امین می‌گوید:

    در کل خواستم بگم فقط به خاطر خودم اومدم,
    من میگم میشد از این بهتر بشه.
    بازم تشکر به خاطر توضیحاتتون.
    آنشاالله حق به حقدار برسه.
    از نکات شما هم استفاده کردم.
    دمتون گررررم خدا نگهدار.

  25. ا می‌گوید:

    سلام جای تإسف داره
    شما با یک دو نفر مشکل داری چطور به خودت اجازه دادی بحث مذهب رو پیش بکشی
    خیر سرت این سایتت از همه قشر بازدید داره تو کجا خوندی حضرت فاطمه س به حضرت ابوبکر رض فرمودن تا آخر عمر نفرینت میکنم
    بسه دست از این کارا بردار اینجوری میخوای چی رو ثابت کنی
    من عضو هیچ سایتی نیستم فقط فقط اومدم بهت بگم تو هر کاری پای همه چیز رو وسط نکش من اهل تسننم اما به معصومین هم ارادت دارم تو میتونی بدونه هیچ مثالی و حرف اضافه ای نفرینتو بکنی

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام به شما برادر یا خواهر بزرگوار.
      اگر شما واقعاً اهل تسنن هستید و از برادران یا خواهران دینی مایید، من به خدا قسم قصد توهین به مقدسات شما رو نداشتم و خواستم به اکثریت هم مذهبیهام بفهمونم که نفرین کردن ریشه ی مذهبی داره.
      آخه این دوستان میگن نفرین کردن در دین جایی نداره.
      اما خدا شاهده این ادعای من در مورد حضرت زهرا (س) و نفرین به شیخین و خلفای راشدین (خلفای اول و دوم) سند معتبر داره.
      هم در کتب صحیح مسلم و صحیح بخاری (از بزرگان علمای اهل سنت که خود اهل سنت معتقدند هرچه در این کتب اومده باشه بی برو و برگرد از نظر ما درستند) و هم در کتب تاریخیشون مثل انصاب الاشراف و غیره که شما رو به آدرس زیر ارجاع میدم:

      http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=7052

      البته به جان خودم و همه ی مقدساتم قسم میخورم که قصد اهانت به مقدسات شما رو نداشته و ندارم اما توضیح دادم که اولاً هدف من، تبیین جایگاه نفرین در اسلام بود و ثانیاً اینکه کتب معتبر شما برادران و خواهران مسلمان هم به این واقعه اشاره کرده و از اونجایی که من این حدس رو نمیزدم که شما برادرها و خواهرهای قابل احترام هم به اینجا میاین روی این نکته دست گذاشتم اما حالا که به اینجا رسید، ای کاش شما هم در حق خودتون محبتی به خرج بدید و در بین کتب خودتون تحقیق کنید که اولاً چرا حضرت زهرا سلام الله علیها اونها رو نفرین کردند؟/مگه بین اونها چه اتفاقاتی رخ داده؟ که کار به اینجا کشیده شده؟.
      ثانیاً اگه همه ی اینها دروغند و نفرینی در کار نبوده، پس چرا کتب معتبر شما و تواریخ معتبر اهل تسنن همه بالاتفاق این وقایع رو تعیید کردند؟.
      خواهر یا برادر بزرگوار و ایمانی من، نکنه خدایی ناکرده قیامت بیاد و ما تنها به این خاطر که پدران مون به دینی و آیینی بودند ما هم بر اون آیین باشیمها.
      به خدا قسم، خود خدا هم اینجور مسلمون بودن رو از ما نمیپذیره ها.
      پس شما رو دعوت میکنم به مطالعه و تفکر و تدبر در کتب مقدس خودتون و دریافت این نکته که آیا علی علیه السلام جانشین ب لا فصل محمد (ص) در واقعه ی غدیر خم بود یا نه؟.
      اگر بود، چرا حق او ضایع و حرمت او و همسرش سلام الله علیهما شکسته شدند؟.
      اگر هم نبود، پس چرا کتب معتبر و تواریخ مورد اعتماد اهل سنت همه بالاتفاق حوادث غدیر و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به دست عوامل خلفای اول و دوم رو نقل کردند؟/با اجازه.

  26. امین می‌گوید:

    ببخشید فقط اومدم ی چیزی بگم,
    من با این حرفتون که گفتین اگه اینا یا کلا هرکس دیگه ای با خودم مشکل دارن چرا به خونوادم فحش میدن رو واقعا قبول دارم و اینجا حق رو به شما میدم.
    واقعا حق با شماست.
    من تو این نوزده سالی که از خدا عمر گرفتم هرکی بم بدی کرده حالا هرکی میخواد باشه رو بخشیدم ولی فراموش نکردم,
    به نظر من شما هم همینجوری باش.
    چون خدا هست و خودش میدونه که چیکار کنه.
    البته شما قطعا هم تجربیاتتون از من بیشتره و هم دانستهاتون,
    پس خودتون میدونید که به قولی گیریمتونو از آب بیرون بکشین.علی یارتون.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام چندین و چند باره برادر.
      متشکرم از اعلان حمایت شما.
      خداوند به شما خیر عطا کنه ان شا الله و امیدوارم خیر این حمایت رو در زندگی شخصیتون لمس کنین/یا حسین شهید علیه السلام.

  27. ا می‌گوید:

    راستی یادم رفت بگم من واقعا ارادت دارم به آقای منصوریان اون زمان که در با تو بودم چنئ باری کامنت دادم و شوخی هم کردم اما ناراحت نشدن خانم حسنی هم بسیار خوب هستن و یکی دو پست که از ایشان هم دیدم بسیار خانم فهیم و مهربانی بودن
    تو پستهای ایشان هم شیطنت کردم و اگه کسی واقعا از سر دشمنی یا هرچی به ایشان توهین کردن بسیار براشون متإسفم خدا به راه راست هدایتش کنه

  28. ا می‌گوید:

    میدونم در بحث تبوک بوده اما همه چیز رو همه جا نباید گفت !!
    ببخشید اگه تند رویی کردم

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام مجدد.
      ماجرا به قزوه ی تبوک برنمیگرده، مال قصه ی سقیفهست و بحث فدکی که حضرت زهرا (س) عمداً اون رو بهانه قرار دادند تا با اون شایستگیهای حضرت علی علیه السلام رو اثبات کنند که نهایتاً منتج به شهادت ایشون سلام الله علیها شد.
      (بنا به نقل کتب معتبر سنی و شیعه.)
      در آخر هم اینکه حقیر از شما خواهر یا برادر بزرگوار هیچ تندروی ای ندیدم و احساسم هم اینه که کامنت اول شما، سؤالی بود که باید میپرسیدید و اینکه توضیح دادم، اشاره ی حقیر به این ماجرا، از سر اجبار و استیصال بود و الا خدایی ناکرده، قصد و نیت اهانت به مقدسات شما برادران و خواهران همدینیم رو نداشتم.
      من و شما با هم برادر دینی هستیم و زیر یک پرچم واحد به نام اسلام و رو به یک قبله نماز میخونیم و یک کتاب آسمونی و یک پیامبر داریم؛ بنا بر این، دلیلی برای توهین به مقدسات همدیگه نمیبینیم.
      البته در یک خانواده، ممکنه بین افراد اون خانواده تفاوت دیدگاه و سلیقه باشه و حتی یکی از اون دو نفر هم نظرشون درست تر یا غلط تر از اون یکی باشه اما به هر حال با هم نسبت خانوادگی و اشتراکات زیادی دارند و همین اشتراکات باید باعث بشه که اونها از زیر پرچم واحد جدا نشن.

