عبرت آموز/داستان گرگی که با گوسفندان علف خورد

شبی از شبای خدا

گرگ و روباه یه نقشه کشیدن:
چند روز بعد گرگ اومد وسط گوسفندا شروع کرد به بع بع کردن.
گوسفندا اولش تعجب کردن!
به خودشون گفتند این چشه؟!
گرگا که بع بع نمیکنن!.!
گرگه شروع کرد به علف خوردن.
اونقدر علف خورد که سیر شد. 
گوسفندا پرسیدن چی شده؟
چرا به ما حمله نمیکنی؟

گرگ رفت روی یه سنگ نسبتا بلند. داد زد:
من توبه کردم.!! من توبه کردم!!

گوسفندا تعجب کردن.

گفتن چطور ممکنه؟!. ؟
بعضی هم گفتن راست میگه.
شور کردن.
بعضی گفتن حقهست و کلک گرگ اما بقیه قبول نکردن.
گفتن ما دیدیم که گرگ علف میخوره؛ گفتن باید علف ها رو تقسیم کنیم.
فردا توله گرگ ها صاحب علف های ما میشن
خلاصه گفتن اگه بخواد از مراتع ما استفاده کنه نمیشه باید مذاکره کنیم.

رفتن پیش گرگ
گفتن برای مذاکره اومدیم نمیشه تو از علف های ما بخوری
گرگ قبول کرد. اما شرط گذاشت.  که روباه به عنوان فرد بی طرف داور و قاضی باشه.
اون بخش از گوسفندا هم که قبول کرده بودن حاضر شدن و پای میز نشستن.
اول گرگ گفت تمام مراتع مال من.  روباه تایید کرد و گفت چون قبلا شکار گاه گرگ  بوده.
گوسفندها قبول نکردن. گرگ گفت یا زمین ها مال من باشه یا دوباره گوشت خوار میشم.!
گوسفند ا شور کردن. 
بین خودشون گفتند.  اینطوری نمیشه. اگر گرگ گوشت خوار بشه ما کشته میشیم.  شرایط گرگ سخته.
بیاید با سیاست  بریم پیش گرگ بگیم شرایط آسون تری بذاره.
رفتن پیش گرگ.
گرگ گفت. قبول. شما علف بخورید . اما با اجازه من و از اونجا که من میگم. و هر وقت که من  میگم علف بخورید.  بیاید پیش من.  از من اجازه بگیرید.
قبول کردن. 
از فردا اجازه می‌گرفتن؛ گرگ به بعضی اجازه میداد. به بعضی نه؛ که از بخشی از مراتع که علف های خوبی نداشت استفاده کنن. 
چند وقتی گذشت…
گوسفندها ضعیف شده بودن… نرها هم رقبتی نداشتن. دیگه نمیتونستن از بره ها  دفاع کنن.
تا اینکه یه شب گرگ شبانه حمله کرد و گوسفندی رو برد. 
این قضیه شبای بعد ادامه پیدا کرد!!

گرگ شبانه حمله میکرد و گوسفندی رو میبرد و می خورد.
هیچ کس نمیتونست. کاری بکنه.

گرگ قوی شده بود و گوسفندها ضعیف.

این وسط روباه هم عرض اندام میکرد.با گرگ سهیم شده بود هیچ گوسفندی حق اعتراض نداشت. و فقط انتخاب میکردن که امشب چه کسی کشته بشه.

همه ی گوسفندها کشته شدن، فقط به خاطر یک بار علف خوردن گرگ!!!

دلواپسم برای باخته هایمان
برای تحریم های جدید.
برای حرف های انسانی دشمن!!
برای خودمان. 
جهان دنیای من است. اما به دنیا اعتمادی نیست!!

ما، تنها و تنها، با خدا ماییم.

❇  اَللهم عجل لولیک الفرج  ❇

منبع/ http://hootdalgan.ir/post/181

با کمی ویرایش و اصلاح…

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در ادبيات, انقلاب اسلامي, حرف دل, سرگرمي, سياسي, فرهنگي, كودك و نوجوان, متفرقه, مذهبي, نقد ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
68 بازدید

2 پاسخ به عبرت آموز/داستان گرگی که با گوسفندان علف خورد

  1. مهدی عزیززاده می‌گوید:

    سلام خخخخ من قصد کامنت داشتم نداشتم فقط اومدم که بهت هشدار بدم که:
    .
    .
    .
    .من همچنان گزینه ی نظامی رو فعال نگه میدارم.
    حواست باشه گزینه ی نظامی همچنان روی میزه تازه تقویتم میشه.
    حال خود دانی.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      نه، نه، نه، غلط کردم/هرچی تو بگی.
      میخوای مث همین گوسفندا باهات توافق نامه امضا کنم؟/خواهش میکنم منو نکش/نه، نه، نه….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید