ای نابیناهای غیور!، بیاین همه با هم و به خاطر حرمت علی (ع)، کافرخونه ی گوشکن مجتبی خادمی رو که به مقدسات دینیمون توهین میکنه رو تحریم کنیم!

بسم الله الرحمان الرحیم.
أنا ل الله، و أنا الیه الراجعون.

دوستان هم پایگاهی سلام و طاعات قبول.
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب:
بیحرمتی به عزادار علی (ع)!
خدا شاهده آدم دلش به درد میاد!.
بذارین اینجوری شروع کنم بحث رو.
بچه های نابینا!، یه سؤال:
کدومتون واقعاً دلتون نمیخواد که مثل هم سن و سالای بیناتون میتونستین ببینین تا بهتر زندگی کنین؟!.
اگه مثلاً همین الآن امام زمان (عج) ظهور کنن و بفرمایند/ بچه های نابینا!، بیاین برای شفای چشماتون، چند در صد از بچه ها هستن که نخوان آقا (ع) چشمشونو شفا بده؟!.
حالا یه سؤال دیگه:
خداییشا، اگه خدا همین الآن بفرماید/ من باوت نابینایی شما بچه های نابینا، هیچ اجری رو بهتون نمیدم و هرکی میخواد بینا باشه و هرکی هم که نمیخواد، خودش نخواسته و به من هیچ ربطی نداره، چنتاتون حاضرین نابینا باقی بمونین؟!.
بذارین راحت بنویسم:
چنتاتون امام علی (ع) رو دوست دارین؟!.
به نظرتون چند نفر هستند که امام رو دوست ندارن بین ما بچه های نابینا و از توهین به ایشون لذت میبرن؟!.
چند نفر از بین ما بچه های نابینا هستن که میپذیرن که ما افراد نابینا رو جامعه به عنوان دشمنای امام علی (ع) بپذیرن؟!.
مگه ما نابیناها اقلیت نیستیم و اکثریت جامعه هم رفتار هرکدوممون رو به همه تعمیم نمیده؟!.
خب، واقعاً چنتامون دوست داریم جامعه ما رو دشمن امام (ع) بدونه؟!.
پاسخ همه ی سؤالایی که پرسیدم، ناگفته مشخصه و پرسیدم تا از همه ی عزیزامون اقرار گرفته باشم تا بریم و به مسأله ی تلخ و تأسفبار این روزهای جامعه ی نابیناهای فضای مجازی بپردازم.
دوستان!، همه ی ما، با وجود اینکه دوست داشتیم بینا باشیم تا راحت تر زندگی کنیم و مشکلات الآنی رو نمیداشتیم اما به خاطر حکمت خدا و احترام اولیاءش (ع) نسبت به این امتحان الهی صبر پیشه کردیم و تلاش میکنیم که اوناییمون که یه چیزی بلدیم، اونایی رو که بلد نیستن رو راه بندازن تا همه به لحاظ نسبی یه زندگی راحت تر رو داشته باشیم؛ آیا اینجور نیست؟!.
خب، وقتی همه ی ما اولیاء خدا رو دوست داریم و مورد احترام همه هم هست و حتی خود آقای خادمی، مدیر سایت گوش کن خودشون تو کامنت مربوط به پست موهون و دور از شأن ما نابیناها، خاطره ی یک نابینا از شب قدر (از شب قدر چه خبر) هم اعتراف و اضعان میکنند که اقلیتی هستند که پیرو دیگر مذاهب هستند.

«داوود چوبینی میگوید:
جمعه, ۲۷ تیر ۱۳۹۳ در t 17:45
سلام عزیزم
دوباره یکی دیگه از معایب نابیناها رو نوشتی که جایی بس آبروریزی هست. همین کارا رو می کنیم که هیچ ارگانی به ما اعتماد نمی کند.
ولی عزیزم نگفتی چرا پست من را راجع به شب قدر حذف کردی؟ نه آبروریزی کاری که تو کرده بودی را داشت و نه چیز دیگری. حالا بی خیال پست من را حذف کردی دیگه چرا
من رو از حالت نویسندگی در آوردی؟

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
مجتبی خادمی
میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 02:34
سلام داوود جان
طوری نیست. ارگان های زیادی نیستند که این سایت را بخونند و مشکلی پیش بییاد. تازه، از خداشونم باشه ما راست و درست، همه چیو میگیم.
خوبه بعد بفهمند دماغمون عملی و لبهامون پروتز بوده بعدش اخراجمون کنند؟ اونجوری که بدتر میشد!
راستی، پستی که گذاشته بودی، بد نبود. فقط متأسفانه، توی چهارچوب محله جاش نمیشد. بطور تخصصی مذهبی بود. بچه های مذهبی روی سر محله جادارند ولی چون افراد مختلفی
از اقلیت های مذهبی و سیاسی اینجا هستند، ترجیح اینه که مطالب در این موارد، ذاتا منتشر نشند. نمیدونم. احساس میکنم خیلی حاشیه پیدا میکنند در دراز مدت.
نویسندگان میتوانند در لحظه، مطلبی که میخواهند را مستقیم و بدون فیلتر سردبیری، منتشر بکنند. به این خاطر وضعیت شما مشارکت کننده شده که پیش از انتشار، مطالب،
بررسی بشوند.
ممنون که هستی»

اما واقعاً این چهارچوب محله را چه کسی غیر از حاکم مستبد آن، که به رأی اکثریت، کوچکترین وقعی نمینهد، تعیین میکند؟!.
راستی!، چرا این دیدگاه من که با لحنی کاملاً محترمانه طرح شده بود، توسط ایشون پاسخ داده نشد؟!.

«محمد حسنی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 02:25
سلام مجتبی جان!.
شرمنده هی دیدگاه میذارم ولی این کلمه ی اقلیتهای مذهبی سیاسی رو خیلی باحال اومدی!/لایک ولی آخه چرا یه اکثریت باید فدای اقلیت بشن داداشی؟!.
خب یه h میزنن و نمیخونن دیگه!.
توهینی هم که نشده تو اون پست بهشون داداش؟!.
مثلاً یکی بیاد اینجا یه آهنگ مثلاً بووووووووق، خواننده ی اونور آبی بذاره، شما به خاطر اقلیتی مثل من اون پست رو حذف میکنی؟!.
اصلاً، یه مچگیری گوشکنی!، چرا شما پست آقا داوود رو به خاطر یه اقلیت پاک میکنی و ایشون رو از نویسنده میکنی مشارکتی و اونوقت پست خودت رو که اکثریت رو ناراحت
کرده رو پاک نمیکنی و خودت رو نمیکنی نویسنده؟!/خخخ، ها؟!، ها؟!، هاااا؟!.»

چرا به خودشون اجازه میدن که به مقدسات اکثریت توهین کنن و درست شب شهادت حضرت (ع) خاطره ای خنده دار رو در مورد حضورشون تو جلسه ی عزاداری مینویسن تا اولاً مخاطبهاشون تو شب عزا بخندن! و بعد هم گریه کنای حضرت (ع) رو به العیاذ ب الله، زامبی خطاب میکنن و مورد تشبیه قرار میدن؟!.
مگه نه اینکه ایشون و همه ی سایت دارها میکوشن تا از بی احترامی به دیگران جلوگیری کنن و تأکید میکنن که به هیچکس نباید بی احترامی بشه؟!؛ پس چرا مثلاً وقتی من به حامی ایشون که از زامبی نامیدن عزادارای اهل بیت (ع) توسط ایشون دفاع کردن، پرسیدم که اگه زامبی چیز خوبیه پس پدر و مادر تو هم که اینجور تربیتت کردن زامبین، این دیدگاهم رو به خاطر این سؤال که توهین به اون حامیشون تلقی کردن حذف کردن؟!.
(دیدگاه من حذف شده اما به دیدگاه جناب حامی ایشون توجه کنین که چه وقیعانه توهین میکنه و توسط مجتبی خادمی تعیید و تشویق میشه):

«alipanjei میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 06:15
بهبهبه ببین چه خبره!
مثل اینکه خیلی دیر رسیدم.
آقا مدیر چه باحال نوشته بودی! خخخخخخخخخخخ! Lol
از آن نوشته هایی بود که ما یحتوی شکمم با خواندنش از خنده بیرون ریخت! زامبی? خخخخخخخخخخخخخخخخخ! Lollollollollollollooooooooool
البته در باره ی زامبی بد هم نگفتی! تشبیه قشنگیه.
یادمه یه بار رفتم مراسم عزاداری, نشستم یه گوشه. وسط کار یکی پاشو گذاشت روی سینی چایی مداحها و چاهار پنجتا لیوان شکست. زمین پر آب جوش شده بود
نمیدونم اونایی که گریه میکردن سوخته بودن, یا گریه ها خالصانه بود. البته شاید برای سوختنشون خالصانه گریه میکردن. مرده بودم از خنده ولی حیف که نمیشد بخندم.
آخر مراسم هم این دیالوگها رد و بدل میشد:
حسن عرقگیر من زیر تو نیست?
جعفر پیرهن منو شوت کن بیاد.
خلاصه عوض این که گریه کنیم تا سرحد مرگ خندیدیم
میدونم زیاد ربط نداشت و قصد بی احترامی هم ندارم, ولی اگه شماهم ده ساله بودید و به چنین مجلسی میرفتید به زامبی اکتفا نمیکردید
غلطهای املایی رو هم یکی بگیره ببینم چندصدتاست خخخخخخ
راستی آقای مدیر ببین اگه بد نوشته بودم تعیید نکنیهاااااااا, من الآن هم دارم میخندم هم مینویسم! lol

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
مجتبی خادمی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 08:23
علی جون، یعنی در حد مرگ خندیدم!
دمت داااااااااغ!.»

یا وقتی آقای پناهی به اشتباه ایشون رو متهم به دستکاری کردن دیدگاهشون کردن و البته خیلی زود هم شجاعانه و با شهامت کامل عذر خواستن، فوراً جواب دادن و بحث نشون دادن لاگ سایت رو به مراجع قانونی رو پیش کشیدن؟!.
«سعید پناهی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 06:39
سلام جناب آقلی حسنی.
من پای دینم هر کاری که لازم باشه.
و از دستم بر بیاد را انجام میدم.
اما نمیدونم چرا ی عده یی اسمشونو گذاشتن شیعه امام غلی.
ولی راه کافرر را در پیش گرفتن.
من هم از شما ۳ دوست ممنونم.
التماس دعا.
سعید پناهی.

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 2
مجتبی خادمی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 08:30
اولا که آقای حسنی آقلی نیستند. ایشان یک انسان محترمند. خیلی زشت شد وقتی فهمیدم به ایشان گفتید آقلی. توجه کنید که حق ندارید توی این محله، به کسی توهین کنید
و او را آقلی خطاب کنید!
اگر منظور شما از یک عده ای اسمشان را گذاشتند شیعه ی امام غلی من هستم، من رسما در حضور همه اعلام و اعتراف میکنم که شیعه ی امام غلی نبودم نیستم و نخواهم
بود. قسم میخورم. اصلا همچین امامی وجود خارجی ندارد. غلی را ما که نمیشناسیم. خیال نکنید اگر بگویید حواستان نبود همه باور میکنند!
شما هم به افرادی که دوستتان یا همکیشتان هستند توهین میکنید هم به بزرگان مذهب شیعه؟ اسم این کارتان را هم میگذارید حواس پرتی؟ غلط املایی؟ اشتباه تایپی؟ واقعا
که توجیه های خوبی نیستند. دو تا توهین آشکار، توی یک کامنت؟ اونم بطور تصادفی حتما! اونم از روی اشتباه حتما!
توهین نکنید، خوبیت نداره توی این شبها!

پاسخ دادن
list of 3 items nesting level 3
بهنام نصیری میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:26
داداش درکت میکنم
اما
متاسفم
چرا خودت محکوم میکنی و خودت جواب میدی؟
آقای حسنی خودش عقل داره و میفهمه بهش توهین شده یا نه.
بعدشم
تو الان داری فقط از روی کینه و عناد مینویسی.
داداشم
اشتباهات تایپی رو علم نکن واسه عوض کردن موضوع.
ع و غ پیش همه
اینو تو از من هم بهتر میدونی.
والله قصدم فقط خیرخواهی بود.
نه طرفداری و نه چیز دیگه.
به جان مادرم که اگر این پستو سعید هم منتشر میکرد، ساکت نمی نشستم.
به خدا اگه تو هم اشتباه تایپی داشتی و سعید اینجوری بهت تهمت میزد و توهین میکرد، ازت دفاع میکردم.
مجتبی!
تو رو خدا یه کم فکر کن.
میدونم الان خیز برداشتی جواب منو تند تند بدی.
اما به خود خدا من فقط واسه خودت میگم.
نکن
کینه رو چاشنی کارات نکن.

پاسخ دادن
سعید پناهی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:32
حالا که اینجوری شد میگم:
آیییییییییی بچه ها.
این مدیرتون خیلی زرنگه.
راه پیش میگیره پس نیفته.
من کامنتو درست نوشته بودم.
ایشون از لجش برداشته این کامنت منو اینجوری کرده.
حالا فهمیدین که چرا من دوست نداشتم اینجا کامنت بدم.
چون اصلا مجتبی لایف دادن کامنت نبود از نظر من.
خدا آدم دروغ گو را لعنت کند.
لعنت.
فحمیدی آقا مجتبی: لعنت.

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 4
مجتبی خادمی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:38
اگر به امام علی که قبولش داری قسم بخوری که من کامنتتو دستکاری کردم، و قسم بخوری خودت اشتباه ننوشتی، من از همه معذرت خواهی میکنم.
منتظرم…

پاسخ دادن
list end nesting level 4
فرامرز خسروی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:43
آقا مجتبی شما که فاطمه خانم نیستی آخه فاطمه خانم مسیول غلط گیری هستن .. شما هم داری جاده خاکی میزنی . دور از جون خر خر که نیستیم اول اینکه سعید با حسنی
کدورتی نداره که بخواد اذش آتو بگیره بعدشم اگه حرفی باشه اون قبل از شما میزنه . بعدشم حرفای بهنام رو لایک میزنم چون با عقل جور در میاد ولی حرف شما یه معنی
دیگه رو میده . با این کار خودتو کوچیک کردی دااش نه کسی دیگه رو . از من میشنوی این رو پاک کن بره . اگه مامور بیاد کامنتای عمو حسین رو ببینه . میاد خودشو
و کامنتشو و اسکایپشو و دم و تشکیلاتشو میریزه ته وانت میره . جای این حرفا یه صلوات بفرستین بره . نامرده هر کی صلوات نفرسته .

پاسخ دادن
list end nesting level 3
list end nesting level 2
list end nesting level 1
فرامرز خسروی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 07:06
یزیدتو سعید . امام قلی . چیه دیگه .. عابروی ما رو بردی .. تو سعی کن یه پاک کن نابینایی بسازی … بعدشم وقتی تو حرفای دوستان که فرو رفتم . میبینم که آقای عمو
حسین چه حرفایی که نزده باز مجتبی معذرت خواسته ولی عمو حسین نوشته که بخاطر سیاست شب قدر نامیده شده که ملت رو الکی اشکشون رو در بیارن یا سیاست خدا بوده که
تو شب قدر . قرآن نزول شده . بعد اومده ادای حق بجانب ها رو در اورده و گفته که روبروی خودم حرف در میارن . یا خیلی چیزای دیگه . برو بابا دلت خوشه . کلت داغ
کرده هر چی دلت میخواد مینویسی . ببین اگه تو شب سوسک نشدی . من احساس میکنم که شما بخاطر سن زیادی که داری و در خانه بی حوصله که میشی و با خانواده که بحص
میکنی میای فکرای جنگی درباره خدا و آدماش میکنی و کفر میگی یعنی کافر از نوع ایرانی تمام عصبانیتت رو روی کیبورد خالی میکنی . ببین تو اصلا نمیدونی که مولا
علی کی ضربت خورده ..خخخخ میگه شب ۱۷ مولا ضربت خورده . یعنی شما این همه زندگی کردی نمیدونی که مولا علی شب ۱۹ ضربت خورده .. واقعا متاسفم . خداییش اینو قلبی
میگم نه کینه ای . … اصلا همه این حاشیه سازیها از شما شروع شده که اسم حاشیه رو خودت توی جمع اوردی . و کفر گفتی . ای کاش میتونستی به مهربونی خدا پی ببری
.

پاسخ دادن
list of 2 items nesting level 1
محمد حسنی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:52
سلام بر آقای خادمی عزیزم و داداش گلم آقای سعید پناهی دوست داشتنی.
برادرای گلم، مسأله الآن محمد حسنی کمترین نیست، به خدا قسم من سگ کی باشم که سر مسأله ی بزرگی مثل امام علی (ع) پای بی احترامی به من بیاد وسط!.
من هر دوی شما رو دوست دارم و برام اصلاً مهم نیست که حالا آقای یا آقلی یا چه میدونم هر چیز دیگه چه معنایی داره یا کی نوشته!.
به همون علی (ع) قسم، اصلاً بحث محکوم کردن آقا سعید یا آقا مجتبی هم نیست فقط ما یه درخواست ساده و برادرانه از مدیر پر طرفدار ترین سایت نابینایی همه ی کشور
داریم و اون هم اینه که اجازه ندن به مقدسات خودشون و ما به صورت خواسته یا ناخواسته توسط هرکسی توهین بشه همین و بس داداشای گلم!.
پاسخ دادن
سعید پناهی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:41
بعدشم آقای خادمی.
شما اگر قرار بودش من اشتباه بنویسم اون چنتا کامنت قبلیو هم اشتباح مینوشتم.
البته اصلا از شما بعید نیست که اون کامنتارم ویرایش کنین و کامنتمو پر از غلط و اشتباه املایی و تایپی کنین.
چون که: شما مدیر محله هستین.
و از نظر خودتونم یاپا خدا هستین.
آره دیگه.
دور وریاط بهت میدون دادن دیگه.
حقم داری.
چون همه حرفتو بدون منطقی قبول میکنن.
نمونشم میشه: این.

پاسخ دادن
list of 2 items nesting level 1
سعید پناهی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:55
ببین آقا مجتبی.
شما گفتی قسم بخورم منم میخورم.
باشه من به همون حضرت علی کع قبولش دارم کامنتو درست نوشتم.
یعنی این صفحه خانوم درست خوندش.
در زمن من مدیر ارشد وبسایت خودمون:
http://shaberoshan.ir
هستم.
اما این نهایت نامردیه که مدیر ی سایتی کامنت ی نفر دیگه را وررایش کنه.
مگه مجتبی امام علی (ع) را قبول نداشتی.
پس به احترام این آقلی نورانی کامنت منم ویرایش میکرده.
ببینین من بازم میگم و قسم میخورم که من درست نوشته بودم.
حالا هرکی قبول میکنه قوول کنه.
هرکی هم قبول نکرد مهم نیست.
مهم اینه که خودم قبول کردم اشتباه تایپی هم نبوده..
و اینم قبول میکنم که ی عمدی تو کار بوده.
و بس.

پاسخ دادن
محمد حسنی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 10:13
آقا بذارین من یه اعتراف اینجا بکنم:
من از آقای پناهی خواستم بیان اینجا و به این موضوع اعتراض کنن چون آقای خادمی فرمودند/ بین بچه ها فقط من و آقای مصطفی ناراحت شدیم و من هم از دوستان خواستم
که بیان و از شما بخوان که این نوشته رو اصلاح کنین منتها به طور قطع همه ی دوستان که اعتراض کردن و دوستانی که در طرف مقابل هستند همه عاقل و باشعور هستند
و با بینش و بصیرتشون قضاوت میکنند و کسی آدم و مزدور کس دیگه ای نیست خدایی نخواسته و من هم به خدا قصدم هرگز ایجاد ناراحتی بین عزیزان نیست و به آقا سعید
هم گفتم و به دیگران هم گفتم که به هیچ وجه جمله ای توهین آمیز نسبت به کسی ننویسین که این یه جنگ نیست و یه درخواسته.
آقا مجتبی گل و گلاب!، من زیاد به سایت شما نمیام ولی از کسانی که به اینجا میان شنیدم که یه کسی شهادت یکی از ائمه رو اینجا تسلیت گفتن و شما باهاشون تند صحبت
کردین که تو سایت من اینجور چیزها رو ننویسین!.
یا آقای ذو الفقاری عزیز مدیر سایت نابینایان توانا از اینکه یه نفر یه خانمی رو چیزی شبیه گلم خطاب کرده ناراحت شده و وقتی اعتراض کرده دوستان بهشون حمله ی
کلامی کردن!.
من که به خدا کاری با شما نداشته و ندارم اما بچه ها میگن/ تو پر طرفدارترین سایت نابینایی کشور، که سایت خوب شماست، آوردن اسم اهل بیت پیامبر و شخص ایشون یه
تابو به حساب میاد!.
من خدایی ناکرده نمیخوام به شما جسارت کنم اما فقط میخوام یه داستان کوچولو رو براتون تعریف کنم:
میگن/ زمان حضرت موسی (ع) یه ثروتمندی بود به نام قارون.
حضرت موسی (ع) به ایشون گفت/ تو هم مثل بقیه باید از ثروتت برای مردم و خدا هزینه بدی.
اون گفت/ من اینا رو با تدبیر و زحمت خودم به دست آوردم!، به مردم چه!.
حضرت فرمودند/ اگه تو توی یه بیابون بودی و هیچکس با تو ارتباط نداشت آیا صاحب این ثروت میشدی؟!.
قارون گفت/ نه!.
ایشون فرمودند/ پس تو مدیون این مردمی چون اینا هستند که وسیله ی ثروت تو شدن.
حالا داداش گلم، شما که عین گل پاکی و استغفر الله که با قارون مقایسه بشین اما عزیزم، داداشم، وقتی رونق شما و این محله ای که هدفتون از تأسیسش فقط و فقط خدمت
به بچه ها بوده، خب چرا داداشم، واسه معتقدات تعداد زیادی از اینا احترام قائل نباشین؟!.
شما الحمد ل الله اونقدر اطلاعات رایانه تون بالاست که میدونین که اینایی که اومدن نظر گذاشتن بازدیدکننده های ثابت شما هستند و نابینا هم هستند شما هم که پسر
خوبی هستید، خب چرا شرایطی به وجود بیاد که پشت سر شما گفته بشه اینجا محلیه که اسم خدا توش قدغنه و خلاصه هر چیز اسلامی اعم از ذکر ائمه و اسامی خدا و حتی
رعایت حرمت بانوان که یه نشونه ی اسلامی و حتی البته ایرانیه اینجا تابو حساب میشه؟!.
در پایان از اینکه احیاناً موجب ناراحتی شما شدم عذر میخوام و باز تقاضامو مطرح میکنم و خواهش دارم بنویسین که ترتیب اثر میدین.
من نمیخوام اینجا به یه سایت مذهبی تبدیل بشه هرگز این انتظار رو ندارم اما شما هم بپذیرین که اینجا ایرانه و همه ی ما ایرانی هستیم و دلیلی برای غربی اداره
شدن محض اینجا یا هر جای دیگه وجود نداره که کسی به خاطر دیدگاه و اعتقاد مذهبیش یا اعتقادش به الله سرزنش یا هو بشه خدایی ناخواسته.
در پایان هم عذر میخوام که بین شما و آقای پناهی اینجوری شد.
من به خدا با آقای پناهی در مورد شما صحبت کردم و میدونم که ایشون شما رو دوست داره و به شما هم احترام میذاره و خیلی هم مایله که رابطش با شما مثل دوتا دوست
و داداش باشه و طبعاً با زبون روزه قسم دروغ نمیخورم منتها خب گاهی اینجوری میشه و دو نفر از هم ناراحت میشن که ما باید عاقل باشیم و نذاریم دوتا داداش رابطه
شون خراب بشه دیگه.
انشا الله موفق باشید.

پاسخ دادن
list end nesting level 1
بهنام نصیری میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:54
سلام
تا الان هرچه نوشتم پاسخ به این و آن بود.
و حالا نظر خودم.
از خیلیها خیلی چیزها شنیده بودم، ولی میگفتم: دروغه بابا. شما از سر لجاجت دارید این حرفا رو میزنید.
اما حالا
میبینم حق با اون خیلیاس.
کلا ذهنیتم راجع بهت تغییر کرد.
هیچ فکرشم نمیکردم.
وای
اصلا حالا بگیم کار تو کاملا درست.
اما تو با سکوتت
کار آقای موحدزاده رو تایید کردی.
نمیدونم چی بگم.
سعید، کامنتشو که فرستاده بود رو واسم فرستاد و گفت ساعتش تغییر کرده و اصلا این غلطا رو نداشت.
آره! تو کامنت قبلیم نوشتم داشت، چون خبر از این کار شما نداشتم.
من گفتم از روی کینه تصمیم نگیر و تهمت نزن.
غافل بودم که کار از تصمیمگیری گذشته.
آی همه اونایی که الان میخواید واسم جبهه بگیرید!
بدونید که من حرف بدی نزدم.
پس اگه بهم توهین بشه، نمیگذرم.
کلام آخر
من، کسانی رو که قرآن و اهل بیتو زیر سؤال میبرن، دعا میکنم.
دعا میکنم که هر چه زودتر به خودشون بیان.
آقا مجتبی
بیا اگه قصد بدی از این پست نداری،
به اون حرفایی که عمو حسین فرموده
یه واکنشی نشون بده
وگرنه همه عقل دارند و به نظر من قضاوت کردن خیلی واسه ما آسونتر میشه.
من منتظر واکنشت هستم.
حلالم کن

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
مجتبی خادمی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 10:13
اگه تویی که معلم و مدرس هستی، اینطور ساده انگارانه به قضیه فکر کنی، وای به حال بقیه.
بهنام جان، هر کسی عقیده ی خودشو داره. حرفهای من یا عمو حسین که وحی نیستند که! ممکنه اشتباه باشند ممکنه درست باشند.
تصمیم هر کسی با خودشه. باورهای هر کسی واسه خودشه.
من تمام گزارشهای سرور و پایگاه داده رو دارم. با اون سعید که دیگه بحث نمیکنم ولی به تو به عنوان یک آدم بالغ و عاقل میگم که کامنتهای سعید توی این پست پر
از غلط هستش. به خاطر عجله و عصبانیتی که داره و میخواد جواب رو زودی بنویسه، حروف رو اشتباه میزنه. منم همین طور میشم ولی قبل از انتشار نهایی، ی ویرایش کلی
میکنم نظراتمو.
اگر واقعا مسئله جدی بشه، من حاضرم به کسی که وجاهت قانونی داره، تمام لاگ ها یا گزارشات سایت رو مبنی بر ویرایش نشدن کامنت های بچه ها نشون بدم. گیرم اون به
شما گفته من هفت فرستادم و هفت و ده دقیقه منتشر شده. از کجا میشه ثابت کرد راست میگه آیا؟ از گزارشاتی که ثبت شده و قابل دستکاری نیست. البته اختلاف ساعت کامپیوترها
هم توی این موضوع دخیله ولی ویرایش روی کامنت هاش به هیچ وجهی صورت نگرفته. خیالت تخت.
ترجیح بر اینه که دیگه کلا به این پست، سر نزنم ولی با تمام افکاری که راجع به من داری، واست ارزش قائل شدم جوابتو دادم چون نه به عنوان یک دشمن بلکه در مقام
یک انسان بهت نگاه میکنم.
در ضمن، به سعید بگو، از انتشار ترجمه ای که از ویندوز گویا از من توی سایتش بدون اجازه زده راضی نیستم و غصب کرده. بچه مذهبی ها که غصب نمیکنند که. بگو زودتر
برش داره.
منبع زده گوشکن ولی منبعی که زده من یعنی سایت ما بهش اجازه ی انتشار نداده.
حتی ما اجازه ی انتشار دستکاری شده ی ترجمه را ندادیم چه برسه اصل ترجمه را منتشر کند.
وقتی من راضی نیستم، یعنی حرام است.
این مفاهیم را که خدا را شکر، خوب متوجه میشوید!
خوش باشی!

پاسخ دادن
list end nesting level 1
سعید پناهی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:59
بینین من این این کامنتو تو ورد هم پیست کردم اونجا درست بود.
اما به محز این که اینجا میفرستم.
امام علی
میشه امام قلی.
شما بگین من به چه زبونی بگم که من درست مینویسم.

پاسخ دادن
فرامرز خسروی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 09:59
بی خیال داشای گلم . بمولا که دو روز دنیا ارزش این حرفا رو نداره . سعید تو بیا جلو مجتبی تو هم بیا رو بوسی کنین گاز ماز نگیرین . تو این روزای عزیز خوبیت
نداره . حالا یه سو تفاهمی شده رفته . ببینین به همین روزای عزیز قسم که هیچ کس هیچ حرفی نزده بمن که یکدومتون هم بخواین کج فکر کنین . مشتی وقتی که ماها نابینا
هستین دیگه وای بحال دیگرون . مشتی تو نابینایی اون نابینای من نابینایم اون نابینای اصلا سایت هم نابینا چرا باید اینقدر آب و آتیشی باشیم . حالا یه اشتبی
شده . به ولای علی ارزش نداره دو روز دنیا . . هر کی زیر کامنتم کامنت نده معلومه عقده ای هستش . داش ناراحت نشین . سعید و مجتبی بیاین جلو ..

پاسخ دادن
سعید پناهی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 10:06
دوستان عزیز.
من الان دارم تو ورد مینویسم.
اما اونا همش ی اشتباه تایپی بوده.
ببخشید.
من به اشتباه مینوشتم.
واقعا معذرت.
مشکل از من بود.
شرمنده.
یا حق.»

خدا وکیلی، شجاعت تحسین بر انگیز آقای پناهی را دیدید که چه متواضعانه، عذر خواستند و حق را به صاحب حقش که آقای خادمی بودند دادند؟!.
آیا خدا وکیلی!، ما بارها از ایشون که به مقدساتمون گستاخانه هتاکی شده بود، مؤدبانه نخواستیم که پست رو ویرایش کنن و عذر بخوان و تضمین بدن که دیگه هیچوقت چنین نخواهند کرد؟!.
چرا ایشون تعلل کردن؟!.
آیا جناب آقای حسین موحدزاده که ابتدای به امر ائمه ی ما رو سیاسیکار و دروغگو توصیف کردن هم دیدگاهشون به خاطر توهین مجدد و اینبار گسترده تر در سایت گوشکن مجتبی خادمی به مقدساتمون حذف و یا حتی ویرایش شد؟!.

«عمو حسین میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 14:37
سلام مایل نبودم به حاشیه دار شدن احتمالی پست دامن بزنم. ولی در جواب جناب حسنی که گفتند در روایات داریم که پیامبران و امامان با صدای بلند گریه میکردند باید
عرض کنم که احتمالا این گونه روایات هم از نوع بی اعتباریها هستند و به اصطلاح خود محدثین ضعیف میباشند و به احتمال بسیار قویتر این هم یک شگرد سیاسی است جهت
تحریک احساسات مردم به قصد و نیتی خاص. از نظر پیامبران و ائمه مرگ برداشتن پرده ای بین خدا و انسان است. مرگ یعنی به دیدار خدا رفتن و رسیدن به لقای اوست.
پس دون شأن آن بزرگواران میباشد که همچون آدمهای ناآگاه و احساساتی در غم از دست دادن عزیزی از خود بیخود شوند یقه بدرند. ضجه کنند.
دوست من اینها همه ابعاد سیاسی دارند بمنظور جلب هرچه بیشتر مردم با سلاح تحریک احساسات و عواطف مردم ساده دل.
همین شب قدر را ببینید که شیعه کاملا به آن جنبه ی سیاسی داده با وجود اینکه در قرآن زمانی برای شب قدر تعیین نشده, ولی شیعیان سه شب را که مربوط به حضرت علی
میدانند بعنوان شب قدر در نظر گرفته اند, یکی شب هفدهم یعنی شب ضربت خوردن حضرت علی یعنی داشتن بار سیاسی. دوم شب بیست و یکم یعنی شب شهادت و فوت حضرت علی یعنی
باز داشتن بار سیاسی. و سر انجام شب بیست سوم یعنی دو روز بعد از شهادت حضرت علی که باز هم داشتن بار سیاسی.

پاسخ دادن
بهنام نصیری میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 07:33
بهبه
از شما بعید بود عمو حسین
من از شما میخوام که واسه حرفتون دلیل بیارید.
احساس میکنم که اصلا از استحکام برخوردار نیست.
عمو حسین
شما که همه رو نصیحت میکنید.
شما که با همه پدرانه صحبت میکنید.
پس چرا خودتون یه حرف بی اساس و بنیان رو اینجوری منتشرش میکنید؟
اگه ما ضجه میزنیم، از روایته.
عمو
من این روایتو دیدم
اتفاقا هم شیعه و هم سنی میگن که این روایت روایت صحیحیه.
اما حرف شما
سندش چیه.
دلیلش کیه؟
آیا یه طرز فکری که هدفش هم همینه منشأ حرف شماست؟

پاسخ دادن
یاسمین میگوید:
دوشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۳ در t 09:30
دل را ز شرار عشق سوزاند علی
یک عمر غریب شهر خود ماند علی
وقتی که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز می خواند علی
حسین آقا اولا شب نوزدهم نه هفدهم دوما علی قرآن ناطق بود باید شب شهادتش با شبهای نزول قرآن ثامت یکی میشد ولی افسوس و صدها افسوس ….

پاسخ دادن
محمد رضا خوشی
میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 15:48
سلام عمو حسین
نگو نگو اینجور نگو
اونای که گفتن یعنی مشخص نیست این ۳شب کدوم شب قدر هست
بیخیالش فدات

پاسخ دادن
عمو حسین میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 16:23
ممنون پسر خوب و دوست داشتنیم. ولی بچه ها واقعا یه سؤالی مطرح است و اون اینکه در قرآن آمده که خدا قرآن را در شب قدر بر پیامبر نازل کرده است. خب اولا نگفته
که این شب قدر در ماه رمضان بوده یا در ماه دیگری. ثانیا وقتی در شبی چنین اتفاق مهمی افتاده است یعنی خداوند کتاب رحمت و هدایت و حکمتش را برای نوع بشر فرستاده
است یعنی در واقع هدیه ای بس عظیم و زیبا به انسان ارزانی کرده است, آیا بنظر شما چنین شبی را باید ارج نهاد و جشن گرفت یا به عزا و ماتم نشست و حسابی گریه
کرد؟ واقعا نباید در چنین شب مهمی مردم بین خود شیرینی پخش کنند شادی کنند چون خدا بهشون هدیه داده باهاشون مستقیما حرف زده آیا جشنی بالا و والاتر از این میشود
تصور کرد؟
ثالثا باید تحقیق کرد که خود پیامبر اکرم این شب قدر را چگونه گرامی میداشته است. آیا در همین شبهایی که ما معتقدیم, او هم شب قدر برگزار میکرده است؟ و آیا
او هم در چنین شبی قرآن روی سرش میگذاشته است و خدا را اول به خودش بعد به حضرت فاطمه و علی و دیگر امامانی که هنوز بدنیا نیامده بودند قسم میداده که گناهانش
را ببخشد؟
اگر بگوییم که نه این مراسم از بعد از پیامبر شروع شده که خب دیگر این شب قدر و مراسم آن سنت محمدی نیست. در ضمن گمان نمیکنم دعای جوشن کبیر مال خدا یا پیامبر
باشد.هرچند که از دعاهای زیبایی است و واقعا خواننده با خدا حااال میکند.
فکر میکنم بهترین مراسم در چنین شبی جشن گرفتن و شادی کردن و نماز شکر خواندن بخاطر تشکر و سپاس گفتن خدا بخاطر ارسال این هدیه زیبا است. و قرآن روی سر گذاشتن
به این معنی است که این کتاب روی سر ما قرار دارد و این هدیه الهی را بسیار ارج مینهیم .

پاسخ دادن
list of 3 items nesting level 2
morteza میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 17:02
با سلام خدمت شما دوستان عزیز عمو حسین جان در قرآن آمده که شهرٍ رمضان الذی انزل فیه القرآن هٍداً لَ الناس وبینات من الهٍدا والفٍرقان اگه اشتباه نوشتم ببخشید
ولی ترجمه اش میشه ماه رمضان ماهیست که در آن قرآن نازل شده و در آن هدایتیست برای مردم و در سوره ی قدر هم که آمده ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم پس مطمئناً
قرآن در ماه مبارک رمضان و در شب قدر آمده است و اما عذاداری این شبها به خاطر این است که علی (ع) را کشتند به نظر شیعیان ایشان وصی پیامبر و قرآن ناطق است
با تشکر خدا نگهدار

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 3
عمو حسین میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 18:46
مرتضی جان آنچه گفتی دعا است نه آیه ی قرآن. پس واقعا در قرآن تعیین نشده که شب قدر در چه ماهی و شبیست. راستی چرا همان شب بعثت پیامبر اکرم نباشد. چون در سوره
ی علق هم که هیچ کس در این شک ندارد که اولین سوره ای بوده که بر پیامبر نازل شده, آمده که بخوان. و می گویند که پیامبر گفته نمیتوانم. باز گفته بخوان باز گفته
نمیتوانم. تا اینکه ظاهرا بعد از سومین بار جبرئیل پیامبر را فشار میدهد بعد پیامبر احساس میکند که دیگر میتواند بخواند. خب منطقا منظور از خواندن چه میتواند
باشد. اگر منظور این باشد که هرچه من می گویم تو هم تکرار کن که پیامبر قادر به این کار بوده است و هرگز نمیگفت که نمیتوانم و درضمن جبرئیل نمیگفت که بخوان
بلکه میگفت بگو یا تکرار کن. پس حتما کتابی بوده و آن کتاب هم قرآن بوده که اول نمیتوانسته بخواند ولی بعد به قدرت خدا توانسته است بخواند. و آیا منطقی نیست
که ملائکه و روح از آسمان به زمین آیند و این توان پیامبر را به او تبریک بگویند و سلامش دهند و برایش جشن بگیرند؟ چون قرار بوده اتفاقی مهم رخ دهد. قرار بوده
نظام برده داری و استثمار گری بر افتد قرار بوده که دینی حاکم شود که بتواند با قدرتهای مطرح جهان در افتد و پیروز شود. پس منطقا و عقلً چرا نباید شب بعثت شب
نزول قرآن و شب قدر باشد.
در ضمن از برخی دوستان تقاضا دارم که باز طبق شگرد و شیوه ی سنتی خود دست به تحریک احساسات نزنند و مرتب تکرار نکنند که یعنی ۱۲ امام تقوایشان به اندازه ی تقوای
تو نبوده آیا امامان مردم را چنین کرده اند و چنان کرده اند. این شیوه دیگر جواب نمیدهد. باید طرحی نو در اندازید.

پاسخ دادن
list of 2 items nesting level 4
نازنین میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 00:02
سلام برادر بزرگوار
این بخشی از آیه قرآن بود رجوع شود به سوره بقره آیه ۱۸۵
جواب بقیه سؤالات هم جاش اینجا نیست.

پاسخ دادن
بهنام نصیری میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 08:24
با عرض تاسف
بنده هیچ نمیدانم چه بگویم
اما جواب تک تک این جملات که نمیدانم از چه گروهی آموخته اید را میدهم.
۱- فرمودید: (در قرآن آمده که خدا قرآن را در شب قدر بر پیامبر نازل کرده است. خب اولا نگفته
که این شب قدر در ماه رمضان بوده یا در ماه دیگری.)
پاسختان را در سوره بقره آیه ۱۸۵ پیدا کنید. اگر هم نمیخواهید، معنایش این است. (ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است.) و در سوره قدر میخوانیم: )قطعا
ما آن را در شب قدر نازل کردیم.)
۲- فرمودید:(وقتی در شبی چنین اتفاق مهمی افتاده است یعنی خداوند کتاب رحمت و هدایت و حکمتش را برای نوع بشر فرستاده
است یعنی در واقع هدیه ای بس عظیم و زیبا به انسان ارزانی کرده است, آیا بنظر شما چنین شبی را باید ارج نهاد و جشن گرفت یا به عزا و ماتم نشست و حسابی گریه
کرد؟ واقعا نباید در چنین شب مهمی مردم بین خود شیرینی پخش کنند شادی کنند چون خدا بهشون هدیه داده باهاشون مستقیما حرف زده آیا جشنی بالا و والاتر از این میشود
تصور کرد؟
در پاسخ میگویم که: خدایی که شما از او دم میزنید، خدای کسی است که در همان شبها او را به قتل رساندند. او همان امام و مقتدای ماست. کسی که خود خدا در قرآن
و در چند سوره و آیه از او تقدیر کرده است. مثل: سوره انسان، سوره مائده آیه ۵۵ و چندین جای دیگر. حالا که زمین و زمان میگریند، درست است که ما شادی کنیم؟ آری.
ما شادی میکنیم. اما نه در آن روز. در عید فطر. نکنه شما تو عید فطر گریه میکنید، به این علت که چه میدونم، ماه رمضون تموم شد و اینجور حرفا؟
۳- فرمودین: (باید تحقیق کرد که خود پیامبر اکرم این شب قدر را چگونه گرامی میداشته است. آیا در همین شبهایی که ما معتقدیم, او هم شب قدر برگزار میکرده است؟
و آیا
او هم در چنین شبی قرآن روی سرش میگذاشته است و خدا را اول به خودش بعد به حضرت فاطمه و علی و دیگر امامانی که هنوز بدنیا نیامده بودند قسم میداده که گناهانش
را ببخشد؟
اگر بگوییم که نه این مراسم از بعد از پیامبر شروع شده که خب دیگر این شب قدر و مراسم آن سنت محمدی نیست. در ضمن گمان نمیکنم دعای جوشن کبیر مال خدا یا پیامبر
باشد.هرچند که از دعاهای زیبایی است و واقعا خواننده با خدا حااال میکند.
بله. بسیاری از روایات، نشانگر اینند که خود پیامبر هم در یکی از همین سه شب، مراسم شب قدر را انجام میداده و حتی مردم از او درباره مقدرات یک سال بعدشان، صف
میکشیده و سؤال میکردند. بله! ایشان هم قرآن به سر میگرفته! مگر اشکال دارد که کسی دیگری را که هنوز به دنیا نیامده قسم دهد. مگر نه این است که آدم هم بر حسین
گریه کرده؟ نگید نه که حدیث قدسیه.
۴- فرمودین: (گمان نمیکنم دعای جوشن کبیر مال خدا یا پیامبر
باشد.)
عمو جان
هیچ وقت با گمان کردن کارها جلو نمی رود.
پیامبر، روزی در حال جنگ بودند. زره بر بدنشان سنگینی میکرد و جنگ، سخت اذیتشان کرده بود. از خدا خواست تا فرجی بنماید. جبرئیل، هزار اسم الهی را به او یاد
داد تا بخواند و از زحمتش کم شود. منبع خواستید بگویید تا بگویم.
۵- فرمودید: (قرآن روی سر گذاشتن
به این معنی است که این کتاب روی سر ما قرار دارد و این هدیه الهی را بسیار ارج مینهیم .

خخخخ
پس هدیه برای ما ارزش دارد.
اما چرا به محتویات هدیه توجه نمی کنیم؟
۶- فرمودید: (مرتضی جان آنچه گفتی دعا است نه آیه ی قرآن. پس واقعا در قرآن تعیین نشده که شب قدر در چه ماهی و شبیست)
یعنی من کشته مرده استدلالتم.
پس چون تو قرآن نگفته که نان حلاله، پس حرامه.
در حالی که آیه شو گفتم. بقره ۱۸۵٫
۷- فرمودید: (چرا همان شب بعثت پیامبر اکرم نباشد. چون در سوره
ی علق هم که هیچ کس در این شک ندارد که اولین سوره ای بوده که بر پیامبر نازل شده, آمده که بخوان. و می گویند که پیامبر گفته نمیتوانم. باز گفته بخوان باز گفته
نمیتوانم. تا اینکه ظاهرا بعد از سومین بار جبرئیل پیامبر را فشار میدهد بعد پیامبر احساس میکند که دیگر میتواند بخواند. خب منطقا منظور از خواندن چه میتواند
باشد. اگر منظور این باشد که هرچه من می گویم تو هم تکرار کن که پیامبر قادر به این کار بوده است و هرگز نمیگفت که نمیتوانم و درضمن جبرئیل نمیگفت که بخوان
بلکه میگفت بگو یا تکرار کن. پس حتما کتابی بوده و آن کتاب هم قرآن بوده که اول نمیتوانسته بخواند ولی بعد به قدرت خدا توانسته است بخواند. و آیا منطقی نیست
که ملائکه و روح از آسمان به زمین آیند و این توان پیامبر را به او تبریک بگویند و سلامش دهند و برایش جشن بگیرند؟ چون قرار بوده اتفاقی مهم رخ دهد. قرار بوده
نظام برده داری و استثمار گری بر افتد قرار بوده که دینی حاکم شود که بتواند با قدرتهای مطرح جهان در افتد و پیروز شود. پس منطقا و عقلً چرا نباید شب بعثت شب
نزول قرآن و شب قدر باشد.
در پاسخ شما باید بگویم که: درست است که اولین سوره قرآن بر پیامبر، روز بعثت نازل شد. اما به گفته خود قرآن، نزول قرآن دو مرحله است: آنی و تدریجی. نزول آنی،
نزولی است که در قرآن به قلب پیامبر به صورت یک دفعه نازل شده و نزول تدریجی قرآن اینگونه است که آیات و سوره های قرآن، به تدریج و به فراخور زمان و مکان مناسب
بر قلب پیامبر نازل شده است. طبیعتا نزول آنی نمیتواند پیش از نزول تدریجی باشد، زیرا در این صورت، گفتن اینکه کدام سوره اولین سوره ای است که بر قلب پیامبر
نازل شده، معنا ندارد و قاعدتا، طبق ترتیب قرآن، سوره حمد، اولین سوره خواهد بود. ضمنا، ما در آیه اول سوره قدر میخوانیم که: (ما آن را در شب قدر نازل کردیم.)
و عربیدانان می دانند که در اینجا ضمیر، نشانه کلیت است. معنای این حرفم این است که مثلا من وقتی به شما میگویم که عمو! آن بامیه را بده، منظورم جعبه بامیه
است. وگرنه میگفتم: یه بامیه بده. پس اگر قرآن میخواست به نزول تدریجی اشاره کند میگفت: (إنا أنزلنا بعضَهُ فی لیله القدر.) پس نتیجه اینکه قرآن یک بار به صورت
تدریجی نازل شد که آغاز آن، چند آیه اول سوره علق است که نزول آن از مبعث آغاز شد و بار دیگر، به صورت دفعه ای و آنی نازل شد که آن، در شب قدر است. دلایلم روشن
بود. باشد که قانع شوید».

آیا واقعاً وقتی آقای موحدزاده ی عزیز، به صورت غیر مستقیم از نظرشون برگشتن و عذر خواستن، کسی به ایشون توهین کرد و ایشون رو با آغوش باز نپذیرفتیم؟!.

«ای خدای پاک و بی انباز و یار,
دست گیر و جرم ما را درگذار.
ای خدای بزرگ می گویند که امشب شب قدر است و مقدرات یک سال مردم را تعیین میکنی. ای عزیز, بسیاری بر این نظرند که من راه خطا و گمراهی را در پیش گرفته ام, حال
نمیدانم که تو در سال گذشته و در سالهای پیش از آن برایم مقدر کرده ای که من گمراه باشم یا نه؟ اگر تو چنین کرده ای که وای بر تو و وای بر عدالتت! و اگر که
من خود این راه خطا را پیشه ی خود کرده ام که وای بر من!
ولی ای خدای مهربان چه تو مقدر کرده ای و چه من خود آن را برگزیده باشم, فقط این را می دانم که من نمیتوانم هم رنگ جماعت شوم تا رسوا نگردم, من نمیتوانم که
بخاطر اینکه پدر و مادرم و جامعه ام طور دیگری می اندیشند, من هم همان گونه باشم, من نمیتوانم کورکورانه تو و مقدساتت را بپرستم, من نمیتوانم همان اعتقادی که
بسیاری از این مردم دارند را داشته باشم. و این را هم می دانم که تقصیر خودم نیست, تو خودت نیرو و قوه ی اندیشه و تفکر را در وجود من قرار داده ای, حال چگونه
میتوانم خود را با زور و تلقین و یا هر شکل دیگری, با جماعت هم رنگ و هم نوا کنم؟
پس ای خدای بزرگ و مهربان بار دیگر, و اگر دفعات پیش و بطور خصوصی از تو خواسته ام, این بار در حضور تعدادی از بندگانت که خوش قلب و پاک طینت و مؤمن به تو هستند,
و اگر واقعا این سخنان مرا میشنوی و از قلب و نیتم خبر داری, از تو میخواهم که چنان چه فکرم و نیتم خطاست و تو آن را نمیپسندی و برنمیتابی, بیش از این به من
مهلت ماندن و بودن ندهی.
از تو میخواهم که در چنین شبی که می گویند بسیار مهم است و برابر با هزار ماه است, به این بنده ضعیف و ذلیل خود محبت کرده آمرزش و مغفرتت را نصیبم گردانی, تقدیر
مرا حضور در پیشگاه خود قرار دهی/ تا هم من از راه کج و خطا باز مانم و دیگر فرصتی برای ادامه ی آن نداشته باشم, و هم این بندگان خوب و پاک سرشتت ایمانشان صد
برابر گردد.
ای بزرگ اگر همه ی امور در دست توست و این تویی که تعیین میکنی که چه کسی هدایت شود و چه کسی گمراه, پس ای بزرگ بی همتا, این را بر من مخواه.
حتی از تو می خواهم و به بزرگانی که گفته میشود, واسطه اند بین تو و بندگانت, قسم ات میدهم که بر من رحم آوری و همین امشب, آری همین امشبی که شب قدرش نامیده
اند, مرا مورد رحمت و مغفرتت قرار دهی و مرا به جوار قربت ببری.
راستی چه زیباست به ملاقاتت آمدن, چه زیباست که تو بر من رحم آوری فرصت خطا و اشتباه بیشتر ندهی.
ای کریم, ای رحیم, ای ستار, ای سریع الرضا.
پس التماس میکنم که نخواهی که اگر فکرم و عقیده ام خطا و گمراهیست, بر آن دوام یابم.
آمین یا رب العالمین

پاسخ دادن
list of 2 items nesting level 1
رهگذر میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 23:12
عمو حسین عزیز ببخشید که سرتونو درد میارم حتماً از موج کامنت های بر علیه خودتون به تنگ اومدید که این طور نوشتید ولی عمو جون من با اینکه اختلاف نظرات فجیعاً
عمیقی با شما دارم ولی جداً میگم این حریت عقیده شما رو می پسندم. اینکه نمیخواید به ریا همه رو از خودتون راضی نگه دارید ولی عموی عزیز خدا هیچ وقت همرنگ جماعت
شدن رو نخواسته بلکه شدیداً باهاش مقابله هم کرده و حتماً میدونید که همرنگ جماعت ها رو در قرآن منافق خونده.
هیچ وقت عقیده زوری و کورکورانه رو نستاییده بلکه بار ها و بار ها تو قرآنش گفته که برید در زمین گردش کنید، مطالعه کنید تحقیق و جستجو کنید و حتی شک کنید تا
به یقین برسید و قلباً تسلیم امر خدا بشید.
عمو من نمیدونم شما چقدر با قرآن خدا آشنا هستید و نظرتون راجع بهش چیه. پیشداوری هم نمیکنم ولی پیشنهاد دوستانه و خیرخواهانه من به شما عموی عزیز البته اگه
قابل بدونید اینه که شما رو به خدا و به حق همین شب عزیز به جای این که جون عزیز و محترمتون رو با خدا به معامله بذارید به خاطر خواهش این حقیر هم که شده لا
اقل یک بار به سراغ قرآن برید و یه خرده باهاش دوست بشید به خدا جواب خیلی از سؤالاتون رو و حتی شک و شبهه هاتون رو می تونید توش پیدا کنید مطمئن باشید ضرر
نداره.
باورتون میشه که دقیقاً مضمون همین خواسته ای که تو این کامنت از خدا داشتید تو آیه ای از قرآن از زبان گروهی اومده؟؟ سوره انفال آیه ۳۲
عمو جون من اصلاً قصد اظهار فضل یا به اصطلاح جانماز آب کشیدن ندارم و باور دارم که همه چیز هایی که خدا تو قرآن ازشون یاد کرده و وعده داده حقیقی و مقدسه و
اگر بدی ای هم هست از من و ماست که فکر می کنیم فقط خودمون درستیم و بقیه غلط. عمو جون شما هیچ چیزی رو کورکورانه نپذیرید اما همه راه ها رو هم نبندید و اگر
زمانی جرقه ای در ذهنتون رقم خورد سعی کنید سرکوبش نکنید. اگر واقعاً غیر مغرضانه سؤال یا شبهه ای دارید خودتون و فقط خودتون با همین حریت عقیده دنبالش برید
و به نتیجه برسید. هیچ کی نه خدا نه بنده ی خدا جلوتون رو نمیگیره
ببخشید اصلاً قصد موعظه و پند و اندرز و این حرف ها رو نداشتم فقط بدونید که من کمترین الآن پانزده ساله که شبانه روز با کلام خدا مأنوسم و هیچ بدی و نقصان
و بی عدالتی و تحمیل از هیچ جاش ندیدم. باز هم ببخشید که وقتتون رو گرفتم

پاسخ دادن
محمد رضا خوشی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 22:54
سلام عمو حسین احسن احسن احسن
محمد رضا خوشی
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 23:00
عمو حسین پاشو حالا که امشب وقتش شده پس وقت را هدر نده
مسجد فقط امشب پاشو پاشو پشیمان نمیشی اولین نفری هستم که تشویقت میکنم پاشو
پاشو تا شیطان پشیمانت نکرده
هرچی شیطون میگه بیخیالش تو بر زدش پاشو
پاشو که تا از دست نرفته مسجد مسجد
حالا که پشیمانی پاشو
دیگه نمیگم نفرهای بعدی میگن من دارم میرم
مسجد یا علی

پاسخ دادن
حسن ذوالفقاری
میگوید:
یکشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳ در t 23:56
سلام.
مرحبا عمو جون.
آفرین به این طبع خداپرستی و حرفای جالب.
تبریک میگم بهت. ایشالا خدا یکی از بنده هایی که تشویقش میکنه و به ملایکه میسپاره دورش بگردند٫ خودت خواهی بود.
مجتبی جان. تو رو به مقدساتت بیا امشب تو هم یه حالی بده تا غصه نخوریم که بی تفاوت رد شدی. با اینکه میدونم اینجوری هم نیست. اما حرفتو بزن.
یکی امشب اقرار کرد و توبه کرد. خدا به حق علی بی جوابش نذاره.
بچه های عزیز. بر شما مبارک باد توبه ی عموی خودمون.
ایشالا همین علی و پسرش مهدی حتما براش دعا میکنند.
دیگه حرفی ندارم.
خدایا عاقبت بخیرش کن.

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
محمد حسنی
میگوید:
دوشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۳ در t 00:49
آقای ذو الفقاری عزیز!، شما رو به مولا علی (ع) پیش این بچه ها شهادت بده که شب جمعه ی تقریباً بیست روز پیش تو اسکایپ حرف آقای موحدزاده شد و من به شما گفتم/
اگه ایشون به مقدساتمون اهانت نکنن و و به آغوش اسلام برگردن، به خدا قسم من یکی حاضرم پشت سرشون نماز بخونم و من هیچ کینه و کدورتی با ایشون ندارم، ایشون تو
دیدگاهشون ننوشتن که من به عنوان اولین نفر، به ایشون تهمت زدم و از حرفهاشون سوء برداشت رو کردم در صورتی که هم دیدگاهشون هست و هم اینکه دیگران هم اومدن و
جوابشون رو دادن؛ من هم میخواستم دیدگاه دیروزشون و امروزشون رو بیارم اینجا و با هم مقایسه کنم تا معلوم بشه به ایشون تهمت نزدم اما چون این دیدگاه و مناجات
زیبا رو نوشتن گفتم فقط بیام و دستشون رو ببوسم و بس.
آقای موحدزاده ی عزیز!، نه مشکل بشریت شمایین که خدایی نخواسته با فوت شما بشریت آزاد بشه و نه کسی با شما کینه ی شخصی داره؛ مسأله ساده هستش و اون هم یه چیزه
مقدساتمون و بس.
هیچکس از شما تقلید کورکورانه رو نمیخواد اما برادر بزرگوار من، جای خیلی از سؤالهای شما تو حوزه های علمیه و مراکز پاسخگویی به سؤالات شرعیه.
شما همین فردا از ساعت هشت یا نه صبح، یه زنگ بزن به تلفون ۰۹۶۴۰ و با تلفون مرکز پاسخگویی که اگه با تلفون خونه زنگ بزنی رایگانه با کارشناس اعتقادیش هرچی
دلت میخواد بحث کن وظیفه ی اوناست که جوابت رو بدن اما داداشم، اگه من مثلاً از برادر عزیزم آقای بهنام نصیری میخوام بپرسم تو پول منو برداشتی میپرسم/ تو پول
منو برداشتی؟ و نه اینکه تو چرا پول منو برداشتی؟ یا بهنام!، پولی رو که از من برداشتی بده!.
من میپذیرم که شما خیلی بیشتر از ما تو این دنیا زندگی کردین و به طبع مطالعات بیشتری هم داشتین اما داداشم!، سؤال یه چیزه و نظریه پردازی هم یه چیز دیگه هستش!.
اسلام سؤال کننده ای مثل شما رو میخواد که با پرسش و بحث، به دونسته هاشون افزوده بشه!.
حتی مسأله ی شرعیه که اگه تو نمازت یه مشکلی در مورد نماز برات پیش اومد، نمازت رو بشکون و برو بپرس که ثوابش بیشتره تا اینکه نمازت رو تموم کنی و بری بپرسی
اما عزیز داداشم، سؤال رو از اهلش بپرسین و نه اینکه بفرستین تو این سایت که همه جور آدم و با همه جور طرز تفکر میان یا تو ایستگاه سرگرمی که شما اصلاً نمیدونین
مخاطبتون کیان و چه برداشتی از حرفهاتون میکنن!.

پاسخ دادن
list of 2 items nesting level 2
محمد حسنی
میگوید:
دوشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۳ در t 03:24
دوستان ببخشن که باز مزاحم میشم ولی میخوام اینجا و به خاطر یه خطایی که همه ازم دیدن معضرت بخوام:
من درسته که با چشمای خیس از روضه ی علی اکبر امام حسین (ع) دارم این دیدگاه رو مینویسم ولی به هیچ وجه از سر احساس محض نمینویسم و عذرخواهیم هم کاملاً منطقیه
و در هیچ شرایطی هم پس نخواهم گرفت.
آقای موحدزاده ی عزیزم، من از شما معضرت میخوام که تو ایستگاه سرگرمی شما رو یزید خطاب کردم؛ شما رو با هر اعتقاد و هر نوع نگاه، تقریباً چهل پنجاه سال حسین
صدا زدند و نام نهادند؛ من چه کاره باشم که شما رو یزید اسم بذارم؟!.
مگه نه اینکه هرکسی که اسم بچشو بذاره حسین و وقتی دیگران اونو صدا میکنن، حضرت زهرا (س) از عرش ندا سر میدن که اگه با حسین خودتونی، خدا حفظش کنه ولی اگه با
حسین منی، بین دو نهر پر از آب، (نقل به مضمون) با لب تشنه کشتنش؟.
من نباید روی همچین اسم مقدسی که روی شما بود اسم میذاشتم و از شما معضرت میخوام و امیدوارم حالا که شب بخشش خداست و همه ی ما امید به بخشش اون حضرت داریم،
شما هم منو ببخشین.
خدا نکنه شما از دنیا برین، انشا الله خدا به شما توفیق بندگیش رو بده که هیچ لذتی بالاتر از اون نیست.
درسته که ملاقات خدا بسیار خوب و عزیزه اما خدمت به این خدا اون ملاقات رو شیرینتر میکنه؛ بیایم و دعا کنیم که خدا ما رو اونقدر از عشق به خودش بسوزونه که این
سوزشهای پایان ناپذیر ما، باعث گرمای بقیه بشه/آمین.
پاسخ دادن
list end nesting level 1
امیر رضا رمضانی
میگوید:
دوشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۳ در t 02:03
عمو جان, راز و نیاز خوبی کردی, ولی با مرگ من یا شما هیچ اتفاقی نمیفته, ولی با این رازا و نیازا به سمت خدا که هدف اصلی باشه میری, چون با خدا هرف میزنی
بازم میگم, فقت قسدم این بود که بگم اون سیاست نبود و نیست, و از شما ممنونم که بعدش اومدی معذرت خاستی
بچه ها, دیگه این بهسو کش ندین, چون به هیچ جایی نمیرسه, ولی چون داشت دعوا خیلی زیاد میشد من اومدم.
عمو جان, تاعاتت قبول و از همگی التماس دعا»

آیا عذرخواهی آقای خادمی که به علی (ع) به خاطر قرار دادن پست توهین به عذاداراشون در شب شهادتشون بی احترامی کرده بودن، واقعاً هزینه ی سنگینی داشت که نه اون وقت و نه حتی الآنی که بیش از دو روز از آخرین درخواستهای چندین و چندباره ی ما میگذره، نشونه ی وجود نکبت غرور و تکبر ایشون نسبت به هم وجود مقدس امیر المؤمنین (ع) و هم خواست اکثریت قاطع مخاطبین سایتشونه؟!.
دیدگاه آخر ایشون در مورد خواسته ی مشروع و به حقمون رو ببینین که چه گستاخانه و بی ادبانه مطرح شده!:

«مجتبی خادمی
میگوید:
سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۳ در t 08:11
پایان تاپیک همینجا اعلام میگردد. کامنت های حاشیه داری که برای این پست نوشته شوند ظرف کمتر از ۱ تا ۱۲ ساعت حذف خواهند شد.»

و شاید به همین بهانه دیدگاه آخر بنده رو هم شاید فقط چند دقیقه بعد از انتشار حذف کردن که خطاب به خانم بشارت نوشتم!.
لطفاً به دیدگاه خانم بشارت که حذف نشد و دیدگاه حقیر که حذف شد توجه بفرمایید:
«مجتبی خادمی
میگوید:
سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۳ در t 08:11
پایان تاپیک همینجا اعلام میگردد. کامنت های حاشیه داری که برای این پست نوشته شوند ظرف کمتر از ۱ تا ۱۲ ساعت حذف خواهند شد.

پاسخ دادن
Azizol lahpajoohandeh میگوید:
سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۳ در t 09:02
درود! آفرین-احسنت-بارکلله-بالاخره مدیری گفتند نه برگ چقندر-یه مدیر درست و حسابی که میگن: فقط مجتبی جون خودمونه، این یعنی یه مدیر با انرژی و با اراده و خونگرم!

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
سارا بشارت میگوید:
سه شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۳ در t 11:19
زود تر از اینا باید بسته میشد مدیر
(نظر حذف شده ی من):
آقای خادمی عزیز!، از اینکه باز دیدگاه مینویسم عذر میخواهم ولی راستش با اینکه دانشجو هستم ولی هنوز معنی کلمه ی حاشیه را نمیدانم!، میشود به ما معنی این کلمه
را توضیح دهید؟!.
راستش تا الآن فکر میکردم، حاشیه یعنی توهین کردن به اعتقادات این همه انسانی که شما در این پست به اعتقاداتشان توهین کردید!، ولی مثل اینکه معنی حاشیه چیزهایی
دیگر است!.
میتوانستم و میتوانم این دیدگاه را در پایگاه کشور عشق بنویسم ولی فکر میکنم تا وقتی که میتوانیم مثل دوتا مرد حرف بزنیم نیازی نباشد.
آقای خادمی!، اگر من در جواب خانم بشارتی که خواستار بستن دیدگاه امثال من شدند بنویسم که خانم محترم!، این پست آقای خادمی امتحانی از امتحانات الهی بود تا
شیپور غیرت عشاق علی (ع) را به صدا و سنجش در آورد و به قول شهید چمران مرد را از نامرد تشخیص دهد، دیدگاهم را حذف میکنید؟؛ در حالی که این او بود که در حالی
که ملزم نیست این پست را بخواند می آید و در حالی که به او اصلاً ارتباط هم ندارد و اینجا هم سایت به ورته ی انحلال کشیده شده ی پر پرواز نیست اعمال مدیریت
میکند؟!.
من میگویم/ شما پستی گذاشته اید و من هم معترضم و در واقع ما معترضیم!.
خب، این وسط، مثل ایشانی که اعتراض میکند، هوادار شماست؟! که احساس دفاع از شما میکند؟!؛ یا دشمن علی (ع) است که از اتهاد عاشقان حضرتش ناراحت شده؟!.
به نظر شما چه کسی ایشان را ملزم کرده چنین به خروش بیاید و علیه خواسته ی منطقی ما صف بکشد؟!.
خدا را شاکرم جناب خادمی که خودت این دیدگاه را میخوانی و احیاناً حذف میکنی و این یعنی اینکه پیام مرا متوجه میشوی، پس بدان که من تا الآن خدای تو شاهد است
که سعی کردم حرمتت حفظ شود و خاصه از آقای پناهی خواستم تا احترام شما را داشته باشد اما اکنون مینویسم که راستش ما چون مدیریت تحسین بر انگیز آقای پناهی را
در سایت شب روشن دیده بودیم اشتباهاً از شما خواستیم که این پست را ویرایش کنید چرا که او وقتی در یک پست طنز، اشتباهاً از کلمه ی ما تحت استفاده ی مفرط کرده
بود و از او خواهش کردیم که این کلمه را حذف کند، این کار را با آغوشی باز انجام داد و ما به اشتباه تصور کردیم شما هم مثل ایشان مدیریت میکنید!.
دیدید جناب مدیر چطور حتی ده دقیقه یا یک ربع از تهمتی که به شما زده بود نگذشته بود که عذر خواست و گفت/ من ناخواسته تهمت زدم و معذرت میخواهم؟!.
کاش به قدر یک جو از ایشان می آموختی تواضع و فروتنی را!.
فقط آقای موحدزاده مرد است که وقتی به این نتیجه رسید که ممکن است اشتباه کرده باشد، نوشت/ اشتباه کردم و حلالیت میخواهم و شما آقای خادمی فقط ادعا کردید که
شهامت عذرخواهی دارید ولی هرگز نشان ندادید که شهامت دارید!.
بدانید جناب مدیر که اگر سایت شما شده با این بازدید پرطرفدارترین سایت کشور، به لطف همین کسانیست که هر روز از این سایت دیدن میکنند ولی قرار نیست که همیشه
درو بر روی یک پاشنه بچرخد و شما را میترسانم از این عاقبتی که در طول تاریخ برای همه ی هتاکان به حرمت علی (ع) که بد عاقبتی در انتظارشان بود و نمیدانستند
یا نخواستند که بدانند.
این پست، نه شما را بین دیگران عزت داد و نه علی (ع) را در بین دیگران کوچک کرد که خود دیدید عاقبت امر را و به خدا قسم من، هرگز از مثل شمایی دور ندیدم چنین
تعرزی را که بارها و بارها در پستهای مختلفتان شاهد اینگونه بی احترامیهایی از جانب شما نسبت به مقدساتمان بوده ایم و قطعاً خواهیم بود اما خواستم و خواستیم
که به طرفداران اخلاق ملایم در مورد شما ثابت کنم و کنیم که با شما از در دوستی و خواهش وارد شدن نتیجه نمیدهد و شما که سعید پناهی نیستید که خدا را شکر مثل
اینکه موفق هم شدیم و توانستیم در سایتی که تسلیت گفتن شهادت ائمه خط قرمز بود، بارها از دینمان دفاع کنیم و همه ی خطوط ممنوعه را به چالش بکشیم؛ شما با این
عقایدتان خوش باشید اما بدانید که این خوشی زیاد دوام نخواهد آورد و آن روزی که مصلح جهانی مهدی موعود (ع) ظهور فرمایند، عالم تسلیم او خواهد شد و جایی برای
تفکرات شما نخواهد بود/یا علی».

واقعاً با چنین انسانی چه باید کرد؟!.
سؤال:
آیا شما دوست دارید که پر بازدیدترین سایت ما بچه های نابینا، سایتی باشه که زنگ طفریحش، بی احترامی به مقدساتمون باشه و بی اعتنایی به باورهای دینیمون؟!.
آیا وقت نشون دادن خروش غیرتمون و تحریم این کافرخونه ی بیدینی و این به اصطلاح محله ی مجتبی که یاد آور تقسیمبندیهای ارازل اوباش برای تقسیم محله های مختلف یک شهر برای عربده کشی و زورگیری نیست؟!.
ما نابیناهای فضای مجازی که تا به حال، خیلی در مقابل تک رأیی و استبداد این آقا انعطاف از خودمون نشون دادیم، باید یکبار برای همیشه، در مورد یک سری مسائل تکلیفمون رو با این مدعی رهبری فضای مجازی روشن کنیم و چنتا سؤال از ایشون بپرسیم و البته به ایشون هم این فرصت رو بدیم که بیان و از خودشون دفاع کنن.
۱٫ چرا شما تو سایتتون به مقدسات اکثرییت مردم که اکثریت فضای مجازی هواداران علی (ع) بودن اهانت کردین و این اهانت رو اما به پای همه نوشتین؟!/توضیح اینکه ایشون بالای سایتشون نوشتن/ محله ی مجتبی و نابینایان، حال آونکه هرگز به حساسیتهای بچه های نابینا توجه نداشتن!.
۲٫ چرا از فضای سایتتون برای تخریب و ترور شخصیتی افراد استفاده کردین؟!/برای نمونه، مسأله ی جلسه ی ادبی آقای جواد خادمی که توسط عده ای در روم خانم ستاره به بینظمی کشیده شد، ایشون طی مطلبی تو سایت همین آقای مجتبی خادمی، نوشتن که بله!، آقایون شب روشنی و امیر رضای رمضانی اونجا اخلالگری کردن و ما الآن فایل صوطی ای در اختیار داریم که در جلسه ای اسکایپی ایشون از آقای رمضانی و دوستان عذر میخوان و قول مکتوب کردن عذرشون توی سایت گوشکن مجتبی خادمی رو میدن و پست رو حذف میکنن ولی پست، ناگهان بعد از مدتی دوباره به صورت خودکار منتشر میشه و اونجاست که آقای نصیری در بخش دیدگاهها مینویسن که/ آقای جواد خادمی!، کاری نکنید که ما فایل صوتی عذرخواهیتون رو منتشر کنیم و بعد از این دیدگاه، مطلب دوباره و اینبار ظاهراً برای همیشه حذف میشه و آقای مهدی سفیرلو به دوستان شب روشنی اطلاع میدن که جناب جواد خادمی در پیامی مکتوب در اسکایپ، به ایشون اطلاع میدن که من اینقدر نامرد نیستم که خلف وعده کنم منتها آقای مجتبی خادمی خودشون این پست رو که به سطل زباله ی سایت فرستاده بودم بازنشر دادن!/چرا؟!.
بحث این دو نفر چرا باید باعث خوشحالی جناب مجتبی خادمی مدیر سایت گوشکن بشه که این پست رو بازنشر میدن؟!.
آیا مسأله ی حسادت آقای خادمی نسبت به پیشرفت خیره کننده ی دوستان شب روشنی در میون نیست؟!.
در مورد فایل صوتی مکالمه ی آقایون سفیرلو، رمضانی و جواد خادمی، باید بنویسم که چون فایل عذرخواهی آقای خادمی، ظاهراً بدون اطلاع خودشون تهیه شده، اخلاقاً از انتشارش معذورم اما چنانچه تکذیب کنند، حتماً منتشر خواهم کرد و نشون به اون نشون هم که مدت مکالمه، با احتساب پایان شارژ لبتاپ آقای خادمی و در نتیجه پایان موقتی حضورشون تو مکالمه، ۲۰ دقیقه و چهل و چهار ثانیه هستش که آخر کار هم که با هم مصالحه میکنن، بحث گز اصفهانی و گز سکه و اینجور چیزها به وسط میاد.
۳٫ آقای خادمی!، چطور شد که اول که پکتوس حرفش تو سایت شما به میون اومد، با طف و لعنت اومد و اینکه دولت به بچه های نابینا ظلم میکنه که به اونا کمک میکنه اما یه مدت بعد همون پکتوس علیه السلام میشه؟!/آیا شعور بچه های نابینا، ملعبه ی دست شماست که هرجور دوست داشتین و دارین باهاش برخورد کنین؟!.
۴٫ دوستان شب روشنی میگن/ رد پای دیداس به سایت پرطرفدارشون رو در اطراف شما دیدن!، آیا برای این منظور پاسخی دارین؟!.
۵٫ ظاهراً تو سایت شما که قراره پرطرفدارترین سایت و نماینده ی بچه های نابینا باشه، همه ی خانمها و آقایون با هم خواهر و برادرن و حریم اخلاقی نه تنها حفظ نمیشه، بلکه با آقایونی مثل ذو الفقاری و دیگرانی که امر به معروف و نهی از منکر میکنن، برخورد شدید هم میشه؟!/این چه سایت جامعیه که گویی هیچ حرمتی از اکثریت در اون حفظ نمیشه؟!.
۶٫ آقای خادمی!، میشه برای ما مشخص بفرمایید که شما اون پنج هزار تومن ویندوز گویا رو باوت چی از بچه ها گرفتین که بچه های شب روشنی نگرفتن؟!.
پهنای باند؟!.
آقای خادمی عزیزم!، من و شما هر دو داریم از رپید پارس برای نگهداشتن لینکهای دانلودیمون استفاده میکنیم درسته؟!.
شما هر شش گیگ رو میتونستین با قیمت دو هزار تومن از اونجا بگیرین و حالا تصور کنیم که شما یه بار اون فایلهای چهار گیگی رو اونجا گذاشتین و با هر دانلود کامل بچه ها، چهارصد میگ یعنی ده درصد حجمتون از شارژ رپیدپارس کم میشه و این یعنی در واقع، چهارصد میگ از شش گیگ و یعنی به عبارتی یک پونزدهم دو هزار تومن و یعنی رقم شرم آور صد و سی و سه تومن و سه هزار و سسه، سه، سه!.
یعنی به اصطلاح روی عدد سه تو قرونش همینجوری دور داره که اگه گردش کنیم میشه صد و سی و پنج تومن!.
خب، واسه چی شما از ملت، به جای هر نفر صد و سی و پنج تومن، پنج هزار تومن میگرفتین؟!.
تازه شما هم میدونین که شما وقتی گیگابایت بیشتری حجم میخرین دیگه قیمت تموم شده برای هر شیش گیگابایت دو هزار تومن پایه ی ما نیست!.
بگذریم از تخفیف پونزده درصدی رپید پارس، تو ایام عید که این بحثها بود!.
۷٫ آقای پژوهنده نوشتن که تو سایت شما پستی رو منتشر کردین که به اسم جلاله ی خداوند قسم خوردین که تو شلوارتون نجاست نکردین؟!.
(قبلاً از انتشار این دیدگاه عذر میخوام):