  29. ا می‌گوید:

    سلام بابت معرفی سایت سپاس خیلی به کارم میاد
    مرسی فراوانتا

  30. ناصر عرب زاده یزدی می‌گوید:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اولا اجازه میخوام طاسوعا و عاشورای حسینی رو به تمامی دوست داران حق و حقیقت و آزادگی تسلیت عرض کنم و همین جا آرزو کنم بنا به گفته ی اربابمون عبا عبد الله که فرمودند اگر دین ندارید آزاد مرد باشید همگی در قضاوتهامون آزادانه و آزاد مردانه قضاوت کنیم

    و ثانیا عرض می کنم من هم مثل خیلی دیگه از دوستانی که آمدند و کامنت گذاشتند واقعا از چند و چون ماجرا کاملا مطلع نیستم و از ظاهر کلام دوستان این بر میاد که سر راه اندازی سایت آقای سید جواد منصوریان با آقای سیروس شکاری مدیر سایت با تو اختلاف پیدا کردند و بنا به دلایلی که بیان شد لازم شده که پای آقای محمد حسنی برادر خانم آقای منصوریان به این ماجرا باز بشه و در این اثنا موضوع اصلی بحث که فحاشیهای یک انسان ناشناس هست مطرح میشه
    حالا عرض من اینست که میدونید دوستان اصلا فحش دادن کار انسانهای ضعیف است کسانی که رو در رو نمیتونن با طرفشون بحث کنن و در غیبت اون بهش فحش میدن اون هم چه فحشهایی چون شخص فحاش اگر به خود انسان فحش بده اون قدری که فحش به ناموس آدم رو میسوزونه فحش به خود شخص این تاثیر رو نداره مثل اینکه یکی ازسیاستهای ساواک این بوده که موقع شکنجه فرزند یا همسر شخص رو شکنجه میکرده که اثرش به مراتب دردناکتر از شکنجه ی خود شخص هس به هر حال این عمل نا جوان مردانه اتفاق افتاده و قلب آقای حسنی و خانواده محترمشون رو جریحه دار کرده و بر ماست تا با محکوم کردن این عمل شنیء شاید بتونیم مرحمی بر زخم این عزیز و خانواده ی محترمش باشیم
    یک چیز دیگه یکی از مشکلات ما نابینایان هم اینه که چون دستمون از دعواهای فیزیکی معمولا کوتاه هست به این گونه اعمال رو میاریم وقتی من این حرفها رو میشنوم یاد اون صحنه ای می افتم که اهل بیت در حال اسارت در مجلس یزید بودند با اون وضعیت خاص که حضرت زینب سلام الله علیها به یزید ملعون گفت آیا از نیکوکاریست که تو زنان خود را در پس پستوها محفی کرده ای و دختران رسول خدا با این وضع در پیشگاه حاضرین هستند شاید بشود موضوع سایت با تو رو با این داستان تاریخی این چنین تطبیق داد که شخص فحاش حال هر که میخواهد باشد ناموس خودش رو حفظ میکنه ولی دست از دهان ناپاکش برمیداره و هرچه میخواد میگه و حتما حاضر نیست کسی این مطالب رو به خانوادش بگه
    امیدوارم من به عنوان یک شنونده تونسته باشم وظیفه ی دفاع از حق رو به خوبی انجام داده باشم

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      آقای عربزاده ی عزیز، برادر گرامی و محترم من، سلام به شما.
      آقا خیلی متشکر از این بابت که حقیر رو مدیون خودتون کردید و از خانواده ی مظلوم من، در برابر هتاکیهای اخیر دفاع نمودید.
      ان شا الله خداوند به شما خیر بده و جانیان بنی امیه، ساواک و همه ی دنباله روهای اونها رو لعنت کنه و اینها رو هم به راه راست رهنمون بشه؛ هرچند که حرف حقیر، بعد از یک هفته همچنان همون حرف سابق هست و به خدا قسم ذره ای از حقم رو حلال نمیکنم.
      اگر کسی بره به سایت اونها و مطلبشون رو بخونه، قشنگ معلومه که میخواستن از من انتقام بگیرن که این قضایا رو پیش آوردن.
      بزرگ اونها که علی سعد الله خانیه و سن پدر من رو هم داره، در حمایت از کارهای زشت اونها نوشته که ما فکر کردیم سید جواد میخواسته سایت رو به یه هاست دیگه منتقل کنه، برای همین هم هک کردیم!.
      خب آقای به ظاهر محترم!، وقتی شما با سن هفتاد سال فرق بین مال خود و مال غیر رو نمیدونین و یه دزدی آشکار مجازی رو اینقدر موجه جلوه میدین، از بچه ی هیوده هیجده ساله چه انتظاری میره؟!.
      خجالت هم نمیکشن!، خدا وکیلی برین ببینین، حرف خوبه شون برای من، عبارت موهون هِرّی که به الاغ گفته میشه و القابی مثل هرملهست!.
      مثلاً من بچه ی کدومتونو کشتم که بهم میگین هرمله؟!.
      این توهینهای شما اگه پیگیری حقوقی نداشته باشه که قطعاً داره، آیا آه نداره؟!.
      شرم نمیکنن، به سر امام حسین قسم میخورن که من بهشون فحش ناموسی دادم!/آیا فکر میکنین خدا خوابه و نمیبینه؟!!!.
      تشکر آقای عربزاده ی عزیزم، خدا خیرتون بده ان شا الله.

  31. خادم پايگاه می‌گوید:

    شرمنده ی همه ی دوستان اما یه مطلب جالبی رو یکی از بچه ها بهم اطلاع داد، بد ندیدم اینجا بهش اشاره کنم:
    متأسفانه دوستان آقای سیروس شکاری، از جمله سعد الله خانی و … امریکایی در مورد من، پا رو از تحلیل و تکذیب فراتر گذاشته، به افسانه سرایی هم رو آوردند!.
    من نمیدونم پشتوانه ی این حرفها چی میتونه باشه!.
    نوشتن تو سایت با تو که پدر من محمد حسنی اهل شکار غیر مجاز بوده و تفنگ داشته، من زنگ زدم اداره ی آگاهی اومدن ایشون رو انداختند زندان!.
    خدا وکیلی شنیده بودم که شاعر میگه: چون قافیه به تنگ آید، شاعر به جفنگ آید!.
    یا ب لا تشبیه این دوستان، چون گربه به تنگ آید، ناچار به چنگ آید! ولی باورم نمیشد!.
    برای اینکه به این دوستان بفهمونم که دیگه با این قصه های عجیب و غریب وقت دیگران و خودشون رو به هدر ندند، چند تا سؤال ساده میپرسم:
    ۱٫ اگه من نوشتم فلانی در فضای مجازی فلان حرف رو زده، منبعش رو هم قید کردم، اونقدر مستند نوشتم که خود اون شخص هم اومد و نوشت که بله من چنین حرفی رو در فضای مجازی زدم!؛ حالا من سؤال میکنم، منبع شما دوستان برای سرودن چنین افسانه های کهنی چیه؟!/لطفاً برای احترام به شعور ما که هیچ!، برای اینکه دیگران خودتون رو به توهین به شعور اونها متهم نکنند پاسخ بدید!.
    ۲٫ شما میگین من به اداره ی آگاهی زنگ زدم!/آیا شماها اونجا تلفنچی بودید و گوشی رو جواب دادید که فهمیدید من بودم؟!؛ یا اینکه به پرونده های اونجا دسترسی داشتید؟!.
    من واقعاً دلم میخواست این چرندیات واقعیت میداشتند، اون وقت من میدونستم و اداره ی آگاهی که چرا مخبر خودشون رو اینجوری لو میدن و ضایع میکنند!.
    شما تصور کنین، پدر من در قیر و کارزین فارس اسلحه حمل میکنه و بعد به خاطر شکار غیر مجاز میفته زندان!.
    چرا؟.
    چون من زنگ میزنم بابامو لو میدم!/خخخ.
    «خدایا اینا حالشون خوبه واقعاً؟!/خخخ، به خدا نمیتونم جلوی خنده ی خودمو بگیرم!/خخخ.
    شماها فک کنین من چه آدم دیوونه ایم که این حرفها رو دارم جواب میدم!/خخخ.»
    خلاصه، بابای ما رو میبرن زندان، حالا بابای ما نمیفهمه کی اونو از تو خونه ی خودش لو داده به آگاهی ولی محمد رحیمی (… آمریکایی) که تو تهران نشسته میفهمه که من زنگ زدم از شهر مون قیر به آگاهی محل مون و بابای خودم رو لو دادم!.
    آقای رحیمی!، آقای سعد الله خانی!، من فکر میکنم اونجایی که شماها ازش غذا تهیه میکنین بهتون غذاهای مسموم انداختن!.
    چون به نظرم هیچ انسان با عقل و شعوری در حالت طبیعی و سلامت عقل، به چنین حرفهای بیهوده ای متوسل نمیشه!.
    آقا اصلاً بیخیال شعور مردم!، لا اقل شماها که اتهام نشر اکاذیب در سایت با تو رو متوجه سیروس شکاری مالک اون سایت میکنین، یه چیزی بنویسین که آدم رغبت کنه به درست بودنشون فکر کنه!.
    آخه من زنگ بزنم بابامو بندازم زندان، بابام نفهمه و از خونش منو پرت نکنه بیرون ولی شماها که تو خوزستان و تهران نشستین بفهمین؟!.
    من زنگ بزنم بابامو بندازم زندان، شما خرج خوراک و هزار تا نیاز دیگه مو میدید؟!.
    من زنگ بزنم آگاهی بابای خودمو بندازم زندان، واسه ی خودم آبرو باقی میمونه اون وقت؟!/خوبین ان شا الله؟!.
    کاش لا اقل چشم داشتیم، که میشد ادعا بکنیم که توی یکی از دستگاه های اطلاعاتی هستیم و این اطلاعات رو هم از اونجا میاریم!.
    به خدا باید به حال اداره ی آگاهی گریه کرد که مخبرش میشه یه نابینا مثل من، که باید از خونه ی خودمون واسش خبر جمع کنم!/خخخ، بعد این اطلاعات بعد از جمع آوری به محمد رحیمی و علی سعد الله خانی ای تحویل بشه که اولی خودش تو فضای مجازی نوشته خانوادش چه وضعیتی دارند و خودش رو هم همه تو سایتهای مختلف میشناسن و دومی هم همونه که تو سایت کشور عشق نوشت: اگه خواهرش که زن شهیده از مستمری بنیاد شهید بهش پول نمیداد، باید حالا کاسه ی گدایی دست میگرفت!.
    ببینین آقای سعد الله خانی، اینم سندش:
    «علی سعدالله خانی می‌گوید:
    ۱۸/۰۱/۱۳۹۴ در t ۱۸:۳۱
    (ویرایش)
    سلام کسی که خاب باشد را میتوان بیدارش کرد ولی کسی که خودش را به خاب زده را باید چکارش کنیم من یه نابینای مطلق هستم و اگر پدرم و خاهرم که همسرِ شهید است
    و دخترِ خاهرم که فرزند شهید است کمکم نکنند باید کاسه ی گدایی دست بگیرم قابل توجهِ کسانی که دایه ی مهربان تر از مادر برای ملتِ در فشارِ نداری و فقر شده…»

