حذف چنتا پست دیگه از سایت گوشکن/پاسخی به حرمتشکنیها و اتهام پراکنیها

سلام به همه ی دوستان عزیز و بزرگوار.
غرض از این مطلب، اطلاع رسانی در مورد فضا سازیهای اخیره و امیدوارم که همه ی مطالعه کننده های عزیز، خودشون و با عقل سلیمشون بعد از خوندن مطلب قضاوت کنن انشا الله.
به شما تضمین میدم که مطالعه ی این مطلب، البته تا آخر وقت تلف کردن نیست و حرفهای بسیار شنیدنی و اطلاعات مفیدی رو به یاری خدا از نیت ما و پشت پرده ی مسائل به شما خواهد داد.
به نظرم میرسه که لازم باشه این مقدمه رو عرض کنم که یکی از راه های فهموندن حقیقت به همگان داشتن رسانه باشه.
رسانه ای که پیام رو اونجور که باید و شاید منتقل کنه.
تازه، وقتی شما رسانه هم دستت باشه، میتونی حرفت رو بزنی ولی مخاطب شما تو فهمیدن واقعیت مختاره.
مختاره که خودش تشخیص بده که چی درسته و چی غلطه و حتی اینکه شما منظورت از این حرف و اطلاع رسانیت چیه.
لابد اطلاع دارید که دیروز، یعنی روز قبل از انتشار این نوشته، به دستور کمیته ی محترم فیلترینگ، پستهای مربوط به خانم دکتر سارا ناصر زاده یا چیزی شبیه این اسم از سایت پر طرفدار و محبوب گوش کن حذف شد.
راستش، این پست رو برای توضیح این موضوع و اینکه سعی کنم بدون واسطه با شما مخاطبای گرامی حرفامونو بزنیم تهیه کردم و البته در خلال بحث یه پاسخهایی هم به دوستانی که تو حاشیه ی بحث حرمتها رو شکستن و ادب رو اونجوری که شایسته بود رعایت نکردن خواهم نوشت.
ببینین برادرا و خواهرای محترمم، دقیقاً بحث از اونجایی شروع شد که جناب آقای مجتبی خادمی عزیز، مدیر محترم سایت گوش کن، تو شب قدر پستی رو تهیه فرمودن که خاطره ی ایشون بود از زمان ده سالگیشون که البته توی اون پست، توهینهایی هم از قبیل زامبی به ساحت عزادارای علی (ع) شده بود و بنده ی حقیر و دوستانی از ایشون خیلی مؤدبانه و بدون توهین و با زبونی دوستانه از ایشون تقاضا و حتی در جاهایی التماس کردیم که با توجه به اینکه دقیقاً شب شهادت امام اولمون این پست خنده دار و البته توهین آمیز تهیه شده بود، لطف کنن و موضوع رو جمع کنن و لا اقل از سر بزرگواری کلمه ی زامبی که به معنی مرده ی متحرکه رو از پست حذف بفرمایند ولی متأسفانه، جناب آقای موحدزاده، اومدن و اصل اعتقاد ما رو به قداست شب قدر زیر سؤال بردن و ائمه ی ما رو تلویهاً دروغگو معرفی کردن!.
لطفاً توجه بفرمایید:

«عمو حسین میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 14:37
سلام مایل نبودم به حاشیه دار شدن احتمالی پست دامن بزنم. ولی در جواب جناب حسنی که گفتند در روایات داریم که پیامبران و امامان با صدای بلند گریه میکردند باید
عرض کنم که احتمالا این گونه روایات هم از نوع بی اعتباریها هستند و به اصطلاح خود محدثین ضعیف میباشند و به احتمال بسیار قویتر این هم یک شگرد سیاسی است جهت
تحریک احساسات مردم به قصد و نیتی خاص. از نظر پیامبران و ائمه مرگ برداشتن پرده ای بین خدا و انسان است. مرگ یعنی به دیدار خدا رفتن و رسیدن به لقای اوست.
پس دون شأن آن بزرگواران میباشد که همچون آدمهای ناآگاه و احساساتی در غم از دست دادن عزیزی از خود بیخود شوند یقه بدرند. ضجه کنند.
دوست من اینها همه ابعاد سیاسی دارند بمنظور جلب هرچه بیشتر مردم با سلاح تحریک احساسات و عواطف مردم ساده دل.
همین شب قدر را ببینید که شیعه کاملا به آن جنبه ی سیاسی داده با وجود اینکه در قرآن زمانی برای شب قدر تعیین نشده, ولی شیعیان سه شب را که مربوط به حضرت علی
میدانند بعنوان شب قدر در نظر گرفته اند, یکی شب هفدهم یعنی شب ضربت خوردن حضرت علی یعنی داشتن بار سیاسی. دوم شب بیست و یکم یعنی شب شهادت و فوت حضرت علی یعنی
باز داشتن بار سیاسی. و سر انجام شب بیست سوم یعنی دو روز بعد از شهادت حضرت علی که باز هم داشتن بار سیاسی.»

حالا من به این کاری ندارم که واکنش بچه ها، از جمله آقای بهنام نصیری به ایشون و این پاسخ که این مناسبت مذهبی هرگز به دور از تطابق با قرآن نیست و از اونجایی که ما تو سوره ی مبارکه ی آل عمران میخونیم ماه رمضان ماهیست که خدا در آن قرآن را نازل کرد و در سوره ی مبارکه ی قدر هم میخونیم که بدون شک ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم و نتیجه ی این دو آیه میشه اینکه شب قدر که خدا در اون قرآن رو نازل کرده تو ماه رمضون بوده و همین حجیت قوی امثال آقای نصیری باعث شد که نهایتاً آقای موحدزاده بنویسند که:

«ای خدای پاک و بی انباز و یار,
دست گیر و جرم ما را درگذار.
ای خدای بزرگ می گویند که امشب شب قدر است و مقدرات یک سال مردم را تعیین میکنی. ای عزیز, بسیاری بر این نظرند که من راه خطا و گمراهی را در پیش گرفته ام, حال
نمیدانم که تو در سال گذشته و در سالهای پیش از آن برایم مقدر کرده ای که من گمراه باشم یا نه؟ اگر تو چنین کرده ای که وای بر تو و وای بر عدالتت! و اگر که
من خود این راه خطا را پیشه ی خود کرده ام که وای بر من!
ولی ای خدای مهربان چه تو مقدر کرده ای و چه من خود آن را برگزیده باشم, فقط این را می دانم که من نمیتوانم هم رنگ جماعت شوم تا رسوا نگردم, من نمیتوانم که
بخاطر اینکه پدر و مادرم و جامعه ام طور دیگری می اندیشند, من هم همان گونه باشم, من نمیتوانم کورکورانه تو و مقدساتت را بپرستم, من نمیتوانم همان اعتقادی که
بسیاری از این مردم دارند را داشته باشم. و این را هم می دانم که تقصیر خودم نیست, تو خودت نیرو و قوه ی اندیشه و تفکر را در وجود من قرار داده ای, حال چگونه
میتوانم خود را با زور و تلقین و یا هر شکل دیگری, با جماعت هم رنگ و هم نوا کنم؟
پس ای خدای بزرگ و مهربان بار دیگر, و اگر دفعات پیش و بطور خصوصی از تو خواسته ام, این بار در حضور تعدادی از بندگانت که خوش قلب و پاک طینت و مؤمن به تو هستند,
و اگر واقعا این سخنان مرا میشنوی و از قلب و نیتم خبر داری, از تو میخواهم که چنان چه فکرم و نیتم خطاست و تو آن را نمیپسندی و برنمیتابی, بیش از این به من
مهلت ماندن و بودن ندهی.
از تو میخواهم که در چنین شبی که می گویند بسیار مهم است و برابر با هزار ماه است, به این بنده ضعیف و ذلیل خود محبت کرده آمرزش و مغفرتت را نصیبم گردانی, تقدیر
مرا حضور در پیشگاه خود قرار دهی/ تا هم من از راه کج و خطا باز مانم و دیگر فرصتی برای ادامه ی آن نداشته باشم, و هم این بندگان خوب و پاک سرشتت ایمانشان صد
برابر گردد.
ای بزرگ اگر همه ی امور در دست توست و این تویی که تعیین میکنی که چه کسی هدایت شود و چه کسی گمراه, پس ای بزرگ بی همتا, این را بر من مخواه.
حتی از تو می خواهم و به بزرگانی که گفته میشود, واسطه اند بین تو و بندگانت, قسم ات میدهم که بر من رحم آوری و همین امشب, آری همین امشبی که شب قدرش نامیده
اند, مرا مورد رحمت و مغفرتت قرار دهی و مرا به جوار قربت ببری.
راستی چه زیباست به ملاقاتت آمدن, چه زیباست که تو بر من رحم آوری فرصت خطا و اشتباه بیشتر ندهی.
ای کریم, ای رحیم, ای ستار, ای سریع الرضا.
پس التماس میکنم که نخواهی که اگر فکرم و عقیده ام خطا و گمراهیست, بر آن دوام یابم.
آمین یا رب العالمین»

متأسفانه میبینین که فضای مجازی ما نابیناها، چقد به اسم خود ما توسط بعضیها به آلودگی و انحراف کشیده شده که خیلی راحت به مقدساتمون توهین میشه و مثل یه کارشناس ادعا میکنن که تو قرآن فلان مطلب اومده یا نیومده؟!.
واقعاً چرا آقای خادمی که دیدگاه آقا مسعود رو که شیعه بودن و مسلمون بودن رو معادل عرب پرستی میدونست، از سر مسؤولیت پذیری حذف کرد ولی پاسخهای ما رو حذف نکرد که بهشون نوشتیم:اولاً اسلام عرب رو از غیر عرب برتر نمیدونه و ثانیاً این اتهام هیچ جوره به ما نمیچسبه چرا که ما هشت سال عزیزامونو تو جنگ تحمیلی عراق دادیم که عرب نباشیم و اصلاً با اعراب جنگیدیم!.
واقعاً به نظر شما اگه ایشون مساعدت میکردن و به قانونی که خودشون امضا کردن موقع خریدن آدرس سایت گوشکن احترام میذاشتن و اون قانون این بود که شما باید به قوانین جمهوری اسلامی ایران احترام بذارین آیا این اتفاقهای تلخ هیچوقت می افتاد؟!.
شما الآن روی این موضوع خواهش میکنم فکر کنین که مگه ما چی میخواستیم که اینقدر ایشون لجاجت کردند؟!.
مگه نه اینکه هرکی زیر هر چیزی رو امضا میکنه و میگه که پذیرفته، باید خوب یا بد به اون تمکین کنه و این نه اینکه لزوماً نشونه ی درستی اون قوانینه که بیشتر صداقت فرد تمکین کننده رو میپذیره؟!.
آخه این همه اتهام پراکنی و تهمت چرا؟!.
لطفاً این دیدگاه آقای شهروز حسینی رو تو پست اطلاع رسانی برای مدیریت سایت گوش کن رو ببینین:

«شهروز حسینی میگوید:
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ در t 01:09
خخخ.
جالبه.
چه مملکت بیکاری داریم.
به خاطر یه کامنت دادگاه توش تشکیل میشه.
کسی که به خاطر ناقص شدنش به قول خودش توی جنگ سر عالم و آدم منت میذاره و از خدا هم طلبکاره بیشتر از این ازش توقع نمیره.
من کلی دوست جانباز دارم.
به تکتکشون هم افتخار میکنم.
حاج حسن احمدی.
غلامرضا عربگری.
حاج محمدرضا مظلومی.
ولی هیچ کدوم از جنس شما نیستن آقای محترم.
شما به خاطر شرایطت از همه طلبکاری.
میخوام ببینم اگر جانباز نبودی تره هم برات خورد میکردن که رجز بخونی؟
اصلً ما مگه از کسی اسم آوردیم که شما دخالت کردی؟
خیلی دلم میخواد روز دادگاه مجتبی اونجا باشم از قاضیش بپرسم به نظر شما حاجآقا کسی که بدون هیچ ادعا و چشمداشتی هرچی داره برای مردم میذاره و یکی هم هست به
اسم خدا و پیغمبر و اهل بیت داره از قدرت نظام به نفع منافع کثیفش سوء استفاده میکنه. به نظر شما کدوم یکی میرن بهشت؟
میخوام بدونم اینجا فقط روزی ۱۷ بار دولا راست شدن و توی بوق و کرنا کردن که آی ایوه اناس من ۳۰ سال پیش به خاطر مملکتم ناقص شدم پس به هیچ کس ربطی نداره الآن
چه آدمیم و چی کار میکنم حَقِ یا این که خالصانه به همنوعت کمک کنی تا یاد بگیره و پیشرفت کنه؟
اشتباه گرفتی داداش.
عراق اونطرفیه.
رگبارو گرفتی سمت خودمون رزمنده».

جناب آقای حسینی!، شما بفرمایید اولاً مسأله ی آقای خادمی و سایتشون به خاطر یه دیدگاه و دو دیدگاهه؟! یا حرف از طرح خیلی از مسائل دیگست؟!.
اینکه کسی بیاد تو شبی که شب شهادت امام اول همه ی ماست، در حالی که ادعا میکنه با سیاست و مذهب کاری نداره بنویسه که بله، اونا از ساعت فلان تا فلان دعایی رو خوندن که بهش ابوهمزه ی سمالی میگفتن و از لهنشون تحقیر کردن دعا میباره چرا که میتونستن بنویسن که دعای ابوهمزه میخوندن و نه اینکه دعایی که بهش میگفتن ابوهمزه و اینکه گریه کنها مثل زامبی بودن و اصلاً طرح یه چنین خاطره ای کنه که به باور اکثریت بچه ها اهانت بشه؟!.
بعد از اون، مگه دادگاه جای بدیه؟!.
خب به نظر شما اگه کسی احساس کنه به ائمه ی عزیزتر از جون و مال و ناموسش توهین شده باید بره بقالی شکایت کنه؟! وقتی میبینه کسی به اعتراضش احترام نمیذاره؟!.
آیا طبق قانون، کسی که سایت میزنه نسبت به هر اونچه که تو سایت نوشته میشه مسؤول نیست؟!.
اینکه آقای موحدزاده به ائمه ی ما اهانت میکنن و اونا رو سیاسی کار میخونن ضمن جرم بودن و جای طرح در دادگاه داشتن، مسؤولیت برای صاحب سایت ایجاد نمیکنه؟!.
آیا واقعاً شما محاکمه یا توضیح خواستن از کسی که سایتش خواسته یا ناخواسته پاتوغ توهین به ارزشهایی شده که براش همه ی مملکت زحمت کشیدن و بهترین عزیزاشون رو تقدیم کردن عین بیکاریه؟!.
شاید هم معتقدین که باید دادستان محترم، از اونجایی که همه چیز قابل دست رسش هست، باید همونجا حکم به مجازاتهای اسلامی برای متهمین موضوع میداده و نیازی به دفاعیات متهمین نیست که در چنین صورتی باید به اطلاعتون برسونم که اینکه به یه متهم اجازه داده بشه از خودش دفاع کنه، نشونه ی بزرگواری اونهاست و نه بیکاری!.
همونجوری که برای شما ظاهراً اجرای قانون تابو و خط قرمز به حساب میاد، برای اکثریت این مملکت هم توهینهای زنجیره وار و همه جانبه به مقدسات تابو به حساب میاد و وقتی صاحب سایت احترام به این مقدسات رو پذیرفته به نظرم این درست نیست که ما خودمون رو در مقام تبرئه ی اون شخص که با امضاش پذیرش اون قانون رو تصدیق کرده بر بیایم.
فرمودین کسی که به خاطر ناقص شدنش تو جنگ به قول خودش سر بقیه منت میذاره توقعی بیشتر از این ازش نمیره!.
این بی ادبی شما به ایشون به عنوان یه جانباز که به خاطر حفظ این مملکت به این روز افتاده، با چه منطقی اتفاق میفته؟!.
میشه بفرمایین به عنوان دوست دار کرامت نابینایان، ناقص خوندن یه نابینا چه معنی ای داره؟!.
اگر جانباز این مملکت ناقص خونده میشه، اگه کسی که به خاطر این مملکت جانباز شده ناقص تلقی میشه، پس باید به خودمون که به صورت مادرزاد و یا عللی دیگه نابینا شدیم چی گفت؟!.
وقتی ایثار گر ناقص لقب داده میشه، آیا فردی که به خاطر یه نارسایی نابینا میشه رو باید احترام کرد؟!.
ای کسانی که این مطلب رو میخونین، شما رو به حضرت عباس قسم، به جون مادرامون قسم، این درسته که یه جانباز دفاع مقدس رو به خاطر اینکه به قانون رجوع کرده تا حقش رو بگیره با کلماتی مثل ناقص برونیم؟!.
واقعاً ما میخوایم چی رو درست کنیم که حاضریم حرمتها رو بشکنیم؟!.
حرمت یه جانباز قراره فدای چه چیزی بشه؟!.
شما اصلاً میدونین این آقای غفور نادری کیه و حرف حسابش چیه؟!.
واقعاً خدا رو در نظر میگیرین و قضاوت میکنین؟!.
ای خونه ی آرزوهاتون خراب که قصرهای پوشالیتون رو روی حرمت جانبازای دفاع مقدس میسازین و بهشون با زشت ترین و بی ادبانه ترین اشکال مختلف توهین میکنین!.
به خدا قسم من به غفور آقا که حرمتشون سر چشم ماست به کرات تذکر داده بودم که تو سایت هتاک گوش کن دیدگاه ننویس که اینا حرمت نگه نمیدارن!.
شما که به ایشون با پرخاش میگین که ایشون اومده تا سر دیگران منت بذاره!، آیا این خواسته ی به حق ایشون که نباید به دین بی احترامی بشه، پیگیری مشروع خواسته های سیصد هزار شهید دفاع مقدس نیست؟!.
آیا شما که به ایشون تشر میزنین که عراق اونوریه و شما روی خودیها اصلحه گرفتین!، نزدیک به سی سال بعد از جنگ هشت ساله هنوز نمیدونین که جنگ هشت ساله جنگ بین ایران و عراق نبود که جنگ بین ایمان و کفر بود؟!.
البته تعجب هم نداره که اگه بدونین هم باید خودتون رو به ندونستن بزنین چون اون وقت شما دست خودتون رو برای همه رو میکنین که اولاً کسی که از هتاک به اهل بیت (ع) دفاع میکنه و دوماً جانباز دفاع مقدس رو ناقص لقب میده اصلاً خودی نیست و ملیت و زبونش هم اهمیتی نداره که تو زمان جنگ، منافقینی که گاهی از بستگان و بچه محله های رزمنده ها بودن هم به صدام کثیف و جهنمی امداد میرسوندن!.
ولی واقعاً علت این همه بدگویی مستقیم به ایشون چه چیزی جز قضاوت سطحی و اشتباه شماست؟!.
اولاً دست اون کسی که از سایت گوش کن شکایت کرده درد نکنه اما آیا شما مطمئنین که آقای نادری این کار رو کردن؟!.
ببینین داداشم، وقتی این اتفاقات تأسف بار تو سایت شما افتاد، خیلیا باهاتون دشمن شدن ولی به روی مبارکتون نیاوردن!.
شما من رو نبینین که اعلام موضع کردم.
تا حالا سایت مجازی نابینایان رو دیدین و پست پر بازدیدترینشون رو که خبر از راه افتادن سایت میده رو خوندین؟!.
خب اونا هم از شما ناراحت شدن چون به مولاشون توهین شد!.
مگه قبل از اینکه ما اطلاع رسانی کنیم شما آقا غفور رو میشناختین و در جریان کارشون بودین؟!.
باور کنین من میشناسم کسایی رو که پنهانی دارن موضوع شما رو دنبال میکنن و تو مجامع حقوقی برای سایت گوش کن طرح دعوا میکنن ولی نه با ما همکاری دارن و نه حامی ما هستن که پنهانی فعالیت میکنن و نیازی به افشا شدن نمیدونن و هرچی منم ازشون میخوام که بیان تظاهرات کنن میگن نیازی نیست وقتی قانون هست و یخه شونو میگیره ما خودمون رو علنی کنیم و خدا شاهده من لب و دهنشونو با وجود عدم همکاری با ما ولی به خاطر نیت خیرشون میبوسم ولی میخوام بگم این رسمش نیست که ما بیهدف شلیک کنیم!.
این بنده ی خدا چی گفت که شما اینجوری فحش میدین؟!.
تازه این بنده ی خدا به من میگفت تو نباید تو سایتت در موردشون تند میرفتی!.
میگفت/ نه ایشون و نه کمیته ی فیلترینگ به دنبال تعطیلی سایتتون نیست چرا که درک میکنن که این سایت، یکی از مفید ترین سایتهای تخصصی نابینایانه!.
میگفت که تا دیروز صبح اصلاً خبر از موضوع دادستانی شدن مجتبی خادمی نداشته و ایشون که دیگه به من دروغ نمیگه!.
بله!، ایشون گفتن پستهای آموزش سکس و نکاح حذف بشن چه مال خانم دکتر سارا و چه مال محمدرضا چشمه چون طرح چنین چیزی با وجود مفید و ضروری بودنش برای افراد متهل، برای اکثریت مجرد نیاز نیست و تازه به همون اندازه که برای متهلها مفیده برای مجردها مضره چون باعث انحرافات اخلاقیشون میشه و صرف نوشتن افراد زیر هیجده سال نخونن هم دردی رو دوا نمیکنه!.
البته من بهشون تذکر دادم که بخوان پست مربوط به العیاذ ب الله «من به خدا تو شلوارم نشاشیدم» رو هم حذف کنن و من پیگیر میشم تا اتفاق بیفته چون نویسنده میتونست اولاً خیلی مؤدبانه تر بنویسه و ثانیاً به جون خودش یا عزیزانش قسم بخوره و نه اسم جلاله ی خداوند که اصلاً مجازات داره!.
من موندم گرهی که با دست باز میشه چرا باید با دندون باز کرد؟!.
بابا جون!، برای چهارتا نرم افزار که میدین دست مردم، باید اینجوری بیرحمانه یه روز گریه کن امام رو زامبی بخونین و فرداش بگین امام اصلاً دروغ گو و سیاست پیشه بود و دنبال خریدن احساس مردم ساده دل و بعدش هم جانباز دفاع مقدس رو ناقص بخونین؟!.
حالا من به جهنم!، آخه چرا پست اتحاد و حمایت از گوشکن رو حتی بعد از اینکه بنده های خدا بچه های شب روشنی نوشتن که دیگه باهاتون مسأله ندارن ویرایشش نکردین و اگه هم کردین فقط از نظر نویساتون تشکر کردین و نه توهینهایی که تو زمان جنگ و دعوا با اونا نوشته بودین رو؟!.
دوستان همین الآنش هم میتونن برن ببینن که اینا با دوستاشون هم دشمنن!.
آقای حسینی!، این دیدگاه مال شما نیست که تو پست اتحادتون بر علیه مثلاً من خطاب به آقا مصطفی نوشتین؟!.

«شهروز حسینی میگوید:
یکشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۳ در t 00:28
سلام.
مصطفی جان.
احتمالً دارید با الفاظ بازی میکنید
اینجا جای آقای درفشیان و استدلالهاش خالیه خخخ.
این که یه نفر بگه به خاطر اتفاقات افتاده متأسفم یا این که معذرت میخوام چه فرقی میکنه؟
مهم اینه که نیتش مثبت بوده. مهم اینه که از شرایط پیش اومده راضی نیست. مهم اینه که براش مهمه که ازش ناراحت نباشن.
گفتید بعضیها گفتن با اصرار و تلفن و اسکایپ که شما بیایید کامنت بذارید.
این حرفی بود که مجتبی در کامنتش زد. دیگه منظورم مجتبی نیست که یه کم کملطفی نسبت به فهم و شعور ماست.
دوست عزیز. خیلیها برای رقم زدن این اتفاق تلاش کردن. خود من با مجتبی کلی حرف زدم. خود شب روشنیها با هم کلی مشورت کردن تا اون پست رو بزنن. خود آقای ذوالفقاری
بعد از صحبت با مجتبی واکنش نشون داد و اقدام کرد.
فکر نکنم مسأله ی خاصی باشه که شما بزرگش میکنی.
اگه قرار به باریک بینی و مته به خشخاش گذاشتن باشه، بیانیه ای هم که در سایت شب روشن منتشر شده، ابهامات و اشکالاتی داره.
دوستان در شب روشن نوشتن ما پست آقای حسنی را بعضا تایید و بعضا رد میکنیم.
خب اگه یک چیزی محکوم و اشتباهه دیگه یه بام و دو هوا نداره که. غلط، غلطه.
اما ما از اون جایی که نیتمون اتحاد بچه هاست، خیلی نمیخوایم مثل شما با الفاظ بازی کنیم.
به هر حال حتی اگر حق با شما هم باشه مجتبی از بعضیها که از دیروز خودشون رو ناپدید کردن و اثری ازشون نیست و این همه توهین و اتهام به همه زدن و راحت دارن
راست راست میگردن و عین خیالشون هم نیست جلوتره.
حتی اگر بحث سن و سال رو هم در نظر بگیرید شاید خیلی مناسب نباشه که مجتبی مثلاً بیاد از بچه های شب روشن به وضوح معذرتخواهی کنه. چون حد اقل از اونها شش سال
تا ۹ سال بزرگتره و این رو خود بچه های شب روشن درک کردن.
در ضمن مجتبا برای اهالی و اون سایت مزاحمت یا حاشیه ای رو به وجود نیاورده بود که شما از اون انتظار عذرخواهی مستقیم دارین.
اتفاقات گذشته رو اگه مرور کنید، متوجه میشین چه کسانی فوج فوج به این محله اومدن و حاشیه سازی کردن.
به هر حال فکر میکنم فضای این پست دیگه اونطوری نیست که بخوایم توش از این صحبتها کنیم. امیدوارم حساسیت شرایط کنونی رو درک کنید. این اتحاد مثل استخوان شکسته
ای میمونه که تازه جوش خورده. تا یه مدت باید مراقب باشیم تا قوت بگیره. باید صبر کنیم تا دوره ی فیزیوتراپی تموم بشه. لطفً رعایت کنید.
شاید این آخرین تذکر دوستانه ی من به شما باشه. امیدوارم همکاری کنید.
موفق باشید.»

آیا این جواب اعتماد دوستان شب روشنی و احترامشون به شما بود؟!.
آیا کسی که به مقدسات همه توهین کرده بود، برای عذر خواهی به سایت شب روشن اومد تا حلالیت طلبی اونا رو جواب بده؟! یا از موضع غرور برخورد کرد؟!.
من موندم کی قراره اکثریت با شما حسابهاشون رو تثویه کنن و راهشون رو جدا کنن؟!.
اصلاً این بازیهای نمیدونم مدیریتی و ثبت نام کاربر چیه دیگه که به نام ما راه انداختین؟!.
اینو که دیگه همه میدونن که منظورتون از آدمای خشک مغز و دیوونه و انسان نما ما هستیم دیگه!.
اینم شواهدش:

«محمد هاشمی میگوید:
یکشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۳ در t 15:50
سلام بر مجتبی و همه ی دوستان.
دوباره اومدم تا پرسش یکی از دوستانی که گفته بود به دلیل آموزش هیچ سایتی را در ایران فیلتر نمیکنند بگویم که پس چرا مدتی پیش به دلیل آموزش سایت youtube در
اینجا و یکی دو دلیل دیگه اینجا فیلتر شد؟
در حالی که اکثر سایتهایی که در ایران فعالیت میکنند و همین آموزش را در خود دارند فیلتر نمیشوند.
البته میدانم که دلیل اصلی شاید این نبوده ولی باور کن که اینها به دنبال کوچکترین بهانه میگردند تا گیر بدهند.
فقط من به نوبه ی خودم سعی میکنم تا بهانه ای به دست آنها ندهم.
موفق باشی.

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
محمد هاشمی میگوید:
یکشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۳ در t 16:01
سلام و ببخشید که دوباره اومدم.
یک نکته ی دیگر یادم اومد که خاستم به دوست عزیزم بگویم.
همان گونه که میدانی شاید فرصت نکنند که همه ی آن سایت ها را یک به یک بررسی کنند ولی افرادی در بین ماست که زحمت آنها را کم میکنند و آدرس دقیق پستها را در
اختیار آنها قرار میدهند و به همین دلیل از کاه کوه میسازند.
از این روست که شاید قبل از همه اول به خدمت ما برسند.
موفق باشی».

«عمو حسین میگوید:
یکشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۳ در t 18:06
بازم سلام. فقط میخوام به آن دوستانی که می گویند سایت مجوز بگیره و به صورت هیئت مدیره ای اداره بشه ولی همچنان مجتبی مدیر باشه, این نقض غرذ میشه. اون وقت
میشه مثل همین تشکلهایی که ظاهرا مجمع عمومی دارند هیئت مدیره دارند بازرس دارند ولی همواره یکی دو نفر تشکل را در دست دارند و تشکل را بسان دکانی کرده اند
که کسی جز خودشان کاره ای نیست. یا نباید تن به این کار داد یا اگر داد باید کامل باشد و با شرط و شروط نمیشه.
اگر بحث مجوز است و اگر مجوز گرفته شود ممکن است بهتر باشد, باز بهتر آن است که خود مجتبی به اسم خودش مجوز بگیرد و بعد افرادی را برای همکاری دعوت کند.
در ضمن به آنهایی که ظاهرا اعلام پیروزی کرده اند با حذف یکی دوتا پست, یادآور میشوم, که در این روزگار مزدوری راحتترین کار است که یک فرد میتواند انجام دهد.
متوسل شدن به دستگاه های قدرت و از وضعیت موجود سوء استفاده کردن چه پیروزی و افتخاری تلقی میشود؟ زمانی میتوانستید ادعای پیروزی کنید که نظرات و قلوب بچه ها
را با خودتان همراه میکردید که نتوانستید و همگی بدجوری مفتضحتان کردند.
پس لطفا بیشتر از این ذلت و مزدوریتان را فریاد نکشید که اصولا افتخاری در این نیست.»

پریسا
میگوید:
دوشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ در t 00:54
سلام.
رفتم مزخرفاتشون رو دیدم.
در مورد این ها مثالی هست.
خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی!
حرف در وصفشون زیاده ولی من نمیگم. ارزش اینجا بالاتره از توصیف این…
بگذریم. من زیاد بلد نیستم ئعنی خیلی دلم می خواد بدونم حالا چیکار میشه کنیم که اینجا همینطور که پیش رفت پیش بره و درضمن دردسر های این مدلی متوجه آقای خادمی
نباشه؟ من باورم نمیشه راهی نباشه. حتما۱راهی هست. حتما هست. باید باشه. اگر راهی باشه من هستم. معذرت می خوام الان تمرکزم کمی…
من خیلی خودخواهم. اینقدر که حالا بیشتر از۲روز پیش توی دلم اصرار دارم اینجا چند مدیریتی نشه. نباید این کامنت رو می ذاشتم ولی…

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
عارف صابری میگوید:
دوشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ در t 02:09
سلام پریسا خانم. میشود لطفا بگویید جریان این مزخرفاتی که به آنها اشاره کردید چی است؟ واقعیت اینکه حس ششم من هم به من گفت پشت قضیه یک چیز دیگری نهفته شده
و این را هم از همان پست قبلی آقای خادمی در مورد بیکاری نابینایان احساس کردم و احساس کردم که کسی چیزی گفته که یک چنین مطلبی نوشته است.
من توی این محله تازه وارد هستم و هنوز از درگیریها و بحثهای پشت پرده هیچ خبری ندارم.

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 2
پریسا
میگوید:
دوشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ در t 05:26
سلام دوست عزیز.
داستانش درازه. چجوری بگم که فردا دهن کثیفشون باز نشه نگن که اسم سایت ما رو بردید؟ می ترسم حرفی بزنم واسه آقای خادمی دردسر درست کنم. راستش اینه که۱سری زبون
نفهم که به هیچ صراطی مستقیم نیستن خیال فرمودن تمام دنیا ارث باباشونه و می خوان تمامش رو هر طور سلیقه آشغالشون می کشه بسازن و هر کسی برخلاف میلشون باشه
میگن یا عوض شو یا برو دیده نشو. این وسط۱عده روانپریش تیمارستانی هم از این فرصت واسه روانیبازی و ارضای عقده های نکبتشون استفاده می کنن و نتیجهش میشه اینکه
به جای اینکه اون جماعت رو ببرن تیمارستان، آقای خادمی رو می خوان دادستانی و الان اینجا شلوغ بازی راه میندازن. من تا الان اینجا اینطور بد حرف نزده بودم اگر
این کامنتم حذف بشه هیچ تعجب نمی کنم. معذرت می خوام بچه ها خیلی معذرت می خوام.

پریسا
میگوید:
دوشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ در t 20:14
سلام.
آقای حاتمی عزیز و باقی بچه ها من اومدم آدرس دیده هام یعنی خونده هام رو توی۱کامنت گفتم ولی آخر کامنتم از مسئول ویرایش نظرات خواستم اگر این آدرس دادنم واسه
مدیر دردسر ساز میشه کامنتم رو حذف کنه. و ظاهرا مصلحت به سکوتم بوده یا من به خاطر عصبانیتم بد حرف زدم. بله من هم مثل شما به نظرم همه حق دارن بدونن از کی
ها ضربه خوردیم و اگر نجنبیم باز هم ضربه می خوریم ولی جاش شاید اینجا نباشه. تا جایی که من فهمیدم و ای کاش اشتباه فهمیده باشم، مدیر گوش کن تا الان هم بیش
از حد توانش فشار داشته و متاسفانه زمانی که این فشار اعمال می شد و شاید هنوز هم بشه، ما اونجا نیستیم که تقسیمش کنیم. پس اگر مصلحت نیست اینجا حرفی زده بشه
من معذرت می خوام از همه. فقط… چجوری بگم؟ برید توی سایت های دیگه۱کمی بچرخید جواب اونجاست.

سعید درفشیان
میگوید:
دوشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ در t 21:59
درود دوباره
دوستان بحث رو خواسته یا ناخواسته منحرف نکنید.
اول این که اسم کسانی که دارن موش میدوونن کاملا مشخصه و نیازی به گفتن نیست.
دوم این که این افراد هر قدر بیشتر پا رو دمشون بذاری بدتر میکنن و از هیچ وقاحتی ابا ندارن.
پس بیایید تمرکزمون رو روی اصل ماجرا و یافتن راه حل بذاریم.
پیشنهاد اخیر من شاید باعث بشه تعداد بازدید کنندگان سایت کاهش پیدا کنن، ولی در مجموع میتونه منجر به رسیدن به هدفی بشه که آقای نظری اشاره کردن، ضمن این که
نیازی به تعطیلی سایت یا هیئت مدیره ای شدنش هم نباشه.
اتفاقا شاید کم شدن بار ترافیک بازدید و دانلود باعث بشه کیفیت کار بالاتر بره و در مقابل اونهایی که پی شر میگردن، اصولا اجازه ی ورود پیدا نکنن که بعدش بخوان
موجبات مشکل رو فراهم کنن.
به نظرم در چنین حالتی حتّی اگه مجبور بشیم اسامی همه ی کاربران رو آرشیو کنیم و در صورت لزوم مراجع قانونی هم بدونن که این سایت متشکل از چه کسانی هست، چون
حریم مشخصی داریم، بعیده که مشکلی ایجاد بشه.
از امیر و سایر دوستان مطلع در زمینه ی رسانه های دیجیتال میخوام که بیان در رابطه با این پیشنهاد توضیح بدن و بدونیم آیا عملی هست یا نه؟.

امیر سرمدی
میگوید:
سه شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ در t 02:06
سلام. سعید جان حتما.
این چند روزه واقعا درگیرم. ایشالا فردا یا پس فردا با یکی از استادانم که کارش حقوق مطبوعاتی و از اینجور حرفا هستش صحبت میکنم تا ببینم دقیقا داستان از چه
قراره.
بعدا به صورت مفصل با خودت یا مجتبی در میون میذارم.
به نظر من محدود کردن این سایت به خاطر عده ای انسان نما اصلا درست نیست.
راه های گوناگونی وجود داره که ما فعالیت کنیم و کسی هم نتونه کوچیکترین آسیبی رو به ما وارد کنه.
فقط لازمش یه کوچولو رعایت یه سری مسائل هستش که به نظرم رعایت اونا هیچ خللی در کلیت اهداف این سایت وارد نمیکنه
اونقدرام که دوستان دارن حساسیت نشون میدن جای نگرانی نیست.
بگذارین این افراد در خیال خام خود بانگ پیروزی سر بدن.
همین که احساس تنفر و بوی تعفنشان جامعه ی نابینایان را پر کرده، کافیست.
کاش تعصب بیجا دل هایشان را کور نکرده بود
کاش کمی تقوا داشتن که اگر داشتن، این مباحث الان اصلا مطرح نبود.
بیخیال. مهم نیست.
این سایت با همه ی وجود به راه و اهدافش ادامه میده.
فقط باید چارچوبی رو در نظر بگیریم که هیچ بهونه ای دست این نا اهلان ندیم و این امر کاملا امکان پذیره.
فعلاً.
.
.
.

نخودی
میگوید:
سه شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ در t 21:20
من مفهوم دقیق یه تعداد از کامنت ها رو درست درک نمیکردم تا این که خب متوجه شدم …. شاید من خیلی سهل و آسون میگرفتم که البته بله …. ولی جدی خیلی ….. در
هر حال از نظر مدیریت اینجا کاری از دستم بر نمیاد یعنی بلد نیستم ولی هر زمان هر کمکی از دست من برمیومد کت بسته در خدمتم … و یه چی هم بگم خارج از حاشیه که
“تا کور شود هر آن که نتواند دید” …..

پاسخ دادن
امید فلاحتی میگوید:
سه شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ در t 21:47
سلام بر تمام عزیزان گوشکن. و سلام به مجتبی.
چند دقیقه پیش یکی از دوستان با من تماس گرفت و به من مطالبی راجع به مشکلاتی که برای مجتبی پیش اومده گفت که حقیقتا تکون دهنده بود.
آقایان محترم ببینید: این سایت چند سال فعالیت صادقانه داشته. که واقعا تونسته به افراد ضعیفی که شاید تو کار کردن یا پیدا کردن خیلی از مطالبشون مشکل دارن
کمک زیادی بکنه.
اینجا فضایی برای تبادل ایده ها و اطلاعات بچه های نابینا بوده. نابیناها تازه کمی دارن باهم متحد میشن و اینجا نقش زیادی در این کار داشته.
من اصلا از روی تعصب حرف نمیزنم همه ی اینا مستند وجود داره.
این حرفهایی که یه عده از آقایون راجع به مجتبی میزنند. مهملاتی بیش نیست و پایه و اثاث عقلی هم نداره.
آقای نادری که جدیدا فعال شدید و از حقوق نابینایان دفاع میکنید. اینجا کی ضد اسلام حرکت کرده؟ یعنی بچه های اینجا مسلمون نیستند؟
مثلا با این کارا میخوای چی رو ثابت کنی؟
دوستان ببخشید من کمی تند رفتم اما…
هدف من اصلا ایجاد حاشیه نیست اما فکر میکنم در برابر بعضی از موضوعات زیادی سکوت کردیم.
نیما حسینی میگوید:
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ در t 00:07
در ایران هیچ مرکز یا ارگانی مثل گوشکن به قشر نابینا کمک نکرده.
یادمون باشه که چه نابینا هایی که در شهر های کوچک و دور افتاده و روستا های محروم با دست خالی میان سراغ رایانه و این جا فقط گوشکن هست که رایگان به اون ها
و همه خدمات میده.
پروژه ی گوشکن محشر بوده و هست.

در مورد بعضی ها هم باید بگم:
از کسی نترسیم که کتابخانه دارد و کتاب های بسیار خوانده است
از کسی بترسیم که فقط یک کتاب دارد آن را مقدس می پندارد و هرگز همان یک کتاب مقدسش را هم نخوانده است حتی یک بار.

ما نابینایان ایران زمین با فکری آگاه و قلبی سرشار از دوستی ها پای گوشکن میمانیم.
و در مقابل بیخردی بعضی انسان ها به خرد جمعیمان پناه میبریم به روح واحد جمعیمان.

list of 1 items nesting level 1
نیما حسینی میگوید:
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ در t 05:44
مرسی سعید جان که حرف دل ما رو زدی.
آقای نادری شما روزی دشمنان این مرز و بوم رو سر بریدی.
آیا حالا داری اهالی این مرز و بوم رو سر میبری؟
شما برو با وژدان خودت و خدای خودت خلوت کن . گوشکن چه توحینی به کسی کرده؟
گوشکن هیچ کاری به جز خدمت انجام نداده.
اگر کسی توی تخیل خودش سیر میکنه و میخاد عغده های شخصی خودش رو به نام امیرالمومنین خالی کنه شما آقای نادری چرا خودت رو بازیچه ی عغده های یک جوون تخیلی گذاشتی؟!
آقای نادری یادت باشه که من و شما در برابر کار هامون باید به خدا پاسخگو باشیم.
پس مواظب باشیم از روی نا آگاهی کاری نکنیم که به اشتباه جلوی خدمت رسانی به قشر محروم نابینا رو بگیریم.
اگر کسی جلوی رفاه گروهی رو بگیره این کار صد ها بار بدتر از قتل عام انسان هاست.
آقای نادری امروز جنگ واقعی بازگرداندن رفاه به ملت و قشر محروم نابیناهاست.
شما که رزمنده ای چرا داری در سپاه دشمن شمشیر میزنی و نابیناها رو از رفاه حد اقلی دور میکنی.
من نمیگم کتاب خدای ما میگه
یتفکرون

بیندیشید»

خب جناب آقای شهروز حسینی عزیز!، حالا هم میفرمایید کسی توهین نکرده و با ما نبوده و اسم نیاورده؟!.
بذارین همه ی این مواردی رو که مطرح کردن رو پاسخ بدم:
جناب آقای سید کاظم حسینی عزیزم!، بزرگوار!، من اصلاً مینویسم اینکه من رو جوون عقده ای تخیلی معرفی کردین فدای سرتون ولی به نظرتون اون پست رو هم من حذف کردم که میاین این رو به من نسبت میدین یا اینکه دوستان کمیته ی فیلترینگ حذف کردن؟!.
من آقای خادمی رو به دادستانی احضار کردم یا جناب دادستان کردن؟!.
هرچی گفتین فدای رفاقتهای زمان آمادگیمون هم کلاسی ولی لا اقل قبول کنین که قرآن نمیفرمایند یتفکرون به معنی تفکر کنید که یتفکرون فعل جمع غائب مذکره و تفکر کنید، فعل امره!.
میدونین داداشم!، به نظرم هم قضاوت شما از روی بی اطلاعی در مورد دین اسلامه و از همین فعل و ترجمه هم ضایع معلومه.
به نظرم همینجور که شما به زبان انگلیسی مسلطین و ما نیستیم، ما هم در مورد دین یه چیزایی میدونیم که شما نمیدونین و همین معنی فعل یتفکرون، بخش کوچیکی از این ندونسته های شماست و البته تشخیصی که کمیته ی فیلترینگ و جناب دادستان دادند و شما هم ندادین مهمتر از معنی فعل.
سرکار خانم پریسای جهانشاهی خواهر بزرگوارم!، من نمیخوام از مسائلی صحبت کنم که قبلاً تو گروه علی رحیمی به وجود اومد و ایمیلی که در مورد مذهبیها به بنده زدین اما خودتون تو سایت شب روشن و پست مربوط به رادیو فیلم روزهای زندگی نوشتین صراحتاً فرمودین که از مطالب مذهبی به طور اعم و دفاع مقدس به صورت اخص خوشتون نمیاد پس تا دوست دارین به حقیر و هم سنگران فحاشی کنین که شما هم خواهر بزرگوار ما هستید دیگه!.
به قول خودتون البته منهای این موضوع اخیر، ایام به کام.

جناب آقای موحدزاده!، به قول سعدی شیرازی ای که پنجاه رفت و در خوابی!.
من تصور میکردم چهل پنجاه سال برای مرد شدن زمان زودی نباشه!.
شما دیگه چرا پدر جان؟!.
شما تا الآن تو ایستگاه سرگرمی هرچی دلتون خواسته به اسلام و ائمه و شهدا و مقدسات بد گفتین، نوش جونتون، تلخ تر از اونچه شایسته ی شماست این همه کفر گویی!.
مطمئن باشین از این به بعد تمامی توهینهاتون رو از طریق قانون پی خواهیم گرفت اما شما فرمودین مزدوری و بعدش هم فرمودید افتضاح شدن! درست خوند پارس آوا برام؟!.
اولاً کسی افتضاح شد بین مردم که اول اومد به اهل بیت علیه السلام توهین کرد و سیاسی کار و دروغگوشون خوند و بعدش ذلیلانه معذرت خواست چون دید همه نیتش رو خوندن و به دهانش زدن ولی بعد که دید ورق برگشت، باز حمایت از ائمه رو مزدوری خوند!.
فک کنم شما تلوزیون منافقین رو زیاد میبینین که دفاع از اهل بیت علیه السلام و استفاده از ابزار قانون که تو جامعه ی اسلامی هم مرسومه رو مزدوری میخونین!.
شما که دم از شجاعت و مزدور نبودن میزنین چرا هر وقت باد از هر سمتی میاد مثل آفتاب پرست سر کج میکنین و تغییر موضع میدین؟!.
یه بار توهین و یه بار معذرت خواهی و بار بعد باز توهین؟!.
واقعاً این اون شجاعتیه که شما ازش دم میزنین؟!.
البته اعتراف میکنم شما در مقابل خدا و ارزشها خیلی شجاعت به خرج میدین ولی در مورد مردم ظاهراً اینجور نیست و خوب رنگ عوض میکنین!.
میدونین چرا؟!.
چون به خدا و مقدسات به اندازه ی مردم اعتقاد ندارین و از خدا به اندازه ی مردم نمیترسین!.
اسم این شجاعت به معنی واقعی نیست!.
شاید اگه این رو کسی تحسین کنه منافقین تحسین میکنن که به قول قرآن وقتی بهشون گفته میشه در زمین فساد نکنین میگن ما داریم اصلاحات میکنیم و حال اونکه فاسدن ولی نمیدونن و چون با مؤمنین ابراز تدین میکنن ولی چون با شیاطین خلوط میکنن میگن که ما با شماییم و فقط داریم مؤمنین رو دست میندازیم (نقل به مضمون).
فقط میتونم بنویسم حیف اون همه احساسات پاک و معصومانه که تشویقتون کردن، حیف.
من، تو ایستگاه سرگرمی همونی رو نوشتم و پاش وایسادم و تاوانش رو هم دادم که تو کشور عشق و گوش کن نوشتم.
ضمناً وقتی امثال حامد حسینیها افتخار میکنن که مزدور آمریکای جنایتکار و شیطان بزرگن، چرا من افتخار نکنم که مزدور جمهوری اسلامی ای هستم که با خون عزیزترین و پاکترین افراد کشورمون به وجود اومده و حفظ و حراست از اون نه تنها که وظیفه ی انسانی، بلکه تکلیف شرعیمونه؟!.

اما آقای فلاحتی عزیزم!، دوست یه روز اینوری و یه روز اونوریم!، به نظرم آقای داوود نظری درست میگن!.
آدم باید موضعش معلوم باشه و این نباشه که یه روز بیاد اینور و یه روز بره اونور!.
بیاییم یه بار دیگه مواضع شما رو مرور کنیم.
شما به من گفتین تو پست شهروز حسینی در مورد حمایت از گوش کنن نوشتین که ما به قول شما معمنیم و نه مؤمن!.
اما اومدین تو اسکایپ و به من گفتین که پست رو نخوندین و قضاوت تون سطحی بوده و حتی عذر هم خواستین و گفتین حاضرین برین تو همون پست و از من حمایت کنین که من گفتم که اون نظر شخصیتون بوده و به خودتون مربوطه هرچند که انتظار نداشتم!.
بعدش اومدین و تو پست اطلاعرسانی ما در مورد چرایی فیلتر شدن سایت گوش کن این دیدگاه رو نوشتین و کلی هم اصرار کردین تلفونی به من که نظرتون تعیید بشه!.

امید فرمودن:
۰۵/۰۶/۱۳۹۳ در ۱۲:۵۶ ب.ظ
(ویرایش)
سلام. واقعا آفرین از این همه استقامت شما.
من حقیقتا نظرم عوض شد

اما جالب اینجاست که دیشب به من زنگ زدین و خواستین که نظرتون رو پاک کنم که من این کار رو نکردم و بهتون هم گفتم که نمیکنم و حالا اومدین تو سایت گوش کن مینویسین:

امید فلاحتی میگوید:
سه شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ در t 21:47
سلام بر تمام عزیزان گوشکن. و سلام به مجتبی.
چند دقیقه پیش یکی از دوستان با من تماس گرفت و به من مطالبی راجع به مشکلاتی که برای مجتبی پیش اومده گفت که حقیقتا تکون دهنده بود.
آقایان محترم ببینید: این سایت چند سال فعالیت صادقانه داشته. که واقعا تونسته به افراد ضعیفی که شاید تو کار کردن یا پیدا کردن خیلی از مطالبشون مشکل دارن
کمک زیادی بکنه.
اینجا فضایی برای تبادل ایده ها و اطلاعات بچه های نابینا بوده. نابیناها تازه کمی دارن باهم متحد میشن و اینجا نقش زیادی در این کار داشته.
من اصلا از روی تعصب حرف نمیزنم همه ی اینا مستند وجود داره.
این حرفهایی که یه عده از آقایون راجع به مجتبی میزنند. مهملاتی بیش نیست و پایه و اثاث عقلی هم نداره.
آقای نادری که جدیدا فعال شدید و از حقوق نابینایان دفاع میکنید. اینجا کی ضد اسلام حرکت کرده؟ یعنی بچه های اینجا مسلمون نیستند؟
مثلا با این کارا میخوای چی رو ثابت کنی؟
دوستان ببخشید من کمی تند رفتم اما…
هدف من اصلا ایجاد حاشیه نیست اما فکر میکنم در برابر بعضی از موضوعات زیادی سکوت کردیم.

امید فلاحتی میگوید:
سه شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ در t 22:09
خواهش میکنم.
من یکبار و فقط یکبار تو سایت کشور نظر دادم. و خیلی از کارم پشیمون شدم

امید فلاحتی میگوید:
سه شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ در t 22:12
کاش میشد خیلی چیزا رو اینجا نوشت. میترسم خودم فیلتر بشم

امید فلاحتی میگوید:
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ در t 00:45
سلام آقای نادری. چرا بهت بر میخوره من که چیز زیادی ننوشتم.
بله نظر نوشتن من تو سایت کشور عشق قضیه داره که اصلا لازم نمیبینم اینجا بنویسم.
آقای خادمی نظرها رو تعیید نمیکنه جناب نادری به اون برچسب نزنید.
نظرها باز گذاشته شده
نظر من کاملا مشخصه از دودستگی بین نابیناها خوشم نمیاد
من اصلا شما رو نمیشناسم اما به آقای حسنی هم گفتم که انقدر حق گوشکن نبود که شما انجام دادید.

امید فلاحتی میگوید:
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ در t 01:21
بیخیال شهروز. بحث رو همینجا متوقف کن. از عزیزانی که خواب هستند و فردا این نظرا رو میخونن خواهش میکنم به حواشی توجه نکنن.
آقای نادری تا قبل از پیدا شدن شما و دوستاتون اینجا مشکلی نداشت. انقدر هم نگو دادگاه دادگاه. بالاخره قانونی هم وجود داره و ما جرمی نکردیم که به خاطرش محاکمه
بشیم.
فکر کنم یه بار به حرفات گوش کردن خیالاتی مبنی بر اینکه حرفات خود قانونه برت داشته
بازم از دوستان گلم معذرت میخوام. چاره ای نبود

خب امید جون!، کی شما رو مجبور کرد بیاین تو کشور عشق نظر بذارین و قضیه و داستانش چیه که ما بیخبریم؟!.
حالا خودتون رنگ عوض میکنین چرا گردن بقیه میندازین؟!.
امید عزیزم!، اگه عیب شما قضاوت نسنجیده باشه عیب منم راز نگه نداریه خودتون که میدونین!.
من نمیتونم با آدمایی که ظاهراً چیزی میگن ولی باطناً کار دیگه ای میکنن یه کاسه باشمااا!.
حالا کی شما رو دادگاهی کرده که شما خودتون رو به گوش کن میچسبونین و میگین ما کاری نکردیم؟!.
مسأله آقای خادمی و پستهاشونه که داره به لطف خدا درست میشه.
اگه شما مسؤولین پس چرا به من تو اسکایپ راجع به دختر خانمهای گوش کنی چیز دیگه میگین و حالا دم از ما بودن میزنین؟!.
یادتون میاد کلاس اول راهنمایی که بودیم قرار شد با هم دعوا کنیم شما با سیم ضبط و من با دست خالی؟!.
شما چنتا سیم ضبط به من زدین ولی من همون سیم رو گرفتم و باهاش دوتا بهتون زدم و شما گفتین من دیگه نمیام دعوا تو بردی؟!.
به نظرم من و شما همون آدما باشیم نیست؟!.
بعدش هم کجا آقا غفور گفتن کلام ایشون قانونه که فرمودین ایشون جوگیر شدن و غیره؟!.
اصلاً ایشون چی گفتن که همگی بهشون حمله کردین؟!.

جناب آقای سرمدی عزیزم!، در مورد بوی تعفنی که فرمودین باید بنویسم بله حق با شماست.
ما خیلی وقته که بوی تعفن میدیم.
ما بوی نجاست میدیم ولی میدونین چرا؟!.
چون ما پیرو مکتب امثال محمد بن هارون سیرینی اگر اسمشون رو اشتباه ننوشته باشم هستیم که برای اینکه با زن مردم زنا نکنه و آلوده ی گناه نشه، به بهانه ی رفتن به توالت دستش رو کرد تو چاه دستشویی و کشید به سر و صورتش تا اون زنه ازش بدش بیاد و از خونه بیرونش کنه و اونم رفت پای جوب دست و صورتش رو شست و گفت/ خدایا!، ازت متشکرم که کمکم کردی!.
این نجاستها با آب شسته میشن ولی نجاست زنا رو چجوری از دامنم پاک کنم؟!.
ما هم گیرم شما از به اصطلاح جامعه ی بی منطق و بر خلاف دینتون بیرونمون کنین اون مهم نیست یه چهارتا نرم افزاره که قیمتش خیلی ارزونتر از شرافتمونه ولی خدا رو شکر که روز قیامت سرمون رو بالا میگیریم و با افتخار میگیم که ما زیر بار ننگ آلود سکوت و یا تعیید توهین به حقیقت عالم امکان و خدای منهای الوهیت، علی (ع) نرفته و نمیریم و نخواهیم رفت! چرا که این ننگ رو با شناسنامه ی دوم هم قابل پاک شدن نمیدونیم!.
در پایان باز تأکید میکنم، ما نه خواهان تعطیلی گوش کن هستیم و نه از این نسبتها به ما بدید و اگه تا الآن یه کدوم از به قول خودتون علم افزاییهاتون حذف شده شما درست میگین ولی هرچی از شما حذف شده یا بر علیه دین نوشتین و یا اینکه به لحاظ دستورات دینی و رعایت مصالح فرهنگی و البته روحی روانی جامعه اتفاق افتاده و درست و قابل بحث و در خور تقدیره و از این به بعد هم همینجور خواهد بود انشا الله.

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در حرف دل, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, مصيبت, نقد ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
39 بازدید

49 پاسخ به حذف چنتا پست دیگه از سایت گوشکن/پاسخی به حرمتشکنیها و اتهام پراکنیها

  1. غفور نادری می‌گوید:

    با سلام من با تمام وجود میگم که محمد جان دستت درد نکنه که دست اینها رارو میکنیی واقعا دمت گرم اونا فشارشون رفته روی هزار فقط یک دونه زبان دراز دارن که میلغزونن کاری هم از پیش نمیبرند واقعا براشون متاسفم این شور الهی هست و حق لایت دیگر عرضیندارم به خدای بزرگ در اون دنیا می سپارم

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام غفور جان.
      خدا خیرت بده داداشم که در عین مظلومیت، بسیار مقتدری و با مجاهدت خستگیناپذیر یک ماهه، حق رو به حق دار رسوندی و باعث پاک شدن اون پست فضاحت بار شدی.
      خیلی نمیخواد خودت رو برای اونا ناراحت کنی داداشم، بیخیالش.
      مهم این بود که اون کسی که به گریه کن اهل بیت (ع) توهین کرده بود و از دیدگاه توهین آمیز به اهل بیت (س) حمایت کرده بود، مجبور شد که با دست خودش اون پست رو از سایتش حذف کنه.

  2. محسن غلامی می‌گوید:

    سلام خوبه عالیه.
    آقای حسنی در صورت عدم انتشار این مطلب عدم انتقادپذیری خودتان را اثبات میکنید.
    واقعاً عجب وقت بازی دارین که تمامی کامنتها رو بایگانی میکنین.
    واقعاً از نصیحتگویی شما متشکرم.
    ولی خودتون هم میدونین که تو اینترنت این کارا معنا نداره.
    شما فقط کافیه یه برنامه عبور از فیلترینگ رو پیدا کنید و برید تو گوگل هرچی میخواین سرچ کنین.
    چیزهایی که صد برابر بدتر از این حرفهایی که به عقیده ی شما دشمنی با اسلام و اأمه هست.
    فقط دامنه های IR به طور کامل قابل فیلتر هستند ولی دامنه های دیگر فقط از دسترس دور میشن که با همون راه ددوباره قابل دسترس میشن.
    من که خوشبختانه نیازی به اینچنین کارهایی ندارم.
    باید بدونین که من خودم حافظ قرآن هستم.
    فردی با عقاید مذهبی و با اطلاعات نسبتاً خوب.
    ولی همه جا سعی میکنم به عقیده های مختلف احترام بگذارم.
    ببینید توی قرآن هم از مسایل همسرداری صحبت کرده.
    یَسألونَکَ عن المَحیض
    خوب آآیه ی ۲۲۲ سوره ی بقره.
    یا خیلی آیه های دیگه آیا بچه سیزده ساله هم نمیتونه ترجمه قرآن رو بخونه.
    یا مثالی دیگه آیه ی ۵۸ سوره ی واقعه.
    أَفَرَأَیتُم ما تُمنون.
    خیلی ترجمه اش واضحه.
    نه نه این به ایمان ما بستگی داره.
    ببین آقای حسنی پدر و مادری که فرزندشون رو خوب تربیت کرده باشن اصلاً نمیذارن جز در موارد خیلی ضروری پای کامپیوتر و اینترنت بروند.
    من تا سه سال پیش حتی تلفن همراه نداشتم.
    و به خاطرش هم از خوانواده ام ممنونم.
    ولی پدر و مادر نمیتوانند تا آخر عمر بالای سر بچه شان بایستند.
    بهترین فیلترینگ فیلتر ایمان هست.
    اگر فرزندی از نظر اعتقادی خوب تقویت شده باشد ب حرف این و آن و غیره از راه منحرف نمیشود.
    ببینید برای من تا کنون نه حرفهای خادمی و عمو حسین و چه حرفهایی که در ایستگاه سرگرمی گفته شده هیچتأثیری بر عقیده ی استوار من نذاشته.
    این رو مدیون معلمهای عزیز و بزرگوارم و خوانواده ی دلسوزم هستم.
    پس لطفاً چهره ی خیرخواهانه را به خودتان نگیرید که باورم نمیشود.
    این حرف را یک انسان شدیداً مذهبی گفته.
    خوب است که از دیدگاه من دستآویزی برای سخنرانی خود بهره نگرفتید

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقا محسن غلامی گل!.
      اولاً ورود شما رو به اینجا خوش آمد میگم و برای اینکه دیدگاهتون با تأخیر یک هفته ای رو به رو شد معذرت میخوام.
      دیدگاه شما نیاز به پاسخ حقیر داشت که منتشر نشد و الا که خیلی خوب و مؤدبانه نوشته شده بود اما خب من کامپیوترم خراب بود و نمیتونستم بیام و بهتون پاسخ بدم.
      بله، تو قرآن، یه آیه ی دیگه هم هست که میفرماید یکی از نعمات بهشتی، دخترانیه با سینه های برجسته شده! سوره ی نبأ، آیه ی احتمالاً سی و دو اما قرآن کریم هدفش تشویق مؤمنین به تقوا و پاک دامنی بوده و این آیات هم البته کمتر استفاده شده و اتفاقاً معمولاً هم سر بسته به مسائل اشاره کرده با این وجود اگه شما واقعاً مذهبی باشین و معلم اخلاق دیده باشین، میدونین که توصیه ی علمای اخلاق اینه که بچه های نابالغ، زیاد دور و بر این آیات و ترجمه ی این آیات نپلکن و بیشتر غرق مسائل دیگه بشن که قرآن کتاب خدایی ناکرده ضد تربیتی نیست ولی خب چون مخاطبش همه ی مردمه، باید برای همه حرف داشته باشه.
      اما این دلیل نمیشه که دوستان ما تو ایستگاه سرگرمی، بی ترس و با غرض به مقدساتمون حمله کنن و همه چیز رو به شکل غیر منطقی به چالش بکشن تا افرادی مثل من هم که مثل شما اطلاعات مذهبی خوبی نداریم حرفهای اونا رو باور کنیم و یا لا اقل جرأت توهین به ارزشها رو پیدا کنیم.
      شما که اهل قرآنین میدونین که یه آیه تو قرآنه که میفرماید که اونایی که اسلام آوردن و از دین برگشتن، مرتدن و علت نزول این آیه هم این بود که علمای یهود، برای ایجاد جنگ روانی در برابر اسلام، نقشه ریختن که صبح بیان بگن/ ما مسلمون شدیم و عصرش بیان بگن که ما اسلام رو لایق نمیدونیم تا روحیه ی مسلمونا رو خراب کنن و خلاصه اسلام رو به تمسخر بکشن و به بازی بگیرن که تا اینا ایمان آوردن، این آیه اومد و نقشه ی اونا باطل شد که اگه بخوان این کار رو بکنن، یعنی مرتد شدن و باید به قتل برسن.
      اینکه اینترنت چی میگه و یا چی نمیگه مهم نیست، مهم اینه که اسلام چی میگه و منطقش چیه.
      به فرض که تبلیغات دشمن جهانگیر شده باشه، چون همه رو خدا آفریده و خدا هم حرفش حرف یه کسیه که بهتر از ما میدونه که چی درسته و چی غلطه، ما باید به جای اجتهاد خودمون حرف اونو گوش کنیم و حق عقبنشینی هم نداریم.
      در ضمن، آزادی غیر از توهین به عقاید دیگه هستش و همینجوری که جای آموزش و نرم افزار تو حوزه ی علمیه و دروس رسمی طلبه ها نیست و یه آیت الله نمیتونه لزوماً مدرس کامپیوتر باشه، جای به طنز وو تمسخر کشیدن اسلام یا حتی اظهار نظر کردن در این باره هم به عهده ی یه مدرس کامپیوتر مثل آققای خادمی نیست.
      بعدش هم، گیرم شما تحت تأثیر توهینهای اینا تو ایستگاه سرگرمی و گوش کن قرار نمیگیرین خب چرا براشون جوابیه نمینویسین؟!.
      این هم وظیفه ی شرعی شماست و هم نشون دهنده ی حقانیت دین شماست و هم میزان سوادتونو نشون میده!.
      اگه مثل من جاهلی مننحرف بشم، گناهش به گردن مثل شمایی نیست که میدونستین و نگفتین؟!.
      چطور شما برای دین احساس تکلیف نمیکنین ولی برای گوش کن احساس تکلیف میکنین؟!.

  3. احسان می‌گوید:

    سلام بر آقای حسنی و آقای نادری واقعا زیبا بود برای اونهایی که به یه جانباز مملکت اسلامی ما بی حرمتی کردند واقعا متأسفم و از خدا میخوام که هدایتشون کنه

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام جناب احسان عزیز.
      بله، واقعاً شرم بر این دستگاه رسانه ای استبدادی نابینایان که به اسم ما نابیناها به کام دشمنای اسلام عمل میکنن و الا ما نابیناها خودمون با مسائل مربوط به محرومیتهای جسمانی دست و پنجه نرم میکنیم چرا باید به یکی مثل خودمون که نه به خاطر ازدواجهای خانوادگی و به طور غیر ارادی که به خاطر عزت و اقتدار امروز من و شما جانباز شدن توهین کنیم؟!.
      به هر حال، زمان خواهد گذشت و این انسانهای کوچیکن که به دست فراموشی سپرده خواهند شد و انسانهای بزرگ، هرگز نه با این اهانتها از شخصیتشون کم خواهد شد و نه از یاد خواهند رفت.
      همه ی ما مدیون و مرهون لطف پهلوونای جانبازمون هستیم که پهلوونی به کباده کشی و وزنه زدن نیست، به ایصثار و از جون گذشتگی و رضایت از اون ایثاره.

  4. یه هشدار دهنده می‌گوید:

    آقای حسنی. در قسمت برچسبهای این پست مستقیما از چند نفر اسم بردید و به اونها چیزهای دروغی نسبت دادید. برای مثال در مورد خانم پریسا جهانشاهی نسبت بی اعتقادی به دین مبین اسلام و یا به آقای حسینی نسبتهای خلاف دیگه ای داده اید. من به عنوان یک نابینای متعهد به اخلاق بهتون هشدار میدم که مستقیما با پلیس فتا تماس گرفته و در حال تدوین شکایتی از طرف چند نفر از افراد نام برده در مورد برچسبها و محتویات این پست شما و از خود شما به جرم نشر اکاذیب و افترا به افراد هستم. با این وجود و از اونجایی که برخلاف ادعای شما در پیروی از علی بن ابیطالب علیه السلام، اینقدر برای آینده شما ارزش قایلم که قبل از انجام هر کاری بهتون هشدار میدم. شما تا عصر جمعه فرصت دارید تا اسامی این افراد رو هم از برچسبها و هم از پستتون حذف کنید در غیر این صورت با شکایت این چند نفر مواجه خواهید شد و آنوقت موظف خواهید بود که تکتک ادعاهای خودتون رو ثابت کنید وگرنه باید به خاطر افترا زدن به چند نفر خواهر و برادر دینی خود پاسخ بدید.
    این پیغام کاملا جدیست و من تا به حال رضایت کتبی خانم جهانشاهی برای شکایت از حضرت عالی رو اخذ کردم و در صدد گرفتن این رضایت از باقی دوستان نیز میباشم. متاسفم که شما به غیر از تعصب کور خودتون به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکنید و برای شما از خدای بزرگ درخواست عفو و بخشش میکنم.

    • بيقرار عشق می‌گوید:

      عجب!خودتون فحش میدید و خودتون هم تهدید میکنید.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقا یا خانم هشدار دهنده یا شاید هم هر دوی اونها!.
      متن ارسالی شما رو خوندم و البته باید نوشته ی شما رو مورد تعیید و تحسین قرار بدم چرا که به نظرم از نظر ادبی خیلی ارزشمند بود ولی از نظر حقوقی هرگز.
      فرمودید من به خانم جهانشاهی و آقای حسینی نسبتهایی دادم، بله و براشون هم مدرک دارم.
      فرمودین راه شما راه امیر المؤمنین (ع) هستش!، من یه امیر المؤمنین بیشتر نمیشناسم و اونم همون شخصیت بزرگواری هستن که شب قدر مورد اهانت سایت گوش کن واقع شدن!، راستی!، اون موقع شما کجا بودید که احساس تعهدتون گل نکرد؟!.
      به هر ترتیب من که هشدار شما رو بیشتر از یه جوک بی مزه تلقی نمیکنم و باید بنویسم که خخخ/تشکر، خندیدم اما یادتون نره اگر لازم باشه من هم از این افرادی که نام بردید به جرم توهین به خودم در اینجا و اونجا میتونم شکایت کنمااا!.
      حتماً شکایت کنین ولی من در صورت شکایت حضرت عالی، هم مستند پاسخ میدم و هم اطلاع رسانی خواهم کرد!.

  5. یه خودی می‌گوید:

    سلام داداش، چرا این همه خودتو اذیت میکنی، آخه به خاطر کیا اعصابتو میریزی به هم، ول کن اونا رو، مگه مجتبی شهروز یا اون عمو کیند که به خاطر اونا اعصابتو به هم میریزی، بسپارشون دست خدا خودش میدونه باهاشون چیکار کنه، حالا به خاطر اینکه اعصابت کمی آروم بشه این آهنگ رو دانلود کن و گوش کن، یه آهنگ آرام و دلنشینیه، لینکشو برات میذارم،
    http://up.shamsipour-ac.ir/do.php?id=73416
    موفق باشی.

    • همدم کشور عشق می‌گوید:

      همیشه ۱ + ۱ =۲
      لایک.
      بابا بیخیال کافرخونه مجتبی.
      این همه دوستای دلسوز داریم غمی نیست.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام همدم پایگاه.
      حق با شماست و با توهینهای اینا از عظمت امیر المؤمنین و جانبازهای بزرگوارمون کم نمیشه و اتفاقاً به قول عربها، درختی که ثمرش بیشتره بیشتر سنگش میزنن ولی شما رو به خدا به منطقشون نگاه کنین که به جز فحش و فضیحت چیزی دیگه توش نیست؟!.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام جناب یه غیر خودی در لباس نفاق.
      با همه ی حرفهای منافقانه ی شما موافقم به جز قسمت آخرش که فرمودید/ فلانی و فلانی کین که من به خاطر رفتارشون ناراحت بشم چرا که سعادتمندی اونا تو دنیا و آخرت آرزوی منه ولی با دیدگاه هاشون موافق نیستم و باهاش مبارزه میکنم که مبارزه با هتاکی به اهل بیت نبی خدا وظیفه ی حقیره اما در مورد آهنگی که گذاشتین باید بنویسم که آرامش بخش بود واقعاً چون نشون دهنده ی شخصیت شما گوش کنیها بود و بس.
      البته خداییش متن آهنگ هم خنده دار بود هرچند بعد از دانلود و گوش دادنش حذفش کردم.
      در عجبم از شما که از نام خانوادگی من هم با ارسال آهنگ حسنی بده ایراد میگیرین ولی بزرگترین عیبها رو خودتون دارید کهه توهین میکنین، فحش میدین مسخره میکنین تهمت میزنین و غیره.

  6. مسعود خان می‌گوید:

    فقط میتونم بگم خیلی عوضی هستی حسنی.
    خودتم خوب میدونی که دنیا همیشه یه جور نمیمونه.
    بترس از روزی که بیان سایتتو به خاطر عقیدت ببندن.
    حالم ازت به هم میخوره حسنی.
    لعنت به تو.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقا مسعود گل!.
      شما فحش میدین، من عوضیم؟!.
      چرا عووضیم؟!.
      عوضیم که فحشهای شما رو جواب ندادم؟!.
      البته بله، من اوزیم و نه عوضی!.
      من، سه چهار ساله که تو شهرستان اوز استانمون دارم درس میخونم، پس یه جورایی اوزی محسوب میشم و در مورد اینکخه سایت رو ببندن، خب مهم نیست!.
      آدم حرفش حرف حق باشه، حالا چه پادشاهش کنن و چه آتیشش بزنن!، انشا الله اون روز هیچوقت نخواهد اومد ولی اگه خدایی ناخواسته هم اون روز بیاد، به فضل حضرت حق، من شجاعتم کم نخواهد شد ولی مثل امروز شما پرخاشگر هم نخواهم بود.

  7. ali.gentleman می‌گوید:

    درود من کاری به این دعواهای دنیای مجازی ندارم من یاد گرفتم قدردان باشم از شهدا جانبازان و اونای که ۸ سال جنگیدن نه جانبازن نه شهید شدن و نه آزاده هستن الانم تقریبا همه فراموششون کردن تاحالا شده خودتونرو بزارین جای خانواده شهدا تا حالا درک کردین چطور به ۱ بچه ۲ ۳ ساله بفهمونین بابات شهید شده یعنی چی تا حالا شده فکر کنید قلب همسرای شهدا روزی چندبار با شنیدن این جمله آتیش میگرفت که بچش ازش میپرسید چرا من بابا ندارم بابام کجاست بابام کی میاد و خیلی چیزهای دیگه من مدیون تمام شهدا خانواده هاشون آزادگان و جانبازان هستم بازم میگم من بدعواهای دنیای مجازی کار ندارم توهین به ارزشها از نظر همه محکومه چندوقت پیش راننده تاکسی رو دیدم که میگفت ۸ سال جنگ بوده هیچ امتیازی هم نگرفته و زندگی خودشرو با این تاکسی بزحمت داره اداره میکنه و ازکسی هم انتظاری نداره واقعا به دست و پای این آدمها باید بوسه زد اگه اونا منظورم جانبازان شهدا آزادگان هست نبودن الان نه ایرانی بود نه دنیای مجازی و نه چندسایت که بخوان باهم دعوا کنن ببخشید طولانی شد
    سپاس

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام داداشم.
      اگه منظورتون با من بود که من لب و دهن شما رو هم میبوسم و ازتون معضرت میخوام ولی اگه با طرف مقابل هستین باید بنویسم ای بابا!، با کیا حرف میزنین؟!.
      برای این دوستان فقط یه چیز مهمه و اونم یه چنتا دونه نرم افزار بی ارزش یا لا اقل کم ارزشه!.
      کاشکی این رفقای از خدا بیخبر یه روز بفهمن که همه چیز فضای مجازی نیست و یه روز باید به خاطر لحظه لحظه ی زندگیمون پاسخ گو باشیم.
      واللاه منم دارم به خاطر همین حقی که فرمودین به گردنمونه تلاش میکنم وگرنه که خداییش چرا من باید با اینا بحث کنم؟!.

  8. بيقرار عشق می‌گوید:

    بنام خدایمقتدر, در عین حال بخشنده و مهربان.
    نمیدانم چرا بعضیها از این پیش آمد تعجب کرده اند؟ برخی میگویند مگر آقای حسنی چند نفر طرفدار داشت؟ مگر ایشان در بحثی که در چند وقت پیش اتفاق افتاد بازنده میدان نشد؟ مگر همه بچه ها بر علیه ایشان متحد نشدند؟ مگر جشن شکست ایشان بین بچه ها گرفته نشد؟ مگر کسی برای ایشان ننوشت که رو سیاهی به زغال ماند؟ پس یک باره چه شد؟! ببینم این آقای نادری از کجا پیدایش شد؟ ببینم این چه کسی بود که بهانه فیلترینگ به دست مامورین داد؟ چه شد که کسانی که بر نفع سایت گوشکن کنار رفته بودند دوباره برگشتند؟ چه شده که تمام اعضای گروه گوش کن به تکاپو افتاده اند؟ چه شده که پرخاش گر شده و به نظام و ارزشها و حتی عدالت خدای متعال شک دارند و آن چه لایق خودشان است به ایشان نسبت میدهند؟ چرا کارشان به جایی رسیده است که با تهدیدهای پوشالی میخواهند کار خود را به پیش ببرند؟ چرا بی اعتمادی بین اعضای گوشکن افتاده؟ چرا دیگر به خودشان هم اعتماد ندارند که میخواهند قفلی به بزرگی ننگی که به بار آورده اند به سردر سایتشان بزنند؟ و هزاران چرای دیگر. آیا این نتیجه بی احترامی به قداست شب قدر, و گریه کنان حضرت امیر المومنین نیست؟ آیا این نتیجه در افتادن با عقاید مذهبی نیست؟ آیا این نتیجه برخی از بی بند و باریها نیست؟ وگرنه محمد حسنی را با آقای خادمی چه کار؟ این دو در هیچ زمینه ای با یکدیگر هیچ گونه وجه اشتراکی نداشته اند که بخواهند مشکل شخصی یا به قول بعضیها که گمان میکنند آقای حسنی با سایت ایشان رقابت دارند. داشته باشند. آقای حسنی با آقای درفشیان هم مشکل شخصی داشت؟ هرجا ایشان ایستادگی کردند و جز جبهه حق علیه باطل نبود. وگرنه آقای حسنی را به رقابت و این مسائل پیش پا افتاده چه کار؟ من به نوبه خودم خدا را شکر میکنم که خودم را و عقایدم را به چند نرم افزار و کتابی که شاید هم بهشان احتیاج هم داشتم نفروختم و در این وانفسا حد اقل سکوت نکردم. خدا را شکر میکنم که اگر مانند دوستان قلم روانی نداشتم تا بهتر از این بنویسم لا اقل آنچه در دل داشتم را دست و پا شکسته به قلم آوردم. باشد که مورد قبول حق تعالی واقع شود انشاالله.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام بیقرار عشقی!.
      به خدا حرفات حقن ولی از همش بیشتر با دوتاش انرژی گرفتم اول اونکه هرکی با آل علی در افتاد، بر افتاد و دوم اینکه من اصلاً با دوستان گوش کنی قصد رقابت نداشته و ندارم چون اصلاً ما وجه اشتراکی نداریم که با هم رقیب باشیم!.

  9. مسعود خان می‌گوید:

    بخورید بخورید.
    خوب گوه میخورید.
    گوارای وجودتان باد.
    بیقرار جون بذار واست یه کم دیگه برینم.
    میدونم دوست داری.
    بخور حسنی.
    نگران نباش.
    زیاده.
    به همه ی رفقات میرسه.

    • احسان می‌گوید:

      سلام واقعا متأسفم برای یه سایتی که اینجوری از کاربرهاش میان و اینجور توهین میکنند. مسعودخان تو سایت شما اگه کسی این حرفی که شما زدید رو به مدیرتون بزنه چی کار میکنید؟ یعنی تو سایت شما اینقدر آزادی وجود داره که توهین به دیگران رو بی اشکال میدونید؟ من تا چند روز پیش طرفدار پر و پا قرص گوشکن بودم. اما وقتی کامنت تو رو دیدم دیگه نه من و نه گوشکن. واقعا برای گوشکن و گوشکنیها که اینقدر حریم میشکنند و توهین میکنند متأسفم. دوستان اگه تند رفتم عذر میخوام

    • علی می‌گوید:

      درود به همه ی بازدیدکنندگان خردمند. احسان خان! اگر یک تن از اهالی محله از روی خشم سخنی گفت، شما حق ندارید آنرا به محله و همه ی اهالی آن تعمیم دهید. هر گردی گردو نیست. هر گوشکنی ای هم تندرو نیست. پس مراقب باشید در اندیشه دچار اشتباه نشوید. با آرزوی فرداهایی روشن و روشنتر برای همگان. bye

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقای علی آقای نه تندرو و نه کندرو!.
      خب، پس شما معتدلین و خردمند!.
      گوشکنی هم که هستین!.
      آقا مسعود شما به ما فحش داده، اگه مثل ایشون نیستین، همینجا معذرت خواهی بکنین ببینم چطور معذرت خواهی میکنین!.
      در ضمن، چون این آقا به اسم شما اومده، توهین کرده، اگه واقعاً شما بهشون نگفتین بیاد فحش بده، مدیرتون هم بیاد اعلان برائت کنه!.
      از کجا معلوم!، شاید مدیرتون گفته اون بیاد فحش بده و شما هم بیاین اینجوری بنویسین تا هر کدوم که مورد استقبال بچه ها واقع شد، اون بشه موضع گوشکن!.
      به هر حال، فعلاً موضع گوش کن رو مسعود گفته و اگه خلافی هست بیاین و بنویسین که موضع شما این نیست و عذر خواهی کنین!/ما منتظریم!.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام مجدد آقا احسان!.
      از نظر اینا همه مقصرن مگه اینکه خلافش ثابت بشه!.
      حالا ببینین چنتا از همونایی که برای محکوم کردن من جشن اتحاد گرفتن میان و از این کار آقا مسعود اعلان برائت میکنن!.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقا مسعود!/خسته نباشین!.
      واقعاً خسته نباشین!.
      شما واقعاً لیاقت شاگرد اولی دم و دستگاه مجتبی خادمی رو دارید و به نظرم جانشین بلافصل ایشونین!.
      اون از آقا معلمتون که سایت گوش کن رو به اسم نابینایان کردن پاتوغ توهین به دین و ارزشها! و این هم از شما!.
      خب، البته تعجب هم نداره وقتی استادتون تو سایت به خدا قسم میخورن که شلوارشون رو خیس نکردن و حرمت اسم خدا رو نگه نمیدارن، چرا شما باید نگه دارین؟!.
      خدا وکیلی من دنبال تعطیلی سایت شما نبوده و نیستم ولی به فرض محال، اگه میخواستم علیه شما تبلیغات راه بندازم، چی بهتر از این دیدگاه شما؟!.
      البته این رفتار شما، بیشتر به ضرر اونایی تموم میشه که با طرح ادعای توهین من به شماها، یه ماه قبل از مجتبی و توهین به امیر المؤمنین (ع) حمایت کردن!.
      خب، حالا اونایی که میگفتن ما با توهین مخالفیم!، هرکی نیاد و جواب آقا مسعودو نده، لا اقل نشون داده که دروغ گفته که با توهین مخالفه و الا که توهین زشت تر از این وجود نداره!.
      الآن شرایط جوریه که هم هوادارای علی (ع) پیروز شدن و هم اینا فحش و فضیحت نوشتن!، بیاین ببینم کیا از فحش بدشون میاد؟!.
      اما آقا مسعود گل!، این رفتار شما فقط باعث شد که من از بیقرار عشق و بقیه ی دوستان عذر بخوام و باز هم معذرت میخوام.
      من میخوام اینجا به شیخ شهید فضل الله نوری اشاره کنم که ناجوانمردانه به شهادت رسید و دشمنای دین بر بدنش ادرار کردن تا کوچیکش کنن اما نه تنها شیخ کوچیک نشد و بزرگتر از همیشه شد که لا اقل دشمنا با این عملشون نا به حق بودن خودشونو نشون دادن!.
      ضمناً از همه ی دوستان، باوت نشون دادن این دیدگاه عذر میخوام، فقط هدفم روشنگری در مورد این دوستان بود و بس.
      اینم از قلم نیفته که مسعود جان!، شما تو سایت گوش کنن نوشتین که من تو مدرسه ی شوریده ی شیرازی ادعای امام زمانی کردم و به بچه ها گفتم که باید کفش منو جفت کنن!/خخخ، فقط باید به این ادعاها خندید و البته دوستان اگه میخوان میتونن از احمد فتحی، محمدعلی محمدی و سایرین که با من هم مدرسه ای بودن بپرسن!.
      این دروغ رو آقای «ع ک»، معلم سابق مدرسه ی شوریده برای تخریب بچه مذهبیها، پشت سر آقای دیندارلو استاد بنده در آوردن که هرگز صحت نداشت اما خب، حالا به من میچسبوننش دیگه!.
      آقا مسعود!، شما هم اگه بخواین مثل ما حرف دین رو بزنین، اینا رو پشت سرتون در میارن!.

  10. غفور نادری می‌گوید:

    با سلام به بیقرار عشق و دوستان من اینایی که فهش و توهین کردن تو گوش کن دیر یا زود از پا در میان همه می بینن اینا حالا میان تهدید هم می کنن دارن خودشون سراغ قانون میرن که خودشون روه گیر بندازن اونایی رو که گفتم دارم دنبالشون می کنم به این سادگی ول کنشون نیستم دیر یا زود معلوم می شه مدرک اساسی دارم از نوع قانونی و معتبر هم چنان که برای سایتشون داشتم باشد که خدا با من است

    • وطن دوست می‌گوید:

      سلام بر آقای محمد حسنی و قفور نادری یه دنیا از شما ممنونم موفق باشید آفرین

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام بر شما آقا یا خانم وطن دوست، حقیر هم از شما به خاطر احساس مسؤولیت تون سپاسگزاری میکنم و آفرین میگم.

    • وطن دوست می‌گوید:

      مسعود شرم کن حیا کن برو به کله مبارکت برس این قدر بد دهنی نکن

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام غفور جان!.
      بله، حق با شماست/العاقبت ل اهل التقوا و الیقین!؛ پیروزی با افراد با تقوا و اعتماد به حقه!/تو و راه مقدست پیروز نهایی خواهند بود، حتی اگه نخوان بعضیها.

  11. علی می‌گوید:

    درود به همه ی بازدیدکنندگان خردمند و همچنین مدیر این وبگاه. من به نوبه ی خودم از این حرکت تندروانه معذرت میخواهم. مسعود خانی که به ظاهر قصد دفاع از گوشکن و گوشکنیها را داری. بدان که با این کارت حتمه ی فشار را به سمت گوشکن و گوشکنیها کشنندی. اگر اهل منطق و خرد هستی که بیگمان چنین است، سخن خود را با دلیل ثابت کن و نه با توهین و فحش. با چنین کارهایی نه تنها آبروز گوشکن حفظ نمیشود که همه ی گوشکنیها به فحاشی متهم میشوم. البته درست است که کشور عشقیها باید قدری بهتر بیندیشند اما فعلا وضع به گونه ایست که مشاهده میکنی. با سخنان نگفته ات که بیشک همان سخنان خودم است، موافقم. قبول دارم که اهالی این پایگاه قدری تندرو هستند اما شما نیز تند رفتید. بدان و آگاه باش که پاسخ تندروی تندروی نیست. چه خوش گفت آن بزرگی که فرمود: «اگر میخواهی سیستمی را خراب کنی، از آن بد دفاع کن.» با آرزوی فرداهایی روشن و روشنتر و همچنین حل منازعات اینچنینی. خرد نگهدار. PS: البته اطمینان دارم که مدیر گرامی به خاطر این عبارت یه گیر درست و حسابی به من میده و میگه چرا نگفتی خدا نگهدار. همینجا اعلام میکنم من «AYTHIIST» نیستم و خدا رو قبول دارم. با آرزوی فرداهایی روشن و روشنتر برای همگان. خدا نگهدار

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام علی جان!.
      دیدگاه بسیار بسیار شجاعانه ای نوشتین!/آآآفرین!.
      خب، حالا میتونیم با هم حرف بزنیم!.
      اگه واقعاً همه ی گوشکنیها مثل شما فکر میکنن و نه مثل آقا مسعود، شما یه زحمتی بکشین و با مدیرای گوشکنی صحبت کنین که از رفتار آقا مسعود اعلان برائت کنن و متعهد بشن که دیگه به مقدسات شیعه، اعم از خدا، پیامبران، ائمه ی معصومین، حضرت زهرا (س) و نواب خاص امام زمان یا نواب اربعه و نواب عام ایشون (عج) یعنی فقهای دین، خاصه حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، امام خامنه ای توهین نمیکنن، من و آقا غفور و کلاً کشور عشقیا و حامیانمون هیچ مشکلی با شما نخواهیم داشت چون به هر حال، مسأله ی اون پست اهانت آمیز، با حذف شدنش حل شده ولی اگه میخواین دشمنی ادامه داشته باشه، اون یه حرف دیگه هستش.
      من آیدی اسکایپمو میذارم انشا الله شما رکوئست بدین و با هم توافق میکنیم و تو یکی از سایتها، یا اینجا و یا گوش کن یه بیانیه ی صلح آمیز تنظیم میکنیم و همه با هم برادر میشیم و به خدا خواهید دید که من تو برادری برای شما کم نخواهم گذاشت و حسن نیتم رو ثابت خواهم کرد.
      mohannad.hassani68
      حالا دوستان گوش کنی تو یه آزمون سرنوشت ساز قرار دارن:
      اگه واقعاً خواهان برادری هستن، ما هم هستیم و برادریم ولی اگه منظورشون از برادری اینه که حرمت مقدساتمون فدای اتحاد برادری بشه، ما ترجیح میدیم تالاسمی باشیم و یا سرطانی و با اونا توافق کنیم و نه با نابیناها!.
      خداییشا!، خرد نگه دار دیگه چه زهر ماریه؟!/خخخ.
      شما اگه فیلسوف نشین، آخرش مرتد میشین!.
      عقل که نمیتونه آدمو از مرگ نجات بده و مرگ و زندگی دست خداست!؛ پس خدا نگهدار!.
      ضمناً، عقل رو خدا آفریده و عقل خدا رو نیافریده پس ترجیح عقل بر خدا مثل این میمونه که بگیم/ چون آتش حضرت ابراهیم رو نسوزوند، پس باید آتش رو پرستید که این خطاست و سوزوندن یا نسوزوندن آتش به امر خداست و کار کرد عقل هم از کرامتهای خداست و اون عقلی که به برتری خدا نسبت به رأی خودش اعتراف نکنه، عقل و خرد نیست که جهل و بیخردیه/ولی رو پیشنهادم فکر کنین.
      آقای خادمی هم باید بیان و اگه نیان هیچی اصلاً ولی من همینجور که قبلاً تو شب روشن و پست موضع اون عزیزان نوشتم/ به خدا میتونم بیام و دست مجتبی رو هم ببوسم و همه چیز تموم بشه اما اجازه ندارم چون به عنوان یه کسی که خودش رو صدای مذهبیها میدونه حق ندارم در مورد توهین به مقدسات مذهبی سکوت کنم و عقب بشینم حتی اگه منفور ترین شخص فضای مجازی باشم و همه بهم فحش و ناسزا بگن.
      حالا افکاار عمومی قضاوت خواهند کرد دیگه!.
      خدا نگهدار.

  12. محسن غلامی می‌گوید:

    سلام آقای حسنی
      من خودمو تو این جهان بلبشو که هر روز میاد یکی به یکی دیگه انگ بدنامی و تهمت میزنه, نجات بدم برای کل دنیا و آخرتم کافیه.
    هدایت و ارشاد مردم کار من نیست کار کسی هست که ظاهراً بیست سال پشت میزهای طلبگی علم و دانش سپری کرده اند ولی در مواردی از پاسخگویی به یک سؤال اعتقادی ساده
    بر نمی آیند.
      در ضمن هیچ کس نمیخواد بیاد از طرف کس دیگه ای عذرخواهی کنه.
      حرف گوشکن با کشور شما تمومه شما راه خودتونو برید ما هم راه خودمونو.
      اونی که فحاشی میکنه خودش باید جواب بده به هیچ وجه ربطی به گوشکن و مدیرهاش نداره.
      لطفاً از پراکنده گوییی تعصب و واژه آرایی دست بردارید که تو این کار خودم ته خطم. آقای حسنی.

  13. محسن غلامی می‌گوید:

    در ضمن اون دو تا نظر من تو پست روشنگری تأیید نشد.
    دیگه هم برام مهم نیست.
      حالا که تو ایستگاه سرگرمی نظرات انتشار نشده افشا شد شما اومدید امیدوارم این خرابی کامپیوتر شما صحنه سازی برای مظلوم نمایی نباشه.
    همین الآن که رفتم دیدگاه من تو پست روشنگری نبود.
      آقای حسنی بهتره تو به فکر مطالب کپی سایت خودت باشی ما هم به فکر گوش کن خودمان.
      حساب تو با ما جداست.
      اینقدر بنویس تا بقیه اجزای کامپیوترت تا آخرین قطعه بسوزند.
    چرا اگه راست میگی تمامی نظرات رو در حال انتظار برای تأیید گذاشتی من که یک دیدگاه تأیید شده دارم.
    معلومه لحظه به لحظه از نظرات احتمالی میترسی.
    برو خوش باش که سایتی داری و تونستی مثلاً مجتبی رو به زانو در بیاری.

  14. خادم پايگاه می‌گوید:

    سلام آقا محسن.
    خب، اینکه شما یه پسر مذهبی هستین و پدر و مادر و اساتید مذهبی دارین، با خودتون ولی مطمئنم کمترین دانش عملی ای از قرآن کریم ندارین!.
    علتش هم اینه که:
    اولاً شما به من تهمت زدین که با طرح ادعای سوختن قطعات کامپیوترم، دارم مظلوم نمایی میکنم!.
    میخواین شماره تلفون اون تعمیراتی کامپیوتری که کامپیوترم رو بردم تو سایت بذارم و همچنین تلفون بهزیستی محلمون رو تا زنگ بزنین و استعلام بگیرین؟!.
    دوماً شما فرمودین تو ایستگاه سرگرمی نظرات منتشر نشده ی شما و دیگران افشاگری شده!.
    از کی تا الآن اسم دزدی شده افشاگری؟!.
    من رو قولی که آقای علی و با ایمیل علی فرجپور نوشتن، منتظر دیدگاه گوش کنیا موندم و سکوت کردم و الا من در صدد تنظیم پستی هستم که از افکار عمومی بپرسم اینکه آقای سعید درفشیان میرن و تو سایت ثبت نام میکنن تا نظرات تعیید نشده رو ببینن و بدون اجازه ی من اونا رو حالا خدا میدونه، من ندیدم اما با کمم و زیاد یا بی کم و زیاد منتشر میکنن، آیا اسمش تجسس و استراق اطلاعات نیست؟!.
    توضیح اونکه بالاخره من و آقای درفشیان هر کدوم دارای رسانه ای هستیم و مخاطبینی داریم که به ما اعتماد میکنن و دیدگاه هایی مینویسن و این ما هستیم که با توجه به قدرت مدیریتمون این حق رو داریم که ببینیم اون دیدگاه یا دیدگاه ها با جهت گیریهای سایت یا ایستگاهمون مطابق هست و یا نه و در صورت صلاح دید منتشر میکنیم و یا نمیکنیم اما اینکه کسی وارد یه حریم خصوصی که مختص مدیر اونجاست بشه و با افتخار تو رسانش بنویسه که من از گله گوشه های سایت، (اونجوری که بهم خبر دادن) وارد قسمت مدیریتی و یا اعضای سایت کشور عشق شدم و دیدگاه ها رو برداشتم، آیا به لحاظ اخلاقی درسته؟!.
    خب، پدر آمرزیده!، شماا میخواستی دیدگاه خودت رو تو رسانت بنویسی، خودت که میدونستی چی نوشتی، میومدی مینوشتی و چنتا از بچه های ایستگاهت رو که ضد اسلامن مثل حسین موحد زاده رو مثل همیشه عجیر میکردی تا برات به به و چه چه کنن و خلاص!.
    چرا دزدی؟!.
    آیا نمیدونی دزدی کار زشتیه و زن گرفتی؟!.
    اگه یکی از گله گوشه های خونت به محیط خونه تون و قسمتهای مربوط به خودت و خانمت سر بکشن، و لو که خونه ی شما سوراخ سمبه های آشکار و پنهان داشته باشه، این درسته؟!.
    با این دیدگاه میخوای بچه تربیت کنی؟!.
    بعدش هم تو بوق و کرنا میکنی که آآآی ادارات چرا منو استخدام نمیکنن؟!.
    استخدام کنن که از طریق گله گوشه های اون ادارات مثل اینجا دزدی کنی؟!.
    آیا باید اصولاً به یه آدم دله دزد که به دله دزدیش افتخار هم میکنه، شغل دولتی داد تا ارباب رجوع رو تلکه کنه؟!.
    آقای غلامی که خودت رو ظاهراً نماینده ی تام الاختیار گوش کن میدونی و میخونی!، نه روش تو که بر پایه ی تهمت و توهینه قرآنیه و نه اون کسی که اسمش رو گذاشتی افشا گر!.
    ضمناً دوتا دیدگاه قبلیت تعیید نشد چون اسم نداشت!.
    ظاهراً کار خوبی کردم که تعییدشون نکردم چون باعث شد خودت رو معرفی کنی تا بشناسمت!.
    در مورد اینکه چرا دیدگاه ها رو تعیید نمیکنم البته توضیح دادم ولی اینو هم اضافه میکنم که هر مدیری اختیاراتی داره و مثلاً مدیرای محترم گوش کن و شب روشن تصمیمشون اینه که دیدگاه ها رو بدون نظارت تعیید کنن ولی هر وقت لازم بدونن، اونا رو ویرایش و یا حذف میکنن و دیده شده که گاهی حتی بنا به صلاح دید و تشخیص خودشون اصلاً جای دیدگاه نوشتن رو مسدود میکنن تا کسی نظری ننویسه و البته که اختیار دارن و خب منم از اختیاراتم استفاده میکنم.
    نا گفته نمونه که دیدگاه هایی رو هم که نشون ندادم علت داشتن، مثلاً سعید درفشیان تو دیدگاهش نوشته بود که اگه دیدگاه منو نشون ندی، تو ایستگاهمون آبروتو میبرم و من نشون ندادم تا بره ببره!/خخخ.
    یا دوستی نوشته بود که اگه دیدگا اه منو نشون ندین، به سایتتون حمله ی بد افزاری میکنم!/نشون ندادیم تا بکنه!.
    من فکر میکنم به شما جواب کامل دادم ولی شما به هیچ سؤال من پاسخ درستی ندادین مثلاً نفرمودین که شما چرا در مورد دفاع از دین احساس مسؤلیت ندارین اما در مورد دفاع از گوش کن دارین و بعدش هم اسم خودتون رو میذارین مذهبی؟!.
    نفررمودین که چطور احساس تکلیف در مورد اهانت به ساحت مقدس امیر المؤمنین (ع) رو نمیکنین ولی در مورد گوش کن چرا دارین؟!.
    خب آدم مثلاً متدین!، اولاً که مجتبی خادمی شبهه ننداخت که شما جوابش رو ندونین و به طلاب دینی واگذار کنین و فقط عزادارها رو مسخره کرد!.
    یعنی شما زبون محکوم کردن هم نداشتین؟!.
    یا اصلاً به فرض که شبهه ای انداخت و شما جوابش رو نداشتین!، نمیتونستین برین بپرسین تا به عنوان یه بچه مذهبی، جواب شبهه رو داده باشین تا مولاتون از گزند تهمتها مصون بمونه؟!.
    چطوره کهه شما واسه گوش کن سینه سپرین و واسه مذهب، بی تفاوت؟!.
    راستی!، شما که فرمودین هرکی فحش داده خودش باید معذرت بخواد، چطور آقای شهروز حسینی که تو گوش کن نوشت/ بیاین در مقابل محمد حسنی متحد بشیم و اونچه زور داشت زد که بنویسه خودش احساس تکلیف کرده، اسمش رو گذاشتین نوشته ی گوش کنیا ولی مسؤلیت فحاشی آقای مسعود رو نمیپذیرین؟!.
    به نظرم شما گوش کنی هستین و نه مذهبی و این دو، ظاهراً با توجه به اهانتهای گسترده توسط مدیر محترم این سایت و یارانش به مقدسات مردم، قابل جمع نیستن!، اینطور نیست؟!.
    در مورد توصیه تون هم چشم!، میرم لذت میبرم کهه پایگاهی داشتم کهه به عشق امیر المؤمنین (ع) ساکت نموندم و برای اثبات ارادتم به آقا، با گنده های فضای مجازی نابینایان در افتادم و فحشها خوردم و تهمتها شنیدم ولی از ارادتم نکاستم و نهایتاً هم پیروز شدم.
    من برام علی (ع) از ناموس عزیزتره و اثبات هم کردم و تو بدترین شرایط هم دست نکشیدم اما شما چی؟!.
    اگه بگی امیر المؤمنین برات عزیزتره سؤال پیش میاد که شما که در مورد اهانت به امام سکوت کردی در مورد اهانت به ناموست چه خواهی کرد که مثلاً از علی (ع) عزیزتر نیست؟!.
    اگر هم که بگی/ برای من ناموسم عزیزتر از اماممه باید بهتون بنویسم که التماس دعا!.

    • حسین سلامی می‌گوید:

      سلام بر جناب آقای حسنی.
      آفرین بر شما.
      باریکلا.
      واقعا خوب زدین تو دهن این محسن آقا.
      آقای حسنی.
      مجتبی به خود همین محسن هیچ ارزشی تو سایتش نمیده.
      اصلا تو آموزشاشم کامنت نمیده.
      اون وقت همین آقا محسن داره پاچه خاریی همین آدمو میکنه.
      آقا حسین هواستو جم کن.
      با دفاع از گوش کن و مجتبی خادمی هیچی بهت نمیرسه عزیز.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام آقای سلامی بزرگوار.
      فرمایشات شما از یک جهت صحیحه متأسفانه و اون هم اینه که بدبختانه، آقای خادمی، هیچکس رو با خودشون برابر نمیدونن و همه رو از موضع پایینتر میبینن، حتی مقدسات مردم رو اما بیایم داداشم، به جای اینکه به دهان همدیگه بزنیم، به هم برای یه زندگی مسالمت آمیز کمک کنیم.
      خدا کنه بتونیم یه توافق به دست بیاریم که اون دوستان متعهد بشن به مقدسات ما اهانت نکنن و ما هم با اونا برادر باشیم ولی از حق نگذریم این فرمایش شما هم صحیحه که آدمی هرکی و هرچی رو به جای حرمت دینش گرامی بداره، اون چیز یا اون کس بهش وفا نمیکنه.
      به خدا که هیچکس مثل خدا به درد آدم نمیخوره و اولیای خدا.

    • محسن غلامی می‌گوید:

      سلام حسین اصلاً در اینکه مجتبی به من بها میده یا نمیده به تو ربطی نداره آقا.
      ببین من با آقای حسنی صحبت کردم تو کی هستی اینجا.
      واقعاً که.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام مجدد آقا محسن.
      خودم گوشش رو کشیدم/خخخ، بیایم در مورد مسائل مهمتر اظهار نظر کنیم.

    • محسن غلامی می‌گوید:

      اوبلاً من گفتم امیدوارم کامت من مثل نظر شما دو صفحه نبود با دقت بخونید.
      نگفتم یقیناً.
      دوماً تو گوشکن همه ی نظرات مخالف و موافق سریعاً منتشر میشه اما شما؟
      در ضمن لطفاً به اعضای سایتتان بگویید کمی آرامش خودشونو حفظ کنم من دارم با شما صحبت میکنم.
      لطفاً دیگران فقط نظر خودشونو بگن.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام سه باره آقا محسن.
      من که نفهمیدم شما میخواین چی بگین ولی به آقا حسین تذکرات لازم اده شد اما توصیه میکنم دیدگاه های قبلی خودتون رو مطالعه بفرمایید تا ببینین کی آرامش نداره.
      میگم راسته میگن تو همین سایت گوش کن که شما سنگش رو به سینه میکوبین، یه آقایی به نام رضا حسینی، یه پست نوشتن اما چون تو دیدگاه های پستشون اسم سایت شب روشن رو آوردن، آقا مجتبی پستشون رو حذف کردن؟!.
      این البته به خودشون مربوطه و خودتون ولی میخواستم بنویسم که ظاهراً آواز دهول از دور خوش است!.
      راستی!، قرار بود دیشب، یه صحبتهایی با شما و آقای فرجپور و آقای مجتبی خادمی بشه تا مشکلات مابین حل بشن اما ظاهراً شما آنلاین نبودین، آقای خادمی هم خودشون رو آفلاین کردن و آقای فرجپور هم که خودشون طراح این موضوع بودن، به ناگاه تلفونشون رو جواب ندادن و اسکایپشون هم آف شد!.
      ما میخواستیم مشکلات حل بشن اما ظاهراً شما دوستان جدی نیستین!.
      در مورد اطاله ی کلامم عذر میخوام ولی جواب حرفاتون رو دادم دیگه!.
      راستی!، شما برای سؤالهای من جوابهایی به ذهنتون نرسید؟!.

  15. بهرام حسینی می‌گوید:

    آفرین به همه ی دوستان و بازدیدکنندگان کشور عشق.
    آفرین آقای حسنی.
    مرسی.
    تمامی حرفهای منو خودتون گفتین.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام بهرام آقای حسینی.
      اولاً به پایگاه خودتون خوش اومدین داداشم.
      ثانیاً از اظهار لطفتون متشکرم.
      اما جدیا، چقد اسمتون شبیه یکی از شهدای محلمونه!/اسم ایشون هم شهید بهرام حسینی بود، خدا انشا الله من و شما رو هم تو راه پاک ایشون قرار بده و به درجات ایشون هم اضافه کنه.

  16. سعید پناهی می‌گوید:

    سلام آقای غلامی.
    من اصلا کاری ندارم که درست میگه کی غلط.
    شما فقط این کامنت منو بخونین.
    لطفا ,
    تو پست قبلی نوشتم:
    سعید پناهی می‌گوید:
    ۰۶/۰۶/۱۳۹۳ در t ۳:۰۷ ق.ظ
    سلام.
    من هم از کاری که آقای نادری انجام دادن ممنونم.
    و تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدم به دینم توهین کنن.
    راستیتش نمیخواستم بنویسم.
    اما خوب چه کنیم که ما هم شیعه امام علی هستیم.
    بخدا که من چه قد گفتم آقای خادمی.
    برادر عزیز این کلمه را پاک کن.
    آخرشم به هیچ چیزی نرسیدیم.
    پس مشکل از خودشون بوده نه ما.
    در ضمن من یکی شخصا با آقای خادمی مشکل دارم.
    پس این دلیل نمیشه که شما بگین سایت شب روشن هم اینجوریه.
    شاید یک یا چند دوستی باشه که هم به گوش کن بره و هم به شب روشن بیاد.
    پس اونایی که گوش کن هم میرن ترجیحن به شب روشن هم میان.
    پس خواهشن گناه منو به پای دوستانم.
    یا سایتتون ننویسین.
    باتشکر.
    خوب حالا ی سوال.
    مگه من گفتم من با گوشکن مخالفم که شما رفتین تو گروه ایستگاه سرگرمی گفتین که اینا تکلیفشون با خودشون معلوم نیست.
    ببخشید این کامنت را اینجا
    گذاشتم.
    بخدا چند بار ایمیلتونو برداشتم کپی کردم تو اسکایپ آیدیتونو پیدا کردم.
    اما هرچقدر ریکوست دادم add نکردین.
    این اسکایپ منه:
    Saeedpanahi2200
    منو اد کنین تا باهم صحبت کنیم.
    من فقط گفتم با مجتبی مشکل دارم نه با گوش کن نه با شما و نه با گروه ایستگاه سرگرمی.
    البته اگر منظورتون با اون پست هستش که من جوابتونو میدم.:
    بهنام نصیری
    می‌گوید:
    ۱۳/۰۶/۱۳۹۳ در t ۱۲:۴۶ ق.ظ
    سلام به برادر خوبم و همه شما کشور عشقیها
    تاخیر منو ببخشید
    به خدا درگیر کارهای عروسی خواهرم بودم و سرم خیلی خیلی شلوغ بود.
    گواهم هم سعید و امیر رضا.
    من هم اهانت به ساحت مقدس ائمه اطهار رو محکوم میکنم و از جناب نادری هم تشکر میکنم.

    اگر اجازه بدین، من هم اینجا مطلبی رو بیان میکنم.
    اون روزی که من پست اتحاد رو نوشتم، قصدم حمایت از کار اونها نبود. قصدم فقط خوابوندن خشممون بود، تا بتونیم راحتتر تصمیم بگیریم.

    اما وقتی دیدم که آقای خادمی، حتی یه کلمه هم عکس العمل نشون نداد، احساس کردم که کارم خیلی خیلی درست بود.
    چون من و دوستانم، حسن نیتمون رو برای صحبتهای مسالمت آمیز و به دور از جنجال، ثابت کردیم و ایشون با نیومدنشون، و سکوتشون، نه تنها به زعم خودشون منو پشیمون
    نکردند، بلکه شخصیت خودشونو نشون دادند.

    بله دیگه
    وقتی کسی یه قدم سمت خوبی برمیداره و طرف مقابلش تکون نمیخوره، معناش چیه؟

    به هر حال ممنون از همه شما
    اینم از جواب یکی از مدیران ما که منم نظرشو لایک میکنم.
    و حالا منتظر شما هستم.
    اگر امکان دارد منو اد کنین تا باهم مشکلاتمونو حل کنیم.
    پس تعکید میکنم من با شخص شما مشکل ندارم.
    من فقط و فقط با مجتبی مشکل دارم.
    که اونهم اگر تماس بگیرین میگم.
    پس من دشمن کسی نیستم.
    مرسی.

  17. خادم پايگاه می‌گوید:

    سلام داداش سعید.
    یه تذکر کوچولو اولش بدم که دیدگاه شما خیلی شخصی بود و اصولاً نه به این پست و نه حتی به این پایگاه مرتبط نبود اما از اونجایی که اولاً ما مخلص شما هم هستیم و همچنین اینکه از رفاقت بچه های نابینا با همدیگه استقبال میکنیم، ترجیح به نشون دادن این دیدگاه دادم.
    راستش اینکه ایستگاه سرگرمی به پاتوقی برای توهین به افراد مقدس دین ما مثل ائمه ی بزرگوارمون و مراجع معظم تقلیدمون و شهدامون و رهبران نظام مقدس کشورمون تبدیل شده، باید طبیعی دونست که به خودمون هم توهین بشه اما به نظرم اگر قراره روزی مشکلاتی حل بشن، باید هر دو طرف دعوا سعی کنند مشکلی حل بشه و اینکه یک نفر به طور داوطلبانه برای حل مشکل پیشقدم بشه البته نشونه ی حسن نیت اون فرده اما میترسم منتج به نتایج خوبی نشه.
    همین دیشب آقای فرجپور میخواست مشکلات رو حل کنه اما آقای خادمی خودشون رو آفلاین کردن تا مشکلات باقی بمونن!.
    به نظرم باید صبور بود و تا لحظه ی موعود بر اصول حقه پایداری کرد اما اصول رو باید طوری تنظیم کرد که خیر خواهانه باشن.
    من به عنوان دوست و برادر شما تقاضا دارم که اگر به دنبال دوستی میرین برین که کار خوبی هم هست اما دوستی امریست دو طرفه و وقتی یک نفر بیش از حد برای دوستی دست دراز میکنه ممکنه مجبور بشه اصولش رو زیر پا بگذاره.
    با تشکر از شما برادر بزرگوارم.

  18. سعید درفشیان می‌گوید:

    این بچه کوچولوا رو دیدی! تخس و شیطونن؟!
    نشستی، یهو میان سر هیچی با انگشت میزنن تو چشت و در میرن!
    اول این که از چشم همه میفتن، بعدم تنها راه حل کنترل‌شون اینه که گوش‌شونو بگیری، یه جفت کشیده ی نر و ماده دو طرف صورت‌شون بخوابونی، تا برن یه ساعت عر بزنن و بعدش دیگه هیچ وقت با انگشت تو چشم کسی نزنن!
    آخه عقل و شعور درست حسابی که ندارن بهشون بگی این کارو نکن بی خیال شن!
    اما بعد!
    تو گفتی من دزدی کردم دیگه نه؟!
    بعدم یه مشت مزخرفات برای این که منو عصبانی کنی گفتی!
    من به اون مزخرفات بعدش کاری ندارم.
    اما به فرض که من دزدی کرده باشم، خب تو هم کردی! نکردی؟!
    خواستم یه بارم به خودت نشون بدم که این کار یعنی جمع کردن کامنتای این و اون از تو یه سایت دیگه و آوردنشون به اینجا، کار چندش آوریه که خدا را شکر انگار فهمیدی که به جلز و بلز افتادی!
    اما دزدی محسوب نمیشه!
    تو ثبت نام رو باز گذاشتی، منم ثبت نام کردم.
    هر کی هم ثبت نام کنه اجازه داره بعضی از بخشها رو ببینه، خب منم دیدم.
    پس هر کس دیگه هم ثبت نام میکرد یا ثبت نام بکنه، میتونه بخشهایی که من دیدم رو ببینه!
    مگه این که خودت نخوای کسی ببینه! که اگه خواستی بیا بهت یاد بدم چه جوری میشه!
    از اینجا به بعدش هم که عین کار خودته! یعنی برداشتن کامنت و بردن و گذاشتنش یه جای دیگه!
    خب اگه این دزدیه، تو مدتهاست داری دزدی میکنی!
    تو گوشکن کسی حد اقل تازگیا اسم تو رو نیاورده بود که به خودت شک کردی و فکر کردی وقتی از آدمای فلان و بهمان حرف میزنن لابد منظور‌شون تویی!
    خلاصه از من که نمیشنوی، ولی اگه میشنیدی میگفتم برو عمو به زندگیت برس! برو یه کم بزرگ شو! برو یاد بگیر که همه مث تو فکر نمیکنن! برو و اینم در نظر داشته باش! همه ی کارای بچگانهت عین این بار زدن دیدگاهها از جایی به جای دیگه، غیر از اعصاب خورد کردن کاری دیگه ازشون بر نمیاد!
    مثل الان که اعصاب خودت خورد شد!

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      آقای درفشیان!، اولاً سلام.
      بعدشم، از این بچه کوچولوها که میگین، تو خونواده ی ما فک کنم یه هفت هشت تاییش باشن اتفاقاً رو اعصاب هم میرن ولی ما هیچوقت نمیزنیمشون چون اولاً بچه ی داداش و خواهر عین خودشون شیرینن و ثانیاً بچه بچه هستش و جز بچگی نمیدونه!.
      صحیح نیست اونا رو بزنیشون، بهتره که خودمون رو ازشون دور کنیم یا لا اقل اونا رو از خودمون دور کنیم نه اینکه بزنیمشون!.
      مگه روضه گوش ندادی که دلت برای بچه بسوزه و یاد بگیری که بچه زدن نداره؟!.
      خخخ/من دارم چی میگم!، کسی که تو ایستگاه مثلاً سرگرمیش انواع اهانتها به ساحت مقدس ائمه، از قبیل گمراه خوندن اون بزرگان و چیزهای دیگه میشه، رو چه به روضه!.
      آقا!، شما خوش باشین و بچه ها رو بزنین که گذشتگان شما هم میزدن!/شمر میزد، تو هم بزن!.
      بچه هست دیگه، زورش که نمیرسه، باید بزنیش!.
      فک کنم منطق شما هم تو سرکوب مخالفهاتون همین باشه نیست؟!.
      من با شما بحث داشتم، یه خانم رو آوردین و تو ایستگاه تون و بر خلاف قولی که دادین مبنی بر اینکه دیگه اون بحث رو میبندین تا هرچی دل تنگش میخواد بگه و بعدش منو از پاسخ محروم کردین!/یادتون هست؟!.
      اینایی که نوشتم به خدا شخصی نیستااا، میخوام بنویسم منطق شما اینه!.
      حالا هم هی برای آقای خادمی ایجاد هزینه میکنی که چی؟!.
      آیا برای زدن پنبه ی تفکر دینی نیست؟!.
      شما که سابقاً آدم مذهبی ای بودین؟!.
      چی شده که الآن اینقد ضد مذهب شدین؟!.
      فکر نمیکنین با این توصیفاتی که من ازتون ارائه دادم، اون کسی که بزرگ نشده و باید یاد بگیره که ممکنه همه همفکرش نباشن، اون شمایین که مدام، دیگران رو که باهاتون هم فکر نیستن رو تخریب میکنین و همه رو جوری خراب میکنین که یا با شما باشن و یا نباشن؟!.
      اگه یادتون باشه، من به آقا مجتبی ننوشتم که چرا مذهبی نیستین؟.
      نوشتم چرا توهین میکنین؟.
      هم فکر نبودن با با توهین کردن دوتا بحث جدا از همه!.
      ضمناً در مورد دزدیتون هم دارین مغلطه میفرمایین.
      چون من دیدگاه هایی رو آوردم و نشون دادم که همه اونجا دیدن و فقط خواستم بهشون استناد کنم و ازشون شاهد بیارم ولی شما متأسفانه دیدگاه هایی رو برداشتین و آوردین تو ایستگاهتون که من به هر دلیل مایل به نشون دادنشون لا اقل تو اون زمان نبودم!.
      حرف شما مثل اینه که من بیام خونه ی شما و تا ته خونه تونو تفحث و تجسس کنم و بعدشم بیشرمانه بگم/ خب در باز بود یعنی اینکه میشه وارد شد دیگه!.
      واقعاً برای این نوع نگاهتون متأسفم!.
      پس ظاهراً از نگاه شما برای اینکه کسی ازمون ندزده، باید به همه چیزمون قفل بزنیم و الا دزد حق داره بیاد و بدزده!/خخخ.
      آقای درفشیان عزیز!، من در ثبت نام رو باز گذاشتم تا دوستان بیان ثبت نام کنن و مطلب بذذارن و نه اینکه ازمون بدزدن!.
      شما چیزی رو که از دید اکثریت مطلق بازدید کننده های ما پنهان بوده رو بدون اجازه ی ما و با علم به اینکه ما راضی نیستیم اینا منتشر بشن، برداشتین و بردین، به زبون شما به این چی میگن؟!/قرض گرفتن؟!، امانت گرفتن؟!، به ودیعه گرفتن؟!، یا دزدیدن؟!.
      شما هر برداشتی میخواین از این بکنین، برای من مهم نیست فقط بیچاره اون بچه ای که شما میخواین تربیتش کنین، تا بچه هستش که لابد میخواین بزنینش که به قول خودتون ار بزنه و وقتی هم که بزرگ شد، دزدی نشونش بدین و بعدش هم بگین/ اسم این افشاگریه!.
      مثلاً بچه تونو بفرستین دزدی خونه ی مردم و بعدش هم بهش یاد بدین اگه کسی گرفتش جواب بده میخواستم ببینم صاحب این خونه چقد پول داره!.
      مثل اون بنده ی خدایی که اومده بود یه جا دزدی، بهش گفتن اینجا چه کار میکنی؟!؛ جواب داد اومدم برم دستشویی!.
      در مورد اینکه بیام ازتون یاد بگیرم که چجوری میشه آموزش دید اینکه چطور نذاریم کاربرای مشارکتیمون به اسرار سایتمون دست رسی نداشته باشن، من افتخار میکنم یه چیزی و لو از شما یاد بگیرم اما اگه ناراحت نمیشین باید براتون بنویسم که من غیر از شما و یه بنده ی خدایی که چند وقت قبل از سایتمون همینجوری دزدی میکرد، کس دیگه ای رو نمیشناسم که دزدی کنه!.
      شما یه لطفی کنین دزدی نکنین، یا به قول خاله قزی، تو جیب ما رو نزن، آموزش پیشکش!.

  19. احسان دوست می‌گوید:

    بسم الله
    سلام.
    یکی از بدیهی ترین حقوق هر انسان آزادی و بطور خاص آزادی بیان اوست.
    اما همین آزادی دارای حد و مرزیست و مطلق نیست.
    به عبارت واضح تر آزادی بیان محدود به رعایت حقوق دیگران و خود داری از توهین به اعتقادات آنهاست.
    مطلب کاملا روشن است.
    هیچ کدام از بچه های این پایگاه مخالف فعالیت گوش کن بطور کل نیستند. فقط هر گونه توهین به مسائل مذهبی و افراد مذهبی رو محکوم می کنند که طبق آنچه در ابتدا گفتم کاملا هم حق دارند.
    مگه کسی به شما و اعتقاداتتون در ابتدا توهین کرد که به خودتون اجازه دادید تمسخر و توهین رو شروع کنید؟
    بنا بر این اقدام جناب نادری بزرگوار رو تایید و از خداوند منان خواهان مدد ایشان هستم.

    • خادم پايگاه می‌گوید:

      سلام جناب آقای احسان دوست عزیز.
      از حمایت شما متشکرم، اجرتون با حضرت امیر المؤمنین (ع).
      اما جالبه بدونین که از نظر دوستان، ما باید ازشون به خاطر اونچه دخالت در امور سایت کذاییشونه معذرت هم بخوایم!.
      ظاهراً آقای خادمی پیشنهاد صلحی که آقای فرجپور از اعضای سایت گوشکن مطرح فرمودن رو رد کردن و خواستن که ما معذرت هم بخوایم!.
      به هر جهت خدا رو شکر که حق به حقدار ریسید و این جمله ی حضرت رسول اکرم (ص) یا به هر حال این جمله ی حقه باز معنا شد که علیٌ مع حق و حقٌ مع علی.
      علی با حق است و حق با علی علیه السلام است.
      فقط میمونه قضاوت تاریخ که انشا الله آیندگان خواهند نوشت که عده ای از آبروشون برای دفاع از حریم ولایت گذشتن و پاسخ افراد هتاک، جز فحاشی و پر روگری نبود و افتضاح و ضایع شدن هتاکان در دنیا و آخرت هم نصیب شون شد تا عبرت بقیه بشن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید