نهم شهریور ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت/ربوده شدن امام موسی صدر، روحانی محبوب و متنفذ جهان اسلام توسط قذافی، پادشاه مخلوع لیبی

همه چیز در مورد ربوده شدن امام موسی صدر>
یکی از معماهای دهه های اخیر, پرونده ربودن امام موسی صدر در لیبی آنهم در جریان یک سفر رسمی در ۹ شهریور ۱۳۵۷, ۳۱ اوت ۱۹۷۸, به دعوت دولت طرابلس است. ایشان
شهروند معمولی لبنانی یا ایرانی نیست که بتوان ربودنش را در پرده ای از سکوت کتمان پوشیده داشت. لذا پس از اعلام خبر ربودن ایشان در توسط رسانه های ملی و منطقه
ای و جهانی, اعتراضات مقامات لبنانی نسبت به دولت لیبی که میزبان امام بود آغاز شد و هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد و از مرزهای لبنان فراتر می رفت, رهبران کشورهای
اسلامی و عربی به موضعگیری پرداختند. امام خمینی تلگراف های متعددی به رهبر لیبی برخی رؤسای عرب ارسال داشتند و ضمن ابراز نگرانی از آنها توضیح خواستند و همچنین
فشارهای جهانی, باعث شد مقامات لیبیایی پاسخ دهند و رسماً اظهاراتی را بیان دارند که با یکدیگر به شدت متناقض بود.

توضیحات متناقض مقامات لیبیایی سؤالات بسیاری را بر انگیخت و طی بیست و هشت سالی که از ربودن امام می گذرد این سؤال متنوعتر و متعددتر شده است. ابهام های آزارنده,
داستان های متناقض, دستیابی به متون بازجویی های رسمی دادستانی ایتالیا, اسناد خدشه ناپذیر دادگاه عالی لبنان برای صدور حکم احضار قذافی و ۱۶ تن از مقامات لیبیایی,
حقیقت ماجرا و رازهای نهفته و گره های ناگشوده در این ماجرا و دانستن ده ها نکته و سند و اعتراف که در لابه لای صفحات پرونده ربودن امام مکتوم مانده ما را
بر آن داشت تا گزارش مستندی از لحظه ربودن امام تا امروز تهیه و منتشر کنیم.

این گزارش خلاصه ای از اسناد و مدارک پرونده پیگیری قضیه ربودن امام موسی صدر است که در ایتالیا, لبنان و ایران و مجامع بین المللی انجام شده است. پرونده
ای که توسط تیم حقوقی دادستانی ایتالیا, وکلای قدرتمند لبنانی ایرانی, حقوقدانان مسلمان و مسیحی تهیه شده است. مطالعه این گزارش نه تنها به بسیاری از سؤالات
هموطنان عزیز پاسخ می دهد و ابهام ها و رازها را روشن می کند, بلکه می تواند برای حقوقدانان و کارشناسان قضایی و اطلاعاتی نیز مفید باشد.

* * * * * * * * *

افزایش رنج ومحنت مردم لبنان وشدت گرفتن تجاوزات صهیونیستها واشغال جنوب عملا مانع اعمال حاکمیت دولت لبنان بر این منطقه شده بود. چون اسرائیل از اجرای قطعنامه
۴۲۵شورای امنیت وعقب نشینی از مناطق مرزی سرباز زده بود، امام موسی صدر وظیفه خود می دانست که اوضاع بحرانی لبنان وعمق خطرهای تهدید کننده جنوب لبنان را به
اطلاع رهبران کشورهای عربی برساند. رهبرانی که در رسیدگی به این وضع اسف بار تأثیر مستقیم داشتند.

در همین راستا امام به سوریه،اردن، عربستان سعودی والجزایر سفر کرد واین کشورها را به برگزاری نشست محدود سران فراخواند؛ بااین امید که مصیبت های مردم لبنان
پایان یابد و جنوب این کشور آزاد شود. همین مطلب را وی در گفت وگو با روزنامه اخبار خلیج چاپ بحرین بیان داشت. امام موسی صدر در الجزائر با رئیس جمهور، هواری
بومدین، محمد صلاح یحیاوی و دیگر مسئولان جبهه ملی آزادی- بخش الجزائر گفتگو کرد. در یکی از این نشستها، با توجه به نفوذ و تأثیر قذافی، رهبر لیبی، در عرصههای
سیاسی- نظامی لبنان به ایشان توصیه شد۰ که از لیبی نیز دیدار و سفر دورهای خود را تکمیل کند..

وی در آن نشست گفت که تنها دیدارش از لیبی در سال ۱۹۷۵برای شرکت در کنگرهای اسلامی بوده واو به دعوت لیبی برای دیدار از این کشور و گفت وگو با رهبران آن
پاسخ موافق خواهد داد.

در تاریخ ۲۸ژوئیه ۱۹۷۸م امام موسی صدر در دفتر خود پذیرای کاردار سفارت لیبی در لبنان شد و او دعوت کنگره جماهیری خلق لیبی را برای دیدار امام از لیبی وگفت
گو با دبیر کل کنگره سرهنگ معمر قذافی ابلاغ کرد وخواهش کرد که این سفر در ۱۹یا ۱۲اوت ۱۹۷۸انجام شود. امام این دعوت را پذیرفت اما در مورد تعیین زمان سفر
با تأمل برخورد کرد.

در تاریخ ۲۰اوت ۱۹۷۸ایشان به کاردار لیبی اطلاع داد که مایل است سفر در تاریخ ۲۵ اوت ۱۹۷۸ انجام شود و باید لیبی را پیش از ۱سپتامبر ۱۹۷۸ترک کند تا
بتواند به همسر بیمارش که در حال درمان در فرانسه است، رسیدگی کند، و همچنین باید برای پاره ای کارهای ضروری به لبنان باز گردد. امام موسی صدر نام اعضای هیئت
همراه خود را به کاردار لیبی اعلام کرد.

سفارت لیبی در لبنان بلیط سفر امام وهمراهانش شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین را به او تقدیم و به موجب نامه ای به خطوط هوایی لبنان، “طیران الشرق الاوسط”،
به شماره ۴/۳/۴۳۰ در تاریخ ۲۴اوت ۱۹۷۸چند صندلی در جایگاه ویژه هواپیما برای ایشان رزرو کرد.

آغاز سفر

روز جمعه امام موسی صدر همراه شیخ محمد یعقوب واستاد عباس بدرالدین به لیبی سفر کرد. در میان بدرقه کنندگان ایشان در فرودگاه بیروت کاردار لیبی، محمود بن
کوره نیز حضور داشت. در فرودگاه طرابلس رئیس دفتر ارتباطات خارجی کنگره عمومی خلق، احمد شحاتی، از ایشان استقبال کرد. امام وهمراهانش که میهمان رسمی دولت لیبی
بودند در هتل الشاطی در طرابلس اقامت گزیدند.

رسانه های خبری لیبی هیچ اشاره ای به حضور میهمان رسمی دولت خود یعنی امام صدر نکردند واز برنامه های ایشان در این سفر هیچ خبری ندادند تا جایی که کاردار لبنان
در طرابلس آقای نزار فرحات از حضور ایشان در این شهر خبردار نشد تا این که استاد عباس بدرالدین در تاریخ ۲۸اوت ۱۹۷۸با ایشان تماس گرفت. مفاد گزارش رسمی موجود
در وزارت امور خارجه لبنان این نکته را تأیید می کند.

قطع ارتباط با دنیای خارج

وسایل ارتباط جمعی و رسانههای گروهی لیبی اخبار مربوط به سفر امام به این کشور و دیدارهای ایشان را مسکوت گذاشتند و هیچ خبری درباره دیدار امام با قذافی و
دیگر مسئولان لیبیایی منتشر نکردند. از طرفی ارتباط امام با دنیای خارج نیز قطع شد در حالی که ایشان در تمامی سفرهای پیشین خود همه روزه از طریق تلفن با اعضای
مجلس اعلای شیعیان و با دوستان و خانواده خود ارتباط برقرار میکردند.

از همراهان وی نیز هیچ خبری نرسید با این که یکی از آنان یعنی استاد عباس بدرالدین تنها به دلیل پوشش خبری این سفر با امام صدر همراه شده بود.

نخستین اقدامات

پس از آن که از بازگشت امام وهمراهانش از لیبی خبرینشد و ارتباط با آنان نیز میسر نگردید، مجلس اعلای شیعیان لبنان خواستار اطلاعاتی از کاردار لیبی در لبنان
در تاریخ ۶سپتامبر ۱۹۷۸در این زمینه شد اما وی از پاسخگویی طفره رفت. چهار روز بعد مجلس، موضوع را با نخست وزیر دولت لبنان، دکتر سلیم الحص، در میان گذاشت.
وی فوراً کاردار لیبی را در تاریخ ۱۰ سپتامبر ۱۹۷۸فراخواند وخواستار جواب رسمی وفوری شد. ظهر روز بعد کاردار لیبی پاسخ داد که امام موسی صدر وهمراهانش عصر روز
۳۱اوت ۱۹۷۸ با هواپیمای خطوط هوایی ایتالیا به شماره ۸۸۱ لیبی را به مقصد رم ترک گفته اند.

به دلیل نگرانی ناشی از این پاسخ، رئیس جمهور لبنان، الیاس سرکیس، در تاریخ ۱۲سپتامبر ۱۹۷۸تلاش کرد با قذافی ارتباط تلفنی برقرار کند تا از او درباره این
موضوع توضیح بخواهد وبه او اطلاع دهد که میهمانانش هنوز به وطنشان نرسیده اند و خارج از لیبی نیز دیده نشده اند. این ارتباط به رغم تلاش در آن روز به نتیجه
نرسید. شخصی که در سوی دیگر پاسخگوی تلفن بود، همواره تکرار می کرد که قذافی با این شماره در دسترس نیست وبا شماره دیگری تماس بگیرید وتماس با شماره جدید نیز
نتیجه نمی داد و….

اما نخست وزیر لبنان همان روز توانست که با نخست وزیر لیبی سرگرد عبدالسلام جلود تلفنی گفتگو کند. وی در ابتدا فرصت خواست، سپس در تماس بعدی جواب کاردار لیبی
را تکرار کرد وافزود که امام موسی صدر از این سفر خشنود نبود و بدون اطلاع مقامات و بدرقه رسمی لیبی را ترک گفته است. همچنین یکی از کارمندان دولت به نام احمد
حطاب او را اتفاقی در فرودگاه طرابلس مشاهده وبا وی خداحافظی کرده است.

براساس پرس وجو درباره اخبار مربوط به امام از کسانی که پس از شرکت در جشنهای اول سپتامبر از لیبی به لبنان بازگشته بودند، روشن شد که:

¬ هنگام استقبال از امام در فرودگاه طرابلس احمد شحاتی رئیس دفتر روابط خارجی دبیرخانه کنگره عمومی خلق حضور داشته است.

¬ ایشان با همراهانش میهمانان رسمی دبیرخانه کنگره عمومی خلق بودهاند و در هتل الشاطی طرابلس اقامت داشتهاند.

¬ احمد شحاتی با ایشان در تاریخ ۲۶و ۲۷اوت ۱۹۷۸گفت وگو کرد و در یکی از این جلسات، گروه گزارشگری تلویزیون لیبی تصویر وسخنان ایشان را ضبط کرد. اما
این تصویر هرگز از تلویزیون لیبی پخش نشد.

¬ صحبت های طولانی از ایشان درباره اوضاع کنونی لبنان ودنیای عرب ضبط شده است تا در رادیو “الوطن العربی” لیبی پخش شود. اما از پخش آن جلوگیری شد.

¬ امام هنگام ورود به طرابلس در تاریخ ۲۵اوت ۱۹۷۸م در انتظار اعلام وقت دیدار با قذافی بوده است. در حالی که به قذافی خبر داده بودند که ناگزیر باید
پیش از ۱سپتامبر ۱۹۷۸م به پاریس سفر کنند.

¬ همراهان ایشان نیز بنا داشتند که به پاریس سفر کنند. از این رو یکی از آنان یعنی عباس بدرالدین در تاریخ ۲۹اوت ۱۹۷۸با کاردار لبنان در لیبی برای
گرفتن ویزای ورود به فرانسه صحبت کرده بود. امام وشیخ محمد یعقوب قبلا از سفارت فرانسه در بیروت ویزا دریافت کرده بودند.

¬ امام وهمراهان در حدود ساعت یک بعدازظهر روز ۳۱ اوت ۱۹۷۸م در حالی که از هتل الشاطی بیرون آمدند تا سوار ماشین های تشریفات دولتی شوند وبه دیدار قذافی
بروند، دیده شده اند. قذافی بعدها اعلام کرد که وی ساعت ۱:۳۰بعدازظهر آن روز را برای دیدار با امام معین کرده بود. اما این دیدار صورت نگرفت زیرا به وی خبر
دادند که امام سفر کرده است.

خبر ناپدید شدن امام موسی صدر به سرعت انتشار یافت و روزنامههای لبنان در تاریخ ۱۲سپتامبر ۱۹۷۸آن را در صفحات نخستین خود منعکس کردند. رادیوها ورسانه های
خبری خارجی نیز آن را پوشش دادند. یکی از روزنامه های لبنان که با مقامات لیبی ارتباط نزدیکی داشت دراین تاریخ این خبر را تحت عنوان “آیا رویدادهای ایران با
این معما ارتباطی دارد یا نه” منتشر کرد.

این روزنامه در متن خبر خود به بررسی عوامل و امکان ارتباط مسئله ربودن امام با رویدادهای انقلاب ایران پرداخت. خبرگزاری کویت نیز در همین روز خبر را به منابع
رسمی لیبی نسبت داد. بعدها روشن شد که منبع این خبر مدیر دفتر خبرگزاری لیبی در بیروت بوده است.

نخستین یافتهها

تحقیقات اولیه نشان داد که امام و همراهانش آخرین بار در ساعت یک بعدازظهر روز ۳۱اوت ۱۹۷۸با اتومبیلهای تشریفات دولت لیبی برای دیدار با قذافی، هتل محل اقامت
خود را ترک کردهاند. قذافی در تاریخ ۳۱سپتامبر ۱۹۷۸در شهر دمشق اعتراف کرد که ساعت ۱:۳۰بعدازظهر آن روز موعد دیدار وی با امام بوده است. وی مدعی شد که آن ملاقات
انجام نشده زیرا به او خبر دادهاند که امام ودو همراهش به طور ناگهانی از لیبی خارج شدهاند.

موضع مقامات لیبیایی

سران رژیم لیبی در ابتدا موضوع ربودن امام وهمراهانش رانادیده گرفتند و خود را در اینباره بیاطلاع وانمود کردند، اما انتشار این خبر در محافل رسانهای و بینالمللی،
حکومت لیبی را ناگزیر کرد که در تاریخ ۱۷سپتامبر ۱۹۷۸با انتشار یک بیانیه رسمی و آکنده از تناقضات آشکار چنین وانمود کند که امام موسی صدر و دو همراه ایشان
عصر روز ۳۱ اوت ۱۹۷۸بدون اطلاع مقامات لیبیایی با پرواز هواپیمایی آلیتالیا عازم ایتالیا شدهاند.

وزارت امور خارجه لیبی در تاریخ ۱۷سپتامبر ۱۹۷۸در بیانیهای رسمی، نظر رژیم لیبی را درباره سفر امام موسی صدر به آن کشور و ربودن ایشان بیان داشت. “امام موسی
صدر از شخصیت های اسلامی بزرگ ورهبر شیعیان لبنان محسوب می شود ومیان او ولیبی روابط محکمی برقرار است که منشأ آن تجلیل واحترام نسبت به نقشی است که امام صدر
در قلمروهای اسلامی وسیاسی در دنیای عرب وجهان اسلام ایفا می کند. وی بارها پیش از این از لیبی دیدار کرده است. در روز ۱۸ژوئیه ۱۹۷۸عصام مکی نماینده امام موسی
صدر که در آن هنگام در الجزائر بود، با سفارت تماس برقرار کرد وتمایل امام را برای سفر به لیبی بیان کرد. سفارت ما در بیروت روز ۱۹ژوئیه ۱۹۷۸استقبال ما را از
این سفر به ایشان ابلاغ کرد. در تماس کاردار سفارت لیبی با امام ایشان ضمن اشاره به اشتغالاتش در آن برهه زمانی پیشنهاد می کند که سفر در نیمه دوم ماه مبارک
رمضان صورت گیرد وروز ۲۵اوت ۱۹۷۸را برای سفر تعیین می کنند.
در تاریخ مذکور وی به طرابلس رسید وبه گرمی مورد استقبال قرارگرفت. در ایام اقامتش دیدارهای متعددی صورت گرفت. سپس امام خواستار گرفتن بلیط برای سفر به رم و
از آن جا به پاریس شد. لذا کمیته مردمی مستقر در فرودگاه بین المللی طرابلس از خطوط هوایی ایتالیا، آلیتالیا به شماره ۸۸۱به مقصد رم برای وی وهمراهانش عباس
حسین بدرالدین ومحمد شحاته یعقوب جا رزرو کرد. چون در این پرواز صندلی خالی وجود نداشت، نمایندگان شرکت آلیتالیا بنا به درخواست کمیته مردمی فرودگاه خواستار
تغییر صندلی دو تن از مسافران درجه یک به درجه توریستی شد، تا امام وهمراهانش بتوانند در قسمت درجه یک قرار بگیرند. این دومسافر آقای والنتی کارمند شرکت آلیتالیا
درطرابلس وخانم دونسلمان از ایتالیا بودند. امام صدر با پرواز شماره ۸۸۱خطوط هوایی آلیتالیا روز پنجشنبه ۳۱اوت ۱۹۷۸در ساعت ۸:۱۵شب عازم رم شد. برادر احمد حطاب
از دفتر ارتباطات عربی در کنگره عمومی خلق ونماینده کمیته مردمی فرودگاه ونماینده شرکت حمل ونقل آلیتالیا او را بدرقه کرد.
ساعت ۱۰صبح روز ۱۲سپتامبر ۱۹۷۸نماینده شرکت آلیتالیا در طرابلس تلگرافی را از مدیر منطقه ای شرکت مذکور در بیروت دریافت کرد ودر آن جویای احوال مسافران پرواز
۸۸۱در تاریخ ۳۱اوت ۱۹۷۸به نامهای موسی، یعقوب وعباس شد. در پاسخ نماینده شرکت آلیتالیا در طرابلس تلگرافی را در ساعت ۱۴:۳۰همان روز فرستاد وتأکید کرد که امام
موسی صدر وشیخ محمد یعقوب وعباس بدرالدین با پرواز آلیتالیا به شماره ۸۸۱در تاریخ ۳۱اوت ۱۹۷۸طرابلس را به سوی رم ترک کرده اند. دبیرخانه وزارت امور خارجه ضمن
تأکید بر روابط برادرانه واستوار که میان امام موسی صدر واین دولت بوده است واحترام فراوانی که برای امام قائل است اعلام می کند که امام طرابلس را به قصد رم
ترک کرده است وتأکید می کند شایعاتی که برخی از مراکز مشکوک ومغرض می پراکنند، با هدف بر هم زدن اوضاع لبنان، این آخرین پایگاه انقلاب فلسطین، صورت می گیرد.
از این رو جمهوری لیبی با تمام قوا در کنار نیروهای اسلامی ومترقی برای روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر ونجات جان وی وهمراهانش می کوشد. در این خصوص ما در ارتباط
مداوم با دولت ایتالیا هستیم که امام صدر با یکی از پروازهای آن بدان جا سفرکرده است ودولت لیبی به این قضیه اهمیت فراوانی می دهد”.

با وجودی که بیانیه وزارت خارجه لیبی در تاریخ ۱۸سپتامبر ۱۹۷۸صادر شده است، جنبش امل ارائه پاسخ آن را تا زمان برگزاری کنفرانس مطبوعاتی آیت اللَّه شیخ محمد
مهدی شمس الدین، به تعویق انداخت. این تأخیر بدان دلیل بود که جنبش امل نمیخواست پیش از پایان تحقیقات، لیبی را مسئول ربودن امام صدر معرفی کند اما پس از اتمام
این تحقیقات، شیخ شمس الدین در آن مصاحبه، رسما لیبی را مسئول ربودن امام صدر معرفی کردند.
متن پاسخ جنبش امل بدین شرح است:
“۱- همه ما میدانیم که امام موسی صدر پیش از این تنها یک بار به لیبی سفر کرده بودند و آن هم در سپتامبر ۱۹۷۵و برای شرکت در یک کنفرانس دینی – مذهبی در آن سفر،
امام با قذافی دیدار کردند و قذافی از اختلاف نظرهایی که در دیدار با امام میان آن دو پیش آمد، ابراز ناراحتی کرد و برای آن که دیدار را پایان دهد، بر صندلی
خود لم داد و چشمانش را بست و خود را به خواب زد (!) پس از آن دیگر هیچ ارتباط یا تماسی میان امام و دولت لیبی انجام نشد. همزمان با جنگ های داخلی لبنان، نخست
وزیر لیبی سرگرد “عبدالسلام جلّود” به لبنان سفر کرد و در مدت اقامت دو ماهه خود در لبنان، یعنی ماه های ژوئن و ژوئیه ۱۹۷۶با بسیاری از شخصیت های لبنانی وابسته
به جناح های مختلف سیاسی دیدار و گفتگو کرد از جمله آنان،پیر جمیل، رئیس حزب کتائب بود که جلود در تاریخ۱۹۷۶به مدت بیش از سه ساعت با وی دیدار و گفتگو کرد،
اما هیچ گونه ملاقاتی میان او و امام صدر انجام نشد. چندی بعد، هنگامی که امام صدر و سرگرد جلّود به منظور تلاش برای عادی سازی روابط میان سوریه و جنبش مقاومت
فلسطین، جداگانه به دمشق سفر کرده بودند، امام با جلود روبرو شد و از او به خاطر بی توجهی اش گله کرد. جلود نیز گفت که پس از بازگشت به لبنان، به دیدار امام
خواهد رفت. اما پس از بازگشت آنان به لبنان در تاریخ ۱۴ژوئیه ۱۹۷۶نیز هیچ گونه دیدار یا تماسی میان آن دو صورت نگرفت. از طرفی، همزمان با سفر جلّود به لبنان،
برخی از روزنامه های لبنانی که با رژیم لیبی در ارتباط بودند، جنگ تبلیغاتی بیرحمانه و آشکاری را علیه امام صدر به راه انداختند. سازمان ها و انجمن های مرتبط
با حکومت لیبی نیز اقدامات مشابهی انجام دادند.

۲- سفر امام به لیبی بنا به پیشنهاد سران حکومت الجزایر انجام شد. امام موسی صدر برای تشریح اوضاع و شرایط حاکم بر لبنان و خطراتی که جنوب لبنان را تهدید میکرد،
به چند کشور عربی از جمله الجزایر سفر کردند. در جریان این سفر، رهبران الجزایر به امام پیشنهاد کردند به لیبی برود و نظرات و پیشنهادهای خود را در رابطه با
موضوعات مورد بحث، با مسئولان لیبیایی در میان بگذارد.

۳- به هنگام ورود امام و همراهانش به لیبی، به جز آقای “احمد شحاتی”، مسئول دفتر روابط بین الملل کنگره خلق لیبی، کسی برای استقبال آنان در فرودگاه حاضر نشد.
رسانه های این کشور نیز خبر ورود امام را بایکوت کردند، به گونهای که حتی کاردار سفارت لبنان در لیبی، چهار روز پس از ورود امام و همراهانشان، یعنی زمانی که
آقای عباس بدرالدین برای اخذ ویزای فرانسه با وی تماس گرفت، از حضور آنان در لیبی باخبر شد.
در این سفر امام نتوانست با هیچ یک از مسئولان دولت لیبی به جز احمد شحاتی ملاقات کند. این در حالی بود که ایشان به دعوت رسمی دولت لیبی و به منظور دیدار با
قذافی به این کشور سفر کرده بودند. سرانجام پس از شش روز انتظار برای تعیین زمان ملاقات، به ایشان اعلام شد که ظهر روز هفتم یعنی ۳۱ اوت ۱۹۷۸برای ملاقات با
قذافی تعیین شده است. امام صدر و همراهان در ظهر آن روز در حالی که به سمت محل دیدار با قذافی در حرکت بودند، مشاهده شدهاند. اما قذافی پس از آن مدعی شده است
که آن دیدار در موعد مقرر انجام نگرفته و امام بدون ملاقات با وی از لیبی خارج شدهاند.

۴- امام صدر و همراهانش قصد سفر به رم را نداشته اند، زیرا آقای عباس بدرالدین هنگامی که گذرنامه خود را برای اخذ ویزای فرانسه به “نزار فرحات”، کاردار سفارت
لبنان در لیبی، ارائه کرده در خواستی برای اخذ ویزای ورود به ایتالیا مطرح نکرده است.از طرفی، اگر امام قصد سفر به رم را داشتند، گذرنامه خود را به آقای فرحات
میدادند تا برای ایشان ویزای ورود به ایتالیا دریافت گردد. اما چنان که میدانیم، ویزای ایتالیا در تاریخ ۳۱اوت ۱۹۷۸در گذرنامه ایشان درج شده است، یعنی همان
روزی که گفته میشود ایشان از لیبی خارج شدهاند.
نکته مهم دیگر آن که اگر آقای بدرالدین تصمیم داشته همراه امام به رم سفر کند، چرا گذرنامه خود را به همراه گذرنامه امام و شیخ یعقوب، برای اخذ ویزای ایتالیا
ارائه نکرده است؟ (آقای بدرالدین ویزای ورود به ایتالیا را در اختیار نداشته و در فرودگاه رم، ویزای موقت ۴۸ساعته دریافت کرده است.)
پاسخ این پرسش آن است که آقای بدرالدین نیز قصد سفر به رم را نداشته است، زیرا اگر چنین تصمیمی داشت، به سادگی میتوانست گذرنامه خود را در کنار گذرنامه های
امام و شیخ یعقوب که برای دریافت ویزا به سفارت ایتالیا در لیبی ارائه شده قرار دهد.
علت جدا ماندن گذرنامه امام و شیخ یعقوب از گذرنامه آقای بدرالدین، آن است که گذرنامه آقای بدر الدین برای دریافت ویزای فرانسه، نزد آقای فرحات ،کاردار سفارت
لبنان بوده و همین نکته بیانگر آن است که گذرنامه های امام و شیخ یعقوب، در حالت عادی و طبیعی برای دریافت ویزا به سفارت ایتالیا تحویل داده نشده است. به همین
سبب، آقای بدرالدین نیز نتوانسته با کاردار سفارت لبنان تماس برقرار کند و گذرنامه خود را از او پس بگیرد، یا از او بخواهد که ویزای ایتالیا را برایش دریافت
کند. همین اوضاع مبهم و غیرعادی، سرآغاز ماجرای ناپدید شدن آنان است.

۵- بلیط هایی که برای سفر به رم به نام امام و همراهانش صادر شده، از نوع توریستی (Tourist Class) بوده است. از طرفی، اینکه امام موسی صدر به حقوق دیگران تجاوز
و از جای آنان استفاده کند، قابل قبول نیست. بدین ترتیب، عقلاً امکان ندارد که بپذیریم امام و همراهانش در بخش درجه یک (First Class)و در جای دیگران نشسته باشند.
به علاوه چنانکه میدانیم،برای تمامی سفرهای امام، همواره بلیط های “درجه یک” تهیه شده است. نتیجه آن که تهیه بلیط های مذکور، با اراده و آگاهی امام انجام نشده
است.

۶- ملیت” و “شغل” مسافران، در بلیط ها درج نمیگردد. این در حالی است که آقای والنتی، که گفته میشود صندلی خود را در هواپیما به امام داده، “کارمند یک شرکت ایتالیایی”
معرفی شده، اما نام آن شرکت را ذکر نکردهاند که خود جای پرسش و تأمل است. نتیجه آنکه تهیه کنندگان بیانیه ، وزارت خارجه لیبی لازم دیدهاند که برای اثبات سناریوی
خود، دلیلی ارائه کنند و به همین سبب، نام دو نفر را ذکر کرده اند، اما این کار به شکلی ناقص و غیر عادی انجام شده، به گونهای که نه تنها هدف تدوین کنندگان
این سناریو را تأمین نمیکند، بلکه این پرسش را پدید میآورد که “اگر ذکر دلیل و شاهد ضرورت داشته، چرا آدرس کامل آنان ارائه نشده است؟”، به ویژه آن که یکی از
افراد مذکور که کارمند یک شرکت ایتالیایی است قابل شناسایی خواهد بود.
به هر تقدیر، مسئولان ایتالیایی در تحقیقات خود، محل اقامت آقای “والنتی” در ایتالیا را یافتند. او نیز اظهار داشت که صندلی خود را به کسی نداده و شخصی را با
لباس روحانی در هواپیما مشاهده نکرده است.
قذافی در تاریخ ۲۱سپتامبر ۱۹۷۸در دیدار با گروهی از شخصیت های اسلامی در دمشق، تصریح کرده است که موعد دیدار وی با امام، ساعت ۱:۳۰بعد از ظهر روز ۳۱ اوت ۱۹۷۸بوده
است، اما به وی خبر داده اند که امام لیبی را ترک کرده و او (قذافی) نیز با تعجب گفته است: «..اما قرار بود ما با هم دیدار کنیم!!»حال پرسش آن است که چگونه
میتوان میان اظهارات قذافی و مطالب مندرج در بیانیه که زمان عزیمت آنان را ساعت ۸:۱۵شامگاه آن روز اعلام کرده، ارتباط منطقی برقرار کرد؟ زیرا در فاصله ساعت
۱:۳۰ظهر تا ۸:۱۵بعدازظهر، زمان کافی برای انجام ملاقات وجود داشته است.
این در حالی است که تعدادی از اتباع لبنان،که در زمان حضور امام در لیبی در آن کشور بوده اند، از جمله روزنامه نگاری به نام “اسعد مقدم”، تأکید دارند که امام
و همراهانش را در حدود ساعت یک بعدازظهر روز ۳۱اوت ۱۹۷۸در حال خروج از هتل و سوار شدن به اتومبیل مشاهده کرده اند امام نیز در پاسخ به پرسشی، گفته است که عازم
دیدار با قذافی است.

۷- آقای احمد الحطّاب که بنابر ادعای دولت لیبی، امام را در فرودگاه بدرقه کرده است کارمند عادی بخش تشریفات است. حال چگونه ممکن است امام صدر را که به اعتراف
نویسندگان بیانیه یک “شخصیت بزرگ اسلامی” و “میهمان رسمی دولت لیبی” بوده، چنین شخصی بدرقه کند؟ با آن که مراسم استقبال از امام موسی صدر را مقام عالی رتبهای
چون احمد شحاتی، مدیر کل امور بین الملل کنگره لیبی، انجام داده بود.
در این بیانیه چنین القا شده است که سفر امام و عزیمت ایشان از لیبی، در شرایط عادی و طبیعی صورت گرفته در حالی که قذافی در اظهارات خود در حضور شخصیت های اسلامی
در تاریخ ۲۱سپتامبر ۱۹۷۸در دمشق تصریح کرده است که آقای احمد الحطاب، «به طور تصادفی امام را در فرودگاه دیده و ایشان را بدرقه کرده است»!! نخست وزیر لیبی،
سرگرد جلود نیز در تماس تلفنی با نخست وزیر لبنان، دکتر سلیم الحص در تاریخ ۱۲سپتامبر ۱۹۷۸همین عبارت را تکرار کرده و افزوده است: «امام ناراحت بودند و زمان
عزیمت خود را به اداره تشریفات اعلام نکردند و به همین علت، انجام مراسم بدرقه رسمی ممکن نبود.»
اکنون سؤال این است که چه اتفاقی رخ داده که موجب شده امام که به تعبیر مندرج در بیانیه، «میهمان دولت لیبی و یک شخصیت بزرگ اسلامی» بودهاند، ناراضی و ناراحت
شوند؟ چرا دولت میزبان، از برنامه سفر ایشان آگاه نبوده؟ و چگونه میتوان تناقض میان این سناریو و بیانیه رسمی وزارت خارجه لیبی را توجیه کرد، در حالی که بیانیه
مذکور تلاش میکند شرایط سفر امام را طبیعی و در خور شأن و جایگاه ایشان جلوه دهد و مدعی است که امام صدر، “مورد احترام و تکریم دولت لیبی” بودهاند؟به هر تقدیر،
بیانیه مذکور چنین القا میکند که امام، چه خشنود و راضی و چه ناخشنود، به اراده و اختیار خود تصمیم به سفر گرفتهاند. اگر چنین است، چرا کاردار سفارت لبنان که
با امام در ارتباط بوده از موضوع سفر ایشان آگاهی نداشته است؟

۸- تحقیقات مسئولان ایتالیایی و نیز تحقیقات نیروهای امنیتی لبنان بیانگر آن است که کادر پرواز هواپیما، پس از مشاهده تصویر امام و همراهانش، حضور آنان در پرواز
۸۸۱شامگاه ۳۱اوت ۱۹۷۸از طرابلس به رم را رد کردهاند.
همچنین تلویزیون ایتالیا، عصر روز ۲۵سپتامبر ۱۹۷۸بیانیه صادره از سوی شرکت “آلیتالیا” و مصاحبه انجام شده با خلبان هواپیما را پخش کرد که در آن، خلبان پرواز
مذکور، حضور امام و همراهانش را در آن پرواز رد کرده است.
تحقیقات مسئولان ایتالیایی و نیروهای امنیتی لبنان بیانگر آن است که دو فرد مجهول الهویه، خود را به جای امام صدر و شیخ یعقوب معرفی کرده و در ساعت حدود ۱۰صبح
روز ۱سپتامبر ۱۹۷۸به هتل “هالیدی این” شهر رم مراجعه کردهاند.جالب اینجاست که مسافران پرواز ۸۸۱ساعت ۲۳:۳۰شب قبل، یعنی ۳۱اوت ۱۹۷۸ از فرودگاه خارج شده اند.
دو فرد مذکور پس از مراجعه به هتل و اجاره دو اتاق، هزینه یک هفته اقامت را پیش پرداخت کردهاند و چند دقیقه پس از ورود به اتاق، در حالی که چمدان ها و گذرنامه
های امام و شیخ یعقوب را در اتاق ها جا گذاشته اند، از هتل خارج شدند و دیگر بازنگشتهاند.
از سوی دیگر، چنان که از مدارک موجود در اداره امنیت فرودگاه رم برمی آید، در ساعت ۲۳:۳۵شامگاه ۳۱اوت ۱۹۷۸ویزای ۴۸ساعته به نام آقای عباس بدرالدین صادر شده
و محل اقامت وی، هتل “ساتلایت” شهر رم درج گردیده است، با این توضیح که وی ساعت ۱۱:۴۰صبح روز بعد، ۱سپتامبر ۱۹۷۸با پرواز شماره ۴۹۰هواپیمایی آلیتالیا به “مالت”
سفر خواهد کرد. در حالی که تحقیقات نشان میدهد که آقای بدرالدین در آن هتل اقامت نداشته و در پرواز مذکور به مقصد مالت نیز شخصی به این نام حضور نداشته است.
بدین ترتیب، دولت ایتالیا و دولت لبنان و مسئولین چندین کشور عربی و غیر عربی دیگر، به این نتیجه رسیده اند که امام صدر و همراهانش هرگز به خاک ایتالیا وارد
نشده اند.

اگر بنا بر ادعای نویسندگان بیانیه، دولت لیبی تا بدان حد به پیگیری موضوع توجه داشته است، موارد ذیل را چگونه میتوان توجیه کرد:
الف- سهل انگاری سران لیبی در انجام هرگونه تلاش و اطلاع رسانی در مورد واقعه تا پیش از صدور نخستین بیانیه دولت لیبی در تاریخ ۱۷سپتامبر ۱۹۷۸یعنی پس از گذشت
۱۷روز از ناپدید شدن میهمانان رسمی این کشور در حالی که مجلس اعلای شیعیان موضوع قطع ارتباط با امام و همراهانش را در تاریخ ۶سپتامبر ۱۹۷۸به سفارت لیبی در بیروت
اطلاع داده و مراتب نگرانی خود را از سرنوشت آنان به اطلاع سفارت مذکور رسانده اند نخست وزیر لبنان نیز شخصاً در تاریخ ۱۰سپتامبر ۱۹۷۸از کاردار سفارت لیبی در
بیروت در این باره توضیح خواسته و نیز در تاریخ ۱۲سپتامبر ۱۹۷۸با نخست وزیر لیبی تلفنی صحبت کرده بود. از سوی دیگر، اخبار مربوط به ناپدید شدن آنان از تاریخ
۱۱سپتامبر ۱۹۷۸به بعد، در رسانههای گروهی لبنان و جهان منتشر شده. از تاریخ انتشار این خبر، بازتاب آن در سطح کشورهای عربی و اسلامی مشهود بود.

ب- انجام ندادن هر نوع تحقیق در کشور لیبی برای آگاهی از محل استقرار امام در فاصله ساعت یک بعدازظهر روز ۳۱اوت ۱۹۷۸تا ساعت ۸بعدازظهر همان روز، یعنی در فاصله
ساعتی که امام و همراهانش برای ملاقات با قذافی، در حال خروج از هتل دیده شدهاند؛ تا زمانی که هواپیمای شرکت آلیتالیا فرودگاه طرابلس را ترک کرده است.(قذافی
نیز در حضور شخصیت های کشورهای اسلامی در دمشق و در تاریخ ۲۱سپتامبر ۱۹۷۸تصریح کرده که در ساعت ۱:۳۰بعدازظهر آن روز با امام وعده ملاقات داشته، اما ایشان به
دلیل عزیمت از لیبی در آن ملاقات حاضر نشده اند).

ج- انجام ندادن تلاش های جدّی و پیگیر از سوی دولت لیبی در ایتالیا و دیگر مناطق به منظور کشف حقیقت. در حالی که در بیانیه وزارت خارجه لیبی و نیز در ملاقات
قذافی با شخصیت های اسلامی در تاریخ ۲۱سپتامبر ” ۱۹۷۸توجه پیگیر و تلاش در این زمینه”، رسما مورد تأکید قرار گرفته است.

د- عدم اجرای وعده مؤکّد قذافی به شخصیت های کشورهای اسلامی مبنی بر ارتباط مستمر میان سفارت لیبی در بیروت و مجلس اعلای شیعیان برای به نتیجه رساندن تلاش ها
برای کشف حقیقت و آگاه کردن مجلس اعلا از تلاش ها، اقدامات و تحقیقات تضمین شده از سوی قذافی برای آشکار شدن حقایق و تأمین امنیت و سلامت میهمانان.
در ادامه نیز دولت لیبی با ارسال یادداشتی از سوی سفارت لیبی در بیروت به مجلس اعلای شیعیان لبنان و با تکیه بر همان سناریوی ورود امام و شیخ یعقوب به هتل “هالیدی
این” شهر رم، به زعم خود موضوع را خاتمه داده و آورده است:
«تمامی رسانه های ایتالیا بر این نکته اتفاق نظر دارند که شواهد، بیانگر ورود امام به رم است و ناپدید شدن وی با دخالت سازمانهای امنیتی ایران، اسرائیل و امریکا
و همچنین سازمان «بریگادهای سرخ» و سازمانهای تندرو آلمانی انجام شده است»
آری، سران رژیم لیبی با این یادداشت، به خیال خود موضوع را مختومه کردند. آیا این است معنای وفای به عهد و تحقق وعده ها؟ آیا اینها نشانه اقدامات و تحقیقات
پیگیر و مسئولانه رژیم لیبی است؟ آیا اینها بیانگر توجه و اهتمام این کشور به میهمانان است؟
دست آخر این که: تعارض موجود میان تحقیقات دولت ایتالیا با اطلاعات و ادعاهای مندرج در این یادداشت را چگونه میتوان توجیه کرد؟ ”
پنجشنبه دوازدهم سپتامبر ۱۹۷۸پایتخت سوریه محل برگزاری کنفرانس پایداری بوده لبنانیهایی که در پی آزاد سازی امام موسی صدر بودند وقتی که دریافتند قذافی هم در
این کنفرانس شرکت میکند به سوی دمشق به راه افتادند. از نکات جالب توجه در این کنفرانس این بود که حافظ اسد مرز سوریه را گشود تا لبنانیها وارد دمشق شوند. پس
از ورود از تظاهرات فیلمبرداری کردند و با نام حمایت از رهبر سوریه از تلویزیون دولتی آن کشور پخش کردند.
این تظاهرات به دعوت مجلس اعلای اسلامی شیعیان برای اعتراض به ناپدید شدن امام موسی صدر و درخواست از سران عرب که برای بررسی این مسئله در دمشق گردآمدهاند برگزار
شد و تبدیل به یک راهپیمایی بزرگی شد با شرکت شش هزار اتوموبیل که بیش از هشتصد هزار لبنانی را از جبل عامل، بقاع و دیگر مناطق لبنان جابه جا میکرد.
انبوه راهپیمایان در میدان نمایشگاه بینالمللی دمشق در برابر هتل شرایتون، محل برگزاری کنفرانس سران توقف کردند. یک هیئت به نمایندگی از آنان و عضویت شیخ عبدالامیر
قبلان مفتی ممتاز شیعیان, شیخ عبدالحلیم زین مفتی شیعیان نبطیه و شیخ خلیل شقیر قاضی شرع دادگاه شرعی سنی در صیدا با سران عرب از جمله حافظ اسد هواری بومدین،
علی ناصر محمد, معمر قذافی و ویاسر عرفات دیدار کردند.
شیخ عبدالامیر قبلان در برابر سران عرب گفت:
«به نمایندگی از راهپیمایان، به نام اسلام و به نمایندگی از همه طوائف لبنان، از سران حاضر در این کنفرانس درخواست میکنیم مسئله امام موسی صدر را بررسی کنند.»وی
سپس یادداشتی کتبی تسلیم آنان کرد که در آن آمده است:«ما حق داریم که مسئولیت روبرو شدن با مسئله ربودن امام مجاهد موسی صدر، رهبر بزرگ مسلمانان که خود را وقف
رویارویی با خطرهایی کرد که امروز به خاطر مقابله با آن گرد هم آمدهاید، بر دوش شما بگذاریم. قطع تماس با امام صدر وجدان مسلمانان را به لرزه درآورده و یکپارچگی
ملی را در لبنان و بخشهای بزرگی را از جهان عرب و اسلام به مخاطره انداخته است. نگاهها را از توطئههایی که در سرزمینمان انجام میگیرد، منحرف میسازد و فرصت مقابله
با آن را بر باد میدهد.این راهپیمایی که نمایانگر اراده میلیونها مسلمان است، امروز غم بزرگی بر دوش خود حس میکند و انتظار دارد که به یاری خدا آن را برطرف
سازید. باشد که به خواست خدا این خطر بزرگ را دفع کنید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.»
پس از آن حافظ اسد طی سخنان کوتاهی برای انجام هر گونه تلاش برای یافتن امام صدر اعلام آمادگی کرد. سپس اعضای هیئت سالن جلسات را ترک کردند. زمانی که به در
ساختمان هتل رسیدند، عبدالسلام تریکی وزیر خارجه وقت لیبی به آنان گفت: برادر سرهنگ قذافی مایل است جداگانه با شما دیدار کند و اعضای هیئت به این دعوت پاسخ
مثبت دادند
دیدار با قذافی
دیدار هیئت لبنانی که چهار تن از علما بودند و سرهنگ قذافی در ساعت یک بامداد شامگاه ۱۲سپتامبر ۱۹۷۸در سوئیت قذافی در هتل شرایتون دمشق وبا حضور تریکی انجام
گرفت. در آغاز دیدار سرهنگ قذافی با اشاره به تفاوت لباس روحانی شیخ احمد زین و دیگر علمای هیئت گفت: در شمال آفریقا مذهب مالکی رواج دارد ولی عقده فرقهگرایی
دیده نمیشود. اما در لبنان که مسلمانان به دلیل جدایی سنی و شیعه که چونان ادیان مستقل هستند، از این مشکل رنج میبرند. قذافی گفت که این مشکل را بررسی خواهد
کرد تا اسلام یکپارچه شود. و امیدوار است پیشنهادهایی برای تقویت شخصیت اسلامی در لبنان به وی تقدیم گردد. او اعلام کرد که نمیپذیرد مسلمان در لبنان شهروند
درجه دو باشند و افزود که چگونگی توجه به مسلمانان لبنان را بررسی میکند زیرا عقب ماندگی مسلمانان به ویژه شیعیان که همچنان در جنوب رنج میبرند برای وی دردناک
است. وی با اشاره به گزارشهایی درباره مهاجرت اجباری و بازگشت و احتمال مهاجرتهای اجباری دیگر محرومان در خطر مقابله با اسرائیل به ویژه شیعیان اظهار داشت:
از هر گونه انجام وظیفه در قبال آنان شانه خالی نخواهد کرد. اگرچه تا کنون نتوانسته است در حمایت از آنان کاری صورت دهد. وی خواستار همکاری با شخصیتهای اسلامی
شد تا برای تقویت همه مسلمانان در لبنان با آنان فعالیت کند! وی آنگاه درباره کمکهایش به جنبشهای اسلامی جهان در مالت، فیلیپین، آفریقا، روسیه و سیاهپوستان
مسلمان آمریکا سخن گفت و اضافه کرد که نزد وی فرقی میان مسلمانان شرق و غرب وجود ندارد.

قذافی در مورد امام صدر پرسید: «به من گفتهاند که او ایرانی است آیا اینچنین نیست؟»
سرهنگ قذافی در ادامه سخنانش افزود که امام در هنگام جشنهای انقلاب لیبی مهمان لیبی بود. اما وی به علت مشغله فراوان نتوانست به موقع با او دیدار کند. از این
رو موعد این دیدار در ساعت ۱:۳۰بعد از ظهر ۳۱اوت ۱۹۷۸مشخص گردید. اما به وی اطلاع دادند که امام لیبی را ترک کرده است! و وی با شگفتی گفت باید با یکدیگر ملاقات
میکردیم. قذافی افزود امام صدر بیاطلاع سفر کرد و آقای احمد حطاب در فرودگاه به طور اتفاقی او را شناخته و بدرقهاش کرد. سرهنگ قذافی سپس اظهار داشت:« وقتی جنجال
ناپدید شدن امام صدر به راه افتاد و یاسر عرفات نزد من آمد و گفت که لیبی در این قضیه مسئول است زیرا که امام مهمان کشورش بود، با توجه به حرمت مهمان این گفته
از نظر عربی و اسلامی برای من توهین بود (قذافی واژه توهین را چهار بار تکرار کرد). از آن موقع به این مسئله توجه کردم و برای انجام تحقیق اقداماتی کردم. عرفات
به من پیشنهاد کرد برای شرکت در تحقیق هر کسی را که از فلسطینیها مناسب میدانم برگزینم. سپس هیئتی به ریاست احمد شحاتی روانه ایتالیا کردم. این هیئت تا کنون
از رسیدن امام موسی صدر به ایتالیا اطمینان حاصل نکرده است. روشن شد که مهمانداران هواپیمای شرکت آلیتالیا, پرواز شماره ۸۸۱از لیبی به رم در شامگاه ۳۱اوت ۱۹۷۸نتوانستهاند
عکسهای امام و دو همراهش را شناسایی کنند.چراکه میان زمان پرواز و تاریخ انجام تحقیق فاصله افتاده است.»

سخنان شیخ عبدالامیر قبلان

پس از گفتههای قذافی، از سوی هیئت علما ابتدا شیخ عبدالامیر قبلان مسئله تابعیت و اصل و نسب امام صدر را توضیح داده. وی روشن نمود که نیای امام صدر صالح شرف
الدین در روستای شحور در نزدیکی های شهرستان صور در جبل عامل در سال ۱۱۲۲ق زاده شده و در روستای معرکه نزدیک زادگاهش اقامت داشت و عالم جلیل القدری بود. سپس
به عراق مهاجرت و در نجف اشرف اقامت گزید. جد ایشان اسماعیل صدر مرجع طایفه شیعه بود که تا سال وفاتش در ۱۳۳۴ق مقیم نجف بود. به دلیل نقش خاندان صدر در انقلاب
عراق به خاندانی ضد استعماری شهره اند. پدر ایشان صدر الدین به ایران مهاجرت و در شهر قم اقامت کردو فرزند وی امام موسی صدر در همانجا به دنیا آمد.
سرهنگ قذافی گفت:«باهی …. باهی» (در لهجه لیبیایی به معنای بسیار خوب بسیار خوب).
شیخ قبلان ادامه داد:« جناب آقای رئیس جمهور در اینجا مایلم شما را با تمام ابعاد شخصیت امام موسی صدر آشنا سازم. هنگامی که اسرائیل برای نخستین بار در ۱۹۶۹شهرک
کفر شوبا در دامنه جبل الشیخ در مرزهای لبنان و اسرائیل را بمباران کرد امام صدر هیئت یاری رسانی به جنوب را با شرکت تمامی فرقههای دینی لبنان تشکیل داد. وی
نیمروز و در رأس یک هیئت فراگیر راهی روستا شد و وارد حیاط مسجدی گردید که بر اثر بمباران اسرائیل آسیب دیده بود. همانجا عبایش را بر زمین پهن کرد و به نماز
جماعت ایستاد. سپس در حالی که مبلغ ده هزار لیره به یکی از آسیب دیدگان روستا هدیه میداد گفت: پایداری کنید که دلاوری از همینجا آغاز میشود.»توجه فزایندهای
بر چهره قذافی نمایان شد .
شیخ قبلان افزود: «امام صدر به یک خط اسلامی ملی روشن و نیرومند پایبند است ما تل زعتر، نبعه، فنار بیاقوت، محلههای غوارنه و… و … را به این سبب از دست
دادهایم که شیعیان این مناطق نیز به خط امام پایبندند. ما در راه بالندگی ملی دستاوردهای ربع قرن را قربانی کردهایم. بسیاری در جبل عامل و جنوب زمینهایشان را
فروختهاند و به مناطق امن رفتهاند. بازماندگان یا آوارهاند یا در تیررس توپهای اسرائیل. با این همه امام بر موضعش پابرجاست و خستگی ناپذیر نسبت به خط ملیاش
متعهد است.
او به رغم همه مصیبتها به فرزندان جنوب میگوید: با دندانهایتان …. با ناخنهایتان… باید جلوی صهیونیستها را بگیرید. وی هر بار با کشاورزی جنوبی دیدار میکرد
به او میگفت: فرشت را بفروش … یخچالت را بفروش … گاوت را بفروش … گوسفندهایت را بفروش… و با آن سلاحی بخر برای جنگیدن علیه اسرائیل.
امام در مراسم ترحیم معروف سعد در صیدا گفت: سلاح زینت مردان است. برخی به خاطر این عبارت از وی انتقاد کردند. ولی منتقدان سخن وی را نفهمیدهاند. زیرا معنای
عبارت این است که با اسلحه به پیشواز اسرائیل برویم. چند روز پیش از سفر به لیبی پس از دیدار با الیاس سرکیس، رئیس جمهور لبنان، شدیدا به مناخیم بگین نخست وزیر
اسرائیل حمله کرد. چراکه او ادعای حمایت از مارونیان و شیعیان لبنان را عنوان کرده بود.
آقای رئیس جمهور! امام صدر این است. اینها مواضع ملیاش است که جملگی ایثار و فداکاری بود. برای ما قابل درک است که امام چون سایر مردم بمیرد. زیرا او همانند
آنان یک انسان است. برای ما قابل درک است که وی کشته یا زندانی شود. تمام این امور امکان پذیراست. ولی برای ما قابل درک نیست که وی گم شود یا چون نمک در آب
حل شود. شما میگوئید که او نزد شما نیست و در لیبی حضور ندارد و در ۳۱ام ماه گذشته (اوت) لیبی را به مقصد ایتالیا ترک کرده است. بسیار خوب ولی ایتالیائیها نیز
میگویند که او در خاک ایتالیا نیست و وارد مرزهای ایتالیا نشده است. فرانسویها بر همین مطلب تاکید دارند. الجزایری ها نیز همین را میگویند. جناب آقای رئیس جمهور!
بدین ترتیب باید یک موشک وی را به آسمان برده!! یا صاعقهای وی را به اعماق زمین فرو برده باشد.
جناب آقای رئیس جمهور رادیوی فالانژها میگوید که وی از نظر فیزیکی حذف شده است، یا در لیبی زندانی است و چیزهایی دیگر. مردم این صحبتها را میشنوند و توضیح میخواهند.
موضوع از خود غیبت امام صدر خطرناکتر گشته است. این سخنان بیشتر به شماتت و دل خنک کردن میماند.
آقای رئیس جمهور! اکنون گفته میشود: این جزای کسی است که خود را وقف مسئله اعراب (فلسطین) میکند. ما از سرهنگ قذافی که یک انسان با ایمان است انتظار داریم که
دست در دست ما نهد تا به کمک هم امام را جستجو کنیم زیرا با این کار خویشتن را جستجو میکنیم.

پس از پایان سخنان شیخ عبدالامیر قبلان سرهنگ قذافی مطالعات خویش از نوشتههای علامه سید محمدباقر صدر را به یاد آورد و گفت که او در کتابها و نوشتههایش پیشرفت
مطلوبی داشته است. وی افزود: تمام امکانات خود را برای روشن کردن مسئله امام صدر به کار خواهد برد و از همین امشب دستور خواهد داد دامنه تحقیقات و جستجوها را
گستردهتر کنند. وی خطاب به وزیر خارجهاش که در این دیدار حاضر بود خواست به سفارت لیبی اطلاع دهند تا با مجلس اعلای شیعیان لبنان در تماس بمانند. سرهنگ قذافی
سخنانش را اینچنین پایان داد: افسوس… من وعدهای با امام صدر داشتم ولی دیدار انجام نشد. اطلاعات من درباره مسئله برگرفته از گزارشهای دستگاههای ماست. باید
دامنه تحقیق را وسعت بدهیم تا حلقههای گمشده شناخته شود باید از تمام وسایل استفاده کنیم. این دیدار در بامداد جمعه ۱۳سپتامبر ۱۹۷۸پایان یافت.
نامه سفارت لیبی
وعده قذافی مبنی بر ارتباط مستمر سفارت و مجلس اعلای شیعیان برای پیگیری مسئله ربودن امام موسی صدر با هیچ اقدامی قرین نشد، جز نامه ای که سفارت لیبی در بیروت
در تاریخ ۲۸سپتامبر ۱۹۷۸برای مجلس اعلای شیعیان لبنان فرستاد. در این نامه تصریح شده است که مقامات امنیتی ایتالیا حضور امام و شیخ محمد یعقوب را در هتل هالیدی
این شهر رم در تاریخ یکم سپتامبر ۱۹۷۸تأیید کردهاند و چمدان هایشان به دادستانی کل ایتالیا تحویل داده شده است و همه رسانههای خبری ایتالیا در این مورد اتفاق
نظر دارند. دلائل و شواهد گوناگون نیز خبر از رسیدن امام به رم میدهد. چه بسا دستگاههای امنیتی ایران و اسرائیل و آمریکا و سازمانهای تندرو آلمانی در پس ربوده
شدن وی باشند.

نگاهی به نامه سفارت لیبی

گذشته از بی اعتنایی آشکاری که در این بیانیه در ابراز این اطلاعات به چشم می خورد اطلاعات با یافته های صحیح دستگاه تحقیقاتی ایتالیا ناسازگاری آشکاری دارد.
با نتایج بازجویی های دستگاه قضایی ایتالیا از:
۱- عوامل کشیک پلیس وگمرگ فرودگاه رم در تاریخ ۲۰سپتامبر ۱۹۷۸
۲- گروه وخدمه پرواز شماره ۸۸۱هواپیمایی ایتالیا که طرابلس را غروب روز۳۱ اوت ۱۹۷۸به سوی رم ترک کرد.
۳- مسافران قسمت درجه یک این پرواز در تاریخ ۲۵سپتامبر ۱۹۷۸
۴- کارمندان وخدمتکاران هتل هالیدی این در تاریخ ۲۶سپتامبر ۱۹۷۸
نام بردگان فوق که امام صدر وهمراهانش هرگز در میان مسافران هواپیمایی مذکور نبودهاند. همچنین بازجویی عوامل هتل نشان می دهد که با توجه به مشخصات داده شده
کسانی که در هتل مذکور به نام امام صدر وشیخ محمد یعقوب اتاق رزرو کردهاند, امام صدر وشیخ محمد یعقوب نبوده اند. این تحقیقات پیش از تاریخ ۲۸سپتامبر ۱۹۷۸بنا
به گزارش رئیس پلیس مرزی در فرودگاه فیومیشینیو در تاریخ ۲۵سپتامبر ۱۹۷۸وگزارش رئیس پلیس رم در تاریخ ۲۷سپتامبر ۱۹۷۸به همه مقامات قضائی وامنیتی در رم تقدیم
شده است.
همزمانی و همسانی نامه سفارت لیبی

و نامه سازمانی موهوم و تروریستی

مضمون نامه سفارت لیبی به مجلس اعلای شیعیان در تاریخ ۲۸سپتامبر ۱۹۷۸با نامه ای که در همین تاریخ در پست ایستگاه مرکزی راه آهن رم گذاشته وخطاب به روزنامه ایتالیایی
پایزی سییرا وبا امضای «سازمان لبنانی های سکولار برای لبنانی یکپارچه وسکولار» نوشته بودند، همزمان وهمگون بود. در این نامه آمده است:
«سازمان امام صدر را در تاریخ ۳۱اوت ۱۹۷۸بلافاصله پس از رسیدن به رم در جایی ربود که قرار بود با سه نفر ایرانی مخالف حکومت شاه دیدار کند. این آدم ربایی به
لطف همکاری عباس بدرالدین که عضو سازمان وهم اکنون در آمریکایی جنوبی است صورت گرفته است».

نامه آن گروه تروریستی موهوم می افزاید: «شیخ محمد یعقوب که می خواست از زندان رم فرار کند کشته شده است وبه زودی محل دفن او را اعلام خواهیم کرد. صدر نیز هم
اکنون در آمستردام است وربودن وی آغازی است بر درهم کوبیدن پایه های ارتجاعی که لبنان را ویران ساخته است امام خیانتکار است وبه زودی محاکمه وبا داوری مردم
روبه رو خواهد شد.» این نامه همچنین افزود است: «برکسانی که برای نجات امام می کوشند فرض است که به هتل ماریوت در آمستردام وهتل شرایتون در بروکسل وهتل هالیدی
این در رم بروند ودر این مورد تحقیق کنند…» تحقیقات ایتالیا ونیز تحقیقات لبنان نشان داده است که هیچ شخصی در این هتل ها در زمان اعلام شده وجود نداشته است.
همچنان که تحقیقات ثابت کرده است که این سازمان وجود خارجی ندارد واین نامه بافته خیالات کسانی است که امام را ربوده اند تا مسیر تحقیقات را به بیراهه بکشانند.
رئیس پلیس آمستردام اعلام کرده است که گنجاندن نام این شهر در این مسئله تنها با هدف گمراه سازی صورت گرفته است. بررسی این نامه نشان می دهد که مضمون آن کاملا
با مضمون نامه سفارت لیبی مورخ ۲۸سپتامبر ۱۹۷۸مبنی بر وجود سازمانی تروریستی در پس این اقدام همخوانی دارد وبه خوبی نشان می دهد که این دو نامه که در تاریخ
ومضمون همانند هستند، ساخته وبافته یک اندیشه است.
شرکت خطوط هوایی ایتالیا
شرکت آلیتالیا حضور نداشتن امام وهمراهانش در هواپیمای مذکور را قطعی دانست و در بیانیه شرکت که تلویزیون ایتالیا در روز ۲۵سپتامبر ۱۹۷۸پخش کرد، اعلام شد که
سید موسی صدر، شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین در هواپیمای این شرکت که در روز ۳۱اوت ۱۹۷۸از فرودگاه طرابلس به سوی رم پرواز کرده است، نبوده اند.
تلویزیون ایتالیا بلافاصله پس از این بیانیه با خلبان پرواز ۸۸۱گفت وگویی اختصاصی کرد. وی در این گفت وگو اظهار داشت پس از آنکه گروه پرواز تصاویر امام صدر،
شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین را دیدند، همگی تأکید کردند که ایشان در این پرواز نبوده اند نه با لباس مذهبی ونه با لباس شهروندان معمولی.
هتل هالیدی این
مدیر هتل هالیدی این، آقای سکرو کارو تأکید کرد که تحقیقات محلی واطلاعات موجود نزد وابسته نظامی لبنان، نبیه فرحات، نشان میدهد دو نفری که در ساعت ۱۰صبح روز
۱سپتامبر ۱۹۷۸وارد هتل شده وخود را موسی صدر ومحمد شحاده نامیدهاند. امام صدر وهمراه او محمد شحاده یعقوب نبوده اند زیرا تصاویر شان با آن دو هیچ شباهتی ندارد.
مدیر هتل ویژگی های دو نفر وارد شده در هتل را بازگو کرد وهیچ کدام با اوصاف امام وهمراهانش همخوانی نداشت.
مدیر هتل همچنین گفت که آنان برای ده روز اتاق گرفتند ولی فقط ده دقیقه در آن اقامت گزیدند وسپس با لباس معمولی از هتل خارج شدند وهرگز باز نگشتند. آنان در
اتاقشان ساک ها وگذرنامه هایی بر جا گذاشتند که پس از تحقیق معلوم شد که این ها مربوط به امام ومحمد یعقوب است وساک دستی امام هم که قفل رمزی داشت خالی یافت
شد.
بخش عمده این ظهارات واطلاعات را خبرگزاری رویتر در تاریخ ۳ اکتبر ۱۹۷۸ مخابره کرد. مدیر هتل در همین تاریخ در گفت وگو با تلویزیون ایتالیا همین مطالب را بازگو
کرد.
ویزای ثبت شده در گذرنامه
در گذرنامه های یافت شده ویزای ایتالیا وفرانسه وجود دارد که در تاریخ ۳۱اوت ۱۹۷۸در طرابلس، پایتخت لیبی، از سفارت ایتالیا وفرانسه گرفتهاند. در این باره چند
نکته گفتنی است:
۱- در این دو گذرنامه ویزای فرانسه دیگری وجود دارد که از سفارت فرانسه در بیروت صادر شده است ودلیلی برای گرفتن ویزای جدید در لیبی نبوده است. این چیزی است
که مایه شگفتی سفارت فرانسه در لیبی شده بود. سفارتخانه فرانسه در لیبی از سفارتخانه شان در بیروت در این باره توضیح می خواهد ومی گوید که ویزاهای جدید را کارمند
وزارت خارجه لیبی با اصرار در خواست کرده است. سفارت فرانسه در لبنان در پاسخ می گوید که چون صاحب این گذرنامه امام صدر است با وی سخت گیری نشود.
۲- امام وشیخ محمد یعقوب در کسب این دو ویزا صاحب اختیار نبودهاند، زیرا ایشان از کاردار لبنان در لیبی این کار را نخواسته اند و ویزای معتبر داشتهاند. ویزاهایی
که در بیروت صادر شده بود.
۳- مقصد امام پس از طرابلس روشن بوده است زیرا وی پیش از سفر وهنگام اقامت در لیبی تصریح کرده بود که راهی فرانسه است؛ جایی که همسرش به دلیل بیماری بستری است
وفرزندانش نیز در آن برهه در آن کشور اقامت داشتند. از این رو پیش از ترک بیروت ویزای سفر به ایتالیا را در خواست نکرده بود. همچنان که در تاریخ ۲۹ اوت ۱۹۷۸از
کاردار لبنان درخواست تهیه ویزای ایتالیا نکرده بود. حتی عباس بدرالدین که خواستار ویزای فرانسه شده بود نیز از کاردار لبنان ویزای ایتالیا درخواست نکرده است.
با توجه به این نکته که دولت لیبی بدرالدین را نیز مسافر همان هواپیمای حامل امام ومحمد یعقوب دانسته اند اگر او به واقع مایل به چنین سفری بود، حتماً هنگام
تقاضای ویزای فرانسه ویزای ایتالیا نیز می خواست.

مقامات ایتالیا تأکید کرده اند که نه امام موسی صدر و نه هیچ یک از همراهان وی به قصد اقامت یا حتی عبور وارد ایتالیا نشده اند. این اطلاعات را گزارش هیئت امنیتی
لبنان نیز ثابت می کند.
در خصوص عباس بدر الدین که به نام وی جواز اقامت به مدت ۴۸ساعت در هتل ساتلایت رم یافت شده است تا سفر خود را درتاریخ ۱سپتامبر ۱۹۷۸با پرواز آلیتالیا به شماره
۴۹۰به مالت ادامه دهد، تحقیقات اینترپول نشان داده است که هیچ اثری از وی در هتل پیش گفته وجود نداشته و وی آن جا را به مقصد مالت یا هر جای دیگری ترک نکرده
است. مطبوعات ایتالیا نیز که با توجه کامل این مسئله را پیگیری کرده واخبار مربوط به آن را پی گرفتهاند، اطلاعات پیش گفته را تأیید کرده اند.
در این جا مطلبی را که روزنامه ماساژیرو با عنوان «آیا واقعاَ امام موسی صدر ربوده شده است» نقل می کنیم:
«مطمئناً امام ومشاور وی کسانی نیستند که در پرواز طرابلس به رم حضور داشتند ودر نتیجه امام هرگز پایتخت لیبی را ترک نکرده است ومسافران آن پرواز ومیهمانان
هتل هالیدی این در رم دو شخص ناشناخته ای هستند که برای گمراه کردن والقای عملیات آدم ربایی فرستاده شده اند. آدم ربایی که هرگز اتفاق نیفتاده است…»
گفتههای بعدی مقامات لیبی
در تاریخ ۲۵آوریل ۱۹۷۹م روزنامه کیهان چاپ ایران گفته ای را از عبدالاسلام جلود که در آن هنگام در ایران به سر می برد، منتشر کرد که خبرگزاری فرانسه وخبرگزاری
لیبی آن را مخابره کردند. در این خبر آمده است:«اسنادی که دولت لیبی به من تحویل داده نشان می دهد که امام صدر لیبی را به قصد رم ترک کرده ودر یکی از هتلهای
آن شهر اقامت گزیده است.» وی همچنین گفت:«دولت ایتالیا به ما خبر داد که امام حتماً به ایتالیا وارد شده است».
اظهارات مذکور دولت ایتالیا را واداشت که از سفرای خود در تهران و بیروت بخواهد رسماً وعلناً ادعاهای جلود را تکذیب کند وتکذیب نامه خود را رسماً به وزارت خارجه
ایران ولبنان ومجلس اعلای شیعیان لبنان تقدیم کند. این نامه را روزنامه های ایران ولبنان در تاریخ ۶می ۱۹۷۹منتشر کردند.
پس از این تکذیبیه در فاس(مغرب) از دبیر وزارت خارجه لیبی دکترعلی عبدالاسلام تریکی در مورد محل حضور یا اختفای امام صدر سؤال شد که وی پاسخ داد: «ازلبنان بپرسید»
روزنامه های لبنان متن پرسش وپاسخ را در تاریخ ۱۱می ۱۹۷۹م منتشر کردند.
پس از این تکذیبیه در فاس(مغرب) از دبیر وزارت خارجه لیبی دکترعلی عبدالاسلام تریکی در مورد محل حضور یا اختفای امام صدر سؤال شد که وی پاسخ داد: «ازلبنان بپرسید»
روزنامه های لبنان متن پرسش وپاسخ را در تاریخ ۱۱می ۱۹۷۹م منتشر کردند.
در این پاسخ عقب نشینی روشنی از موضع پیشین لیبی در مورد متهم کردن ایتالیا وجود دارد. در این باره وزیر خارجه لبنان اعلام کرد که این اظهارات عجیب وغریب است.

سرانجام هنگامی که در کویت از قذافی درباره مکان امام موسی صدر سؤال شد پاسخ داد: « …. او هم اکنون میان ایتالیا وفرانسه است. حقیقت در این منطقه نهفته است.»
نامه سفارت ایتالیا به نایب رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان
سفارت ایتالیا- بیروت ۱۰ می ۱۹۷۹
جناب شیخ محمد مهدی شمس الدین
نایب رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان- خلده
براساس دستور واصله از دولت متبوع خود افتخار دارم رسما به عرض برسانم که با توجه به برخی مقالات منتشره در روزنامه های لبنان و ایران، سفارت ایتالیا تأکید
می کند که نظر به اهمیت قضیه ناپدید شدن امام موسی صدر و به ویژه شایعات موجود مبنی بر ورود ایشان به خاک ایتالیا و عبور از این کشور تحقیقات گسترده ای در این
زمینه انجام شده است. دولت ایتالیا به نوبه خود آمادگی لازم برای همکاری با همه کشورها و مراجع ذیربط به منظور تحقیق در این زمینه را ابراز داشته است.همه تحقیقات
و بررسی های انجام شده و تمامی شواهد به دست آمده، ورود امام موسی صدر به خاک ایتالیا و یا عبور ایشان به صورت ترانزیت از این کشور را نفی می کند. بنابراین
هر نوع اظهار نظری که با موارد فوق الذکر تعارض داشته باشد و به هر نوع به دولت ایتالیا منتسب گردد به کلی فاقد اعتبار خواهد بود.
فرصت را برای تجدید احترام مغتنم می شمارم.
استفانو داندریا
سفیر ایتالیا در لبنان
امضا و مهر سفارت
نویسنده :
علیرضا محمودی
; ساعت ۱٠:۴۵ ق.ظ روز شنبه ٢۵ آذر ،۱۳۸۵
تگ ها :
http://persianblog.ir/L.aspx?blogid=255574&postid=4152135&bc=ffffff&tc=333333&lc=2f57a2&h=c9ade00ba9cf809234ca8e51ee7bea03 frame

منبع/ http://raazedirin.persianblog.ir/

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در انقلاب اسلامي, سياسي, علمي, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, مصيبت, نقد ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
39 بازدید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدهای هفته

Sorry. No data so far.

مطالب پربازدید