    کامنت جناب سعد الله خانی ادامه داشت ولی به خاطر بی ربط بودن به مطلب مورد بحث ما، از آوردن ادامه ی اون صرف نظر کردیم و با … به انجام رسوندم.

    http://keshvareeashghgh.ir/?p=5133#comments

    بنابر این، من به آقای سعد الله خانی توصیه میکنم، همون کاسه لیسی همسر شهید و دختر بزرگوارشون که مایه ی افتخار جامعه ی ما هستند رو ادامه بدند و از اون بزرگوارها خواهش میکنم از تأمین کردن این بنده ی خدا دست نکشند که اگر چنین کنند، لابد افسانه ی بعدی برای اون عزیزان سروده خواهد شد.
    به آقای … امریکایی هم پیشنهاد میکنم به گذاشتن فیلمهای غیر اخلاقیشون در سایت شب روشن ادامه بدند و با طرح شایعات عجیب و غریب، حیثیت مثل منی رو که هیچ، لا اقل آبروی اداره ی آگاهی و نهادهای اطلاعاتی رو لجن مال شوخیهای بی مزه ی خودشون نکنند!.
    آخه شما ملت رو چی فرض میکنین که این حرفها رو تحویلشون میدین؟!.
    باور کنین اگه من طرف شما بودم و این حرفها رو علیه دشمنم هم میخوندم، از ادامه ی دعوا انصراف میدادم و بازی رو سه هیچ به نفع حریف واگذار میکردم!.
    آخه یه بنده ی خدایی میگفت: نمیدونم این بازیکنهای برزیل که از آلمان هفت یک باختن، چرا وقتی دیدن دارن سنگین میبازن، یه دعوایی چیزی راه ننداختن و زمین رو ترک نکردند تا لا اقل سه هیچ باخته باشند و نه هفت یک؟!.
    من میگم آقا خاک تو سر داعش که وقتی اداره ی آگاهی یه کشوری افتاده دست یه به تعبیر خودش کاسه لیس و گدا یا یه ارازل اوباش در فضای مجازی که سابقه ی فحاشیش در سایت گوش کن به اون خانم محترم و کیوان شریعتی و این سایت و سایت پر پرواز و الفاظ رکیکی که همه میدونیم از ایشون، چطور نمیتونن یه عملیات انتحاری ساده رو تو این کشور انجام بدند و تیمهای تروریستی شون دونه دونه به دام میفتند!/خخخ.
    آقایون سعد الله خانی و رحیمی!، بالای قبری فاتحه بخونین که مرده توش باشه!/خخخ.
    جالبه همین علی سعد الله خانی که سن بابا بزرگ منو داره، تیپ دفاع از ناموس دیگران رو برداشته و نوشته که اگه سیروس اون فحاش رو از با تو نندازه بیرون، او از با تو میره!!!/خخخ.
    آقای سعد الله خانی!، بابا تو رو خدا نرو از این سایت!، تو بری کی تو اون سایت بقیه رو با افسانه سرایی بخندونه؟!.
    در ضمن، تو و مثل تو اگه حرمت ناموس میدونستند، با محمد رحیمی ای که تو سایت کشور عشق و شب روشن به خانواده ی من بی حرمتی کرد و تو گوش کن و پر پرواز اون داستانهای ناموسی رو درست کرد برخورد میکردی که حالا شده داداش کوچیکت!، نه اینکه بیای به دیپلوماتیک صحبت کردن و ژست ضد فحش گرفتن!.
    آقا تو جیب ما رو نزن، حمایت از خانواده مون پیشکش!.

  32. علی اصغر حسنپور می‌گوید:

    درود. لطفا اسم من رو از برچسپ های این پست بردار. خوشم نمیاد وقتی کسی اسمم رو توی گوگل سرچ میکنه این سایت بیاد……..

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      دیدی خدا باهاتون چه کار کرد؟.
      مدیر سایت تون فحاش از آب در اومد؛ آره اینه امام حسین ما که وقتی کاری رو بهش وامیگذاریم به نحو احسنت واسه مون از سر لطف و عطوفت انجامش میده.
      گفتین میاین به زن مردم فحش میدین و میرین و کسی هم نمیفهمه هان؟!.
      خب حالا کو سایتی که اون همه واسش زحمت کشیدین؟!.
      کو مطالبی که خودت یه دور کامل لینکهاشو درست کردی؟!.
      متأسفم واقعاً واست حسنپور.
      تجربه ی بدی بود سایت با تویی که با اون همه دک و پز و ادعای خدمت به نابیناها اومد سر کار اما به خاطر مسائل اخیر، مدیرش سیروس شکاری که ادعای هکر بودن و خیلی جرم و جنایتای دیگش میشد، شبونه جمش کرد.
      راستی، اگه حالا بنویسی
      http://baatoe.ir
      چی دست تو تو اینترنت جز یه اکانت که حالا دیگه وجود خارجی نداره میگیره؟.
      حیف که از من نمیشنوی بچه و الا نصیحتت میکردم از اینکه مدام تو اسکایپ و سایتهای مختلف فحاشی و بد دهنی نکنی.
      تو پونزده شونزده سال بیشتر نداری ولی قد یه آدم ۱۵۰ ۱۶۰ ساله وقیه و بیشرم و بد دهنی و من برای این خصوصیت اخلاقیت متأسفم و اینکه باید در جوابت بنویسم، ما هم دوست نداریم دیگه حتی با جستجو کردن اسمی که برای مثل تو نه تنها که زیاده، بلکه اصلاً لایقش نیستی به این سایت بیای.
      پس لطفاً لا اقل تو فضای مجازی با کسایی دهن به دهن شو که مثل خودت فحاش و دریده صفتند/دیدار به قیامت…