«Azizol lahpajoohandeh میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 02:34
درود!خخخخخخخخخخخخخخخخهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهایهیهیهیهیهیههههههههههههههههههههههههههاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها،
جون تو اگه تا صبح هم بخندم بازم فراموشم نمیشه که چه بلایی در یک شب قدر در وسط خیمه ی گلستان شهدای اصفهان بر سرم آمد و ای کاش مرده بودم و چنین بلایی سرم
نازل نشده بود، همان بلا یک شب چارشنبه در مسجد جمکران دو بار بین دو رکعت نماز امام زمون سرم نازل شد. مجتبی به جون خودم اگه این کامنت را با پتکت بکوبی روش:
دعا میکنم اگه یه روز به مردنت هم باشه اون بلاهایی که سر من نازل شده: سر تو هم نازل بشه،ولی یه روز حضوری برات تعریف میکنم که متوجه بشی که چیشده که من هر
شب چارشنبه و هر شب قدر یاد اون خاطرات می افتم، مجتبی-من پست پارسالتو که نوشتی به خدا من نشاشیدم را خوندم و چندتا خاطره ی شاشیدن نوشتم و موقع ارسال نمیدونم
که تو گوشیمو هنگ دادی یا سرور داقونش کرد، حالا هم زحمت نوشتن خاطرات شب قدر و شب چارشنبه ی مسجد جمکران را به خودم ندادم تا بلا سر گوشیم نازل نشه!

پاسخ دادن
list of 1 items nesting level 1
مجتبی خادمی
میگوید:
شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۳ در t 11:53
نه من و نه سرور. مشکل از گوشیته پژو»
اگر این پست تو سایتتون نیست، چرا تکذیب نکردین؟!.
خب چرا به جون مادرتون قسم نخوردین؟!/آیا همونجور که مادر شما که ما افتخار میکنیم به عنوان یه مادر قدمشون رو روی چشممون حفظ کنیم، برای شما مقدسن و برای ما، اسم جلاله ی الله برای شما، یا اکثریت بازدیدکننده هاتون مقدس نیست؟!.
حرف آخر آقای خادمی اینکه آقای رمضانی، ترجمه ی شما رو از سایت محبوب و پر طرفدار شب روشن حذف میکنن و میندازن بیرون و ترجمه ی بهترش رو جایگزین میکنن اما این رو بدون نه تو و نه گنده تر از تو و گنده تر از گنده تر از تو، هیچوقت نه میتونین با مقدسات این مردم در بیفتین و نه اینکه سرتون رو سالم از اهانت به مقدسات اسلام بیرون ببرین؛ به قبل از خودتون نگاه کن تا ببینی رضاخان که میخواست چادر از سر زنهای مردم برداره الآن کجاست؟!.
مغولهایی که میخواستن مردم رو از پاکیزه بودن و شیعه بودن دور کنن الآن کجا هستن؟!.
دیگران و دیگران الآن کجا هستن؟!.
تو هم همونجا خواهی بود، البته با این رویه.
ما خیلی نصیحتت کردیم ولی به قول آقای رمضانی گویی داشتیم سوره ی یس تو گوش درازگوش میخوندیم.
در پایان، ضمن تشکر از تک تک خواهران و برادرانی که از سر خیرخواهی، از حریم ولایت و امامت دفاع کردن به عنوان کوچیکترشون تشکر میکنم و از دوستان هم خواهش میکنم، به حرمت مولا امیر المؤمنین (ع)، این آدم و سایتش رو تحریم کنن و یقین داشته باشن که میشه با جایگزین کردن دوستان شب روشنی به جای این انسان و عقاید بیمارش و اعتماد کردن به تخصص دوستانی مثل آقایان امیر رضا رمضانی و جناب حامد روستایی (پاورسافت) که خودشون رو مخلصانه وقف امیر المؤمنین (ع) میدونن، هم تفکرات شبه کفر آمیز بلکه کفر آمیزی رو تحریم کردیم و هم اینکه به برکت اعتماد به دوستداران علی (ع)، مورد دعای مولا و سایر ائمه ی هدا خواهیم بود، انشا الله.
در ضمن، حقیر، برای سهولت همه تو انتشار دیدگاه هاشون به این پست، موقتاً انتشار دیدگاه ها رو باز میذارم و عزیزانی که دیدگاهی دارن، بعد از تعیید اولین دیدگاهشون که بنا به قانون ورد پرس، اگر دیدگاه تعیید شده ای اینجا نداشته باشن باید دیدگاه اولشون به وسیله ی حقیر تعیید بشه ولی دیدگاه های بعدی نیاز به تعیید نخواهد داشت اما چنانچه کسی از الفاظ رکیک یا زننده ای استفاده کنه، قطعاً اون قسمت از دیدگاهش مورد سانسور یا ویرایش قرار خواهد گرفت و همچنین اجازه ی اظهار نظر در رابطه با مسائلی خارج از بحث پیش رو هم نخواهم داد اما مطمئن باشین فضا به هیچ وجه بسته نخواهد بود و این رو خودتون تجربه خواهید کرد و انشا الله با مشاهده ی دیدگاههای سایر دوستان، این مطلب رو تصدیق خواهید فرمود.
“یا علی”

درباره خادم پايگاه

به نام خداي امام و شهدا. اسمم محمد حسنيه. تاريخ تولدم، سي و يك خرداد هزار و سيصد و شصت و هشته. يعني دقيقا هيوده روز بعد از رحلت امام به عرش سفر كرده به دنيا اومدم!. خودم كه فكر ميكنم خداوند منو به خاطر خدمت به نايب امام زمانم، امام خامنه اي به اين دنيا فرستاده. نابينام. لیسانس تاریخ از دانشگاه پيام نور شهرستان اوز استان فارس. از اونجايي كه عشقم امام و شهدا و رهبر قهرمان، بصير، صبور و ابلفضليم امام خامنه اي بوده و هست، تصميم به انتخاب اين رشته ي دانشگاهي گرفتم و الآن هم تو اين پايگاه در خدمت شمام. من هميشه اين احساس رو داشته و دارم كه اگه ما تاريخو بخونيم و به ديگران هم ياد آور بشيم، ميتونيم جواب خيلي از مسؤوليتها، از جمله داشتن تعهد نسبت به حفظ ارزشها و پاسداري از اين انقلاب عزيز، كه حاصل خون شهداي عزيز‌مون و خون دلهاي بهترين مردم تاريخ بشريته، يعني مردم تاريخساز و حماسه آفرين ايران سربلند رو بديم. اميدوارم تو انجام اين وظيفه، به ياري خدا و تلاش فردي خودم، به علاوه ي ديدگاه هاي مصلحانه ي شما بازديد كننده هاي فهيم و باشور و شعور موفق باشم... راه های ارتباط با این کمترین: ایمیل: mohammad.hassani90@gmail.com شماره ی تماس: 09175586066 آیدی اسکایپ: mohammad.hassani68 ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم، در ره عشق، جگردارتر از صد مرديم. هر‌كجا بوي خميني به سر افتد ما را، دور سيد علي خامنه اي ميگرديم...
این نوشته در ادبيات, پيام ولايت, تاريخ اسلام, حرف دل, شهدا, صوتي, فرهنگي, متفرقه, مذهبي, مصيبت, نقد ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.
23 بازدید

پربازدیدهای هفته

مطالب پربازدید