  33. علی اصغر حسنپور می‌گوید:

    ببین من با تو کاری ندارم. توهین نکن چون بخوای همین طوری واسه من حرف مفت بزنی منم جوابتو میدم. تو مدرکو دلیل بیار که من به تو و خوانوادت فحاشی کردم

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      من درک میکنم که شاید بحث کردن با مثل تویی برای مثل منی که هم دوازده سال از تو بزرگترم و هم اینکه حتی داغترین دشمنهای من نمیتونن یه مورد فحاشی برای من ردیف کنن و مثل تو که هم تو اسکایپ و هم کلاً تو فضای مجازی میشناسنت، کسر شأن محسوب میشه ولی راستش از اونجایی که دروغگو دشمن خداست، یکی از آرزوهای من این بود که یکی بیاد به این پست بعد از چند ماه، یه کامنت بنویسه تا من در ضمن جواب به او، مخاطبین محترمی رو که بعدها این مطلب رو میخونن در جریان عاقبت این ماجرا قرار بدم:
      پس بخون و لذت ببر.
      ۱٫ آیا همین تو نبودی که قبل از فحاشی معروف در سایت به ورطه ی انحلال کشیده شده و با بی آبرویی مطلق جمع شده ی با تو که از ترس تون جمعش کردین، برای خواهر ما توهین نوشت و نوشت که سعی نکنید ما رو فریب بدید و ما میدونیم که اون کسی که داره با اسم مستعار در سایت با تو و در زمان مدیریت ده روزه ی سید جواد بر اون سایت مطلب برای بانوان مینویسه، خانم حسنیه؟.
      پس خجالت بکش لطفاً و الکی نگو من توهین و فحاشی نکردم.
      البته خوبه توضیح بدم که استفاده ی ایشون از اسم مستعار، صرفاً اقدامی بود تا افراد فحاش و بد دهن در این فضا که غالب اونها در سایت شما عضویت داشتند، برای ایشون ایجاد مزاحمت نکنند، که متأسفانه یکی از این افراد، یعنی کسی که اون فحاشیها رو انجام داده بود و در سایت شما هم به مدیریت رسید، سابقه ی مدیریت در سایت ما رو هم داشت و از اینجا اخراج شده بود و طبعاً همو هم هویت واقعی خانم حسنی رو افشا و خطاب به ایشون اون فحاشیها رو انجام داد که پرونده ی ایشون در دست رسیدگیه.

      ۲٫ آیا با شکایت ما به پلیس فتا و پیگیریهای قضایی معلوم نشد که فحاش سایت با تو، یکی از مدیران خودتون یعنی جناب مهدی عزیز زاده ای بود که در سایت دنیای سپید هم مطلبش منتشر شد و افرادی که در جریان نیستند میتونن با نوشتن عبارت فحاش سایت با تو در گوگل اون مطلب رو که تا الآن بیش از هفت هزار بازدید و صد و دو کامنت داره رو ببینند؟.
      راستی، مگه شما نمیخواستید سایت با تو رو از دست سید جواد در بیارید؟.
      خب، آیا حالا سایت شما موند یا سایت دنیای سپید سید جواد؟.
      پس میبینی اون کسی که حرف مفت میزنه، تویی و اون سیروس شکاری ای که تو رو تحریک کرده تا به اینجا بیای و بلوا درست کنی در حالی که خدا رو شکر در این فضا برای همیشه مفتضح و ضایع شدین؟.
      به هر روی، امیدوارم این آخرین کامنتت باشه چرا که کامنتهای دیگه تو منتشر نخواهم کرد و همین رو هم صرفاً برای اطلاع رسانی به آیندگان در رابطه با داستانی که خودتون درست کردید انتشار و پاسخ دادم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید